آيا ميدانيد
آيا ميدانيد با هوشترين زن دنيا 5 فوقليسانس دارد و ضريب هوشي او 200 است و دنبال كار است.
- آيا ميدانيد اولين فردي كه در اروپا اقامت گرفت يك زن ايراني بود و بعد مسأله اقامت خارجيها مطرح شد.
- آيا ميدانيد ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر جامعه هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت.
- آيا ميدانيد ايرانيان در آمريكا فرهيختهترين افراد جامعه امريكا هستند.
- آيا ميدانيد رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است.
- آيا ميدانيد حدود 250 ايراني در ناسا محقق داريم.
- آيا ميدانيد كورش كبير بر جهان حكومت ميكرد و به نوعي قدرت جهان در دست ايران بود.
- آيا ميدانيد سال 2001 در فرانسه سال ايران نام داشت.
- آيا ميدانيد اگر 3 قاره آسيا و امريكا و آفريقا را به هم وصل كنيم ايران در مركز جهان است.
- آيا ميدانيد فرشتهها با سرعت نور حركت ميكنند و زمان بر آنها كند ميشود.
- آيا ميدانيد انسان در سال 3000 قد متوسط 2 متر و 120 سال عمر و پوست قهوهاي خواهد داشت.
- آيا ميدانيد وزن 1 قاشق چايخوري از سياه چالهها 2 ميليارد تن است؛ بله 2 ميليارد تن.
- آيا ميدانيد يك سياهچاله در كهكشان راه شيري است كه هر ثانيه 1000 بار دور خود ميچرخد.
- آيا ميدانيد ضريب هوشي انسانهاي معمولي بين 85 تا 105 است.
- آيا ميدانيد هر تار موي انسان ميتواند تا وزن 100 گرم رشد كند.
- آيا ميدانيد بلندترين موي سر دنيا 6 متر است.
- آيا ميدانيد چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگاپيكسل است.
- آيا ميدانيد سريعترين عنكبوت دنيا داراي سرعت Km 16 در ساعت است كه در افريقاست.
- آيا ميدانيد يك انسان نهايتاً ميتواند با سرعت Km 35 در ساعت بدود.
- آيا ميدانيد نوعي عنكبوت ميتواند 300 برابر وزنش را بلند كند.
- آيا ميدانيد طول موج نور مرئي بين 700 – 400 نانومتر است.
- آيا ميدانيد خورشيد كوچكترين ستاره دنيا است.
- آيا ميدانيد وقتي به خورشيد نگاه ميكنيد صحنه 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده ميكنيد.
- آيا ميدانيد زمين در آغاز پيدايش خود 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني خود را داشته است.
- آيا ميدانيد مساحت سوراخ اوزون 34 ميليون كيلومتر مربع يا به اندازه آمريكاي شمالي است.
- آيا ميدانيد سالانه 3,1 ميليون مترمكعب چوب صرف چوبهاي غذاخوري در چين ميشود.
- آيا ميدانيد ماموتها كه 10 هزار سال پيش منقرض شدند تا 6 سالگي شير مادرشان را ميخوردند.
- آيا ميدانيد جوانان هندي شادترين و جوانان ژاپني افسردهترينهاي جهانند.
- آيا ميدانيد مردم فيليپين به بيش از 1000 لهجه سخن ميگويند.
- آيا ميدانيد عمر مفيد انسانها در كف دستشان نوشته شده است، نگاه كنيد. 63 = 18 - 81
- آيا ميدانيد مسنترين انسان دنيا با 142 سال سن الان در ايران زندگي ميكند.
- آيا ميدانيد به گفته صندوق پول جهان ايران در تورم رتبه 5 جهان است و تا چند سال ديگر البته 1 خواهد شد.
- آيا ميدانيد گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است.
- آيا ميدانيد گرانترين سينماي خانگي 210 ميليون تومان است.
- آيا ميدانيد گرانترين بلندگوي جهان 210 ميليون تومان قيمت دارد.
آيا ميدانيد
آيا ميدانيد شيريني تنها مزهاي است كه جنين در رحم مادر هم ميفهمد.
آيا ميدانيد زنبور عسل 5 چشم دارد كه 2 تا اصلي در بغل سر و 3 تا بر روي سر قرار دارد.
آيا ميدانيد 20 درصد آب شيرين جهان ميان آمريكا و كانادا قرار دارد.
آيا ميدانيد بهترين شكارچي در خشكي خرس قطبي است.
آيا ميدانيد خرس قطبي هنگامي كه روي دو پا ميايستد حدود 3 متر است.
آيا ميدانيد در بين انواع خرس، خرس پاندا بزرگترين جمجمه را دارد.
آيا ميدانيد خرس با تمام سنگيني خود ميتواند با سرعت 50 كيلومتر در ساعت بدود.
آيا ميدانيد حس بويايي خرس تقريباً 100 برابر قويتر از انسان است.
آيا ميدانيد كوههاي آلپ در سال حدود يك سانتيمتر بلند ميشوند.
آيا ميدانيد بيماري قند اولين عامل كوري در مردم جهان است.
آيا ميدانيد گرده گل هرگز فاسد نميشود.
آيا ميدانيد دانشمندان دريافتهاند كه مورچه همچون انسان صبحها خميازه ميكشد.
آيا ميدانيد ويروس عامل آنفلوآنزا بيش از 200 نوع دارد.
آيا ميدانيد هيتلر از مكانهاي بسته بسيار وحشت داشت.
آيا ميدانيد فنلاند از 179 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است.
آيا ميدانيد زنبور از بوي عرق بدش ميآيد و به كسي كه بدنش بو دهد يا عطرزده باشد حمله ميكند.
آيا ميدانيد رنگ سفيد براي زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوهاي ناراحت كننده است.
آيا ميدانيد بدن زنبورداران ميتواند بيش از 100 نيش زنبور عسل را تحمل كند.
آيا ميدانيد زنبور بينظمي را دوست ندارد، اگر جلوي كندوي آنها بايستيد به شما حمله خواهند كرد.
آيا ميدانيد سختي آب مشابه سختي بتن است.
آيا ميدانيد رعد و برقي به طول 6 و 1كيلومتر داراي برق كافي براي روشن كردن 1 ميليون لامپ است.
آيا ميدانيد هنگام صحبت براي بيان هر كلمه 72 ماهيچه به كار گرفته ميشود.
آيا ميدانيد خون ميگوها آبي رنگ است، عنكبوتها خوني روشن و شفاف دارند.
آيا ميدانيد دانه نوعي درخت غول پيكر از خانواده كاج فقط 005/0 گرم وزن دارد.
آيا ميدانيد 85 درصد گياهان در اقيانوسها رشد ميكنند.
آيا ميدانيد تنها چيزي كه در اسيد حل نميشود الماس است و فقط خيلي زياد آن را از بين ميبرد.
آيا ميدانيد زرافه تازه متولد شده 2 متر قد دارد.
آيا ميدانيد شما به طور متوسط 15000 بار در روز پلك ميزنيد.
آيا ميدانيد حدود 13 درصد مردم چپ دست هستند، اين رقم در گذشته 11 درصد بود.
آيا ميدانيد دو سوم وزن بدن از آب تشكيل شده كه 92 درصد خون 75 درصد مغز 75 عضلات از آب تشكيل شدهاند.
آيا ميدانيد هر انسان ميتواند 1 دقيقه نفس خود را حبس كند و ركوردش در جهان 8.5 دقيقه است.
آيا ميدانيد در 150 سال گذشته قد افراد در كشورهاي صنعتي 10 سانت رشد داشته است.
آيا ميدانيد هر تكه كاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا كرد.
آيا ميدانيد 75 درصد جرم اتمسفر در 10 كيلومتر ضخامت پايين جو قرار گرفته است.
آيا ميدانيد تغيير فاصله زمين و خورشيد تأثيري بر دما ندارد بلكه زاويه تابش خورشيد مؤثر است.
آيا ميدانيد تبخير از سطح خاك عمدهترين منبع هدر رفت آب به صورت تبخير در ايران است.
آيا ميدانيد بر هر سانتي متر از سطح زمين 105 كيلوگرم هوا وجود دارد.
آيا ميدانيد در فصل زمستان در مناطق سردسير ليمنوگراف از كار انداخته و از اشل استفاده ميكنند.
آيا ميدانيد به ازاي هر 1 درصد افزايش نمك محلول در آب 1 درصد از شدت تبخير كاسته ميشود.
آيا ميدانيد اگر تمام يخهاي قطبي ذوب شوند آب درياها 14 متر بالا ميآيد.
آيا ميدانيد بيشترين قربانيان سيل زنان و سپس كودكان هستند.
آيا ميدانيد در سالهاي آتي جنگهايي بر سر آب در جهان رخ خواهد داد.
آيا ميدانيد ارتفاع تبخير در باران 2 متر و ارتفاع متوسط بارندگي 24 سانت است.
آيا ميدانيد اعصابي كه در بدن شما وجود دارند به اندازه فاصله زمين تا ماه است.
آيا ميدانيد درازترين ناخن دست دنيا مربوط به زني امريكايي است كه هر ناخن او 6 متر است.
آيا ميدانيد در يك سانتي متر از پوست شما 12 متر عصب و 4 متر رگ و مويرگ وجود دارد.
آيا ميدانيد رشد كودك در بهار بيشتر است.
آيا ميدانيد در آمريكا ساليانه 85 ميليون تن كاغذ مصرف ميشود.
آيا ميدانيد اسب ماده 30 و اسب نر 36 دندان دارد.
آيا ميدانيد حس بويايي مورچه با حس بوبايي سگ برابري ميكند.
آيا ميدانيد زمان لازم براي اين كه آب اقيانوسها 1 دور در چرخه هيدرولوژيكي بچرخد 3000 سال است.
آيا ميدانيد اين زمان براي يخهاي قطبي 8000 سال و براي آبهاي زيرزميني 5000 سال است.
آيا ميدانيد فقط از درصد از آبهاي زمين قابل استفاده براي آشاميدن است.
آيا ميدانيد آقايان روزانه 40 تار مو و خانمها 70 تار موي خود را از دست ميدهند.
آيا ميدانيد وزن اسكلت انسان بالغ 13 تا 15 كيلوگرم است.
