تبليغاتX
چالش انی

فرودگاه


 

 

اندی - آلبوم فرودگاه

uniloo3

 




دانلود کل آلبوم به صورت یک فایل زیپ شده

Download


128MP3


01 Faghat Ye Nargah

02 Bad Az Tou

03 Foroudgah

04 Deltang

05 Bee Tou

06 Raze Man

07 Salam

08 Zamooneh

09 Bihoude Naboode

10 Chand Roozeh

11 Aroose Gol

12 Tou Nabashi

13 Bihoude Naboode

14 Leila (Remix)

15 Yaran�

16 Almast





32WMA


01 Faghat Ye Nargah

02 Bad Az Tou

03 Foroudgah

04 Deltang

05 Bee Tou

06 Raze Man

07 Salam

08 Zamooneh

09 Bihoude Naboode

10 Chand Roozeh

11 Aroose Gol

12 Tou Nabashi

13 Bihoude Naboode

14 Leila (Remix)

15 Yaran�

16 Almast

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 22:12 | 86/07/30

حرف من 24


سوختم ز آتش هجران تو اي يار بيا        تــا نكُشته است مرا طعنه‌ي اغيار بيا

من همه عمر تو را جُستم و نايافته‌ام       تو عنايت كن و يك لحظه بديدار بيا

uniloo3.blogfa.com

 روزایی وقتی توی دلم بهت میگم باش
اگه نباشی خیلی بدی
حتی اگه هزار روز دیگه وقتی میگم باش باشی
یا حتی اگه نگم باش ولی بازم باشی
یه روزایی خیلی کمرنگه
باید پررنگش کرد
باید اشکاشو پاک کرد
باید دستاتو باز کنی دور سینه‌ش و سرتو بذاری روش و به صدای نفس کشیدنش گوش بدی
نباید بگی گریه نکن
نباید بگی فکر نکن
باید باشی
نزدیک باشی
که خالی نباشه
یه روزایی که خیلی سنگینن
که نفس کشیدن هوا سنگینه
روزایی که همه چی تا نهایت ممکن تیز میشه و سنگین

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:50 | 86/07/30

چاقی


 

فاكتورهاي چاقي


چاقي يعني افزايش وزن بدن به نسبت قد. چاقي و عوارض ناشي از آن به دو عامل ميزان چربي اضافه بدن و همچنين به نحوه توزيع و نواحي تجمع يافته چربي بستگي دارد

معيارهاي چاقي

1- شاخص توده بدن(BMI):حاصل تقسيم وزن(برحسب كيلوگرم) بر مجذور قد (بر حسب متر) ميباشد

- كمتر از 18/5 : كم وزن
- بين 24/9-18/5: وزن طبيعي
- بين 29/9-25: اضافه وزن
- بين 40-30: چاق (خطرناك)
- بالاي 40: چاق (بسيار خطرناك)

2-دور كمر(WC):شاخصي است براي پيش بيني احتمال بروز بيماريهاي قلبي و ديگر بيماريهاي مرتبط با چاقي
- در مردان: دور كمر بالاي 102 سانتي متر در معرض خطر ميباشند
- در زنان: دور كمر بالاي 88 سانتي متر در معرض خطر ميباشند


3- نسبت دور كمر (در باريكترين قسمت) به دور باسن (در پهن ترين قسمت)

(WHR): حاصـل تقسيم دور كمر به دور بـاســن ميباشد. شاخص قابل اعتماد تري در پيش بيني احتـمال بروز بيماريهاي مرتبط با چاقي ميباشد نظير سكته، بيماريهاي قلبي، فشار خون بالا و ديابت

- در مردان: 0/9 يا كمتر ايده آل است
- در زنان: 0/8 يا كمتر ايده آل است
- در مردان: از 0/96 تا 1/0 ريسك پايين
- در زنان: از 0/81 تا 0/85 ريسك پايين
- در مردان: 1 و يا بالاي 1 ريسك بالا
- در زنان: 0 /85 يا بيشتر ريسك بالا


تيپ هاي چاقي

1- چاقي سيبي شكل (آندروئيد=مردانه): در اين نوع چاقي چربي در قسمتهاي مياني بدن ذخيره ميگردد.يعني قسمتهاي فوقاني شكم قفسه سينه، گردن، صورت و بازوها. و اندامهاي دروني اي كه چربي آنها را احاطه ميكند شامل قلب، ششها، كبد و كليه ها ميباشند. از اين رو احتمال بروز بيماريهاي قلبي، ديابت، فشار خون بالا، سكته و بيماريهاي كيسه صفرا در چاقي ي سيبي شكل بيشتراز چاقي ي نوع گلابي شكل ميباشد چاقي سيبي شكل اغلب در مردان پديد مي آيد اما زنان پس از يائسگي وتحت هورمون درماني و پس از زايمان نيز ميتوانند اين تيپ چاقي را بروز دهند

2- چاقي گلابي شكل (ژينوئيد=زنانه): دراين نوع چاقي، چربي در قسمتهاي تحتاني شكم، باسن و رانها ذخيره ميگردد


علل افزايش وزن و چاقي

چاقي يك اختلال پيچيده با علل تعاملي متعدد ميباشد

1- عدم توازن انرژي: مهمترين عامل ميباشد. زماني كه دريافت انرژي (كالري) بيشتر از مصرف انرژي (كالري) در بدن ميباشد، انرژي اضافي به شكل چربي در بدن ذخيره ميگردد. از يك سو كم تحركي و از سوي ديگر مصرف غذاهاي پر كالري
2- برهم خوردن تعادل هورموني: كم كاري غده تيروئيد و افزايش و يا كاهش هورمونهاي جنسي با تغيير در سرعت متابوليسم بدن باعث چاقي ميشوند
3- عوامل ژنتيكي:عوامل وراثتي با تاثير بر چگونگي سوزاندن كالري توسط بدن، نحوه ذخيره چربي در بدن و كنترل اشتها ميتوانند باعث چاقي شوند
4- مصرف برخي داروها: مصرف داروهايي نظير قرصهاي ضد بارداري، ضد افسردگي ها و آرام بخشها ميتوانند باعث اضافه وزن گردد
5- مدرنيسم و شهر نشيني: با كاهش فعاليت فيزيكي (كم تحركي) در جوامع مدرن و دسترسي بيشتر به غذاهاي پر چرب، پر كالري و با قند بالا بروز چاقي را دوچندان كرده است
6- عوامل رواني: پرخوريهاي عصبي (در پاسخ به هيجانات منفي از قبيل بي حوصلگي، افسردگي، اندوه، خشم) و اختلالات غذايي
7-عادات غذايي غلط.
8- منسوخ شدن الگوهاي غذايي مناسب و روي آوردن مردم به غذاهاي آماده و تنقلات
9- اعتياد به غذا: برخي غذاها باعث ترشح آندورفينها (دردكشهاي طبيعي بدن) ميشوند كه در فرد ايجاد وابستگي ميكنند
10- افزايش سن: با تغيير در متابوليسم و فعاليت بدني
11-بيماريهاي زمينه اي: نظير سندرم كوشينگ، آدم، تومور هيپوتالاموس

تومور مغزي و ديابت نوع ۲
12- علت رواني-اجتماعي: ما گاهي اوقات براي آرامش دادن به خودمان از غذا به عنوان يك پاداش استفاده ميكنيم و با غذا خوردن ناكاميها و محروميت هاي خود را جبران مي كنيم
13- زايمان
14- مصرف الكل


عوارض چاقي

چاقي خود يك بيماري نيست اما ريشه بسياري از بيماري هاست
1- چاقي بروي ارگانهاي حياتي بدن نظير قلب، كليه ها، ريه ها، كبد، مفاصل و عضلات تاثيرات سوء ي بجاي ميگذارد
2- مفاصل بايستي وزن بيشتري را تحمل كنند، به همين خاطر روماتيسم

نقرس و آرتريت (التهاب مفاصل) در افراد چاق شايع است
3- چربي اضافي اطراف قلب و ريه ها را احاطه ميكند، بنابراين قلب بايستي سخت تر كار كند و از ظرفيت و كارايي قلب و ريه ها كاسته ميشود
4- افزايش بروز برخي سرطانها از قبيل سرطانهاي سينه، رحم، گردن رحم و تخمدانها در زنان و سرطانهاي پروستات و روده بزرگ در مردان
5- افزايش بروز بيماريهاي قلبي-عروقي. تصلب شرايين، حمله قلبي پرفشاري خون، كلسترول و تري گليسيريدهاي بالا
6- اختلالات خواب نظير آپنه خواب (قطع مكرر تنفس در خواب) و خرخر كردن
7- مشكلات تنفسي مانند تنگي نفس و عفونتهاي تنفسي
8- استئوآرتريت (آرتروز) زانوها، مفاصل ران و مهره هاي كمر
9- سكته مغزي
10- پوكي استخوان و افزايش منوراژ (خونريزي شديد قاعدگي) و پر مويي در زنان
11- افزايش اختلالات زايمان (تولد نوزاد مرده، پر فشاري خون مادر

مسموميت خون،ديابت حاملگي و سزارين)
12- ديابت نوع ۲
13- سنگ كيسه صفرا، بواسير، يبوست مزمن، واريس و فتق هاي شكمي
14- ناباروري و يا ناتواني جنسي
15- كاهش سطح انرژي بدن
16- مرگ زودرس
17- كمر درد و زانو درد

فوايد كاهش وزن

1-پيشگيري از عوارض چاقي ي فوق الذكر.و يا درمان آنها
2-بهبود اعتماد بنفس و عزت نفس
3-تسهيل انجام فعاليت هاي فيزيكي
4-رفع نگرانيها هنگام انتخاب سايز مناسب لباس
5-افزايش سطح انرژي بدن


چند مطلب جالب درباره چاقي

1-زنان به علل متابوليكي و توده عضلاني كمتر سريعتر از مردان دچار اضافه وزن ميشوند
2-حتي اگر ميزان كالري دريافتي روزانه شما تنها 2 درصد بيشتر از ميزان كالري اي باشد كه شما در طي روز مي سوزانيد، همين اختلاف به ظاهر ناچيز در دراز مدت به اضافه وزن قابل توجهي در شما منجر گردد
3-مصرف 200-50 كيلوكالري بيش از نياز روزانه بدن طي 4 سال، به اضافه وزن آهسته اما پيشرونده ي 2 تا 20 كيلوگرم در شما منجر خواهد شد
4-هر 10 كيلوگرم اضافه وزن نمايانگر 70 هزار كيلوكالري انرژي ذخيره شده ميباشد
5-هنگامي كه دريافت كالري كاهش مي يابد، سرعت متابوليسم كاهش يافته و ميل ناخودآگاه براي مصرف غذا در فرد افزايش مي يابد. به همين خاطر است كه اغلب رژيم هاي غذايي بي نتيجه مي مانند. براي حفظ كاهش وزن 10 كيلو گرمي، فرد بايستي براي هميشه يا 300 كيلوكالري در روز از انرژي مصرفي خود بكاهد و يا 300 كيلوكالري بيشتر كالري بسوزاند

با فعاليت بدني


پيامدهاي ناشي از كاهش تنها 10 كيلوگرم از وزن

۲۰ درصد كاهش در مرگ و مير
۳۰درصد كاهش در مرگ و مير ناشي از ديابت
۴۰درصد كاهش در مرگ و مير ناشي از سرطانهاي مرتبط با چاقي
كاهش ۱۰ ميلي متر جيوه فشار سيستولي و ۲۰ ميلي متر جيوه فشار دياستولي خون
كاهش ۵۰ درصدي گلوكز ناشتا در افراد ديابتي
كاهش ۱۰ درصدي كلسترول تام
كاهش ۳۰ درصدي تري گليسيريدها
افزايش ۸ درصدي HDL و كاهش۱۵درصدي LDL


توصيه هايي براي كاهش وزن

1-لاغر بودن به معني سلامت بودن نيست. وزن ايده آل هر فرد بسته به قد، استخوان بندي و تيپ بدني (اكتومورف، مزومورف و آندومورف) متفاوت با ديگري ميباشد
2-تنها راه سالم كاهش وزن رژيم غذايي مناسب توام با فعاليت بدني و ورزش منظم و دايمي است
3-حداكثر كاهش وزن نبايد بيش از نيم كيلو تا يك كيلو گرم در هفته باشد. و يا به عبارت ديگر كاهش وزن نبايستي بيش از 1 درصد وزن بدن در هفته باشد. كاهش بيش از اين ميزان باعث از دست رفتن آب و عضلات بدن ميشود و نه چربيها. همچنين هر چه كاهش وزن آهسته تر باشد احتمال بازگشت وزن كمتر خواهد بود
4-به عنوان يك قاعده كلي هرگونه رژيم و يا روش لاغري اي كه نويد كاهش وزن چشمگيري در كوتاه مدت را به شما ميدهد، ناسالم، بي ثمر و غير اصولي ميباشد
5-به عنوان يك قاعده كلي رژيم غذايي اي سالم و اصولي ميباشد كه بتوان آن را تا آخر عمر حفظ كرد
6-هيچگاه وعده هاي غذايي را حذف نكنيد، بخصوص صبحانه را.حذف وعده غذايي،پرخوري در ساعت بعدي را افزايش ميدهد
7- غذا را آهسته و با آرامش ميل كنيد
8-تنها زماني غذا بخوريد كه گرسنه ميباشيد و نه هنگام عصبانيت، افسردگي، بيحوصلگي،اضطراب و خستگي
9-غذاهاي متنوع مصرف كنيد
10-مصرف ميوه جات، سبزيجات و فيبر غذايي را افزايش داده و مصرف غذاهاي پر چرب و پر كالري را محدود سازيد
11-تا ميتوانيد آب بنوشيد
12-بطور روزانه و منظم ورزش كنيد. براي افزايش تحرك كمتر از آسانسور استفاده كنيد و راه پله را جايگزين آن كنيد. تا ميتوانيد پياده روي كنيد و كمتر پاي تماشاي تلويزيون بنشينيد
13-از وزن كردن روزانه خود خودداري كنيد و هفته اي يكبار وزن خود را اندازه گيري كنيد
14-نيم كيلو چربي روزانه 2 كالري انرژي ميسوزاند، اما نيم كيلو عضله 50 كالري در روز. بنابراين هر چه بدن شما عضلاني تر باشد انرژي بيشتري مي سوزانيد. براي افزايش توده عضلاني نيز راهي جز ورزش كردن وجود ندارد


چگونه متابوليسم خود را افزايش دهيد

1-افزايش نسبت عضله به چربي بدن متابوليسم بدن را افزايش ميدهد
2-افزايش فعاليت جسمي باعث افزايش سوخت و ساز بدن ميشود اين افزايش سرعت متابوليسم حتي چندين ساعت پس از اتمام فعاليت نيزادامه مي يابد
3-حذف كردن وعده هاي غذايي باعث كاهش سوخت و ساز بدن ميگردد. چنانچه زنان به مدت 3 ساعت و مردان 5 ساعت غذا مصرف نكنند بدنشان تصور ميكند ذخيره غذايي فراهم است، بنابراين متابوليسم بدنشان كاهش مي يابد. بنابراين در تمام ساعات روز چندين وعده غذاهايي سبك مصرف كنيد
4-مصرف ويتامينهاي گروه B و ويتامين C و مواد معدني را فراموش نكنيد
 
