تبليغاتX
چالش انی

زیبا

_________@@@@@@@@
________
@@@________@@_____@@@@@@@

________
@@___________@@__@@@______@@

________
@@____________@@@__________@@

__________
@@________________________@@

____
@@@@@@______@@@@@___________@@

__
@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@

__
@@____________@@@@@@@@@_______@@

_
@@____________@@@@@@@@@@_____@@

_
@@____________@@@@@@@@@___@@@

_
@@@___________@@@@@@@______@@

__
@@@@__________@@@@@________@@

____
@@@@@@_______________________@@

_________
@@_________________________@@

________
@@___________@@___________@@

________
@@@________@@@@@@@@@@@

_________
@@@_____@@@_@@@@@@@

_________
_@@@@@@@

___________
@@@@@_@

___________________
_@

____________________
@

_____________________
@

______________________
@

______________________
@____@@@

______________
@@@@__@__@_____@

_____________
@_______@@@___@@

_______________
_@@@____@__@@
_______________________
@

______________________
@

_____________________
@

 

 

 

گفتی شتاب رفتن من از برای توست ،آهسته تر برو که دلم زیر پای توست

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 12:12 | 86/06/21

طنز

مي خوامت

از این به بعد از خونه بيرون نرو، چون خيلي دوست دارم، نمي خوام از دستت بدم،هرجا هستي تورو خدا از ساعت 9 دیرتر نیا  

آخه الان وقت جمع آوري زباله هست

 

دروغ هاي دخترا

وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن

وقتي بهت ميگن نظرت راجع به سكس چيه، يعني تو ميخواي با من سكس داشته باشي يابو؟

وقتي ميگن امروز خيلي مشكل دارم نمي تونم سر قرار بيام، بدون با يه نفر ديگه قرار دارن

وقتي ميگن من از تو هيچي نميخوام، يعني يه كادوي گرون برام بخر (سعي كن گل نخري!)

وقتي زنگ ميزن ميگن دلم برات تنگ شده، منظور جيب شما هستش (يعني بيا بريم بيرون شام مهمون!)

 

روزي جمعي از مريدان شيخ نزد شيخ آمده اند و گفتند :يا شيخ مدتي است که در شهر شلوار کوتاه رايج گرديده و دختران بسياري اين البسه بر تن مي کنند. در مذمت شلوار کوتاه چيزي بگو تا دختران از پوشيدنش صرف نظر نمايند. شيخ ما خروشيد و گفت :خاموش !!!!! که شلوار کوتاه را فايده بسيار است و من در مذمتش هيچ نگويم گفتند: يا شيخ ! فايده اش چيست؟؟؟؟ شيخ ما گفت : چون دختران شلوار کوتاه پوشند ، پسرها سر به زير گردند و پايين را بنگرند

 

لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این جدول بعد از 2 سال حلش کردم. دوستش میگه زیاد نیست 2 سال؟ میگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال

 

به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش

 

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 12:10 | 86/06/21

معذرت خواهی

ده روش برای معذرت خواهی

وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.

1

انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید
در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.

2

 آنتراک دهید
در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.

3

گذشته را یاد آوری نکنید
به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . اتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.

4

به او بگویید که دشمن اش نیستید
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.

5

 محیط دور برتان را درست کنید
محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.

6

مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید
یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

7

 جمله ای دلپذیر به او بگویید
گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.

8

 بگویید که دوستش دارید.
هنگامی که می خواهید به حالت اشتی و صلح برگردید به دوستتان بگویید که دوستش داردی. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.

9

 برای عصر برنامه ریزی کنید
بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزادتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.

10

 ببخشید و فراموش کنید
عذر خواهی تنها به این معناست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 12:5 | 86/06/21

فروغ فرخزاد

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش

شادیم بخشیده از اندوه بیش

همـچو بارانی که شوید جـسم خاک

هستیم زآلـودگی ها کرده پاک

ای تـپش های تن سوزان من

آتـشی در سایه مـژگان من

ای ز گـندمزارها سرشارتر

ای ز زرین شاخه ها پـربارتر

ای در بـگشوده بر خـورشیدها

در هـجوم ظلمت تردیدها

ای دو چـشمانت چـمـنزاران من

داغ چـشمت خـورده بر چـشمان من

پـیش از اینت گـر که در خود داشتم

هر کسی را تو نمی انگاشتم

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 11:40 | 86/06/21

شعر برای سبزوار

 

با نگاهی مست و گونه های نارنجی به استقبال پاییز می روم

در این ابتدای پاییز

دلم هیچ هوای مدرسه را نکرده است

دلم برای قدم زدنهای خنک شبانه

دلم برای پرسه زدن در شهر آغشته به پاییز

دلم برای بی وقفه لرزیدن

بی قراری می کند

اما سارا

چراغهای روشن این شهر را

با نگاهم

دانه دانه نخ می کنم

شبهای تهران در این پاییز

گردنبندی ست از عشق

که تو بر گردن من آویخته ای

من قلبم را

از اولین پنجره باز به سوي تو پَر می دهم

نگاه کن

چشم تمام آدمها زیباست

هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

و اتفاق نخواهد افتاد

حالا این کودک آنقدر بزرگ شده که بداند

با عشق ميتواند

خوشبختي را مز مزه کند

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 10:8 | 86/06/21
هرگونه کپی و استفاده غیر قانونی از نوشته های این وبلاگ ممنوع می باشد