آيا ميدانيد زرافه ميتواند با زبانگش گوشهايش را تميز كند.
آيا ميدانيد اسبها در مقابل گاز اشك آور مصوناند.
آيا ميدانيد مساحت درياچه اروميه 6 هزار كيلومتر مربع و عميقترين جاي آن 14 متر است.
آيا ميدانيد نعناع سكسكه و تنگي نفس را شفا ميدهد.
آيا ميدانيد 200 ويروس شناخته شده كه به دستگاه تنفس اثر ميگذارند و باعث سرماخوردگي ميشوند.
آيا ميدانيد درياي مديترانه بين 3 قاره اروپا، آسيا و آفريقا قرار دارد.
آيا ميدانيد جرم زمين هشتاد و يك برابر ماه است.
آيا ميدانيد انسان اوليه و اجداد اوليه انسان هر دو در يك زمان در اروپا بودند.
آيا ميدانيد نوزاد بيش از 300 استخوان دارد كه با رشد بعضي از آنها به يكديگر جوش ميخورند.
آيا ميدانيد تقريباً يك سوم وزن يك زن و يك دوم وزن يك مرد را ماهيچه تشكيل ميدهد.
آيا ميدانيد 30 برابر جمعيتي كه امروزه بر روي كره زمين است در زير خاك مدفوناند.
آيا ميدانيد با يك مداد ميتوان خطي به طول 56 كيلومتر كشيد.
آيا ميدانيد عقربها تنها موجوداتي هستند كه اشعه راديو اكتيو تأثيري بر آن ها ندارد.
آيا ميدانيد عقربها دو دشمن دارند كه يكي از آنها يك نوع سار و ديگري مگس است.
آيا ميدانيد شيشه به ظاهر جامد است ولي مايعي است كه با سرعت بسيار كند حركت ميكند.
آيا ميدانيد اولين راه شوسه و زيرسازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد.
آيا ميدانيد نور ميتواند در يك ثانيه 7.5 دور دور زمين بچرخد.
آيا ميدانيد اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 000/97 كيلومتر ميشود.
آيا ميدانيد سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت آن در هوا است.
آيا ميدانيد وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مينشيند به اندازه 2 ميليونيم ميليمتر خم ميشود.
آيا ميدانيد فشار در مركز خورشيد تقريباً 700 ميليون تن بر 5/4 مترمربع است.
آيا ميدانيد طول عمر مردم سوئد و ژاپن از ديگر ملل جهان بيشتر است.
آيا ميدانيد داغترين نقطه زمين در دالول اتيوپي است كه دماي هوا در سايه 94 درجه است.
آيا ميدانيد 1 ليتر سركه در زمستان سنگين تر از تابستان است.
آيا ميدانيد 60 درصد از ماهوارههاي جهان نظامي و 40 درصد بقيه غيرنظامي است.
آيا ميدانيد در هر ثانيه 5000 بيليون بيليون الكترون به صفحه TV برخورد ميكند تا تصوير را ايجاد كند.
آيا ميدانيد يك بيليون برابر با ميليون ضرب در ميليون است.
آيا ميدانيد شانس شبيه بودن دو اثر انگشت 1 به 64 ميليارد است.
آيا ميدانيد يك گالن روغن سوخته، ميتواند تقريباً 1 ميليون گالن آب تميز را آلوده كند.
آيا ميدانيد خوردن 1 سيب اول صبح، بيشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگي ميشود.
آيا ميدانيد قديميترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به 9000 سال پيش بوده است.
آيا ميدانيد اسكيموها هم از يخچال استفاده ميكنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن.
آيا ميدانيد جويدن آدامس هنگام خرد كردن پياز، مانع از اشكريزي شما ميشود.
آيا ميدانيد در 4000 سال قبل، هيچ حيواني اهلي نبود.
آيا ميدانيد به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانوادههاي اشتباه داده ميشوند.
آيا ميدانيد هيچ كس نميداند چرا صداي اردكها اكو نميشود.
آيا ميدانيد سس كچاپ در سال 1830 به عنوان يك دارو به فروش ميرفته است.
آيا ميدانيد لئوناردوداوينچي 10 سال طول كشيد تا لبهاي موناليزا را نقاشي كند.
آيا ميدانيد وقتي پاهايت را آرام بالا بياوري و به پشت بخوابي در ماسه فرو نميروي.
آيا ميدانيد اكثر افراد در كمتر از 7 دقيقه خوابشان ميبرد!
آيا ميدانيد يك انسان 8 ثانيه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آيا ميدانيد سالي 500 شهاب سنگ به زمين برخورد ميكنند.
آيا ميدانيد خورشيد روزي 000/126 ميليارد اسب بخار انرژي به زمين ميفرستد.
آيا ميدانيد كوچكترين زمين فوتبال ساخته شده يك بيست هزارم يك تار مو است (نانو).
آيا ميدانيد با دويدن ميتوان مسافر زمان بود و كسري از ثانيه از ديگران بيشتر عمر كرد.
آيا ميدانيد 56 درصد افرادي كه دست چپ هستند، تايپيستند.
آيا ميدانيد براي توليد 1 ليتر بنزين 5/23 تن گياه در گذشته مدفون شده است.
آيا ميدانيد هر 1 دقيقه نسل يك موجود زنده منقرض ميشود.
آيا ميدانيد داوينچي با يك دست مينوشت و با دست ديگر نقاشي ميكشيد.
آيا ميدانيد گوش و بيني در تمام طول عمر رشد ميكنند.
آيا ميدانيد آب دريا بهترين ماسك صورت است.
آيا ميدانيد در ساخت برج ايفل 5/2 ميليون پيچ و مهره به كار رفته است.
آيا ميدانيد بيني انسان قادر به تشخيص 000/10 نوع بوي مختلف است.
آيا ميدانيد انرژي كه خورشيد در 1 ثانيه توليد ميكند براي مصرف 1 ميليون سال زمين كافي است.
آيا ميدانيد غيرممكن است كه بتوانيد با چشم باز عطسه كنيد.
آيا ميدانيد ما در طول زندگيمان 18 كيلو پوست مياندازيم.
آيا ميدانيد رنگ مورد علاقه 80 درصد آمريكاييها آبي است!
آيا ميدانيد وقتي شخصي در سريلانكا سرش را از طرفي به طرفي ديگر تكان ميدهد يعني باشه.
آيا ميدانيد در اين دنيا تعداد جوجهها از آدمها بيشتر است.
آيا ميدانيد نوارهاي لاستيكي خيلي طول ميكشد تا سرد شوند.
آيا ميدانيد مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون ميبينيد.
آيا ميدانيد اگر مادران در زمان بارداري سيب به خصوص سبز استفاده كنند نوزادانشان زيبا ميشوند.
آيا ميدانيد مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا 3 استفاده كنند بچههاي آنها تيزهوش ميشوند.
آيا ميدانيد خورشيد فقط 1 بر 000/40 جرم خود را از دست داده است.
آيا ميدانيد ايران 1018 شهر دارد.
آيا ميدانيد پر آبترين رود ايران كارون در خوزستان است.
آيا ميدانيد بام ايران استان چهارمحال و بختياري است.
آيا ميدانيد هر فردي در طول 24 ساعت 23 هزار بار نفس ميكشد.
donya has sent you a teddy
|
|
To accept this gift please click the following link:
|
ایران ترانه
Dear hamidreza jamshidi,
iransong . com is filtered again in Iran.
Please Head on to our new address at www.Mammed.com to access the latest of Persian Music.
We are up and up to date with new Persian singles and albums.
If you don't want to receive any future emails from IranSong please simply reply to this email with you removal request.
Or to unsubscribe immediately from our newsletter logon to your account at www.Mammed.com/users/ and unsubscribe.
IranSong
25 May 2009
1134 Eagle Dr. Ste. 325, Loveland, CO 80537, USA
یک ایمیل تبلیغاتی

هموطن عزیز ؛ سلام
غلامحسین کرباسچی هستم ، پریروز استاندار اصفهان ، دیروز شهردار تهران و امروز نگران ایران؛
برعکس برخی که از شهرداری تهران به شهریاری ایران رسیدند، از شهرداری تهران به جرمی ناکرده به همراه بسیاری روانه زندان شدم ، با همان سریال معروف کرباسچی؛ یادتان هست؟
مدعی نیستم در هر مسئولیتی که داشتم بهترین بودم ولی هرکجا بودم تلاش خودم را کرده ام و کوشیده ام به بهترین شیوه مدیریت کنم و به معنی واقعی کلمه خدمت؛ امیدوارم شما شهروندان تهرانی و اصفهانی عزیز ،شاهد این ادعا باشیدو از ثمره سال های حضور من در شهرداری تهران و استانداری اصفهان راضی
هموطنانم ؛
من هم امروز به مانند بسیاری دیگر از مردم و نخبگان نگران ایرانم ، در سمت مدیرمسئول روزنامه همشهری,هم میهن و افتاب گردان و ....که بودم حرف هایی می زدم که به مذاق قدرتمندان خوش نمی آمد ، در آن زمان هم برای کشور احساس نگرانی داشتم ولی امروز بسیار نگران ترم . نگرانی من از آینده کشور باعث شد تا این نامه را به شما بنویسم و از شما دعوت کنم که حتما در انتخابات شرکت کنید و رأی دهید و درخواستم این است که حتما به یک اصلاح طلب رأی دهید.
سال هاست که نه از عرصه ی سیاست و تلاش برای ایران ؛ که از هرگونه مسئولیت و قدرت به دورم ، ولی نه شهوت قدرت که نگرانی از وضعیت ؛ مجبورم کرد تا بار دیگر و این بار در کمپ مهدی کروبی و در کنار او برای بازگشت کشور به مسیر اداره صحیح و ایجاد تغییر حضور یابم.
ولی چرا من کمپ کروبی را انتخاب کردم :
1. چون معتقدم سیاست مرد عمل می خواهد و مهدی کروبی مرد عمل وسیاست است.