 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:19 | 86/07/30

یک کتاب


سیاست خارجی آمریكا

پس از 11 سپتامبر
 


تالیف: گوهري مقدم، ابوذر
تاریخ انتشار: شهريور 1386
تعداد صفحات: 268
قيمت: 18000 ريال
شابک: 4-223-419-964-978
قطع: رقعی
نوبت چاپ: اول
شمارگان: 1500


معرفی کتاب

در دوران جنگ سرد، آمریكا با تعریف كمونیسم به عنوان دشمن خود، همواره سعی می‌كرد از این عامل به عنوان شاخص جهت‌هی به سیاست خارجی‌اش استفاده كند كه تاریخ جنگ سرد، شاهدی بر این مدعاست. طرح پرده‌ی آهنین، درگیری در ویتنام، كره و كوبا، طرح دفاع موشكی و جنگ ستارگان ریگان و ... نمونه‌های بارزی از این مطلب می‌باشند. با فروپاشی نظام دو قطبی، عرصه‌ی روابط بین‌الملل و به تبع آن، سیاست خارجی آمریكا به عنوان ابرقدرت باقی‌مانده دچار بحران معنا و هویت گردید و رئالیسم به عنوان تئوری غالب جنگ سرد به چالش كشیده شد
در این هنگام برخی از متفكران آمریكایی در ارائه‌ی بدیلی برای كمونیسم به منظور جهت‌دهی سیاست خارجی این كشور سعی بسیار نمودند؛ از جمله طرح «برخورد تمدن‌های هانتینگتون»، در این راستا مطرح شد، ولی هیچ كدام از این موارد به اندازه‌ی حوادث 11 سپتامبر 2001 نتوانست جهت تبیین و مفهوم‌سازی در زمینه ی سیاست خارجی آمریكا مؤثر باشد. دولت‌مردان نو محافظه‌كار آمریكا با استفاده از این حادثه بعد از دوره‌ای سرگدرانی در سیاست خارجی و پس از فروپاشی كمونیسم راهبرد جدیدی ارائه و آن را در سطح گسترده‌ای از جهان اعمال نمودند. كتاب حاضر به بررسی این تغییر پاردایمی در سیاست خارجی آمریكا، از مبارزه با كمونیسم به مبارزه با تروریسم می‌پردازد
آنچه تحقیق حاضر به دنبال پاسخ‌گویی آن می‌باشد، بررسی این مطلب است كه آیا اصولا حوادث 11 سپتامبر باعث تغییر پارادایمی در سیاست خارجی آمریكا به سوی مبارزه با تروریسم ، به جای مبارزه علیه كمونیسم در دوران جنگ سرد شده است یا خیر؟ به عبارت دیگر، این تحقیق به بررسی و مطالعه‌ی این پرسش می‌پردازد كه چه تغییر رویكردی در سیاست خارجی ایالات متحده پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 صورت گرفته است كه در این راستا عمدتا اهدافی كه دولت جرج دابلیو بوش در دوره‌ی اول ریاست جمهوری خود به دنبال آن بود، مورد بررسی قرار گرفته است
این كتاب مشتمل بر یك مقدمه، پنج فصل و یك نتیجه‌گیری كلی است فصل اول این اثر كه با مقدمه‌ای مختصر از چارچوب‌ها و روند كلی سیاست خارجی آمریكا آغاز می‌شود، سعی در ارائه‌ی چارچوبی تئوریك برای بررسی سیاست خارجی آمریكا دارد. در این فصل با استفاده از مدل جیمز روزنا سعی گردیده سیاست خارجی آمریكا بر اساس پنج مقوله‌ی محیط خارجی، محیط اجتماعی كشور، منابع حكومتی منابع فردی و منابع مربوط به نقش، تقسیم بندی شوند. لازم به ذكر است با توجه به مسئله‌ی اصلی این تحقیق، تنها دو دسته از متغیرهای مطرح شده به شكل مفصل مورد بررسی قرار گرفته‌اند كه عبارتند از: متغیرهای سیستمی و مربوط به نظام بین‌الملل و دیگری خصوصیات و ایدئولوژی حاكم بر نخبگان سیاست خارجی آمریكا
فصل دوم اختصاص به بررسی ریشه‌های داخلی سیاست خارجی آمریكا دارد و در واقع به بررسی منابع حكومتی مدل روزنا در جمامعه‌ی آمریكا می‌پردازد. تأكید عمده‌ی این فصل بر نقش و نحوه‌ی تفكر نو محافظه‌كاران به عنوان گروهی است كه پس از سال 2000 نقش مستقیمی در سیاست‌های ایالات متحده پیدا كرده‌اند. اصلو اعتقادی این گروه به تفصیل بیان گردیده و در این فصل نیز اشاره‌ای به متغیرهای مربوط به فرد و نقش افراد شده است. در این راستا به بررسی مختصری از شخصیت جرج دابلیو بوش و تأثیر آن بر سیاست‌های كلان ایالات متحده پرداخته شده است
فصل سوم به تروریسم به عنوان بازیگری جدید در عرصه‌ی روابط بین‌الملل نگریسته شده و جهان بین‌الملل پس از 11 سپتامبر توصیف گردیده و همچنین به نقش آمریكا در سیستم جدید بین‌المللی اشاره شده است. در این فصل به بحران هویت ناشی از فروپاشی كمونیسم شوروی در سیاست خارجی آمریكا و تغییر پاردایمی ناشی از حوادث 11 سپتامبر به تفصیل پرداخته شده است
فصل چهارم دكترین جرج دابلیو بوش تحت عنوان حمله‌ی پیشگیرانه را بررسی كرده است. این دكترین از آنجا كه باعث حمله‌ی ایالات متحده به دو كشور عراق و افغانستان شد، اهمیتی مضاعف یافته؛ لذا به طور مستقل بررسی كرده است. همچنین در این فصل، به طرح خاورمیانه‌ی بزرگ كه مدلی برای انجام اصلاحات در خاورمیانه می‌باشد نیز پرداخته است، تا اهداف واقعی حضور آمریكا در منطقه آشكارتر شود
فصل پنجم نیز نتایج حاصل از دكترین بوش و آموزه‌ی طرح خاورمیانه ی بزرگ را بررسی كرده است و به آثار و نتایج حملات آمریكا به افغانستان و عراق برای این كشور و نیز جمهوری اسلامی ایران اشاره كرده است این فصل پیامدهای سیاست خارجی آمریكا پس از 11 سپتامبر در ایران را به اختصار بیان كرده است

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:9 | 86/07/30

علمی1


برنده جايزه نوبل فيزيك در گفت‌وگو با ايسنا


انتظار چنين پيشرفت‌هاي علمي را در ايران نداشتم

برنده جايزه نوبل فيزيك 1993 با تحسين پيشرفت‌هاي علمي ايران اظهار داشت: دولت‌ها بايد علم را به عنوان يك زبان جهاني بدانند كه به وسيله آن مي‌توانند انسان‌هاي مختلف با تفكرات گوناگون را گرد هم آورند و از اين منظر علم بسيار حائز اهميت است و بسيار خوشبين هستم كه اين اتفاق در آينده بيفتد
دكتر جوزف تيلور كه به همراه هياتي از دانشگران عضو فرهنگستان‌هاي ملي علوم و مهندسي آمريكا به ايران آمده است، در گفت‌وگو با خبرنگار «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به بازديدهاي خود از مراكز علمي ايران اظهار كرد: من با مشاهده پيشرفت‌هاي علمي ايران در پارك فن‌آوري پرديس بسيار تحت تاثير پيشرفت‌هاي ايران قرار گرفتم و از اين كه چنين ساختمان‌هاي صنعتي جديدي در كشوري نظير ايران ساخته شده و بسيار عالي كار خود را انجام مي‌دهند، حيرت زده شدم
وي افزود: نظر من درباره ايران همواره مثبت بود اما بيشتر اطلاعاتم از شنيده‌ها و خوانده‌هايم بود و تا به حال از ايران ديدن نكرده بودم
تيلور در پايان با تاكيد بر ضرورت همكاري علمي ميان ايران و آمريكا اظهار كرد: نسبت به برقراري ارتباط علمي ميان دانشمندان ايراني و آمريكايي خوشبين هستم و خواستار برقراري اين رابطه به بهترين نحو ممكن مي‌باشم
گفتني است، دكتر جوزف‌ تيلور در سال 1993 به‌ همراه‌ همكارش‌ هالس
به‌ پاس اثبات‌ عملي‌ يكي‌ از نظريات‌ انيشتين‌ جايزه نوبل‌ فيزيك‌ را دريافت‌ كرد تيلور در سال‌ 1941 در فيلادلفيا متولد شد و ليسانس‌ فيزيك‌ را از دانشگاه‌ هاورفورد وPhD ستاره‌شناسي‌ را در سال‌ 1968 از هاروارد گرفت
وي پس‌ از مدتي‌ به‌ ماساچوست‌ رفت‌ و در آنجا به‌ عنوان‌ استاد ستاره‌ شناسي‌ و مدير رصدخانه‌ي‌ راديويي‌ مشغول‌ به‌ فعاليت‌ شد. او پس‌ از مدتي‌ به‌ رصدخانه‌ ملي‌ راديويي‌ در ويرجينياي‌ غربي‌ رفت‌ و در كشف‌ اولين‌ پولسار همكاري‌ كرد
پولسارها نوعي‌ خاص‌ از ستاره‌هاي‌ نوتروني‌ دوار شديدا مغناطيسي‌ شده‌ هستند كه‌ تشعشع‌ راديويي‌ قابل‌ شناسايي‌ خاصي‌ از خود متصاعد مي‌كنند

در سال‌ 1974، تيلور و همكارش‌ هالس، اولين‌ پولسار را در يك‌ سيستم‌ دوتايي‌ كشف‌ كردند كه‌ در حال‌ حاضر به‌ آن‌ها پولسارهاي‌ بازيافت‌ شده‌ مي‌گويند گردش‌ اين‌ سيستم‌ دوتايي‌ به‌ دليل‌ انتشار تشعشعات‌ گرانشي‌ كاهش‌ مي‌يابد و سرعت‌ اين‌ كاهش‌ به‌طور دقيق‌ از نظريه‌ انيشتين‌ محاسبه‌ مي‌شود و براي‌ مدت‌ بيش‌ از سي‌ سال، تيلور و همكارانش‌ با اندازه‌گيري‌هاي‌ خود به‌ مقادير پيش‌بيني‌ شده‌ انيشتين‌ نزديك‌ شدند.
تيلور از اين‌ سيستم‌ باينري‌ پولسار براي‌ آزمايش‌ بسيار دقيق‌ نظريه‌ نسبيت‌ عام‌ انيشتين‌ استفاده‌ كرد وي‌ با رصد پولساري‌ كه‌ خود كشف‌ كرده‌ بود، وجود تشعشعات‌ گرانشي‌ را اثبات‌ كرد و مقدار و خواص‌ آن‌ها را كه‌ توسط‌ انيشتين‌ پيش‌بيني‌ شده‌ بود نشان‌ داد
به گزارش ايسنا، تيلور علاوه‌ بر نوبل، جوايز بسياري‌ به‌ خاطر فعاليت‌هاي‌ علمي‌ تحقيقاتي‌ خود گرفته‌ است كه از جمله آنها نخستين‌ جايزه‌ «هيمن» انجمن‌ نجوم‌ آمريكا، مدال‌ هنري‌ دراپر فرهنگستان‌ علوم‌ آمريكا، مدال‌ آلبرت‌ انيشتين، جايزه‌ي‌ ولف‌ فيزيك‌ است
تيلور در زمينه‌ مخابرات‌ راديويي‌ آماتوري‌ نيز فردي‌ شناخته‌ شده‌ است

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:3 | 86/07/30

ستون ازاد


بني‌اسرائيل به روايت قرآن



 

...مسأله يهود در دنياي امروز، خصوصاً به شكلي كه در آمريكا و اسراييل جلوه‌گر شده،‌مسأله تازه‌اي نيست و سوابق ديرينه‌‌اي دارد. شكي نيست كه اين مسأله در دوران ما ابعاد بسيار وسيعي يافته و به اشكال بي‌سابقه و متنوعي ظاهر شده است، اما ريشه‌ها و علل بروز آن در تصويري كه قرآن كريم از قوم يهود ارائه مي‌دهد قابل جستجوست. بسياري از خصايص و ويژگي‌هايي كه قرآن كريم به قوم يهود نسبت مي‌دهد در جهان امروز به صورت مكاتب گوناگون فكري، فلسفي، سياسي و اقتصادي درآمده و در قالب نظامهاي حكومتي و نهادها و سازمانهاي ملي و بين‌المللي استقرار يافته است. شرايع الهي و تعاليم انبياء عليهم‌السلام در دوران كنوني يا مسخ و تحريف شده و يا به كلي نفي و تكذيب گرديده است و دنياپرستي و ماديگرايي، در اشكال مختلف سيانتيسم، كاپيتاليسم، سوسياليسم، اومانيسم، ليبراليسم و هزاران ايسم ديگر، جايگزين آن شده است. نظام فاسد سرمايه‌داري با استفاده از مؤسسات بانكي و تراستهاي عظيم بين‌المللي، كنترل شريانهاي اقتصادي و به تبع آن نظامهاي سياسي و حكومتي را در كشورهاي مختلف به دست گرفته و جهان را به سوي مقاصد استكباري خود سوق مي‌دهد. جنگ و صلح، شكوفايي اقتصادي و صنعتي، فقر و قحطي و عقب‌ماندگي، تحولات سياسي و اجتماعي و جريانهاي فرهنگي و هنري، رسانه‌هاي ارتباطي و خبري و افكار عمومي ... همه و همه به شكلي با اين شبكه‌ي جهاني مرتبط بوده و از آن تأثير مي‌پذيرد. اسلام، يگانه حقيقت زنده و پوياي جهان، آماج كينه‌ها و خصومتها قرارگرفته و روزي نيسته كه خون پاك مسلمانان به تيغ دشمنان دين خدا، بر خاك جاري نشود. از پس سيماي كنوني جهان، خطوط اصلي چهره‌ي يهود را آن گونه كه قرآن كريم ترسيم نموده مي‌توان ديد، حتي اگر نقاب حقوق بشر و نظم نوين جهاني را بر چهره داشته باشد
شايد براي عده‌اي شگفت‌ باشد كه در قرآن به آداب و اوصاف و اعمال و به طور خلاصه سرگذشت «يهود» يا «بني‌اسرائيل» به نسبت بيش از ديگر اقوام و امتها اشاره شده است
راستي! چرا خداوند متعال در قرآن كريم براي هدايت و عبرت خلق، بيش از همه اقوام و امتها، به اوصاف و شيوه‌هاي رفتاري يهود اشاره فرموده و از آنها مثال آورده است
اوصاف و شيوه‌هاي رفتاري يهود چگونه بود كه اين همه درباره‌ي آن تذكر داده شده است؟ مهمتر از همه علت و منشاء اصلي و باطني اوصاف و اعمال بني‌اسرائيل چيست و چه بوده است
مرحوم علامه طباطبايي درباه‌ي علت كثرت اشاره به يهود و بني‌اسرائيل در قرآن، نوشته است
بني‌اسرائيل از تمام امتها لجوج‌تر و كينه‌توزتر بودند و در برابر حق، سركشي بيشتري داشتند؛ چنانكه كفار عرب كه پيغمبر ص مبتلا به ‌آنها بود، نيز چنين اوصافي را دارا بودند
خصايص و ويژگي‌هاي قوم يهود ـ آنچنان كه در قرآن كريم اشاره شده، در رديف بدترين و زشت‌ترين رفتار و صفاتي است كه ممكن است انسان يا قومي در زندگي دنيايي خويش داشته باشد
ابراز علاقه و گرايش به بت‌پرستي، به عنوان ويژگي بارز يهود در قرآن بيان شده است
به موسي گفتند اي موسي، معبودي مانند معبودهاي اينان

 اين بت‌پرستان براي ما درست كن
عصيان و سرپيچي در مقابل پيامبران و دستورات الهي، رفتار بسيار ناپسند و مذمومي است كه به اعتقاد مفسرين و دانشمندان معارف ديني مختص قوم يهود است. داستان «گاو بني‌اسرائيل»5 در قرآن نمونه‌ي بسيار روشن و آشكاري است كه اين گفته را تائيد مي‌كند
نكته حائز اهميت و بسيار حيرت‌انگيز در اين ‌آيات، نه فقط قصه گاو بني‌اسرائيل و معجزه الهي مبني بر زنده كردن مقتول و مشخص كردن قاتل يهودي و نيز سركشي و لجبازي و ناسازگاري بني‌اسرائيل در مقابل اوامر الهي، بلكه بيش از همه سخت‌سري و سنگدلي و قساوت قلبي يهود است كه در قرآن با صريح‌‌ترين بيان و عبارت در آيه 74 سوره بقره آمده است

پس [از ديدن اين معجزه‌ي بزرگ نيز] سخت دل شديد كه دلهايتان چون سنگ بلكه سخت‌تر از آن شد. زيرا بسا سنگها مي‌شكافد و آب از آن بيرون مي‌ريزد و بعضي از آنها از ترس خدا فرو مي‌ريزد و خدا از آنچه انجام مي‌دهيد غافل نيست
تكذيب رسالت انبياء و حتي كشتن پيغمبران الهي از ديگر افعال و ويژگي‌هاي مذموم يهود است كه در آيات متعددي به آنها اشاره شده است
دنياگرايي و دلبستگي مفرط و شديد به د نيا و مطامع دنيوي و عدم اعتقاد و توجه به سراي آخرت و روز قيات، ديگر ويژگيِ اختصاصي و لاينفك «يهود»شمرده شده است؛ به طوري كه در اين زمينه نوشته‌اند: يهود به جهان پس از مرگ معتقد نيست و پاداش و كيفر را منحصر به زندگي دنيا مي‌داند
براساس همين عقيده، يهود ثروت و لذائذ جسمي را هدف اساسي در زندگي خود مي‌داند و براي جمع‌آوري ثروت مي‌كوشد
البته يهوديان نه تنها موضوع دنياپرستي و عدم توجه به آخرت را به عنوان اتهام نسبت به خويش قلمداد كرده، بلكه مدعي شده‌‌اند كه سراي آخرت مختص آنهاست. لذا خداوند متعال در پاسخ به آنها در قرآن كريم فرموده است
بگو اگر سراي آخرت نزد خدا مخصوص شماست نه ساير مردم، اگر راستگو هستيد، پس تقاضاي مرگ كنيد و هرگز آرزوي مرگ نخواهند كرد زيرا به خاطر كردار بد، عذاب سختي براي خود مهيا كرده‌اند و خداوند بر همه ستمكاران آگاه است

در قرآن كريم همچنين در اين باره آمده است
يهوديان را از همه مردم، حتي مشركان [كه ايمان به قيامت ندارند] حريص‌تر بر زندگي مادي مي‌يابي، هر يك از آنها دوست دارند هزار سال عمر كنند در حالي كه طول عمر نمي‌تواند آنان را از عذاب دور سازد و خدا نسبت به آنچه مي‌كنند بيناست

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه نوشته است
دليل روشن بر اين مطلب اين است كه آنها [بني‌اسرائيل] را از همه مردم حريص‌تر بر زندگي دنيا مي‌بيني، با اينكه يگانه حاجب و مانع از توجه به آخرت همين حرص بر دنيا و دلبستگي آن است [...] يعني آنها را از مشركين هم حريص‌تر به دنيا مي‌يابي... آنها هرگز تمناي مرگ نخواهند كرد و سوگند ياد مي‌كنم كه آنها را از تمام مردم حريص‌تر بر اين زندگي پست و دور كننده از آن زندگي پاك و پاكيزه‌ي عالم آخرت مي‌يابي، بلكه مي‌بيني از مشركين هم كه عقيده به قيامت ندارند حريص‌ترند،‌به طوري كه هر كدام دوست مي‌دارند طولاني‌ترين عمر را داشته باشند، با اينكه چنين عمري نمي‌تواند آنها را از عذاب دور سازد، چه اينكه عمر هر چه باشد، بالاخره محدود است و پايان خواهد پذيرفت

در ارتباط با دنياگرايي افراطي يهود، همچنين در تفسير شريف‌الميزان در شرح ‌آيات 211 و 212 سوره بقره آمده است
مي‌گويد: هان! اين قوم بني اسرائيل در جلو چشم شمايند؛ اينان همان مردمي هستند كه خدا به ايشان كتاب و آئين و پيامبري و سلطنت عطا فرموده و از ارزاق خوب و پاكيزه به آن‌ها روزي داده و بر عالميان برتري بخشيد. از ايشان بپرس كه خدا چه آيات روشني به ايشان داد؟ و در كارشان دقت كن كه آغاز از كجا بود و به كجا انجاميد؟ كلمات را تحريف كردند و از جاي خودش تغيير دادند و در قبال خدا و كتابش اموري را از پيش خود وضع كردند و با اينكه وظايفشان را مي‌دانستند از حدود خودشان تجاوز نمودند، خدا هم به سخت‌‌ترين عقوبتها گرفتارشان كرد. جمعيتشان پراكنده شد؛ آقايي‌شان زوال پذيرفت، خوشبختي و سعادتشان به باد فنا رفت در دنيا به خواري و گدايي افتادند و رسوايي و عذاب آخرتشان بسي‌بالاتر است

امروز نيز يهوديان، دنياگرايي و مطامع دنيوي خود را تحت پوشش به اصطلاح دين (آئين يهود) تفسير، توجيه و تبليغ مي‌كنند، در حالي كه به اعتقاد عالمان و مفسران علوم قرآني، يهود نه تنها به ماوراءالطبيعه و ماوراء حس و اصول وحي و معاد بي‌اعتقاد است، بلكه علت اساسي و منشاء ضلالت و انحراف «يهود»، «ماده‌پرستي» و «حس‌گرايي» بوده است

مرحوم علامه طباطبايي در اين باره نوشته است
بني‌اسرائيل معتقد به اصالت ماده بودند. احكام ماده را در مورد خدا نيز اجرا مي‌كردند و گمان مي‌كردند كه خداوند نيز يك موجود مادي است، منتها با اين تفاوت كه او يك موجود قوي است كه بر ماده حكومت مي‌كند، عيناً مانند علل مادي كه برمعلولات مادي حكومت دارند

چنانچه در داستانهايي كه از بني‌اسرائيل در قرآن نقل شده دقت كنيم و اسرار اخلاقي آنهارا كه در آنها منعكس شده است مورد بررسي قرار دهيم خواهيم ديد كه آنها مردمي غرق در ماديات و دلباخته‌ي لذائذ حسي اين زندگي صوري بوده‌اند، لذا در مقابل حقايق ماوراء حس خضوع نمي‌كردند و جز در برابر لذات و كمالات مادي تسليم نمي‌شدند، امروز هم عيناً همان طورند،؛ همين روحيه است كه عقل و اراده‌ي آنها را تحت انقياد حس و ماده قرار داده، به طوري كه جز آنچه اين دو اجازه مي‌دهند درك نمي‌كنند و اراده نمي‌نمايند
با توجه به ‌آنچه ذكر شد، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه: اعتقاد به «اصالت ماده و حس» و تسليم و انقياد عقلي، فكري و اخلاقي در برابر اين دو و بالعكس عدم اعتقاد به باور قلبي نسبت به حقايق ماوراءالطبيعه و ماوراءحس، «عصاره‌ي اصول و فروع يهود است»؛ كه برخي آن را «سيره و سنت يهودي» نامگذاري كرده‌اند
بنابراين اگر بتوان اين موارد و مجموعه را به عنوان «فرهنگ يهود» يا «فرهنگ بني‌اسرائيلي» خلاصه و تعريف نمود؛ آنگاه ناگزير بايد نظار و شاهد تشييع تابوت فرهنگ و تمدن حاكم بر سرزمين غرب بود. زيرا آنچه امروزه به عنوان معيار، ارزش، اخلاق، فرهنگ و ... بر جوامع غربي حكمراني مي‌كند، دقيقاً منطبق با «سنت و سيره‌ي» مذكور، يعني «فرهنگ يهودي ـ اسرائيلي»است
امروز عواطف، احساسات و افكار عمومي در غرب تحت سيطره‌ي اين فرهنگ است. تذكر اين موضوع اگر چه بسيار تلخ و ناگوار مي‌نمايد‌ اما واقعيتي است كه نمود عيني پيدا كرده و بر عرصه‌ي جهاني سايه‌ي شوم خود را گسترده است و خطر آن، جغرافياي فرهنگ و اجتماع در جهان را تهديد مي‌كند

---------------------------------
پي‌نوشت‌ها
1. آويني، سيد‌محمد، از مقدمه ترجمه كتاب «يهود بين‌الملل»
2. به طوري كه نوشته‌اند: در قرآن كريم 420 آيه درباره‌ي حضرت موسي و 480 آيه درباره‌ي انبياء بني‌اسراييل و برخورد و رفتار اين قوم با پيامبران خود آمده است و 157 آيه و به قولي ديگر 153 آيه اشاره مستقيم به يهود دارد. [رجوع شود به: شمس‌الدين رحماني، جنايت جهاني، به نقل از مرآت‌الآيات يا راهنماي مطالب قرآن: سيدابوالفضل برقعي، و همچنين به: دكتر محمد‌باقر محقق؛ نمونه بينات در شأن نزول آيات، صص 1013 ـ 1011
همچنين «نام حضرت موسي بيش از ديگر انبياء الهي در 166 جاي قرآن ذكر شده كه در 36 سوره‌ي قرآن به گوشه‌هايي از داستانهاي آن حضرت به طور اجمال يا تفصيل اشاره شده است.»
[رجوع شود به: علامه سيد‌محمد‌حسين طباطبايي، الميزان، ج 16، ترجمه سيد‌محمد‌باقر موسوي همداني، ناشر، بنياد علمي و فكري طباطبايي با همكاري مركز نشر فرهنگي رجاء، چاپ دوم، تابستان 66، ص 61
3. الميزان، ج 1، صص 280 ـ 279
4. قرآن كريم، سوره اعراف، آيه 138
5. به آيات 67 تا 72 سوره بقره مراجعه شود
6. عفيف عبدالفتاح طباره، چهره يهود در قرآن، ص 84
7. قرآن كريم، سوره بقره،‌آيات 94 و 95
8. قرآن كريم، سوره بقره،‌آيه 96
9. الميزان، ج 1، صص 309 ـ 308
10. الميزان، ج 2، صص 152 ـ 151
11. الميزان، ج 1، ص 278
12. همان، ص 280، مصداق بارز اين روحيه و اعقتاد، تقليد و پيروي يهوديان، از سامري و پرستش گوساله‌ي طلايي در زمان حضرت موسي (ع) است

منبع: «پژوهه صهيونيت» مؤسسه فرهنگي پژوهشي ضياءانديشه

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:59 | 86/07/30

شاه افغانی


شیر دره پنجشیر
 

ما برای آزادی می رزمیم
زیرا زیستن در زیر چتر بردگی، پست ترین نوع زندگی است
برای حیات مادی همه چیز را می توان داشت. آب، نان و مسکن. ولی اگر آزادی ما برباد رفت اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد واگر استقلال ما نابود گشت، در آن صورت این زندگی، برای ما کوچکترین لذتی نخواهد داشت


شهید احمد شاه مسعود

--------------------------------
 

چه گوارا این جا، چه گوارا اون جا، چه گوارا همه جا
بسه دیگه. تورو خدا یه ذره هم که شده انصاف به خرج بدید
بابا، دم "چه گوارا" و همه تیر و طایفه خودشو هرکی برای آزادی می جنگه گرم، اما مگه تو تاریخ فقط حضرت چه گوارا رو داریم
بابا، ما (منظورم مسلموناست) تو هر زمینه ای اگه از دنیا عقب باشیم، تو مبارزه و جهاد به خدا عقب نیستیم

من واقعا متاسفم وقتی می بینم برادران و خواهران دینی ام اینقدر دچار فراموشی تاریخی (اگه نگیم فقر اطلاعاتی) هستن
بله قبول دارم که روزی حضرت روح الله فرمودند که
ما به پیروی از اسلام بزرگ، از جمیع مستضعفین حمایت می کنیم و از هر سازمانی در جهان که برای نجات کشور خود به پا خاسته پشتیبانی می کنیم
درسته، ولی مطمئنم منظور امام این نبوده که شما فقط از کسانی حمایت کنید که غیر مسلمونن و اصلا یادتون بره که از تیر و طایفه خودتون هم کسانی با ابرقدرت ها جنگیدن
مثلا همین "احمد شاه مسعود" خودمون
کدوم یکی از ماها حاضریم مثلا عکسشو بزنیم تو اتاقمون. کدوممون حتی حاضریم به خودمون زحمت بدیم چند خط درموردش بخونیم
بابا، همین چمران که مال کشور خودمونه رو حالشو نداریم چه برسه به کسی مثل احمد شاه مسعود
تازه سیگار برگم که نمی کشه و از همه بدتر این که افغانی هم هست