2. چون به اداره کشور براساس برنامه اعتقاد دارم و مهدی کروبی کسی است که با برنامه های شفاف و مصداقی به میدان آمده است ( و یک تیم 50 نفره تدوین برنامه های او را به عهده دارند ) برنامه هایی برای همگان از حفظ محیط زیست تا توسعه و بهبود وضعیت مناطق محروم ، از اصلاح قوانین تا بسط آزادی و حقوق شهروندان ، از تامین امنیت برای مردم تا تامین امنیت برای رشد و تقویت جامعه ی مدنی ؛ برنامه هایی برای رفع تبعیض از زنان ( از حقوق زنان تا زنان سرپرست خانوار و زنان خانه دار ) ، برای رفع تبعیض از اقوام ایرانی و اقلیت های مذهبی ، برای دانشگاه و دانشجو ( از اساتید و کارکنان دانشگاه تا دانشجویان آزاد و سراسری و ... ) ، برای کارگران ، معلمان ، پرستاران ، اصناف و بازار ، برای آزاد سازی فضای فرهنگ ، اندیشه ، ادبیات و هنر ، برنامه هایی برای بازگرداندن اعتماد به مردم ، برای کار و مسکن و ازدواج ، برای ایجاد نشاط و امید در جامعه ، برای رفع تحریم های بین المللی علیه ایران ، برای بازگرداندن اقتدار ملی ایران در سطح بین المللی برای سازندگی و توسعه همه چانبه و در یک جمله تغییر برای ایران
3. چون به دموکراسی و حقوق شهروندان اعتقاد دارم و مهدی کروبی در تمامی این سال هایی که همه سکوت کرده اند ، همیشه در دفاع از حقوق شهروندان در صحنه بوده و مدافع حقوق شهرندان است ، حتی اگر رأی نیاورد.
4. چون به تحزب اعتقاد دارم و مهدی کروبی همیشه عضو حزب بوده و اینک نیز کاندیدای یک حزب است.
5. چون دوران قهرمان سازی و مرید و مرادپروری گذشته است ، مهدی کروبی نه قهرمان است و نه ادعای قهرمان بودن دارد و اصولا ادعاهای بزرگ و خارج از توانی نیز برای انجام دادن در سمت ریاست جمهوری ندارد.
6. چون دوران اتکاء به فرد گذشته است و اینک زمان کار تیمی وجمعی است و مهدی کروبی معتقد به کار جمعی و مشورتی است و بسیار هم مشورت پذیر
7. چون اعتقاد دارم برای تغییر ، بهبود وضعیت و پیشبرد اصلاحات باید ایستادگی کرد ، نمی دانیم اگر تیم ما موفق به پیروزی در انتخابات شد تا چه حد موفق می شویم ولی می دانیم که تمام تلاشمان را برای موفقیت می کنیم و ذره ای پا پس نمی کشیم و کروبی کسی است که همانطور که سابقه اش نشان می دهد می ایستد ، شجاع است ، صریح و صادق و اگر جلوی او را بگیرند ، صریحا آنها را با شما در میان خواهد گذاشت.
دیگر زمان کار فردی با پایان رسیده است ، اینک زمان پیوستن فعالانه ی اراده های خواهان تغییر به یکدیگر است و ما اینک که به میدان انتخابات ریاست جمهوری آمده ایم و خود را در برابر رای های شما قرار داده ایم ، دعوت می کنیم از شما و خوشحال می شویم تا با 7 دلیل من و یا با دلیل های خودتان به کمپ کروبی بپیوندید و یاریگر ما در تحقق اهداف و برنامه ها برای انتخابات ریاست جمهوری باشید ،
شما می توانید با در اختیار گذاشتن ایمیل و یا شماره تلفن خود , این امکان را به من بدهید تا بتوانم بطور مستقیم با شما ارتباط برقرار کنم .
ارادتمند و دوستدار شما
غلامحسین کرباسچی
|
سلطان خیابانها
خبرگزاری فارس او را یکی از بدلکاران موفق سریال آلمانی «هشدار برای کبری 11» نامیده است. پیش تر فرورتیش رضوانیه، روزنامه نگار طنز پرداز، که سابقه ی همکاری با پیمان ابدی را داشت، بار ها بدلکاری او را زیر سوال برده بود.
پیمان ابدی، 3 سال پیش وارد ایران شد و به سرعت به چهره ای معروف تبدیل شده بود. چنان که آموزش بدلکاری را به جمع زیادی بر عهده گرفته بود.
علت مرگ او، تصادف موتورسیکلتش با اتوبوس عنوان شده است. طی چند سال گذشته، یک موتورسوار دیگر، در تهران در حین یک عملیات نمایشی، به علت عدم رعایت ایمنی لازم جان سپرده بود.
ابدی، در حال کار در تله فیلم «چشم های نامحسوس» در شش کیلومتری جاده کن بود. وي مشغول اجراي حركات نمايشي در يك اتوبوس، بود كه اتوبوس پس از واژگوني منفجر شده و پيمان ابدي جان باخت.
پیمان ابدی، چندی پس از ورود خود به ایران، به خبرگزاری فارس گفته بوده : «بيشتر از شش ماه است كه به ايران آمدهام و آموزش بدلكاري ميدهم. اما اگر به تازگي شنيده ميشود كه آمدم و يك كارهاي را انجام ميدهم دليل اصلياش اين بود كه نميخواستم به عنوان يك بدلكار فقط براي كارگردانها كار كنم. بلكه ميخواستم اصول، قوانين و فرهنگ حرفه بدلكاري را ارائه و توسعه بدهم. براي آشنايي و آموزش آنچه خودم در آلمان آموختم زمان لازم بود.»
مجله پر تیراژ خانواده سبز، در گفتگویی با پیمان ابدی، از قول او آغاز به فعالیت ش را این گونه شرح داده است : «در سال 1998 در دانشگاه با یك دعوتاز سوی یك گروه بدلكار مواجه شدم تا یكصحنه بدلكاری را اجرا كنم. پلی در شهر كلن وجود دارد كه حدود 21 متر ارتفاع دارد وعمقآب چهارونیم متر است و جریان آب در آنرودخانه خیلی سریع است. در صحنهای از یكفیلم خانمی كه روی این پل بازی داشت لیزمیخورد و پایین میافتد. بعد از اجرای موفقاین صحنه با دعوتهای مختلف گروه بدلكاریبرای اجرای این صحنهها مواجه شدم و مدتیبعد هم عضو ثابت تیم آنها شدم.»
واکس .....واکس

پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله ای را که پیرمرد نوشته بود، خواند.
روی اسکناس نوشته شده بود: وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن.
پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند. پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک، تو که هنوز پولدار نشدی!
پسرک خندید با صدای بلند؛ هرچند صدای خنده خود را نمی شنید

ازادی

به نقل از وبلاگ تلگراف
دوست خوبم سحر افضلی
آرزو
یک کاندیدای واقعی
پادشاهان یک چشم
متاسفم که خیلیها باورشان شده این شخص واقعآ یک کاندیدای واقعی ریاست جمهوری است!
خوب نگاه کنید شبیه این آدم را (شهرام
مهرابی یا محرابی) کدامیک از ما تا به حال در جامعه دیدهایم؟
از نماد فروهر گرفته تا دراویش و یک اقلیت قومی را نشانه گرفتهاند تا ایران را شهر کورها جلوه دهند یا شاید همه رد صلاحیتها را با نمایش دادن این عروسکهای خیمه شب بازی توجیه کنند.

به نقل از وب اونگ خاطرههای ما
دوست خوبم minoo.saberi
ایـمیل تبلیغاتی
قضاوت با تو
من مهدی کروبی هستم و دوست دارم حال که نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران شده ام از طریق این رسانه با شخص شما صحبت کنم و نظر شما را درباره کار خودم بدانم . بعید می دانم خبر نامزدی من را نشنیده باشید اما آنچه برای من مهم است، این است که بدانم شهروندان این جهان مجازی درباره مسائل سیاسی چگونه فکر می کنند. و مثلا بیانیه های سه گانه من درباره احیای برنامه ریزی ، طرح سهامی کردن نفت ایران و اعلامیه حقوق شهروندی را خوانده اند یا نه ؟ و اگر خوانده اند به آنها نقدی دارند یا نه؟ من به خوبی می دانم که امروزه ما دو دنیا داریم : دنیای واقعی که نسل من در آن زندگی کرده اند و حداکثر ابزار رسانه ای آن روزنامه و رادیو بود و دنیای مجازی که نسل جدید در آن زندگی می کند و حداقل ابزار رسانه ای آن ماهواره و اینترنت است. انتظار ندارید که من چندان اهل چت و ایمیل باشم اما مطمئن باشید هر کسی بخواهد این روزها نماینده ملتش باشد باید بتواند با زبان آنها حرف بزند و زبان زمان ما اینترنت است . من از طریق سخنرانی در شهرهای مختلف با مردم ایران رو در رو سخن می گویم و نیز از طریق روزنامه اعتماد ملی و به خصوص ستون پیام های مردمی آن به پرسشهای موافقان و مخالفان خود پاسخ می دهم . قصد داشتم با تاسیس تلویزیون ماهواره ای و خصوصی صبا نیز امکان ارتباط گسترده تری با مردم فراهم آورم که مخالفت ها مانع از آن شد . اکنون به عنوان یک شنونده آماده شنیدن و خواندن حرف های شما دراین فضای مجازی هستم که هیچ سانسوری را بر نمی تابد.
بنابراین درخواست دارم مرا از نظرات و پیشنهادت خود بهره مند کنید برای آنچه در این انتخابات مفید خواهد بود و بعدا باید بدان پرداخت برای ارسال نظرات و دریافت پاسخ
سوالات اینجا را کلیک کنید.
یا شما می توانید با من بطور مستقیم با شماره Sms:10003570 در ارتباط باشید.
با تشکر
مهدی کروبی
زندگی نامه مهندس میرحسین موسوی
زندگی نامه مهندس میرحسین موسوی
هرچند او به عنوان آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران (پس از مهدی بازرگان، محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی) پس از اتمام دوره خدمتش در این منصب، عطای سیاست را به لقایش بخشید و به عالم هنر بازگشت.
او که مدرکش را در بهار سال 48 از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری و شهرسازی اخذ کرد، طرح اداره مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال 1348 نوشت و تا سال 50 آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعه کانون توحید را در سال 1350 اجرایی کرد تا آثاری ماندگار در معماری سیاسی ایران برجای گذارد. چرا که کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از ان مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست. چه ان زمان که مطهری در آنجا سخنرانی می کرد و چه در سالهای اخیر.