حالا اگه مثلا اروپایی یا حداقل اهل آمریکای لاتین بود یه چیزی
به جون خودم که می خوام دنیاش نباشه، دیگه دوره چه گوارا و چه گوارا بازی داره تموم میشه. "هین سخن تازه بگید تا دو جهان تازه شود
هرچند حاضرم قسم بخورم خیلی از اینایی که سنگ امثال "چه" رو به سینه شون می زنن، حتی دو خط (فقط دو خط) هم در موردش نمی دونن
از این حرفا که بگذریم وقتی دشمن در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۰ در "خواجه بهاودین ولایت تخار افغانستان"، توسط دو عامل انتحاری در پوشش خبرنگار چریک آزادی خواه و مسلمان (توجه کنید: مسلمان) افغان یعنی شهید

احمد شاه مسعود" این شیر دره پنجشیر را ترور کرد، آنها دانستند که چه می کنند و لی آیا ما هم می دانیم
از مسعود، پنج دختر و یک پسر به یادگار مانده است ولی کسی در ایران آنها را دعوت نمی کند، راستی چرا

باور دارم ای دوست
که زندگی زیباست
می توان مردی را کشت
و جسمش را با خاک یکسان کرد
می توان پاره های گوشتش را از میان برد
اما هرگز نمی توان باورهایش را نابود کرد
هرگز

شعر از رضا دقتی بود

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:53 | 86/07/30

هنر اسرائیلی


اشتباه سهوی یا عمدی


بیت المقدس به نام قبه الصخره در کنار مسجدالاقصی قرار دارد. قبه الصخره بنایی دارای قائده ی 8 وجهی و گنبدی طلایی رنگ که به نماد فلسطین بدل شده است, عموما به جای مسجد الاقصی اشتباه گرفته می شود, حال آنکه مسجدالاقصی بر مبنای نص صریح قرآن کریم جایگاه معراج حضرت پیامبر (ص) و نخستین قبله ی مسلمانان است و هرگاه سخنی از آن به میان می آید تصویر قبه الصخره نمایش داده می شود. شاید دلیل این اشتباه نزدیکی این دو بنا به یکدیگر باشد اما به نظر می رسد در ورای این اشتباه ساده مساله ی مهمتری وجود داشته باشد
یکی از اساتید دانشگاه چند سال پیش در نشریه ای عربی چنین بیان داشته است: بین مسجدالاقصی و قبه الصخره سردرگمی قابل توجهی وجود دارد, هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجد الاقصی به میان می آید عکسی از قبه الصخره نمایش داده می شود
دلیل اصلی این مساله, عدم اطلاع عموم مردم, هم راستا با توطئه های اسرائیل است
در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز بارها با این مساله مواجه بودم تا آنکه اطلاع یافتم صهیونیست ها در آمریکا چنین تصاویری را چاپ و منتشر می کنند و گاه با قيمت بسيار اندك و حتي به رايگان در اختيار اعراب و مسلمانان قرار مي دهند. بدين ترتيب مسلمانان آن را در تمام نقاط نصب مي كنند
همين مساله مؤيد اين است كه [دولت] اسرائيل مي خواهد تصوبر مسجدالاقصي را از اذهان مردم پاك كند تا بتواند آن را تخريب و معبد خود را پنهاني بنا كند. اگر كسي شكايت يا اعتراضي داشته باشد، به طور زنده تصوبر قبه الصخره را نشان خواهد داد و اظهار خواهند داشت كه اتفاقي نيفتاده است
عجب توطئه اي! هنگامي كه از برخي از اعراب، مسلمانان و حتي برخي از فلسطيني ها پرسش كردم دريافتم كه آن ها نيز قادر به تمايز بين اين دو مكان مقدس نيستد. جاي تاسف است كه اسرائيلي ها تا چه حد در پيشبرد توطئه شان توفيق داشته اند



 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:50 | 86/07/30

غیرت ایرانی


یاد خوش غیرتان بخیر


فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله
شهید رضا پناهی



 

یکبار، بلکه چندبار باید این وصیتنامه را بخوانیم و یا به صدایش گوش دهیم تا بفهمیم که چطور جبهه برای بعضیها دانشگاهی بود که حتی بدون گذراندن تحصیلات مقدماتی، از آن فارغ التحصیل شدند و مدرک خود را از اباعبد ا..(ع) گرفتند. و به راستی چه تفاوتی بین نوجوانان آن زمان و نوجوانان این عصر وجود دارد

صفایی ندارد ارسطو شدن
خوشا پرگشودن، پرستو شدن

سال 1349 بود که در کرج بدنیا آمد. در خانواده ای مذهبی؛ اما بیشتر از 12 سال نتوانست سنگینی تن کوچکش را بر روح بزرگش تحمل کند و به اصرار پدر و مادر خود را راضی کرد تا سرانجام در دوازدهمین سال زندگیش ابدی شود. وصیتنامه اش را قبل از اعزام مخفیانه در نواری ضبط کرد و در گوشه ای پنهان؛ که بعد از شهادتش بدست خانواده اش رسید


فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی


بسم الله الرحمن الرحیم
مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه
هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم
هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم
پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله

التماس دعا

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:48 | 86/07/30

نابغه ایرانی


تصويري از آخرين لحظات حيات پرفسور حسابي


شام در کنار تخت استاد سرد شده است ظاهراً ديگر نيازي به خوردن غذا نيست پزشکان و مسئولان بيمارستان دانشگاه به اين نتيجه رسيده اند که معالجه روي قلب استاد ديگز اثري ندارد. لذا آنژيوکت تزريق چند دارو براي ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژيوکت تزريق مسکن درد از دست چپ ايشان را خارج و حتي ماسک تأمين اکسيژن که ديگر ريه ها قادربه تأمين آن نبود را برداشته اند و تنها سنسورهاي تپش قلب روشن است شگفت اينکه در چنين حالتي در کمال حيرت پزشکان و متخصصين بيمارستان کانتونال دانشگاه ژنو، پروفسور حسابي در آخرين لحظات حيات به چيزي جز مطالعه و افزايش دانش خويش نمي انديشد

اين تصوير منحصر به فرد را يکي از کارکنان خود بيمارستان به عنوان يک تصوير تکان دهنده و تأثيرگذار ثبت کرده است

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:45 | 86/07/30

مهدی در منظر علی


مهدی منتظَر در نهج البلاغه

خطبه 100
و خلَّف فینا رایةَ الحقِّ، مَن تَقدَّمها مَرق، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق، و مَن لَزِمها لَحَق، دلیلُها مَكیثُ الكَـلام، بَطـِىءُ القِیام، سَریعٌ إذا قَام، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم، و أَشَرتم إلیه بِـأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللهُ، حتَّى یُطلِعَ اللهُ لَكم مَن یَجمَعُكم، و یَضُـمُّ نَشرَكم ، فلاتَطمَعوا فِى غَیرِ مُقبِل، و لاتَیأَسُوا مِن مُدْبِر ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَـیْهِ، و تَثبُتَ الأُخرَى، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُـتا جَمِیعاً

او ( پیامبر ) پرچم حق را برافراشت و در میان ما به یادگار گذارد; آن كس كه از زیر سایه این پرچم پاى پیش نهد از شریعت اسلام خارج گردد; و آن كس كه از پیرویش سر باز زند به هلاكت رسد; و سرانجام كسیكه زیر سایه این پرچم به پیش رود راه سعادت پیموده و به آن دست یابد پرچمدار این پرچم با شكیبائى و آرامش سخن گوید; و با كندى و تأنى در اجراى كارها بپا خیزد; امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پیروزى نهائى رسد; پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهادید ، و با سرانگشت به سویش اشاره كردید ، دوران او سپرى شده و مرگش فرارسد
از آن پس ناگزیر مدتى كه مشیت الهى اقتضاء كند در انتظار بسر برید ، آنگاه خداوند شخصیتى را برانگیزد تا شما را ( كه به اختـلاف و جـدائى گرائیده اید ) جمع كند و پراكندگى شما را سر و سامان بخشد. پس به كسیكه ( چیزیكه ) رو نكرده دل مبندید; و از آن كه رو گردانده ناامید مشوید آگاه باشید كه آل محمّد صلَّى الله علیه و آله همانند ستارگان این گنبد مینا باشند; آن هنگام كه یكى از آنها غروب كند دیگرى بدرخشد
گوئى چنان است كه در پرتو آل محمد(ص) نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مى بینم; و آنچه را كه آرزویش را در دل مى پروراندید بدان دست یافتید ابن ابى الحدید مى نویسد:امام این خطبه را در سومین جمعه زمامدارى خود ایراد فرمود; و ضمن آن به مطالبى پیرامون احوال خود اشاره كرد سپس همچون دیگر شارحان ، بى چون و چرا هدف از ایراد این خطبـه را پیشگـوئى از مهـدى و توصیف آن حضرت دانسته و مى گوید: شخصى را كه خدا برمى انگیزد از اهل بیت است; و این سخن اشاره به مهـدى آخرالزمان مى باشد و در نزد ما ( اهل تسنن ) غیر موجود است و از این پس وجود پیدا خواهد كرد; و به عقیده امامیه اكنون موجود مى باشد
اكنون لازم است كه درباره « و لاتَیأَسُوا مِن مُدْبِر » توضیح دهیم كه معنى آن این است كه از كسیكه روگردانده مأیوس و ناامید مشوید; و مصداق آن غیبت حضرت مهدى(ع) و روگردانى آن حضرت از تصدّى ریاست و زعامت ظاهرى باشد ، تا هنگام ظهور
ولى ابن ابى الحدید به خاطر فرار از رفتن زیر بار ولادت آن بزرگوار و غیبتش به دست و پا افتاده ، و خواسته است وانمود كند لازمه « مُدْبِر » بودن  موجود بودن است ، و در صورت عدم تولّد و موجود نبودن ، تعبیر به ادبار و روگردانى غلط است و مفهوم معقولى ندارد
آنگاه كلمه « و لاتَیأَسُوا مِن مُدْبِر » را این چنین معنا مى كند كه هرگاه این مهدى از دنیا رفت و فرزندانش را بجانشینى برگزید و كار یكى از آنها به اضطراب و ناپایدارى گرائید ، پس مأیوس نشوید و به شكّ نیفتید و نگوئید شاید ما در پیروى اینان دچار اشتباه شده ایم ، زیرا
اكنون این گونه بیراهه روى در تفسیر كلام روشن امام(ع) را ، جز به مخالفت با واقعیات وتعصب مذهبى ، بر چه چیز مى توان تطبیق كرد

جوابش به عهده خود خوانندگان است و نیازى به توضیح ندارد

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:43 | 86/07/30

جا پای لاریجانی


سعيد جليلي يك پا ندارد


سعيد جليلي يك پا نداردسعيد جليلي كه در دولت نهم معاون اروپا و آمريكاي وزارت خارجه شده بود، اكنون به جاي علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي شده است
وی که به ساده زیستی در زندگی شخصی و رويكردهاي اسلامي-انقلابي در ديپلماسي شهرت دارد، مورد اعتماد فراوان رئیس جمهور در حوزه سیاست خارجی است
سعيد جليلي كه دكتراي علوم سياسي دارد، به زبانهاي عربي و انگليسي نيز مسلط است و با توجه به سابقه ۲۰ ساله حضور در وزارت خارجه، جايگاه علمي و تسلط بسيار خوبي در موضوع هسته اي ايران خواهد داشت
اما در اين مقطع، جالب و قابل توجه است كه بدانيد اين استاد دانشگاه، در زمان جنگ تحمیلی به عنوان نیروی بسیجی بارها در جبهه حضور یافته است
شايد خود دكتر جليلي چندان راضي به گفتن اين جزئيات نباشد اما ميگوئيم تا در تاريخ بماند كه سعيد جليلي در سال ۱۳۶۵ديده بان لشكر امام رضا(ع) خراسان بود كه در عمليات كربلاي۵ از ناحيه پا مجروح شد و در بيمارستان صحرايي پاي راست خود را از دست داد
اكنون پاي راست سعيد جليلي، مصنوعي است و به عبارت دقيق تر او يك پا ندارد اما گامهاي علمي و استوارش در سياست، قطعا بيش از پيش زبانزد خواهد شد

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:41 | 86/07/30

علمی


قرآن کریم در مورد سیاه چاله‌ها
چه می گوید
 

انسان ها عادت داشتند تا زمانی که پیامبران برایشان معجزه نیاورده اند حرف این فرستادگان خدا را رد کنند. بعضی ها حرف آن ها را قبول می کردند و بعضی هم بر سرسختی خود می افزودند. اکنون بعد از وفات پیامبران، باز هم مردم نیاز دارند بدانند آیا خدا وجود دارد داروینیسم و نظریه تکامل به کفر ورزی انسان ها و سکولاریزم کمک کرد به طوری که این نظریه انسان ها را تا تاریکی های عصر حجر برد. به خاطر تحریف دین مسیحیت و دین یهودیت، پیروان این ادیان در اثر این نظریه دچار تزلزل و دودلی شدند
اسلام، آخرین دین آسمانی اکنون در مقابل این نظریات کفر آمیز ایستاده است. بیشتر یافته های علمی که دانشمندان به آن می بالند در قرآن ذکر شده است ( قابل توجه که ما مسلمانان اعتقاد داریم تمامی علوم در قرآن است و منظور نویسنده در این جا آن است که علوم کشف شده را ما با قرآن توانسته ایم تطبیق دهیم. مترجم) که ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده است
خداوند در قرآن فرموده اند
.....
یکی از معجزات علمی که در قرآن آمده است، در مورد سیاه چاله ها می باشد
خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند
این مشخصات عبارتند از 
آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند
آن ها پنهان هستند 
آن ها ستارگانی جارو کننده هستند
اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم
خداوند در قرآن فرموده اند
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (١٥)الْجَوَارِ الْکُنَّسِ (١٦)وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ (١٧)وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ (١٨)إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (١٩) تکویر
۱۵. به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل). سوره تکویر
به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.
خداوند در قرآن می فرمایند:
وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (٨٨) قصص
با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید. قصص ۸۸

در طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد
 انواع سیاه چاله ها کدامند
دانشمندان سه نوع سیاه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ 
نوع کوچک یا کم جرم یا نوع اختری یا کهکشانی
این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوندکه

جرمشان ۱۰۰ برابر جرم خورشید ما است
وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود، پوسته خارجی خود را پرتاب می کند و هسته خود را که هنوز ۱۵ برابر خوررشید ما است را نگه می دارد
دانشمندان عقیده دارند که کهکشان راه شیری ما دارای ده ها هزار از این سیاه چاله ها است بنابراین به آن سیاه چاله کهکشانی می گویند. 
سیاه چاله های متوسط 
سیاه چاله های بسیار سنگین
در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضی از دانشمندان عقیده دارند که بیشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوی از آن است، دارای سیاه چاله ای در مرکز خود است
در ستارگان سنگین دو فرایند مهم پیوسته رخ می دهد. یکی جوش هسته ای است که هیدروژن را از مرکز ستاره به بیرون می فرستد و دیگری جاذبه که تمامی هیدروژن را به طرفی که آمده بود می کشد این دو روند یکدیگر را خنثی می کنند تا اینکه هیدروژن ستاره سوخته شود و در این موقع جاذبه غلبه می کند.
وقتی که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپایدار می شود و منفجر می گردد. وقتی که شروع به منفجر شدن کرد، ‌دیگر متوقف نمی شود و ستاره  و در نهایت اتم هایش به داخل خود فرو می ریزند و منجر به تشکیل سیاه چاله می شود