از آثار معماری مهندس معمار در سالهای پس از انقلاب نیز می توان به طراحی ساختمان مزار شهدای هفت تیر، طرح مرکز مطالعات، طرح دانشگاه شاهد، طرح تکیه شهدای اصفهان، طرح بنای یادبود شهید خرازی، طرح مجموعه فرهنگی تجاری بینالحرمین شیراز و طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی در سالهای دهه دوم انقلاب اشاره کرد. موسوی در دهه های بعد از فعالیت خود کاست تا جایی که ساخت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری در سال 1376 تنها نماد فعالیت او در سالهای اخیر است. البته میرحسین در طول این سالها بیشتر به نقاشی روی آورد و چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی را برپا نمود. 2فرزند نتیجه زندگی مشترک میرحسین موسوی با زهرا رهنورد است.
مسئولیتهای اجرایی :
1- عضو شورای انقلاب اسلامی 1359-1358
2-عضو شورای مرکز ی حزب جمهوری اسلامی 1361-1357
3- رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی 1360-1358
4- قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی 1360-1358
5- سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی 1360-1358
6- وزیر امور خارجه 1361-1360
7- نخست وزیر 1368-1360
8- رییس ستاد انقلاب فرهنگی 1360
9- رییس شورای اقتصاد 1368-1360
10- رییس بنیاد مستضعفان 1368-1360
11- رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح
12- عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه دارد-1368
13- عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی ادامه دارد-1375
14- مشاور سیاسی رییس جمهور 1376-1368
15- مشاور عالی رییس جمهور 1384-1376
16- رییس شورای هنر - ادامه دارد-1378
17- رییس فرهنگستان هنر - ادامه دارد-1378
فعالیت های دانشگاهی:
موسوی در دانشگاه تربیت مدرس دروسی چون مسائل ایران و ریشههای انقلاب را تدریس کرده و در دیگر دانشگاه ها نیز به شکل پراکنده تدریس هایی داشته است. از جمله تدریس تاریخ تمدن و فرهنگ و معماری در دانشگاه ملی در سالهای 1357-1354. او در این سالها رساله های بسیاری را راهنمایی کرده که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
1-مقایسة آرای سیدقطب و دکتر شریعتی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
2- مقایسة آرای امام خمینی(ره) و آیتا… نائینی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
3-استراتژی امنیت ملی استـاد مشاور-دوره دکتـری
4-کاریزما در مدیریت استـاد مشاور-دوره دکتـری
5-چالشهای مردمسالاری در ایران استاد راهنما-کارشناسی ارشد
6-نفت و سیاست خارجی در دوران پهلوی2 استاد راهنما-کارشناسی ارشد
7-نفت و سیاست خارجی در دهه اول انقلاب استـاد راهنما-دورة دکتـری
8- چرایی به قدرت رسیدن دولت مطلقه نوگرا در ایران استـاد راهنما-دورة دکتـری
9- امنیت ایران در عصر جهانی شدن،چالشها و سیاستها استـاد مشاور-دورة دکتـری
10- توسعة مرکز شهر اردبیل استاد راهنما-کارشناسی ارشد
11- طرح دانشگاه هنر اسلامی تبریز استاد راهنما-کارشناسیارشد
12- دولت رانتیر و جامعه مدنی در ایران (1376-1357) استاد راهنما-کارشناسیارشد
13-تأثیر ایدئولوژی سیاسی بر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی استـاد مشـاور-دورة دکتـری
14- الگوی مدیریت تکنوکراتیک و تأثیر آن بر موقعیت طبقة متوسط جدید ایران استاد مشاور- کارشناسی ارشد
15- بستـرهای همکـاری و رقابـت روسـیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی استاد راهنما-کارشناسی ارشد
کتاب ها و تالیفات:
موسوی که در سالهای 58 تا 60 سرمقاله های روزنامه جمهوری اسلامی را می نوشت، آثار مکتوب بسیاری در حوزه فرهنگ و سیاست دارد، از جمله « فرهنگ و واژگان علوم سیاسی در اسلام » انتشارات قلم 1356، «تحلیلی بر دو مفهوم قرآنی» انتشارات قلم 1356، « پنج گفتار دربارة انقلاب و جامعه» تألیف دفتر نشر فرهنگ اسلامی1377-1375
آزادی
. . . . .
چشمان تو به دنبال که
از شدت اشک
به خون نشست ؟
او که آزادی ی در کنار تو بودن را
همیشه به اسارتی ناگزیر
تشبیه می کرد . . . .
آه . . . ای کاش خدایا . . .
در این همه ناتوانی . . توانی بود
در دستان من . . .
تا اسارت در کنار تو بودن را
همچون حس آزادی ی
یکی کبوتر ی سفید
در دل آبی ی آسمان
فریاد می زدم . . .
کلمات یاری نمی کنند . .
در این باتلاق هر چه می کوشم
فروتر می روم . . .
دوستت دارم . . . .
تو را باید از این دیار بد ببرم . . .
ببرم به دیاری که تنها
متعلق به تو و من است . . .
همخون من . . .
دنیای من
دنیای رویاها بوده است و
بزرگترین رویای من
نی نی ی کوچک و معصوم
نگاه توست .
( امیر بابک یحیی پور )
300
خواننده جنجال برانگیز 300

اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است، در روزهای اخیر متنی بر روی وبسایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت در تولید این فیلم - که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده - سخن گفته است. خانم اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گام های چندان موثری برنداشته اند. گفتگویی با اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس انجام دادیم که در زیر می خوانید:
مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.
من در تهران به دنیا آمدم و از چهارسالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به آمریکا آمدم.
بعد از ورود به آمریکا با استاد منوچهر صادقی که شاگرد صبا بود کار موسیقی کردم و هشت سال از او تعلیم گرفتم.
بعد موسیقی کلاسیک غربی خواندم و از آنجا وارد کار موسیقی شدم. سال 1997 اولین سی دی ام را بیرون دادم. با یک کمپانی آمریکایی قرارداد بستم و هشت سی دی تاکنون از من عرضه شده است.
سبک کارتان را به سبک "نیو ایج" نزدیک می دانند، درست است؟
بله توی ایران آن را به این اسم می شناسند، من در کارهایم خیلی از موسیقی هندی استفاده می کنم با ترکیب های مختلفی موسیقی جدیدی خلق می کنم، الان یک گروه جدید هم دارم به اسم "نیاز" که با همسرم رامین ترکیان شروع کرده ام.
توی این گروه ما هم موسیقی هندی داریم هم ایرانی و هم الکترونیک و از شعرهای مولانا و یا رباعیات اردو استفاده می کنیم.
در چهار سی دی اول بیشتر از صدایم به عنوان یک ساز استفاده کرده ام و کلامی در کار نیست. به همین دلیل بود که برای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها به من آوازخوانی پیشنهاد شد.
چطور شد که وارد کار آوازخوانی برای فیلم و تلویزیون شدید؟
من در لس آنجلس زندگی می کنم که فیلم های زیادی در آن ساخته می شوند و حدود هشت سال پیش اولین کارم را در این زمینه انجام دادم و چون همه اینجا همدیگر را می شناسند به من پیشنهاد کار در این زمینه شد.
چند تا از کارهایی را که انجام دادید را نام ببرید.
ماتریکس که همه می شناسند، قصه میلاد مسیح (The Nativity Story) که شهره آغداشلو هم در آن بازی می کند، سریال الینز و خیلی سریال های تلویزیونی دیگر.
چطور شد که برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟
آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز در باره آن نمی دانستم....
اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه هایی که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است.
من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم، وگرنه این کار را نمی کردم.
مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا بدون دخترم هرگز که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود در باره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.
چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.
پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟
نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.
ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.
شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟
من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.
بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟
چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.
الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟
سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ما ایرانی ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.
کسانی که با کارهای من در این ده سال آشنایی دارند می دانند که من خودم را به عنوان یک زن ایرانی به اینجا رسانده ام و به فرهنگمان احترام می گذارم و همیشه هم در فعالیت هایی مثل جمع آوری کمک مالی برای زنان افغانستان یا زلزله زدگان بم فعال بوده ام.
اما بعد از این فیلم ایمیل های زیادی حاوی فحش دریافت کردم که این خیلی برای من تاسف بار است.
به نظر شما در این فرصتی که برای گفتگو بین ایرانی ها پیش آمده روی چه نکاتی باید تکیه کرد؟
من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.
ایراد گرفتن و انتقاد کردن کار آسانی است ولی چرا حتی یکی از این کسانی که این ایمیل های حاوی ناسزا را برای من می فرستند حتی ماه پیش که من در فیلم قصه میلاد مسیح آواز خواندم، به من ای میل نزد که بگوید: ما افتخار می کنیم که تو ایرانی هستی و داری در اینجا کار می کنی."
در حالی که ایرانی ها در آمریکا یکی از ثروتمندترین گروه ها هستند من خودم در لس آنجلس یک خانمی را می شناسم که ده سال است تلاش می کند یک مرکز فرهنگی درست کند که در آن کلاس زبان بگذارند برای نسل جدید بچه های ایرانی که فارسی بلد نیستند حرف بزنند و فرهنگ ما را معرفی کند ولی موفق نشده حمایت مالی ایرانی ها را جلب کند.
ببیند من فیلم را دیدم، در تمام صحنه هایی که از مقاومت اسپارت ها در برابر ایرانیان اسطوره سازی می شود صدای آواز شما را می شنویم، این شاید احساس خوبی به یک ایرانی ندهد، شما هم با این موضوع موافقید؟
من دقیقا این حرف را قبول دارم، چون همان طور که گفتم خودم هم که اول فیلم را دیدم همین احساس بهم دست داد.
من توی مصاحبه هایم با رسانه های آمریکایی هم برایشان توضیح می دهم که چرا ایرانی ها از اکران این فیلم احساس ناراحتی می کنند چون ایرانی ها در این فیلم یک ذره هم ماهیت انسانی ندارند.
من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون آمریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را در باره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.
ولی من می گویم که باید از حد اعتراض فراتر رفت و کاری کرد که بتوانیم فرهنگ مان را به آنها نشان بدهیم چون این اولین فیلمی نیست که ساخته شده و قبل از آن هم فیلم هایی مثل اسکندر ساخته شده بود.
آیا اعتراضات ایرانیان در روزهای اخیر به تهیه کنندگان آن هم منتقل شده است؟
من اتفاقا با چند نفر از کمپانی برادران وارنر صحبت کردم به نظر می رسد که این اعتراضات زیاد به گوش آنها نرسیده است ولی من با چند رسانه آمریکایی در باره این موضوع مصاحبه کردم.
خبرهایی از ایران شنیده می شود که بعضی از جوان ها با اس ام اس به هم خبر داده اند که می خواهند در اعتراض به فیلم در برابر دفتر سازمان ملل تجمع کنند و همین طور فیلم هم با زیر نویس در شبکه مخفی ویدئویی ایران در سطح گسترده ای توزیع شده است، شما برای این معترضان و بینندگان ایرانی فیلم چه حرفی دارید؟
من به آنها می گویم که این قدر فیلم را جدی نگیرید، چون من در وب سایت های زیادی دیدم که خیلی از ایرانی هایی که در خارج هستند هم با من هم عقیده هستند که فیلم را نباید جدی گرفت.
بعد هم کارگردان فیلم هشت سال بود که روی این پروژه کار می کرد و بطور اتفاقی در این موقعیت زمانی فیلم ساخته و اکران شده است.
کسانی را که ناراحت می شوند درک می کنم ولی من به ایرانی بودنم افتخار می کنم و از آنها عذر می خواهم. اما من وقتی صحنه های اولیه فیلم را دیدم زیاد قضیه را جدی نگرفتم حالا هم فکر می کنم باید کارهای عمیق تری برای معرفی فرهنگ مان به دیگران انجام بدهیم.
خليج فارس
چرا بر جعل نام خليج فارس اصرار
ميورزند؟
شايد اين سوال بسياري از ايرانيهاي ميهندوست باشد كه چرا با وجود گواهي دادن همهي اسناد و مدارك تاريخي در مورد جاودانه ايراني بودن خليج فارس، اصرار كشورهاي عربي و محافل سياسي استعماري بر جعل كردن نام اين حوزهي آبي شناخته و تثبيت شده است.
شايد دليل اين خصومتورزي آشكار را بيش از اينكه در اتفاقات و رويدادهاي معاصر بتوان يافت، بايد در سير تاريخي تحولات ايران و تعامل حكومتگران ايراني با دولتهاي خارجي جستوجو كرد.
تا قبل از سالهاي 1935، ايران توسط كشورهاي غربي، "پرشيا" خطاب ميشد و ايرانيها نيز به "پرشين" ملقب بودند همانطور كه آذريهاي صفوي با نام "پرشين" شناخته ميشدند.
اصطلاح "بربرها" هم در گذشته توسط مردم يونان باستان در مورد كساني استفاده ميشد كه يوناني نيستند هرچند كه عليرغم وجود چنين تعبيري، آنها فرهنگهاي بيگانه را تحقير نميكردند. در واقع آنها به قدمت و تمدن عظيم سرزمينهاي باستانيتر نظير مصر، بينالنهرين و ايران كه تمدن خود را بر پايهي تجربيات آنها بنا نهاده بودند، آگاهي داشتند.
ايران و قدرتهاي وقت
پس از درگرفتن جنگهاي دورهيي بين ايران و يونان در نيمهي نخست سدهي پنجم قبل از ميلاد، در معني و تعبير از اصطلاح "بربر" تغييراتي شكل گرفت. در اين دورهها كه اتئلافهاي زودشكل يافتهي يوناني، امپراتوريهاي وسيع ايراني را شكست ميدادند، سربازان يوناني از لفظ بربر براي صحبت كردن در مورد ايرانيها استفاده مينمودند.
اين جنگها و شكستهايي كه يونان به ايران تحميل ميكرد، سرآغاز شكل گرفتن احساسات ضدايراني بود.
براي بسياري از زرتشتيان و ايرانيها، اسكندر مقدوني يادآور آتش افروز خونبارترين جنگهاي ايران و مقدوني بود كه امپراتوري ايراني را به زير كشيد و نخستين خسارتها را به تخت جمشيد وارد ساخت.
عليرغم اينكه مورخان ايراني در مورد اسكندر مقدوني و خسارتهايي كه متوجه ايران ساخت، ديدي بسيار منفي و نفرتانگيز ايجاد كردند، اما مورخان غربي قرون وسطي، چنين نظري ندارند و به واسطهي متزلزل كردن قدرت جانشينان هخامنشيها كه هيچ دولتي قدرت به زير كشيدنشان را نداشت، از اسكندر به نيكي ياد ميكنند. اين يعني گام دوم گسترش يافتن عقايد ضدايراني بين مردم دنيا.
قبايل آغازين و جنگلنشين مغولستان، سومين ضربههاي مهلك تاريخي را بر پيكرهي ايران وارد كردند. جايي كه ادوارد تلر، مورخ نامدار مينويسد: خيابانهاي شهر نيشابور كه مركز علم و فناوري و پايتخت فرهنگي جهان اسلام بود، به رودهاي خون تبديل شدند و كمتر شهروندي پيدا ميشد كه گردن زده نشود."
مغولها بعد از اينكه تمام تلاش خود را در وارد كردن انواع خسارتهاي جاني و مالي به مردم ايران صرف كردند، كم كم به زندگي شهري عادت كردند و حتي مسجد گوهرشاد ساختند!
دورهي معاصر و كشمكش با اروپا
دوران باستان كم كم به سر رسيد و دورهيي كه نامش را معاصر ميگذاريم به صورت مجازي آغاز شد!
تاريخنگاران معتقدند ضربههايي كه روسيه در اين زمان به ايران وارد كرد را به هيچ كدام از مستعمرات خود نيز وارد نساخته بود!
رويكرد و نگرش شوروي سابق به ايران در جايگاه يك همسايهي جنوبي با خواندن قسمت كوتاهي از متني كه كميتهي مركزي حزب كمونيست براي فرماندهي محلي و نمايندهي خود در آذربايجان راجع به كشورمان فرستاده است به راحتي درك ميشود:
"كار مقدماتي خود را به كمك نيروهاي خارجي در منطقهي آذربايجان با علم كردن موضوع خودمختاري و جدايي آذربايجان از سرزمين ايران شروع كنيد و همينطور احساسات تجزيهطلبانهي مردم گيلان، مازندارن و خراسان را بيدار سازيد..."
در حالي كه پرتغاليها، انگليسيها و هلنديها تلاشي گسترده براي تضعيف صفويان و رقابت در جهت به دست آوردن سرزمينهاي جنوبي كشور را آغاز كرده بودند، روسيه بدون هيچ دردسر، چالش و جنگي توانست تسلطي عمده بر شمال ايران بيابد و نيروهاي خود را به راحتي در نقاط مختلف مستقر سازد.
بعد از مدتي نيز قاجارها ظهور كردند و پس از يك و نيم قرن انتظار براي در دست گرفتن حكومت مركزي، روي كار آمدند كه البته از همان ابتدا نيز بيلياقتي خود را به خوبي در سطح جهاني اثبات نمودند.
فتحعلي شاه از ادارهي امور مملكتي عاجز بود، نتيجه اين شد كه قراردادهاي ننگين گلستان و تركمانچاي امضا شدند و به همين ترتيب، وسيعترين و آبادترين سرزمين كرهي خاكي، به كوچكترين و ضعيفترينشان تبديل شد.
اما بريتانياييها نيز در پروژهي نابودسازي ايران، كمفروشي نكردند. و شايد به واسطهي بيلياقتي و عناصر سست پادشاهان قاجاري، صرف نظر از اندك بار علمي احمدشاه كه آن نيز هيچ ارتباطي به كشورداري فاجعهبار وي پيدا نميكند، مكتب استعمار در دنيا معني شد!
سر گور اوزلي، فردريك جان گلداسميت، بارون دي رويتر، جورج ناتانيل كورزون، مورگان شوستر، ژنرال آيرونسايد، برنارد لوييس و بسياري ديگر از خيانتكاران انگليسي، در طول زمان آنقدر به ايران رفت و آمد كردند و امتيازهاي متفاوت را با تاراج سرمايههاي اين مملكت و به يغما بردن ثروتهاي خداداي ايرانيان دريافت كردند كه شايد مردم انگليس، در طول عمر خود تصور به دست آوردن چنين ثروتهاي بادآوردهيي را نيز در سر نميپروراندند. هرچند در اين ميان، آبادسازيهاي مختصري كه به واسطهي باز شدن پاي آلمانيها به ايران اتفاق افتاد، اندكي زخم ايرانيان را التيام بخشيد هرچند كه كسي نتوانست ادعاي انگليسيها مبني بر مستعمره شدن خوزستان و بوشهر يا كودتاي سياه 1921 را فراموش كند.
اجلاس ننگين بيلدربرگ در اتريش و ردپاي انگليسيها در جنگ تحميلي عراق بر ايران كه حتي توسط نيويورك تايمز نيز به صورت سربسته اشارههايي در موردش انجام شده بود و همينطور طرح فاجعهبار عنوان جديد خليج عـربـي پس از تسلط يافتن حكومت مركزي ايران بر كارخانهي استعماري بريتيش پتروليوم نيز صفحاتي هستند كه استعمار پير در تاريخ ننگين دورهي قاجار و پس از آن در كشورمان رقم زد.
تقريباً از اين دوره به بعد بود كه تحريكهاي انگليس در جهت افزايش دادن آتش اختلاف ايراني ها و اعراب هم بالا گرفت و به اوج خود رسيد. از طرفي انگليس ميديد كه به عنوان معلم استعمار در دنيا، خود از استعمار شكل گرفته بر عليه خود و متحدانش در داخل ايران ضربه ميخورد و از طرفي نميتوانست منتظر بنشيند تا اتفاقات خوشيمني كه ممكن است ايران را به رشدي نسبي برساند، به بار بنشينند.
نتيجه اينكه ترفندي جديد بسته شد و سرانجام آتش اختلاف ديرينه بين عرب و عجم، مجدداً برافروخته شد.