این تصویر که به کمک اشعه ایکس گرفته شده است نشان دهنده سیاهچاله ای است که در حال بلعیدن ستاره ای می باشد
سیاهچاله بسیار سنگین سیاهچاله ای است که جرم آن

 بین ۱۰۵ تا ۱۰۱۰ برابر جرم خورشید است. امروزه این عقیده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سیاهچاله ای از این نوع نداشته باشند، تعداد زیادی از آن ها که کهکشان راه شیری نیز جزئی از آن است، در مرکز خود چنین سیاه چاله ای را دارند. این سیاه چاله ها دارای خصوصیات عجیبی هستند که آن ها را از همنوعان خود متمایز می کند

● چرا سیاهچاله ها سیاه می باشند
یک موشک برای آنکه سطح زمین را ترک کند باید

 سریعتر از ۲۵۰۰۰ مایل در ساعت ( ۷ مایل در ثانیه) حرکت کند. به این سرعت، سرعت فرار از زمین می گویند. اگر راکت سرعتی کم تر از این مقدار داشته باشد توسط جاذبه به زمین بر می گردد. سرعت فرار از یک سیاه چاله بیش از ۱۸۶۰۰۰ مایل در ساعت است پس اگر بخواهیم از آن فرار کنیم، باید سرعتی بیش از این مقدار داشته باشیم. سرعت نور ۱۸۶۰۰۰ مایل در ساعت است بنابراین نمی تواند از سیاهچاله ها فرار کند پس این سیاهچاله ها به رنگ سیاه هستند به عبارت بهتر دیده نمی شوند مترجم
ستاره شناسان به کمک اشعه ایکس و تلسکوپ های رادیویی توانسته اند سیاه چاله قدیمی را که در اطراف کهکشان راه شیری است کشف کنند. این سیاه چاله که دارای مسیری نامتقارن است در حال بلعیدن ستاره ای می باشد
اعتقاد بر این است که این سیاه چاله باقی مانده یک ستاره بسیار بزرگ است که میلیاردها سال پیش زندگی می کرده و از خانه خود به بیرون پرتاب شده و سرگردان در حال حرکت می باشد
بسیاری از ستارگان منظومه شمسی ما در یک صفحه نازکی به نام صفحه کهکشانی هستند. اگرچه خوشه های گردی نیز وجود دارند که هرکدام دارای صدها هزار ستاره قدیمی هستند و به دور مرکز کهکشان در حرکت می باشند و در مسیری می باشند که از صفحه کهکشانی به دور می باشند
بنابراین زمانی که یک ستاره تمام سوختش به مصرف رسید در خود فرو می ریزد و در نهایت به سیاه چاله ای تبدیل می شود که دارای چگالی بی نهایت و حجم بسیار ناچیز است و میدان مغناطیسی بسیار قوی دارد
خداوند در قرآن به این حقیقت مرگ ستارگان که به خاطر پایان سوختشان است اشاره می کنند در آن جا که می گویند
وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ 
آنگه که ستارگان به سیاهی می گرایند

● آیا تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل می شوند
تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل نمی شوند. ستاره ای که جرمش کم تر از ۱.۴ بار بزرگتر از خورشید باشد، به کوتوله سفید تبدیل می شود. ستاره ای که ۱.۴ تا ۳ برابر خورشید جرم داشته باشد تبدیل به ستاره نوترونی می شود. تنها ستارگانی که جرمشان بیش

 از ۳ برابر خورشید باشد به سیاهچاله تبدیل می شوند
سیاه چاله ها آن قدر جرمشان زیاد است که نور نمی تواند از آن ها عبور کند و چون چیزی سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند، هیچ چیز از سیاهچاله نمی تواند بیرون بیاید
خداوند به این موارد قسم یاد می کنند تا تائید کنند که قرآن از طرف پروردگار نازل شده است. به آیات ۱۵ تا ۱۹ سوره تکویر که در بالا آمده است نگاهی دوباره بیاندازید
این نوع تاکید که در این آیات به کار رفته است و خداوند با قسم از آن ها یاد کرده، به خاطر اهمیت سیاهچاله ها است که در واقع ستارگان مرده در حال حرکتی می باشند و نوری از خود تولید نمی کنند و هرچه سرراهشان باشد می بلعند. قرآن مجید از آن ها به "پاک کنندگان" یاد می کند که در تطابق کامل با عملکرد آن ها از لحاظ علمی است
دانشمندی غیر مسلمان که نام سیاهچاله را برای این پدیده گذاشته است، بسیار مناسب این نام را انتخاب کرده است. اگرچه او هرگز قرآن نخوانده است ولی همان نامی را بر آن ها نهاده که قرآن با آن نام آن ها را خوانده است. این نشان دهنده آن است که قرآن تا چه حدی به حقایق علمی که امروزه کشف می شود نزدیک است. این دانشمند این چنین تاین پدیده را تعریف کرده " آنچنان نیروی جاذبه ای دارند که مانند یک جاروبرقی نامرئی کیهانی هستند و آن چنان مواد اطراف خود را جذب می کنند که حتی نور نیز نمی تواند ازآن بیرون بیاید
کلمه قرآنی خُنَّسِ در آیه ۱۵ سوره تکویر را در عربی می توان به جاروبرقی ترجمه کرد
زمانی که سیاه چاله ها از لحاظ علمی تعریف شدند دقت قرآن مجید در تعریف آن ها تنها در سه کلمه بیشتر مشخص می شود. قرآن سیاه چاله ها را با خصوصیات زیر تعریف می کند
آن ها در حال حرکت می باشند همان گونه که علم می گوید 
آن ها وقتی شناسایی شدند، دارای حجاب می باشند همان طور که علم می گوید نور نیز نمی تواند از آن ها عبور کند 
آن ها همه چیز را می بلعند
 

آقای احسان اشرفی
کارشناس هوافضا
اصفهان

 