جعل نام خليج فارس
جمال عبدالناصر، پان عربيست افراطي دستپروردهي انگليسيها از نخستين سردمداران گسترش نگرش ضدايراني در منطقهي خليج فارس بود. اين در حالي است كه متفكران و مورخان دنياي عرب مانند جورج هوراني و سمير الخليل به دليل آشنايي با پشت پردهي قضايا، اينگونه اقدامات را تقويت نميكنند و مخالف ناسيوناليستي افراطي عربي در جهت تضعيف ايرانيها هستند چرا كه به پيوستگيهاي تاريخي ايراني و عرب در زير پرچم اسلام نيز معتقدند.
ريچارد نلسون فراي، مورخ نامي نيز در همين زمينه مينويسد: عربهاي افراطي و جاهل، به نقش كليدي ايران در شكلگيري فرهنگ اصيل اسلامي واقف نيستند. شايد آنها ميخواهند اينگونه، گذشته را فراموش كنند در حالي كه با اين كار، هويت، اصالت و موجوديت فرهنگي خود را نابود ميكنند. بدون حضور تاريخچهي فاخر ايراني در گسترش اسلام، آنها راهي براي پايداري و رشد نخواهند داشت.
در آغاز دههي 1960، در پي بدعتگذاريهاي چارلز بلگراو، مشاور پادشاهان بحرين كه براي نخستين بار، لفظ جعلي خليج عربي را به كار برد، برخي از استانهاي عربنشين حاشيهي خليج فارس نيز به استفاده از اين لفظ جعلي مبادرت ورزيدند. در سال 1952 نيز پس از محاصرهي كارخانهي نفت خام بريتانيا (بريتيش پتروليوم) در ايران، اين واژه توسط برخي از اهالي كارخانه پيشنهاد شده بود.
انگليسيها كه ضعيف شدن تدريجي ايران پس از سقوط هخامنشيها را به خوبي درك ميكردند و ميدانستند امكان مقابلهي حكومت ايران با چنين رويكردي وجود ندارد، با هوشمندي فراوان طرحي را پيشنهاد دادند كه دقيقاً ريشه و اصالت ملي و ديني مردم را نشانه ميرفت يعني تغيير نام رسمي خليج فارس!
رودريك اوون، نويسندهي انگليسي نيز براي نخستين بار در كتابش با نام "حباب طلايي خليج عربي" اين پيشنهاد را رسماً مطرح كرد. اين پيشنهاد بعداً توسط بيبيسي نيز منتشر شد تا موجي از شادي را براي مخاطبان عربياش به دنبال بياورد.
اين كشمكشها هرچند بينتيجه دنبال شد، اما راهي مناسب براي فرسايش تدريجي حكومت و روحيهي مردم ايران بود كه انگليسيها نيز به آن واقف بودند. اين اختلافها آنقدر بالا گرفت كه تدريجاً به نفرتي عميق بين اهالي دو گروه تبديل شد.
تا سال 1960 و در تمامي نقشههايي كه معاهدات بينالمللي، انجمنهاي جغرافيايي، مراكز علمي نيز منتشر ميكردند، اين بدنهي آبي به نام خليج فارس شناخته ميشد كه در واقع پيروي از نظريهي جغرافيدانان يوناني يعني استرابو و پتولمي بوده و يك گواه كاملاً آشكار بر قدرت روزافزون امپراتوري ايران نيز به شمار ميرفته است.
با گسترش ناسيوناليستي و وطنخواهي اعراب كه به طور كلي غيرممكن مينمود، و همينطور كاهش قدرت ايران پس از افول صفويان و روي كار آمدن قاجارها در پس آنان، و نيز كم شدن نفوذ ايران در بين كشورهاي غربي و انگليسيزبان، فرصتهاي تبليغاتي عجيبي فراهم شد تا نظريهي خليج عربي گسترش بيابد. قضيهي برييتيش پتروليوم هم مزيد بر علت شد تا اتفاقات ناگوارتري بيفتد.
تا قرن نوزدهم، اصطلاح خليج فارس براي معرفي آنجايي كه امروز درياي سرخ ميناميم استفاده ميشد! جغرافيدانان يوناني براي اينكه حوزهي آبي بين شبه جزيرهي عربستان و ايران را مورد تاكيد قرار بدهند، نام خليج را خليج فارس گذاشتند و بر آن تاكيد ورزيدند. جغرافيدانان مسلمان نيز در عصر شكوفايي علوم اسلامي اينچنين كردند و به بدنهي آبي بين ايران و شبه جزيره، خليج فارس يا بحر فارس گفتند.
به تدريج نيز جغرافيدانان اروپايي در نقشههاي رسمي كه از كرهي زمين منتشر ميكردند، نام خليج فارس را به زبانهاي مختلف به شكل واقعي و اصيل آن بيان كردند كه البته به نظر ميرسد اين نام از منابع اسلامي گرفته شده باشد.
براي يك مدت زماني كوتاه در قرن هفدهم، لفظ خليج بصره نيز مستعمل شده بود كه يك بندر تجاري مهم در آن زمان محسوب ميشد. مجلهي تايمز لندن در سال 1840، اين خليج را درياي بريتانيا نام نهاد كه اين نامگذاري از باقي بدعتها عجيبتر بود.
اين جدالها ادامه يافت تا جايي كه هر دولت و سرزميني، به يك نام اين حوزهي آبي را براي خود ميشناخت! بعضيها هم از لفظ خليج و عدهيي ديگر از عنوان خليج فارسي – عربي استفاده ميكردند.
خليج فارس در نظر جهانيان
سازمان ملل متحد به بهانههاي مختلف و در مناسبتهاي گوناگون، از پرسنل و كادر رسمي اداري خود تقاضا كرده كه تنها از لفظ "خليج فارس" براي نامگذاري حوزهي آبي بين ايران و شبه جزيرهي عربستان استفاده كنند همانطور كه در نقشههاي رسمي جغرافيادانان سراسر دنيا اينگونه بوده است. اخيراً نيز دبيرخانهي سازمان ملل در رابطه با مدارك اثبات حقانيت خليج فارس، دو ويژهنامه منتشر كرد.
همچنين پس از تصويب در جلسهي 715 شوراي اجتماعي – اقتصادي ملل متحد، گروه متخصصان نامگذاريهاي بينالمللي آغاز در آوريل 1959 شروع به كار كرد و بر نامگذاري رسمي خليج فارس به عنوان تنها نام اين خليج تاكيد نمود.
اما با تمام اين اوصاف، در بيستوسومين دورهي تشكيل اين شورا كه در آوريل 2006 و در شهر وين، پايتخت اتريش، جلسهيي برگزار شد و بر اساس آخرين مصوبات، مقرر شد كه هيچ كشور و دولتي را نبايد از انتخاب نامها و اسامي معادل براي انتخابهاي رسمي سازمان ملل در حوزههاي جغرافيايي محروم شود.
هرچند كه در هشتمين كنفرانس سازمان ملل در مورد استانداردسازي نامهاي بينالمللي كه 27 آگوست 2002 در برلين برگزار شد، به طور رسمي نامگذاري خليج فارس به عنوان خليج عربي، مردود و غيرقانوني عنوان شد.
در سالهاي اخير نيز با توجه به گسترش روابط دوجانبهي آمريكا و امارات عربي متحده كه بزرگترين مدعي تصاحب خليج فارس است، ايالات متحده به نيروهاي خود دستور داده است تا هنگام برگزاري عمليات و مانورهاي نظامي در منطقه، از لفظ خليج عربي براي محاورات روزانه و برقراري ارتباط با مردم، همكاران و همچنين سران عرب و نيز مخابرهي اطلاعات و اخبار در رسانهها استفاده كنند.
اين در حالي است كه نامههاي محرمانه و مكاتبات آنها با استفاده از لفظ خليج فارس صورت ميگيرد!
تير خلاص ايالات متحده در سال 2004، استفاده از لفظ مجعول خليج عربي در مجلهي معتبر نشنال جئوگرافيك بود. مدتي بعد، اكونوميست نيز به تقليد از نشنال جئوگرافيك، از اين واژه در يك نقشهي چاپشده در حاشيهي مقالهيي استفاده كرد. از اين پس بود كه فعاليت دفترهاي نمايندگي نشنال جئوگرافيك و اكونوميست در ايران ممنوع و گام تازهيي در تيرهتر شدن روابط تهران واشنگتن برداشته شد.
پرچم
اهمیت پرچم ایران باستان در جنگ ها
1584 سال پیش در تاریخ 12 می سال 420 میلادی تئودوسیوس دوم امپراتور روم در آخرین دیدار خود با افسران واحدهای ارتش این کشور که عازم جنگ با ایران بودند به آنان توصیه کرد که پس از رو به رو شدن دو ارتش و آغاز زد و خورد، بهترین هنگ رومی را مأمور تصرف پرچم ایران کنند و تأکید کرد که با تصرف پرچم، سربازان ایران روحیه خود را از دست خواهند داد که عاملی مهم به سود ما است.
مورخ ارتش روم که در این جلسه حضور داشت و نیز ناظر صحنه های جنگ ایران و روم بود که دو سال طول کشید، نوشته است که در جریان جنگ، نیروهای رومی بارها کوشیدند تا پرچم ایران را به دست آورند، ولی موفق نشدند. پرچم ملی ایران باستان تنها یک بار تصرف شد و آن در جریان جنگ قادسیه در سال 637 میلادی بود.
او نوشته است، پرچم ایران( درفش کاویان ) هفت متر در پنج متر ( اندازه ها به متر تبدیل شدند)است علامت برجسته پرچم با نخ های سیم و زر و گوهرهای گرانبها (یاقوت و...) دوخته شده و اشعه آفتاب را تا مسافتی دور منعکس می کند. این پرچم در جریان جنگ روی یک تپه یا زمین مرتفع قرار داده می شود و سه ردیف سرباز نیزه دار بلند قامت دایره وار از آن محافظت می کنند.
آینه
زل زده بود به آینه...
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر ميكنند به اندازه كافي عاقلند.
بهش می گفت : کاش می شد هر آدمی همونجوری که یه چهره داره، یه درد داشته باشه.
یهو آینه شکست وهزار تکه شد...
خم شد که تکه ها رو جمع کنه. دید که توی هر تکه آینه یه چهره داره و برای هر چهره یه درد!!!