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:38 | 86/07/30

داستان واقعی 3


با سلام
 
من حميد هستم و 28 سال دارم كارشناسي ارشد مديريت دارم و توي يك شركت كار مي كنم . قبل از اينكه بخواهم خاطره ام را بنويسم مي خواهم اطلاعات كوچكي از عقايد و ديدگاه و شرايط زندگيم براتون بگم
من بچه جنوب استان فارس هستم و سال 74 وارد دانشگاه شدم و در مدت 4سالي كه دانشجو بودم با هيچ خانمي ارتباط غير مشروع نداشتم ولي علاقه اي به ارتباط نداشتم .در ضمن خانواده مذهبي و سنتي دارم كه رشد كردن در محيطي بيرون از انجا خيلي تاثير مي گذارد
من سال 78 كارشناسي را تمام كردم و سال 80 هم كارشناسي ارشد را به پايان بردم و سال 80 خدمت سربازي رفتم و سال 82 در مشغول به كار شدم
من در مدت دانشجويي و خدمت و حتي بعد از اينكه توي محل كار با هيچ خانمي به صورت مداوم ارتباط نداشته و كسي را براي زندگي دوست نداشه بودم تا اينكه در اواخر سال 83 با دختري در دانشگاه (  ) بنام مينا اشنا شدم كه ارتباط اوليه بوسيله چت بود و بعد شماره تلفن و در روز جمعه 26 فرودين ماه 84 اولين ديدارمان در ميدان انقلاب و جلو سينما بهمن بود . يادم مي ياد ان روز نماز جمعه در دانشگاه تهران برگزار شده بود و من كمي دير سر قرار رسيدم . بهر حال مينا خانم را ديدم و البته من بايد بگم ابتدا من مي خواستم براي مدتي با ايشان دوست باشم و اين شد كه ابتدا دو هفته اي يك بار همديگره مي ديديم و بعد شد هفته اي يك بار و در اين مدت همش يا باهم به كافي شاپ مي رفتيم و يا حرفهايمان را در حوالي ميدان انقلاب مي زديم تا اينكه تعطلات تابستانه شروع شد و من فبل از اينكه بخوام بروم شهرستان چون بهش علاقه مند شده بودم گفتم مي خوام به خانواده بگم كه من براي زندگي يك نفر را پيدا كردم و چون من موقع رفتن اونو نديدم بهش ايميل زدم و شماره تلفن خونه ( شهرستان ) را هم بهش دادم  تا در اين مدتي كه من شهرستان هستم با ايشان صحبت كنم
در مدت تعطيلات هيچ تماسي با من گرفته نشد و من بر گشتم تهران و بهش ايميل زدم و علت را پرسيدم كه ايشان گفتند براي من ازدواج خيلي زوده م گفت من فقط قصدم دوستيه ، چون ايشان هنوز ترم 2 دانشگاه بود . و من سعي كردم دوباره روابطم را با ايشان برقرار كنم و در مهرماه 84 توانستم ورود ايشان را به خانه ام مهيا كنم و ايشان ابتدا خيلي كم و شايد دو هفته اي يك بار به خونه من مي امد ولي به مرور زمان فاصله قرار هامون كم و كمتر شد تا اينكه روزانه همديگره مي ديديم و من بايد بگم كه خونه مجردي داشتم و به همين خاطر كليد خونه ام را هم به ايشان دادم و بعضي وقتها با اينكه فاصله خانه ايشان تا خانه من خيلي زياد بود ( خانه مينا خانم شرق تهران و خانه من غرب تهران ) من خواب بودم كه ايشان مي امد خونه و منو از خواب بيدار مي كرد و من هم به محل كارم زنگ مي زدم كه مثلا امروز نمي ايم .
در طي اين يكسالي كه با هم بوديم بهشدت بهش علاقه مند شده بودم و مينا خانم چهره معصومي داشتن و چهره ايشان حاكي از اين بود كه دختري متين و با خانواده و به قول خودش خانواده سنتي و اصليتي تبريزي داشت
من طي اين مدتي كه باهاش بودم بعلت اينكه تنها بودم و ايشان به من بيش از حد ابراز محبت مي كردند عيبي در ايشان نديدم و يا بهتر بگم معايب ايشان را فراموش كردم و فقط خوبيهايش را مي ديدم البته به ياد مي اورم اذرماه بود كه ايشان به من گفتند دختر خالشون با پسري به نام نيما دوست شده و چون اين اقا نيما دانشجو بوده ( كارداني دانشگاه ازاد اون هم رشته كشاورزي ) و چون وقت زيادي دارند اكثرا با دختر خالشون ليلا مي باشد و چون ليلا خانم دوست نيما با مينا خانم داستان زندگي من ، توي يك دانشگاه درس مي خونن به همين خاطر مينا كه مي گفت بعضي اوقات مجبورم مي كنند كه با انها بيرون بروم و من چند بار گفتم كه نمي خواد با دختر خاله اش بيرون بره كه به من قول مي داد كه با انها بيرون نره كه بعضي اوقات خودش مي گفت من مجبورم با دختر خالم كه مسيرش با من يكي است با هم بريم
يك روز كه خونه من بود و به قول خودش قفط مي گفت دوستت دارم و بدون تو من مي ميرم چيزي به من گفت كه فكر كردم بعلت صداقتش به من گفته ، گفت ليلا به من پيشنهاد داده كه نيما دوستي دارد بنام محمد رضا و اين محمد رضا خونه داره ماشين زانتيا داره و ... البته من بايد بگم كه اين نيما و محمد رضا و فكر كنم يك نفر ديگه با هم خونه گرفتن و اين چيزهايي كه مينا مي گفت فقط خالي بندي بود و مينا گفت من با ليلا دعوا كردم و گفتم اسم اين حرفها را نياره
فرداي ان روز من به مينا تلفن زدم و گفتم حق نداره در مورد ليلا و دوست پسرش نيما و محمد رضا حرفي بزنه كه ايشان ( مينا خانم ) ناراحت شدند و گفتند شما به من اعتماد نداري و من نمي توانم با دختر خالم قهر كنم كه به همين خاطر سه روز تلفن منو جواب نمي داد و اينه هم بگم كه من به خاطر اينكه بتوانم هر روز با ايشان ارتباط داشته باشم براش يه خط تلفن خريدم و ايشان مواقعي كه خونه بود گوشي را خاموش مي كرد تا باباش و خانواده ايشان متوجه ارتباط ما نشوند . مينا دو خواهر و يك برادر و مينا بچه سوم بود و خواهرش از او بزرگتر بود و به همين خاطر نمي خواست قبل از اينكه خواهرش ازدواج كند خواستگار داشته باشه.و در اين سه روز من خيلي عذاب كشيدم و براي اولين بار بود كه تنهايي را حس كردم و اين سه روز جواب گوشي منو نمي داد ولي با تلفن كارتي و بقيه تلفنهايي كه نمي شناخت زنگ مي زدم و ايشان گوشي بر مي داشت و مي ديد كه منم ، تلفنو قطع مي كرد تا اينه بعد از سه روز موفق شدم باهاش صبحت كنم و همان روز رفتم جلوي دانشگاهي كه ايشان درس مي خواند و ديدمش و مي گفت برادرش منتظره ولي من با سماجت نگذاشتم كه ازم جدا شه و در نتيجه راضي شد كه به قول خودش به برادرش بگه كه بره خونه و منتظرش نباشه
ان روز با هم بوديم و براي اولين بار ازم خواست كه وسايلي براش بخرم كه من هم خريدم و ايشان را تا درب خونشون رساندم و متوجه تغييري هم در ايشان شدم ولي زياد اهميت ندادم . و باز هر روز با هم بوديم و طوري بود كه من در هفته اول كل مرخصي يكماهه را تمام مي كردم و در بقيه ماه از ذخيره مرخصيم استفاده مي كردم
يك ماه ديگه گذشت وارد بهمن ماه شديم و همانطور كه ايرانيان ماه بهمن را ماه غلبه بر شيطان مي دانند واقعا هم اين طور بود
يكي دوبار كه بهش زنگ مي زدم مي گفت با داييش توي كافي شاپ نشسته و من به اينكه چرا بايد با داييش و در اين موقع روز توي كافي شاپ باشه شك كردم و از انجا بود كه تصميم گرفتم بيشتر از كارش سر در بيارم پس سعي كردم بيشتر بهش گير بدم و بيشتر با اون باشم و ايشان ( مينا خانم ) را به عنوان همسر اينده ام مي دانستم و ايشان هم فقط قربون و صدقه من مي رفت و يادم رفت بگم در طي اين يكسالي كه باهاش بودم چندين بار بهش گفتم اگر منو دوست نداره و نفر ديگري را دوست داره بي خيال من شود كه اخرين بار ان دو ماه پيش بود ولي ايشان گفت من بغير شما هيچ كسي را دوست ندارم
ابتداي بهمن ماه بود 4 بهمن من با يك ماموريت 4 روزه كاري عازم مشهد شدم و يك روز قبل از مسافرت امد خونه و مي گفت بدون تو من چيكار كنم كه من دلداريش دادم و گفتم كه 4 روز بيشتر نيست و زود برمي گردم و طي ان چهار روزي كه مشهد بودم شايد هر ساعت يكبار من زنگ مي زدم و يا ايشان به من زنگ مي زد و درخواست سوغاتي مي كرد . من در روز جمعه 7 بهمن تهران رسيدم و گفته بود من منتظرم رسيدي زنگ بزن و منو از ناراحتي در بيار كه من خونه كه رسيدم زنگ زدم خونشون و خواهرش گوشي را براشت و گفت پاي تلفن خوابش برده كه بيدارش كرد و من باهاش صحبت كردم و اينو بگم كه خواهرش توي سه ماه اخير مي دانست كه من با مينا هستم و براي شنبه قرار گذاشتم كه بياد خونه و شنبه امد خونه و تا ساعت سه خونه بود بعد گفت داييش منتظرشه و بايد بره و اونو ببينه البته قبل از بيرون رفتن عكسي به من نشان داد و گفت اين داييشه و توي يك سازمان دولتي كار مي كنه و هميشه ماموريته و زنشو طلاق داده و يك بچه هم ازش داره و مي گفت من مي خواهم با يكي از همكلاسيهان اشناش كنم كه با هم عروسي كنن
با هاش رفتم ميدان ولي عصر و گفت مي توني داييمو ببيني ولي گفت دنبالم بيا تا دايي شك نكنه و با هم رفتند توي يك قهوه خانه سنتي بالاتر از ميدان ولي عصر و من برگشتم خونه
در اين مدتي كه با هم بوديم چند بار بهش گفتم من كي بايد بيام خونشون براي خواستگاري و ايشان مي گفت تا براي خواهرش خواستگار نياد من نمي توانم ازش خواستگاري كنم
قبل از تعطيلات محرم و بهمن ماه به من زنگ زد و گفت مادربزرگش فوت كرده و مادر و پدرش رفتن تبريز و من هم بهش تسليت گفتم و گفتم اگه مي خواهد بره تبريز من باهش برم ولي ايشان گفتند نه شايد نروم و نرفت . فرداي ان روز بهش زنگ زدم گفت با دايي هستم گفتم داييت! مگه مادرش فوت نكرده با تو توي خيابان چه غلطي مي كنه كه گفت چون كار دايي معلوم نيست امشب قراره بره تبريز . توي تعطيلات محرم كه چهار روز بود من بهش گفتم روز شنبه كه 22 بهمنه بياد خونه و ايشان گفت ببينم چي ميشه و من تا عصر روز شنبه منتظر ماندم ولي نيامد و بد جوري دلم هواشو مي كرد و اون شب بهش زنگ زدم و گفتم شايد نتوانم تا يك هفته ديگر اونو ببينم و مينا گفت كه سعي مي كنم هر طور كه شده منو ببينه
صبح روز يكشنبه بهش زنگ زدم و باهاش صحبت كردم و ساعت 11 ظهر بود كه زنگ زدم و مينا گفت مي خواهد برود سر كلاس و من گفتم باشه بعدا زنگ مي زنم . ساعت 11:15 دقيقه بود و همينجوري و ناخوداگاه زنگ زدم و گفتم چرا نرفتي سركلاس و كجايي كه ايشان گفتند من انقلابم و من هم بلافاصله گفتم من هم ميدان انقلاب هستم و من تا ده دقيقه ديگر مي بينمت كه بعد از ده دقيقه زنگ زدم ديدم گوشيش خاموشه من كلافه شده بودم هيچي نمي فهميدم زنگ زدم خواهرش و گفتم از مينا خبري داريد و ايشان گفت فكر مي كنم انقلاب هستن و خواهر مينا گفت من پيداش مي كنم و بهش مي گم كه به شما زنگ بزنه و من ازش سوال كردم شما دايي به اسم محمد رضا داريد كه ايشان اول گفتند نه و بعد نمي دانم كي بهش گفت ( بعدا فهميدم با مينا بوده ) گفت اره دايي محمد رضا كه با اين حال من شماره دختر خالشو گرفتم نه ليلا به اون يكي دختر خالش شيما و جواب منو نداد بهش پيام دادم كه اگر جواب منو نده كاري مي كنم كه از دانشگاه اخراج بشه كه ايشان ( شيما خانم كه يكي دو بار منو ديده بود ) جواب دادن و من ازش سوال كردم شما كسي به اسم دايي محمد رضا داريد گفت نه و گفتم ايا شخصي به اين اسم با مينا دوست هست كه باز ايشان گفنند نه
بعد از 2 ساعت مينا زنگ زد و گفت چي شده و من گفتم گوشيو خاموش كرده بودي و من نگران شما بودم و ايشان عصباني شد و گفت شما ابروي منو بردين و من نمي خوام با شما باشم و من چون نمي خواستم به اين زودي ازش جدا بشم گفتم بايد ببينمش و سعي كردم همانروز رفتم انقلاب و ديدمش و بهش گفتم يا بايد ثابت كنه كه اين محمد رضا دايش هست و يا نه و دوم اينكه اگر نتونه ثابت كنه من كاري مي كنم كه از دوستيش با محمد رضا پشيمون بشه و راه سوم هم بهش گفتم كه محمد رضا را بي خيال شود و من همچنان باهات مي مانم كه بعد از يكي دو ساعت بحث و جدل گفت كه ميخوام برم نماز بخونم با شيما دختر خالش رفت دانشگاه تهران كه نماز بخونه و من براي اخرين بار دستشو بوسيدم و گفتم كه دوستت دارم و بهش قول دادم يك هفته به حرفهاش فكر كنه و من باهاش صحبت نكنم در اين يك هفته كه براي من بدترين شرايط عمرم بود نمي دانم چطور سپري شد البته من به خواهرش زنگ مي زدم و حالشو مي پرسيدم و خواهرش گفت چرا نمي ايي خواستگاري كه من گفتم باشه
بعد از يك هفته روز شنبه 29/11/84 تا ساعت 10 گوشيش خاموش بود بعد چندين بار زنگ زدم تا بلاخره گوشيو برداشت و نگذاشت من حرف بزنم فقط اون گفت كه با باباش حرف بزنم و همه چيزو به باباش گفته
من زنگ زدم خونشون و به مادرش گفتم كه مي خوام در مورد مينا با شما حرف بزنم كه ايشان گفتند عصر با باباش حرف بزنم
من ساعت 16:30 دقيقه روز شنبه از محل كارم بيرون امدم و مي خواستم بروم و ايستگاهي كه ايشان سوار مي شد و مي رفت خونشون باهاش حرف بزنم . قبل از رفتن به ليلا خانم دختر خاله مينا زنگ زدم و گفتم كه من چند سوال دارم كه ايشان گفتند من جواب نمي دهم من بهش پيام دادم و تهديدش كردم گوشيم زنگ خورد و گوشيو برداشتم گفت من نيما دوست ليلا هستم و قرار گذاشتيم كه شب درمورد مينا و محمد رضا صحبت كنم
رفتم شرق تهران ديدم با همون كه مي گفت دايشه داره مي ره سوار ماشين و من به گوشيش زنگ زدم يك مرد گوشيو برداشت گفتم با مينا كار دارم ايشان گفت كه اين شماره را امروز از امور مشتركين خريده و من هم بهش گفتم فقط خدا كنه شما محمد رضا نباشين و همچنين شما بدون سند چگونه گوشيو خريدين چون سند شماره پيش خودم بود كه ايشان گفتند من فردا خطو پس مي دم
از همان ايستگاهي كه مينا سوار شد من زنگ زدم باباش و گفتم من فلاني هستم و خانمتون بايد در اين مورد با شما صحبت كرده باشه كه كارم را پرسيد و گفت خدمت كردم و يا نه و ادرس و شماره تلفن خونه را گرفت و بعد گفتم اقاي ...... من مي توانم جايي بيرون از خانه با شما در مورد مسايلي صحبت كنم و بهش گفتم كه من يكسالي مي شه كه مينا را مي شناسم كه يكدفعه گفت مينا كه نامزد داره و پسر عموش اونو مي خواد و من تازه فهميدم كه پدر مينا اول فكر كرد من خواستگار دختر بزرگش هستم و نگذاشت حرفهاي من تمام بشه و با بي احترامي با من برخورد كرد و گفت دختر من نون حرام نخورده كه با كسي دوست باشه و اگر چيزي بود به من مي گفت و انجا بود كه ديدم پدرش چه ديدگاه مزخرفي داره و دخترشو درك نكرده و خونه را مثل پادگان و فرزندانش را مانند سربازانش مي پندارد و من ديگه قطع كردم و نخواستم ادامه بدم ولي ديگه ناي رفتن به خونه را نداشتم از يك اژانس ماشين گرفتم و امدم خونه
ساعت 10 شب بود كه نيما دوست دختر خاله مينا زنگ زد و در مورد اتفاقاتي كه افتاده بود صحبت كرديم راستي يادم رفت بگم بعد از دعواي دوم من و مينا كه سه روز باهاش قهر بودم بعد از اشتي مينا بهم گفت كه ليلا و نيما بهم زدن و ليلا با هيچ كس دوست نيست و حتي از من خواست براي ليلا و خواهرش دوست پيدا كنم كه من گفتم اين كارو نمي كنم و در مواقعي كه مي خواستم تا درب دانشگاه او را همراهي كنم سعي مي كرد من كمتر بروم جلوي درب دانشگاه چون مي گفت ليلا مي بينه و به برادر و يا پدرم مي گويد
اول از نيما سوال كردم هنوز با ليلا هستي گفت اره و گفتم محمد رضا دوست شماست كه باز ايشان گفتند بله و الان پيش من هستن و با ايشان صحبت كردم گفت نزديك شش ماه مينا با من دوست هست ومحمد رضا گفت به مينا گفتم فقط واسه دوستي و نه چيز ديگر
نزديك به دو ساعت هم با نيما و هم محمد رضا صحبت كردم و باعث شد تا اخر عمر ازشون نفرت پيدا كنم ولي از اين كه مينا خودش خواسته و يا ناخواسته وارد اين ماجرا شد براش نگرانم هر چند كه من ديگه شايد هيچ وقت ايشان را نبينم و با اين حالي كه مدت يكسال با احساسات من بازي كرد و همزمان با يك نفر ديگه كه فقط براي او دوست بود و ازش سوء استفاده كرد ولي باز براش نگرانم براي اينده او و براي دختر خانمهايي كه ناخواسته گرفتار چنين مسايلي مي شوند و فردا طلاق مي گيرند چون نمي توانند فقط با يك نفر زندگي كنند
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:33 | 86/07/30

حرف های کو چولو


 
مجموعه قطعات عاشقانه
 
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
 
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
 
وقتي که من دارم فكر مي كنم وتو داري فكر مي كني كه من دارم به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني که دارم به تو فکر مي کنم
 
بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند
  
يك داستان كوتاه
 
کارن به اتاق خواب رفت و پيتر را که روي تخت دراز کشيده بود در آغوش کشيد و آرام در گوشش گفت: "دوستت دارم" اما پيتر جواب نداد. اصلا هيچ عکس العملي نشان نداد. کارن شانه هاي پيتر را تکان داد و با نااميدي پرسید: "پيتر منو دوست داري؟" اما پيتر باز هم جواب نداد و فقط به کارن خيره شده بود...
کارن که ميدانست جوابي نخواهد شنيد بلند شد و خرس کوچکش، پيتر، را کنار بقيه عروسکها در طاقچه گذاشت و خوابيد
 
 
يك شعر
 
 
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 
فریدون مشیری
 
 
يك نكته از دكتر علي شريعتي
 
دوست داشتن برتر از عشق

… آتشهايي که مي پزند، آتشهايي که مي سازند ؛آتشهاي سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئي، . .. نيرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسي به اين پي برده است
 
آتش عشق در روح خدا ،آتشي که همه هستي تجلي آن است ،آتش گرم نيست ،داغ نيست .چرا؟ نيازمندي در آن نيست ،تلاطم در آن نيست، نا استواري ، شک، تزلزل

اين آتش عشق در خدا !يعني چه؟آتش عشق که اين جوري نيست ..... پس اين آتش دوست داشتن است. آري

آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف ميزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا

نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نيست ، سرد نيست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نيازمندي ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسيدن ندارد،که يافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد
 
يك اس ام اس عشقولانه
 
دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده
 
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:24 | 86/07/30

جوک های تروتازه


شترها چهار دستن:
1. شترهايي كه در خواب پنبه دانه مي بينن
2. شترهايي كه با بارشون گم مي شن
3. شترهايي كه در خونه ها مي خوابن
4. شترهايي كه اس ام اس مي خونن
تقديم به تنها شترپرنده ي قلبمbig hug

فردا روز جهاني هواي پاك است، يه فردا رو از خودت باد خارج نكن!sicksick

 الهی من دورت بگردم ... ولی آخه با کدوم بنزِین؟worried

روزي تو را ز مستي تشبيه به ماه کردم ... لامپ 100 هم نبودي من اشتباه کردم!big grin

دوست داری تغییر کنی؟ خوشگل بشی؟ عوض بشی؟ مامان بشی؟ اصلا یه چیزه دیگه بشی؟ پس با ما تماس بگیر.
سازمان بازیافت زباله
blushingblushing

می دونم بیداری، داری ستاره ها رو می شماری. ولی یکیشون کمه، چون داره بهت مسیج می ده. منم خوابم نمی بره، دارم گوسفندها رو می شمارم. ولی یکیشون کمه، چون داره مسیج می خونه!

 اگه یه روز رفتی از پیشم بی خبر...
...
...
سوغاتی یادت نره!
hee hee

مي خواستم شمع باشم تا آخر عمر برات بسوزم...
ولي نامرد اديسون برق رو اختراع كرد!
peace sign

قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود، بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد!oh go on

امشب قراره ساعت سه نیمه شب عقب مونده ها رو شفا بدن... خواب نمونیwhistling

از سرسبزترین نقطه ی قلبم... یونجه نثارت می کنم.