قدرت کلمات
دو قورباغه، اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند. اما قورباغه هاي ديگر، دائماً مي گفتند که : "دست از تلاش برداريد، چون نميتوانيد از گودال خارج شويد، به زودي خواهيد مرد". بالاخره يكي از قورباغه ها، تسليم گفته هاي ديگر قورباغه شد و دست از تلاش برداشت. او بي درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد. بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار، اما او با توان بيشتري تلاش کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد، بقيه قورباغه ها از او پرسيدند: "مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي؟". معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع، او در تمام مدت فكر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند.
متن نامه عمر به یزدگرد و پاسخ یزدگرد به ان
با درود
در این پست دو نامه مهم تاریخی ایران رو با هم مطالعه میکنیم . نامه ای که در زمان خلافت عمر خلیفه دوم برای یزدگرد ساسانی شاه ایران فرستاده شده و جواب نامه توسط یزدگرد .
نسخه اصلی این نامه در موزه لندن نگهداری می شود و زمان ان مربوط به بعد از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند است .
از شما تقاضا دارم تا با مطالعه دقیق دو نامه برداشت های خود را از بیان نامه ها بازگو کنید.
نامه عمر
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها انجام دهی با من بیعت کن.الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب
نامه يزدگرد
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید .شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟ تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.
یزدگرد سوم ساسانی
سال نو مبارک
سال۷۰۳۹ اریایی جمشیدی مبارک

نگه دگر به سوی من چه می کنی
چو در بر رقیب من نشسته ای
به حیرتم که بعد از آن فریبها
تو هم پی فریب من نشسته ای
به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا
که جام خود به جام دیگری زدی
چو فال حافظ آن میانه باز شد
تو فال خود به نام دیگری زدی
برو ... برو ... بسوی او، مرا چه غم
تو آفتابی ... او زمین ... من آسمان
بر او بتاب زانکه من نشسته ام
به ناز روی شانه ستارگان
بر او بتاب زانکه گریه می کند
در این میانه قلب من به حال او
کمال عشق باشد این گذشتها
دل تو مال من ، تن تو مال او
تو که مرا به پرده ها کشیده ای
چگونه ره نبرده ای به راز من
گذشتم از تن تو زانکه در جهان
تنی نبود مقصد نیاز من
اگر بسویت این چنین دویده ام
به عشق عاشقم نه بر وصال تو
به ظلمت شبان بی فروغ من
خیال عشق خوشتر از خیال تو
کنون که در کنار او نشسته ای
تو و شراب و دولت وصال او
گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد
تن تو ماند و عشق بی زوال او

نگاهی نو به تاریخ ایران
نگاهی نو به تاریخ ایران
آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم
مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، 141
شواهد متعدد و مکفی بر تهی از انسان بودن مطلق این سرزمین، از زمان رخ داد پوریم در عهد خشایارشا ، تا
طلوع اسلام و نیز فقدان تجمع متمدن، از اسلام تا زمان صفویه خبر می دهد. شواهدی که از مجموع جعلیـات
ابلهانه ی وسیع و متنوعی اعتبار می گیرد که قصد تلقین هستی ملی و پر شکوه ایرانیان در دوران مورد بحث
،را دارد ، تا آن جا که بسیاری از ما ، حافظ را دلیل وجود شیراز قرن هشتم ، خیام را نشانه نیشابور قرن پنجم
!فردوسی را برهان وجود شهر طوس در قرن چهارم و ابن سینا را علامت حضور همدان در همان قرن گرفته ایم
اگر اینک نیمه ساخت بودن بنای تخت جمشید برملا شده ، اشکانیان یونانی از آب درآمده اند ، معلوم شده که
کتیبه های ساسانیان را ۷۰ سال پیش در عهد رضا شاه کنده اند ، سلسله عالی مقام سلجوقیان مستند به
قبری است که تولید آن به ۱۳۰سال پیش می رسد ، اولجایتوی مغول در مزاری دفن است که در تعمیرات زمان
ما ، برای کاربرد در تاریخ مغولی که کنیسه و کلیسا تالیف کرده ، به مظاهر تشیع آراسته اند و برای غزنویان و
طاهریان و صفاریان و آل بویه ، حتی به همین میـزان نیز دست مایه ندارند ؛ پس زمان آن است که در شنـاخت
مـظاهر مادی و ابنیـه ی تاریخی ، که به شـماری بس اندک در ایران پراکـنده است ، گامـی پیـش تر نـهم و به
توضیحات بی تعـارفی وارد شوم که سرانجام ثابت می کند ، جز قـلاعـی در ارتفـاعـات ، هیـچ بنای تاریخی در
.دوران اسلامی ایران و به خصوص مساجد، هویت ماقبل صفویه ندارد
اینـک که پرده از مجـعـولات موجود برافـتاده و با مراجـعه به عقـل و اسناد ، می دانیـم اصفهان نخـستین شهـر
نوساز پس از پـوریـم است ، که با سرمایه و نیروی کار کنیسه و کلیسا بالا برده اند ، آن گاه کشف حـقیـقت بر
خواهندگان آن ، بسیار آسان خواهد شد ، زیرا برای تشخیص نادرستی هر نوشته و ادعایی در باب ایران ماقبل
صفـویه ، کافی است در آن ها اشاره ای به بنای دیوان و حمام و کاروان سرا و آب انبار و بازار و آتشکده و معبد
و مقـبره ای بیابیـم ، خـبر از بردن لشکـر و ستیز میان این و آن بشنویـم ، از مسافـری شرحی بر شهر پیش از
صفویه در ایران بخوانیم، شاعری را مشغول گذر از معبر یار و کوی مغان و ستایش سرمستانه از چشم و ابروی
معشوقه در برزن و خانه ای ببینیم و یا فیلسوف و مترجم و مفسر و طبیب و منجم و مطربی را سرگرم اعمالی
پیچیده در زمان و مکانی پیدا کنیم که در حد رفع تشنگی و یا نظافت اجسام و ابدان نیز ، زیر بنای لازم ، یعنی
آب انبار و حمـام ، نداشته است و با گریز از اسارت در شایعات و تلقینات و حدسیات و نام گذاری ها ، لااقل به
دنبال مسجدی در سر زمین خویش بگردیم که پیش از ساخت و سازهای صد ساله اخیر، محور قبله و محراب
!!!آن صحیح و بی انحراف باشد
با این همـه بدون تاثیـر پذیری از تـصـورات و موهـومات موجود ، هنگام مراجعه به توضیـحات و تصاویـر و یا دیـدار
.مستقیم از بقایای معماری تاریخی بر زمین مانده ی کنونی، به نکات بسیار غریب و درخور تاملی برمی خوریم
نخست این که مایه و مانده های معماری اسلامی در ایران ، فوق العاده اندک است و در میان همین بقایا نیز
کم ترین همآهنگی در طراحی و اجرای فنی نمی بینیم و گروه بندی بس دشوار آن ها که مثلا در مورد کاروان
،سراها به کلی ناممـکن است ، به آسانی نشان می دهد که تیـپ های مختـلف بازمانده های ابنـیه در ایران
ملـقـمه ای است از اندیشـه و اجـرا نزد معـماران گـوناگـونی از همـسایگان دور و نزدیـک ، چون ارامـنه ، مردم
ماوراء النـهر ، هنـدیان و اروپـاییان . در منطق مطلب نیز امکان ایجاد صـدها کاروان سرا در میـان بیابان ها و این
همه کلیسا و دیگر منضماتی که در عصر صفویه سبز شده ، جز با هجوم صدها گروه کار ممکن نیست که هر
یک در ارائه آگاهی های فنی و توانایی های اجرایی خویش، بدون نظارت و برنامه ی مدون و مرتبط و در آزادی
.کامل عمل کرده اند
صاحب نظران معماری باخبرند که سبک های گوناگون بر پا کردن یک بنا، با هر منظور و مصرفی ، زنجیره ی به
هم پیوسته ای است ، مرتبط با تحولات در شناخت مصالح نو و افزایش سرمـایه و درجات و امـکانات اشرافیت
که در نهـایت عامـلی برای نمایـش دگـرگونی های فرهنـگی تازه سربـرآورده می شود ، چـنان که مدرن تریـن
کلیسای جهان ، باز هم از گوشه ای به کهـن ترین نمونه ی آن پیوند می خورد . برای ادراک آسیب های وارده
بر تمدن شرق میانه و از جمله ایران کهن، به دنبال رخ داد پلید پوریم، کافی است به فقدان بنیان و زیر بناهای
اجتماعی در روند دو هزار ساله ی پس از بروز آن حادثه در ایران توجه کنیم که پیش از صفویه ، جز مانده های
یونانی ، بقایایی از یک عمارت اشـرافـی و بنای حکومتی و مرکز عبادی نداریم و الـگویی از هنـر و موسیقی و
ادوات مصـرفی و معمول زندگی و کاسه و خنـجر و گرز و شلاق و شلـوار و لباس و پلاس و قاشق و بشقـابی
نمی شناسیم ، به گونه ای که تنها راه قبول این همه تحولات در زمان صفویه منحصر به این است که یا گمان
کنیم در عهد آن ها ، به دنبال هر بـاران بهـاری ، مقادیری نقاش و بافنده و هنرمند و سازنـده ی پل و عمارت و
مسجد ، از زمین می روییده و یا صاحبان این حرفه ها و دارندگان این آگاهی های عملیاتی را وارد شوندگانی
در امواج مختلف، بر این سرزمین بدانیم. با این همه و از آن که مقاطعه کاران مامور تولید ایران زمین، در عرضه
نمودارهایی مرتبط با پیشینه ی بومی ماموریت خود، به سبب فقدان الگو، درمانده بوده اند ، اتودهای معماری
آنـان چـندان پراکـنده و غـیر معـمول و بی هـویت است که جـز کپـی کشـی متـوسطی از دارایی همـسایـه ای
شناخته نمی شود و نشان می دهد که سازندگان وارداتی عهد صفویه نیز، همانند بنایان و مهندسان امروز، از
ارائه مظاهری در پیوند با معماری ملی، ناتوان بوده اند . آن ها نمونه هایی از انواع مهارت های خویش در کپی
برداری از ابنیه ی اطراف و نیز در تقلیدی از بنای کلیسا و مقابر مسیحی را ، که در اجرای آن استاد بوده اند به
طور پراکنده و به عنوان الگوی مهارت خویش بر پا کرده اند. فقدان منطق ارتباط تاریخی و جغرافیایی و پریشانی
بی حد و بدون پیشینه ی سنت در این نمونه ها ، ساخت غالب آن ها را به ارائه اتودهایی برای ابراز توانایی و
.پیش شرطی برای کسب سفارش تبدیل کرده است
http://i29.tinypic.com/s41dty.jpg
عکس سمت راست ، مناره وابـکـنـد در آسیای مرکـزی با تاریخ گـذاری نامطمـئن قرن ششم هجری است که
.شبـیه دیگری در بخارا دارد و با ۴۰ متر ارتفاع از حوادث طبیعی منطقه ای پر زلـزله ، به سلامت جـسـته است
منـاره را در حوزه ی یک تجمع وسیع انسـانی ساخته اند و در اطراف آن مسـاجد و دیگر نـشانه های یک شهر
نشینی کهن دیده می شود. عکس میانی متعلق به مناره ای در دهلی به نام مناره ی قطب است که باز هم
مانده از اواخر قرن ششم هجری می گویند. دهلی از شهرهای باستانی و از دیر باز محل تجمع آدمی در روابط
گسترده ی شهری بوده است . این مناره جزیی از مسجد بزرگ دهلی به نام قوت الاسلام و از بناهایی است
که نه فقط مناره که دیگر ضمائم اطراف آن، خود مکتب معتبر و آموزنده ای از تلفیق معماری بومی هندوسـتان
با تعلقات اسلامی است. اگر خدا بخواهد به زودی مبحثی را می گشایم تا بدانیم محققان کلیسا و کنیسه در
باب اسلام چه مهملات بی انتهایی را، از جمله درباره ی مسلمانان هند و شمال آفریقا و اسپانیا و اندونزی، به
خورد ما داده و نحوه ی گسترش اسلام به جهان را با چه حکایات نادرستی پوشانده اند! اینک به تصویر سـوم
نگاه کنید که برج شصـت متری جام در شرق ایران است که باز هم نـوشتـه اند منـاره ای از اواخـر قرن شـشم
هجری است . برای این که با گوشه و گونه ای از تحقیقات کینه توزانه ی کنیسه و کلیسا در باب اسلام و آثار
معماری و هنری آن آشنا شوید، کافی است به شرحی که در کتاب جدید الانتشار « معماری و هنر اسلام» در
:باب این برج آمده، توجه کنید
برجی در جام ، از اواخـر قرن ۱۲ میلادی . یکی از چهل برج مبهوت کنـنده تاریخی که در ایران و افغـانستان و»
آسیای میانه و هند میان قرن یازده تا سیزدهم میلادی بر پا شده است. این برج شصت متری را در چنان محل
پرت افتاده ای ساخته اند که تنها در ۶۰ سال پیش و به سال ۱۹۵۰ میلادی به تصادف مکشوف شده و از پس
شناخت آن معلوم کرده اند که این برج بقایایی از شهر قرون وسطایی فیروز کوه پایتخت غوریان بوده که در قرن
سیـزدهم میـلادی به دست مغولان ویران شده است . این برج آجری در سه مرحله ی سوزنی شـکل بر روی
هم قرار گرفته و به وسیله ی مقرنس هایی از یکدیگر جدا شده ، با کلاهکی که شبیه نمایی از فـانـوس های
دریایی برای راه نمایی مسافران است » . ( مارکوس هاتشاین و پیتر دلیوس، از انتشارات کونمن، معماری و
(هنر اسلام، ص۳۷۳، متن اصلی
سراپای این کتاب پر برگ و نفیس که می توان مدت ها با تماشای تصاویر مفصل آن سرگرم شد و مولف و ناشر
آن از یهودیان صاحب آوازه و شناخته اند ، لـبریز از چنان افسانه هایی در باب اسلام و مسلمـین است ، که به
آسانی اعلام می کند هنوز هم روشن فکران مسلمـان کار آشنایی با همه چیز دین خویـش را به مولفین یهود
می سپرند و آن گاه که این کتاب مملو از قصه های هدفمند و آشکارا ضد اسلام را، وزارت ارشاد اسلامی ایران
دو سه سال پیش، در زمره ی برجسته ترین کتاب سال تالیف شده خارجی تشخیـص داده، بر بغرنجی مطلب،
افزوده می شـود . بدین ترتیب میل و برج راه نمـایی در پستـوی کوهستانی داریم، مانده از پایتـختی بزرگ که
خشت به خشت آن را مغـولان ویران کرده و برای عبرت ایام، ظاهـرا میل را باقی گذارده اند تا مسـافران بعدی
مشتـاق دیدار از پایتـخت مخروبه غوریان راه خود را گم نکنند . میل راهنمایی که در جهان پرآشـوب کنونی ، تا
سال پیش مکشوف نشده و یافتن آن خود محتاج میل راه نمای مخصوص دیگری بوده است ؟!!! آیا بلاهت 60
این بررسان دنیـای غرب از همـین شرح کوتاه بر این میل معـلوم نمی شود و آیا دسـتـپاچگی آن ها در ساخت
دروغین و سریع یک پای تخت برای غـوریان، بر اساس کشف یک میل ، مهارت در بی شـرمـی آنان برای تولید
چرندیات در باب تاریخ منطقه ما را نشان نمی دهد؟!
http://i27.tinypic.com/2uz3x1c.jpg
این مطـلب واضح و قابل دیداری است که بدون استثنا تمام آن ابنـیه ی دوران اسـلامی ایران که بر آن ها مـهر
تولید پیش از صفویه کوبیده اند، به صورت مجزا و معلق در بیابان و کوهساری سوت و کور و بدون عوارض تجمع
آدمی در اطراف آن ، بر پا شده است ، اصلی که حتی شامل مسجد دامغان و نیریز نیز می شود ، چنان که با
خواست خـداوند به بررسـی آن خواهم پرداخت. در تصـاویر بالا نیز در عکس سمت راست با میل خرم آباد ، در
عکـس میانـی با میـل کرمان در بیـابان میان بـم و فهـرج و در عکس شش با مـیل سنگ بـسـت خراسان آشنا
می شویم . میل هایی که همچـون دیگر نمـونه های آن، از جمـله در فـیروز آبـاد و علـی آباد کاشمر ، کم ترین
ارتباطی با زندگی شهری و یا نقل و انتقال های کالا و مسافر ندارند و غالبا در چنان محیط های پرت افتاده ی
کوهستانی مستقرند که اصل میل ، جز از فاصله ی بسیار نزدیک ، قابل دیدار نیست ، امری که ماهیـتا مغـایر
با کاربـرد هر میل راه نمـایی اسـت . در عین حال تعداد این میل های منفرد در ایران چندان انـدک است که به
شمارش انگشـتان دست ها نمی رسد و بعـید است در سرزمینی چنین برهوت ، با این همـه کاروانـی که در
سفـرنامه ها و در جاده ی ابریشم بی نشانه راه انداخـته اند ، برای خدمـات تجاری ، نه کاروان سرا و آب انبار
میان راهی، که فقط چند میل غیر قابل دیدار ساخته باشند. زیرا مسلّم است سـراپای میلی با ارتفاع چهل و
یا شصت متر را باد نمی برد و بی شک اگر مـیل های بر پای دیگـری وجود داشت، تاکنون با مانده هایی از آن
.برخورد کرده بودیم
برای شنـاسایی بیش تر نسبت به ابنـیه ی اسلامی بس محدود ایران ، که اینک ساخت آن را به قـرون ماقبل
صفویه نسبت می دهند ، کافـی است به فهرستـی رجوع کنیم که ممتاز و معروف ترین هنر شناس و شـارح
معـماری ایران باستان و دوران اسلامی ، آرتور پوپ یهودی ، در کتاب «معـماری ایران» جمع آوری کرده و تعداد
:آن ها ، چنان که در زیر می خوانید ، تنها به نزدیک سی باب می رسد
1/مسجد تاری خانه در دامغان، قرن دوم هجری
2/گنبد قابوس، قرن چهارم هجری
3/پیر علم دار دامغان، قرن چهارم هجری
4/چهل دختران دامغان، قرن چهارم هجری
5/سه گنبد ارومیه، قرن ششم هجری
6/مقبره ی علاء الدین ورامین، قرن هفتم هجری
7/آرامگاه بایزید بسطامی، قرن هشتم هجری
8/گنبد امامزاده عبدالله، دماوند قرن هفتم هجری
9/برج طغرل، ری قرن ششم هجری
10/میل رادکان، معروف به مقبره در رادکان شرقی، قرن هفتم هجری
11/گنبد سرخ، مراغه قرن ششم هجری
12/گنبد علی ابرقو، قرن چهارم هجری
13/امامزاده جعفر اصفهان، قرن هفتم هجری
14/گنبد سبز قم، سال۱۳۳۰
15/مناره ی علاء الدین در جام قرن ششم هجری
16/مقبره ی علاء الدین در جام ح ۱۱۴۹
17/بقعه ی شاهزاده محمد در ساری، قرن هفتم هجری
18/امامزاده سلطان محمد طاهر نزدیک بابل، قرن هشتم هجری
19/امامزاده ابراهیم آمل، قرن نهم هجری
20/مسجد جامع اصفهان از سده های چهارم تا دوازدهم هجری
21/حیدریه ی قزوین، قرن هفتم هجری
22/علویان همدان، قرن ششم هجری
23/مناره ی باقوچخانه در اصفهان، قرن هشتم هجری
24/مقبره ی بایزید بسطامی، قرن ششم هجری
25/مسجد جامع کاشان، قرن ششم هجری
26/مقبره ی الجایتو در سلطانیه قرن هفتم هجری
27/مسجد جامع ورامین قرن هفتم هجری
28/مقبره ی توس قرن هفتم هجری
29/مسجد گوهرشاد مشهد قرن نهم هجری
30/مسجد شاه مشهد قرن نهم هجری
تمـام تاریخ گـذاری های بالا قلابی است و می توان اثبات کرد که مجموعه ی فـوق ، عمـری فـراتـر از چهار قرن
پیش ندارند . باید اندکی حوصله کنید تا منطق بالا بردن این ابنیه ی پراکنده دور از چشم در همان زمان صفویه
.را بیان کنم، که در ردیـف بدترین توطئه های یهودیان برای ایجاد انحراف در ذهن تاریخی ایرانیـان به کار زده اند