آبادانيه يه پنجاه توماني تقلبي ميسازه لو ميره ميگيرنش...
آبادانيه ميگه از كجا فهميدين كار منه؟
ميگن: آخه گاگول كنار در دانشگاه سراسري سمبوسه فروشي كجا بوده؟!؟!؟
rolling on the floorrolling on the floor

شنيدم آدم مهمي شدي... ميري دستشويي مگس ها به احترامت بلند مي شن!don't tell anyone

يه آبادانيه لاغر مردنی میره سونا همه بهش چپ چپ نگاه میکنن برمیگرده میگه ها چیه وولک؟
آرنولد آب لمبو ندیدین؟!!!
party

ميدوني فرق آبادانيا با تركا چيه؟
ترك از كمر به بالا خره، ولي آباداني از كمر به پايين خره!
not talking

نگريستم به گريستنت، گريستم به نگريستنت، گريستم و تو نگريستي، نگريستم و تو گريستي، گريستم ولی نگريستي!worriedworried

(مخصوص ساعت 3 بامداد) یه سوال: اگه نصف شبی اس ام اس سرکاری بدم بیدارت کنم چی کار می کنی؟

يه تهرانيه مياد خالي ببنده روي آبادانيه رو كم كنه ميگه:
سگاي ما هر وقت بخان بيان تو خونه اول در ميزنن بد مييان داخل!
آبادانيه ميگه: ولك مگه سگاتون كليد ندارن؟!؟!
hypnotizedhypnotized

اگر عاشق شدی در شهر غربت ... سوار خر بشو برگرد ولایت!

يه سوالي چند وقته بدجوري ذهنم رو به خودش مشغول كرده: مي خواستم ببينم اسم پدر پسر شجاع قبل از تولد پسر شجاع چي بوده؟loser

آباداني و آمريكايي و فرانسوي داشتن تو آبادان رد ميشدن حرف از سرعت تكنولوژي بود...
فرانسوي ميگه ما برج ايفل رو دو هفته اي ساختيم.
آمريكايي ميگه ما پل سانفرانسيسكو رو يك هفته اي ساختيم.
ميرسن پالايشگاه نفت، آمريكاييه و فرانسوي ميگن شما اينجارو چند وقت طول كشيد كه ساختين؟
آبادانيه ميگه : اٍ اٍ اٍ ... من ۲ روز پيش از اينجا رد شدم اين اينجا نبود!

123 + 5 - 7 + 9 + 12 - 35 - 6 + 4 - ...
هر جور حساب مي‌كنم، تو آدم بشو نيستي

تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده را بهت تبريك ميگم. خوشحالم كه ديگه تنها نيستيdancingdancing

ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين ديرييييين ديييريريرين . . . . . . . . . . . بي ذوق با احساس بخون آهنگ پلنگ صورتيpeace sign

يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره .
عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم !
oh go onoh go on

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما  tonguetongue

آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!

آبادانيه ميره ميدون انقلاب بعد ميره پيشه يكي ازين مغازه‌هاي نوارفروشي، ميگه: كا، اين پوستر تمام قد مارو نداري؟!
صاب‌مغازه يك نيم نگاهي بهش ميندازه، ميگه: خير!!!
آبادانيه ميگه: ااه.. اينجا هم تموم كرده...
droolingdrooling

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي!daydreaming - New!

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:15 | 86/07/30

چه باحال


پيشگيري از ترشيدگي يا چگونه مجرد نمانيم

           آقايان از خانمهاي با شخصيت خوششان مي آيد، سعي كنيد خودتان را بيشتر در معرض    ديد بيماران شيزوفرني قرار دهيد

     لوازم آرايشي و عطر آلات(!) از نان شب هم واجب تر است، پول جيبي خود را بيهوده صرف خريد عروسك و آلاسكا نكنيد

 

    از تجربيات هم سنّان متاهل خود استفاده كنيد، چرا كه همين تجربه باعث شده امروز به وضعيت آنها غبطه بخوريد

   حربه ي جزوه نوشتن كهنه شده، وقت خود را تلف نكنيد و در طول برگزاري كلاس بلوتوث گوشي خود را روشن بگذاريد

 

    گرچه هندس فري وسيله ي مفيدي است ولي شانس شما را براي ديده شدن در حال مكالمه با تلفن همراه كاهش مي دهد

 

     اگر پسري به شما متلك انداخت او را فحش كش نكنيد، با اين كمبود شوهر بايد از هر فرصتي كه پيش مي آيد استفاده كرد

 

     پوشيدن لباس خواهر كوچكترتان راهكار مناسبي خواهد بود براي فرار از مضرّات عامل شنيع و منفور ترشيدگي

 

    اينترنت نعمت بزرگي است كه پيشينيان از وجود آن بي بهره بوده اند، كاركردن با اين موهبت را به خوبي بياموزيد

 

9-  منكراتي ندارد. خاطرتان آسوده، راحت باشيد

 

 عجله اي براي فارغ التحصيل شدن به خرج ندهيد، اگر در دانشگاه كسي را تور كنيد كرده ايد، وگرنه زهي خيال باطل

 

 در خواستگاري از پسر مورد علاقه تان تاخير نكنيد، وضعيت امروز با دوران ننجون هايتان خيلي متفاوت است

 

 از آثار اين افراد جملاتي را از بر كنيد: صادق هدايت، هرمان هسه، فروغ فرّخزاد، ژان پل سارتر، مصدق، چخوف، دكتر شريعتي، يوفسكي، دكتر سروش، احمد شاملو و ... . اين كار كمك خواهد كرد كه روشنفكر به نظر بياييد

 

 شعر گفتن كار باكلاسي است كه موجب مورد توجّه قرار گرفتنتان از سوي آقايان مي شود، طنز نويسي هم همينطور

 

گرچه خيلي ها مي گويند 13 نحس است، ولي شك نكنيد عمل به 13 توصيه ي بالا، شما را از هرچه نحوست است دور خواهد كرد ..!!! ولى باز اگه نظر منو بخوايد من ميگم در انتخاب شوهر دقت كنيد. همچين آش دهن سوزى هم نيست شوهر ... بعضيها از هول حليم ميوفتن تو ديگ مثل اين خانم محترم كه البته از هر انگشتش هم هزارتا هنر ميريزه hee hee

 

 
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:2 | 86/07/30

فرزاد تو دیگه چرا


چگونگي بازداشت مجري مشهور در كيش

Go to fullsize image

بازداشت يكي از مجريان تلويزيون در جزيره كيش واقعيت داشته است
يك منبع آگاه در نيروي انتظامي در گفت و گو با خبرنگار «جهان» با تاييد خبر بازداشت مجري مشهور تلويزيون در كيش گفت: مجري مذكور در تاريخ 5 شهريورماه در جريان بازرسي ماموران نيروي انتظامي از منزلي به همراه سه زن و چهار مرد ديگر با وضعيت ظاهري بسيار نامناسبي بازداشت شدند
وي افزود: مجري مشهور كه به همراه گروه هنري در هتل ارم اقامت داشت ، پس از پايان مراسم كنسرت در لابي هتل با 3 زن آشنا شده و سپس به همراه آنان به منزل دوستان خود مي رود كه با مشكوك شدن ماموران نيروي انتظامي ، وي در منزل مذكور به همراه افراد ديگر دستگير مي شود
اين منبع آگاه در نيروي انتظامي تصريح كرد: مسائل مربوط به بعد از بازداشت و نحوه جريمه و...به نيروي انتظامي مربوط نمي شود و در حوزه اختيارات قضايي است
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:40 | 86/07/30

طنز پرشی


 
ركورد پرش با نيزه جهان شكسته شد
 

    ركورد پرش با نيزه جهان در سومين مرحله ليگ دو و ميداني ديروز در ورزشگاه سانفورد شكسته
 
شد. رسول نارمک زاده(پدر بزرگ مرجان میشه) با ركورد ۱۰‎/۳۱ متر ركورد خود و جهان را شكست.
 
 وي در بازي هاي آسيايي دوحه با رکورد ۳۰/۹ متر چهارم شده بود.
 
 این قهرمانی را به مردم ایران مخصوصآ مرجان خانوم تبریک میگم
 
   

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:31 | 86/07/30

لاریجانی وخزر


لاریجانی در خزر غرق شد

 

با توجه به اینکه معمولا اولین نتیجه هر کاری در جمهوری اسلامی ایجاد سووالات بدون پاسخ در ‏مورد همان کار است، لذا، مهم ترین سووالات روز همراه با پاسخ های پیشنهادی و احتمالی و ‏چهار جوابی و غیره، برای سووال پیچ شدن بیشتر، تقدیم می شود

سووال اول: این جمله را کامل کنید: علی لاریجانی استعفا
‏1) داد؟
‏2) کرد
‏3) داده شد
‏4) داده بود، ولی بعدا کرده شد

سووال دوم: رابطه استعفای علی لاریجانی و پوتین چه بود
‏1) چون پوتین را درآورده بود
‏2) چون پوتین را در نیاورده بود
‏3) چون پوتین را احمدی نژاد پوشید
‏4) چون در مورد پیام پوتین خبر داد
‏ ‏
سووال سوم: چرا لاریجانی گفت« پوتین پیام هسته ای به رهبر داد» ولی احمدی نژاد گفت: پوتین ‏هیچ پیام هسته ای نداد
‏1) چون لاریجانی می خواست استعفا بدهد و باید خبرش را می داد
‏2) چون احمدی نژاد نمی خواست استعفا بدهد، و لاریجانی نباید خبرش را می داد
‏3) چون لاریجانی راست می گفت، اما احمدی نژاد راست می کرد
‏4) چون خبر را باید احمدی نژاد و استعفا را باید لاریجانی می داد

سووال چهارم: چرا هم در اجلاس خزر و هم در استعفای لاریجانی مجلس بی خبر ماند
‏1) چون مجلس در راس امور است، اما اجلاس خزر و لاریجانی در ته امور است
‏2) چون براساس قانون اساسی کلیه تصمیم گیری های بین المللی باید با نظر مجلس باشد و این ‏تصمیمات بین المللی نبود
‏3) چون مجلس کار داشت در حالی که رئیس جمهور کار نداشت
‏4) چون انتخابات نزدیک است، ولی دریای خزر دور است

سووال پنجم: اکونومیست در مورد سفر پوتین به تهران نوشت « آخرین تانگو در تهران»، معنی ‏این جمله چیست
‏1) احمدی نژاد و پوتین با هم تانگو رقصیدند، لاریجانی استعفا داد
‏2) احمدی نژاد با پوتین تانگو رقصید و لاریجانی در مورد آن خبر نداد و استعفایش پذیرفته شد
‏3) سولانا می خواست با لاریجانی در رم تانگو برقصد، اما احمدی نژاد در تهران رقص کرشمه ‏آمد
‏4) پوتین با احمدی نژاد تانگو رقصید، به همین دلیل لاریجانی هم مجبور بود با احمدی نژاد ‏برقصد و به همین دلیل استعفا داد

سووال ششم: رابطه استعفای لاریجانی با آب نبات و مروارید چه بود
‏1) احمدی نژاد مرواریدها را از لاریجانی گرفت، او هم آب نبات را پرت کرد و رفت
‏2) احمدی نژاد مروارید را به فاطی داد و آب نبات را خودش خورد و لاریجانی قهر کرد
‏3) فرانسوی ها آب نبات را پس گرفتند، مروارید هم در دریای خزر گم شد و لاریجانی رفت
‏4) لاریجانی برای پیدا کردن مروارید به دریای خزر رفت، ولی با پوتین احمدی نژاد برخورد ‏کرد و غرق شد

سووال هفتم: در اجلاس خزر چه اتفاق مهمی افتاد
‏1) لاریجانی غرق شد
‏2) احمدی نژاد زیرآبی رفت
‏3) رهبری با پوتین کنار خزر راه رفت
‏4) پنج رئیس جمهور با هم عکس گرفتند، تا دو رهبر با هم حرف بزنند

سووال هشتم: وقتی سخنگوی دولت، بعد از دادن خبر استعفای لاریجانی گفت :دکتر لاریجانی در ‏خدمت نظام، کشور و انقلاب خواهند بود
‏1) چون از این پس لاریجانی فقط به مطالعه فلسفه می پردازد و لذا در خدمت نظام، کشور و ‏انقلاب خواهد بود
‏2) چون هر کس استعفا بدهد به توضیح احتیاج دارد‏
‏3) چون اصولا کسی که از دولت احمدی نژاد استعفا بدهد، در خدمت نظام و کشور خواهد بود، ‏انقلاب هم نکته انحرافی بود
‏4) چون بقیه افراد در خدمت نظام، کشور و انقلاب نخواهند بود

سووال نهم: چرا دو سال قبل علی لاریجانی از سوی رهبر منصوب شد، اما دیروز رئیس جمهور ‏با استعفای او موافقت کرد
‏1) چون در این دو سال رئیس جمهور کارهای رهبر را هم می کند
‏2) چون در این دو سال رئیس جمهور، محبوبیتش کم شده است
‏3) چون لاریجانی برای کنترل رفتارهای غیر معقول رئیس جمهور منصوب شده بود، ولی فعلا ‏کسی به رفتار معقول نیازی ندارد
‏4) هر سه جواب صحیح است

سووال دهم: در حالی که احمدی نژاد پس از دیدار با پوتین گفت: « اجلاس خزر به تمام اهداف ‏خود رسید» و ایهود اولمرت، رئیس جمهور اسرائیل دو روز بعد، در دیدار با پوتین گفت« از ‏دیدار با پوتین دلگرم شدم»، پیدا کنید پوتین با کدامیک از خزندگان بیشترین شباهت را دارد
‏1) مارمولک
‏2) آفتاب پرست
‏3) خرسی است که مار خورده و افعی شده
‏4) اصولا خرس جزو خزندگان نیست

سووال یازدهم: علت اینکه سپاه اعلام کرد« در دقیقه اول حمله دشمن 11 هزار موشک به سوی ‏پایگاههای دشمن شلیک می کنیم.» اما متکی گفت « احتمال حمله نظامی آمریکا صفر است.» ‏چیست
‏1) احتمال حمله نظامی آمریکا صفر است، اما منظور سپاه از دشمن بورکینافاسو است که قرار ‏است در صورت حمله به ایران 11 هزار موشک به آنجا پرتاب شود
‏2) سپاه پاسداران قصد دارد بجنگد، ولی وزارت خارجه در جریان جنگ نیست
‏3) وزارت خارجه از اینکه جنگ نمی شود خبر دارد، ولی می ترسد این خبر را به سپاه بدهد
‏4) سپاه و وزارت خارجه در جریان جنگ هستند، ولی ما در جریان نیستیم

سووال دوازدهم: با توجه به اینکه آقایان احمد توکلی، محسن رضایی، محبیان، فلاحت پیشه و ‏برخی دیگر از اصولگرایان از استعفای لاریجانی ابراز ناراحتی کردند، چرا احمدی نژاد با ‏استعفای او موافقت کرد
‏1) برای اینکه ترجیح می داد لاریجانی استعفا بدهد نه خودش
‏2) برای اینکه احمدی نژاد احتیاج به دیگران ندارد
‏3) برای اینکه اصولگرایان ابراز ناراحتی می کنند، ولی احمدی نژاد ابراز ناراحتی نمی کند
‏4) برای اینکه دیگر کار از ابراز ناراحتی گذشته است

سووال سیزدهم: صفار هرندی وزیر ارشاد گفت « اجازه نمی دهیم سایت ها لجن پراکنی کنند» ‏چرا این وزیر چنین جمله ای گفته است
‏1) چون لجن پراکنی در انحصار وزارت ارشاد است و دیگران حق دخالت در این کار را ندارند
‏2) چون قرار است باز هم ببندند
‏3) چون الآن مدتی است که بسته اند
‏4) چون با وجود اینکه بسته شده، ولی هنوز کمی باز است

 

نوشته سید ابراهیم نبوی- یکشنبه 29 مهر

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:8 | 86/07/30

خبر31


مهمترین خبر ها از زبان اعتماد ملی


 

كاخ سفيد اعلام كرد
سخن بوش درباره جنگ جهاني سوم "لفاظي‌" بود

 

علي لاريجاني استعفا داد

 

گفت‌وگو با عطاءا... مهاجراني جوان‌ترين نماينده دوره اول مجلس
مجلس يكدست يخ مي‌زند

 

كميسيون انرژي مجلس عرضه بنزين آزاد را تصويب كرد

 

بازگشت خونين بي‌نظير

 

زن اصفهاني متهم به كلا‌هبرداري 18 ميليارد توماني

 

پايان جنجال خانوادگي در اليزه

 

پوتين، سومين مسافر

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 0:30 | 86/07/29

طنز 8


 
شوخی های اس ام اس
 
 
طرح تعويض زنان فرسوده آغاز شد ............ شرکت بازرگاني حاج يونس فتوحي

 سلام رز گل من - سلام خانوم گل من- يواشکي از بابات 100 ليتر بنزين بگير - بيارش برام - قربانت الياس

آخرين شرط هستي براي حاج آقا فتوحي: مراسم شب زفاف بايد به صورت زنده از شبکه سراسري پخش بشه

با درب باز کن الياس راحت زندگي کنيد - درب بازکن هاي الياس بدون ريموت کنترل فقط اراده کنيد

ايرانسل جايزه مي دهد.لطفآ به سوال زير با دقت جواب دهيد الياس از طريق کدام طرح ايرانسل با دکتر پژوهان ارتباط برقرار مي کنه

حاجي تو ديگه کي هستي ، دست قدسي و بستي ، رفتي دنبال هستي بگو مال کي هستي

سوال : اگر خانم دکتر برديا حامله باشد ، پدر بچه کيست ؟ 1.دکتر پژوهان 2.دکتر جودت 3.دکتر نائيني 4.اليــــــاس 5.قدياني 6.موسوي 7.پيـــــــر بابا .يک عامل نوفوذي از شبکه 2 : حاج يونس فوتوحی

به هلاکت رسيدن آن زن مفسده ي تبهکار "بانو چوي" را به روح والاي "بانو هن" و مقام معظم عاليجناب و شما ملت شهيد پرور و پيروان راستين راه"يانگوم" تبريک عرض مي کنيم. معاونت امور تبليغات اسلامي قصر

خدایا! در این شب عید ما را از شر الیاس، پدرانمان را از شر هستی، و بیمارانمان را از شر دکتر پژوهان در امان بدار! آمین

حاجی فتوحی اعلام کرد: به کوریه چشم بینندگان خانم دکتر بردیا رو هم می گیرم

ميدونی 21593 يعنی چی؟؟؟ ميای ما 2 تا 1 بشيم 5 دقيقه باهم باشيم 9
ماه ديگه 3 تا بشيم
 
یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن
 
پنج مرتبه بگو " يا احمدي نژاد " و براي پنج نفر بفرست، سهميه بنزينت زياد مي شه، يک نفر جدي نگرفت کارت سوختش باطل شد
 
ترکه عروسی میکنه شب عروسی زنش بهش میگه تو چرا هیچ کاری نمی کنی؟!! ترکه میگه: حرف نزن من زن گرفتم از این کثافت کاریا نکنم
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 13:52 | 86/07/26

حرف من 23


uniloo3.blogfa.com 

من اگر می دانستم فصل همه ی خواهشها پاییز است

و اگر تو به من حتی یک بار هم میگفتی

 که هیچ تکراری جاودان نیست

که هیچ موجی متعلق به دریا نیست

که خاستگاه هیچ اشکی چشمی نیست

و هیچ حزن جاودانی تا به اکنون متولد نگشته است

و اگر از آغاز نگاه های پر از جاذبه ات

 به من میگفتی که تو از جنس امروزی

و فقط خاطره ی خاطرات یک لحظه ی تکراری و خوب

اگر می گفتی که هیچ اضطرابی نامش عشق نیست

هیچگاه برای جبران حس تکراری با تو بودن ذرات وجودم را

رنگ کمرنگ بندگی تو نمی بخشیدم تا

اینطور جسورانه تمامی روزهای بی تو بودنم

 طرح انتظار گیرند

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 13:2 | 86/07/26

اجلاس خزر 1


 ایران فروشی به بهانه ی انرژی هسته ای 

 ترکمنچای دوم  در راه است

نوشته حاصل از سیامک قاسمی ارائه می گردد

 

تاریخ معاصر ایران همواره شاهد حضور بیگانگان در این سرزمین بوده است ؛ با آنکه ایران هرگز استعمار نشده است اما بارها و بارها استثمار شده ایم  روزگاری انگلیسی ها ، روزگاری پرتغالی ها و روزگار ی همسایگان شمالی مان گوشه چشمی به این سرزمین داشته اند 
    روسیه تزاری و بعد ها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در مقیاس جفایی که در حق این سرزمین کرده اند و درمقیاس میراث و خاکی که از این سرزمین به یغما برده اند شاید هرگز قابل مقایسه با دیگر ان نبوده است ؛ عهدنامه گلستان و عهدنامه ترکمنچای و ... تنها بخشی از جفای ریشه داری است که این همسایه شمالی سالهای سال در حق این سرزمین روا داشته است ؛ اما چه شده است که در حالی که در سالهای متمادی شعار ضد استبدادی و ضد استعماری مان گوش فلک را کر کرده است ، شعار استبداد و استعمارمان رنگ شرقی نگرفته است ؟ و به قولی دیگر به نظر می رسد در شعار نه شرقی و نه غربی مان در طول سالهای متمادی پایه نه شرقی اش لنگ می زده است و در این سالها هر روز آهسته تر از دیروز نه شرقی اش را فریاد کرده ایم 
    در طی روزهای آینده اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر در ایران برگزار می شوند تا ما به بهانه ی حمایت نیم بند روسیه از برنامه های هسته ای مان ، قسمتی از اراضی این سرزمین را در قالب تفاهم نامه تازه ی همسایگان خزر به آنها پیشکش کنیم


 
    اما ماجرا از چه قرار است: به موجب قوانین بین المللی، تکلیف دریاچه های مشترک در میان کشورها ، براساس قراردادهای فی مابین معلوم می شود . تکلیف این بزرگترین دریاچه دنیا به موجب قرارداد 1940 میان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و دولت وقت ایران معلوم شده است . اکنون که هر دو رژیم سقوط کرده اند ، جمهوری روسیه تمام تعهدات دولت شوروی را پذیرفته ، همان طورکه صندلی سازمان ملل شوروی و حق وتوی آن در شورای امنیت را بدست آورده و دولت جمهوری اسلامی هم متعهد به انجام تعهدات حکومت قبلی ایران است . به موجب قرارداد 1940 میان دو کشور ، دریای خزر همچون یک دریای آزاد در نظر گرفته شده و طرفین یک حاشیه مرزی دارند و بقیه دریا، رو و زیر آب ، آزاد و بین المللی است . حاکمیت سیاسی بر دریا هم به نسبت 50/50 میان دو کشور تقسیم شده است
    اما پس از فروپاشی شوروی ، ما با چهار کشور آذربایجان ، روسیه قزاقستان و ترکمنستان در این دریا هم مرز شدیم . اولین ضربه از اینجا بود که این کشورهای نوبنیاد به همراه روسیه مدعی شدند که حاکمیت سیاسی 50 درصدی ایران را قبول ندارند و باید رژیم حقوقی جدیدی برای دریای خزر تعریف شود و حق قانونی ایران را نقض کردند و دولتمردان وقت ایران نیز به سادگی رضایت دادند 
    تا آنکه این روزها روسیه طرح شرم آوری را برای حاکمیت دریای خزر معرفی کرده است که در این طرح حاکمیت بر دریا به دو بخش روی آب و زیر آب تفکیک می شود ؛ در بخش روی آبی ، آبهای دریای خزر برای تمام همسایگان مشاع بوده و به قولی زیر دریایی های اتمی روسیه تا نزدیکی سواحل ایران اجازه ی تردد دارند و در بخش زیر آبی ، در طرح روسها آمده است که دو سر ساحل هر کشور را به هم وصل می کنند و منطقه زیر دریا حد فاصل این خط فرضی و ساحل هر کشور سهم آن کشور از زیر دریا است . و بدین ترتیب سهم ایران از دریای خزر تنها 11 درصد خواهد بود . 11 درصدی که تهی از هر گونه ذخایر پر ارزش نفت و گاز این دریا می باشد و منابع مهم انرژی این دریا در خارج از سهم ایران وجود دارد 
    این طرح چندین سال است که از با زورگویی و اعمال فشار از طرف روسیه مطرح شده است . در زمان دولت آقای خاتمی ، به دلیل آنکه دولت توان مقابله با روسها را نداشت در تمامی آن سالها به اتلاف زمان پرداخت اما به نظر می رسد روسها در طی یکی دو سال اخیر حمایت نیم بند خود از طرحهای انرژی هسته ای ایران را منوط به اطاعت بی چون و چرای ایران از این طرح سر تا پا استعماری کرده اند
    روسها در طی این سالها بزرگترین برنده ی نزاع ایران با دنیای غرب بوده اند و در در این سالها از توپولوف های اسقاطی شان تا هزاران وعده و وعید برای رساندن سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر و تکمیل این نیروگاه که به وعده ی سر خرمن می ماند و ... تنها بخشی از جفایی است که در این سالها در حقمان کرده اند ؛ اما برای من جالب است که آنهایی که داعیه ی ضد استبداد و ضد نظام سلطه بودنشان گوش فلک را پر کرده است ، چگونه این چنین در قبال این همه جفا در حق مردم و این سرزمین تنها برای منافعه زود گذرشان سرها را در گریبان فرو برده اند

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 12:59 | 86/07/26

اجلاس خزر


پای ما 150 سال زیر پوتین آنها

نوشته حاصل از سید ابراهیم نبوی با اجازه خودشان تقدیم میگردد

امید است شما خواننده گرامی با فکر بازتری نسبت به این مساله

برخورد کنید

 

 

 

درس اول: ما یک کشور بزرگ بودیم، روسیه ارتش قوی داشت، دولت ایران ببو بود. در جنگ ‏های ایران و روس بخش وسیعی از ایران سابق تبدیل شد به روسیه فعلی. به همین دلیل ما سه ‏شعار مهم را سی سال می دهیم مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار می کنیم، به سفارت ‏انگلیس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه دیکتاتور ‏را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگلیس ها طرفدار ‏مشروطه بودند، به همین دلیل ما هم مشروطه را دوست داریم، هم شعار می دهیم مرگ بر ‏آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس سوم: کمونیست ها در روسیه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ایران را می ‏خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصمیم گرفتند جمهوری گیلان را ایجاد کنند تا به جای ‏این که کمونیست های گیلان که فرق کمونیسم با ازون برون را نمی دانستند و پیشنمازشان رهبر ‏حزب کمونیست شان هم بود، بروند به روسیه، روسیه بیاید به گیلان. در نتیجه میرزا کوچک خان ‏مستقیما بوسیله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همین دلیل ما ‏سالهاست شعار می دهیم

 مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل

درس چهارم: رضا شاه دیکتاتور بزرگی بود و همه را کشت، مثلا پنجاه وسه نفر از اعضای حزب ‏کمونیست را دستگیر کرد و یکی از آنها، تقی ارانی در زندان کشته شد، بعد بقیه اعضای کمیته ‏مرکزی، یعنی همان 52 نفر دیگر به روسیه پناهنده شدند و به دلیل همین که به روسیه پناهنده شده ‏بودند، در آنجا کشته شدند یا تبعید شدند یا بیچاره شدند. به همین دلیل کمونیست های ایران و سایر ‏ایرانیان که حداقل نیم ساعتی توده ای بوده اند، همیشه شعار می دهند مرگ بر آمریکا، مرگ بر ‏انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ایران تبدیل به پل پیروزی شد. آمریکا و انگلیس از روی ‏این پل رد شدند تا به روسیه کمک کنند، در عوض وقتی روسیه پیروز شد، اولین کاری که کرد، ‏این بود که چون کشور کوچکی بود، تصمیم گرفت آذربایجان را هم برای خودش بردارد. ‏آذربایجان و کردستان یک سال از ایران جدا شدند و به همین دلیل روشنفکران و سیاستمداران ما ‏همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل‏

درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسیه بود، به عنوان طرفدار انگلیس ‏شناخته شد، اما چون علیه انگلیس مبارزه کرد، معلوم شد آمریکایی است. مخالف اصلی مصدق ‏در طول سه سال حزب توده بود

و یک صبح تا شب هم آمریکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولین ‏دولتی که کودتا را برسمیت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی ‏از آنها در شوروی بیچاره شدند، تبعید شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در ‏شوروی پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتیجه ما ایرانیان ‏هرگز فراموش نمی کنیم که باید شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر ‏اسرائیل

درس هفتم: آمریکایی ها انقلاب سفید کردند، انگلیسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه ‏چهل کاملا دست آمریکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تائید کردند، توده ای ها ‏مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعید، کشته و یا ‏بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و این بار از دست شوروی به ایران ‏پناهنده شدند، در نتیجه روشنفکران ایرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که ‏شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس هشتم: در ایران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نیروهای مسلح و فداکار آمریکایی ها را کشتند، ‏تعدادی از آنها برای جنگ با اسرائیل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به ‏آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا ‏شوروی با آمریکا بجنگد. درست در همان زمانی که این افراد کشته می شدند دولت چین و ‏شوروی با ایران روابط درخشان داشت و ایرانیان همواره یاد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر ‏آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل‏

درس نهم: انقلاب ایران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمریکا اشغال شد، سفارت اسرائیل ‏محو شد، رایطه ایران و انگلیس همواره در تمام این مدت تیره و تار بود، سفارت روسیه روز ‏بروز بزرگتر شد، سفارت روسیه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدائی ها، هم با مجاهدین، ‏هم با حزب اللهی ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترین خط از نظر خط شناسی است. توده ای ‏ها و فدائیان در جبهه ای که روسیه در آن به عراق کمک می کرد کشته می شدند، اما با سپاه و ‏کمیته همکاری می کردند، دولت ایران کمونیست ها را دستگیر کرد. کمونیست ها از دست ‏جمهوری اسلامی به آمریکا، انگلیس و روسیه پناهنده شدند، بعدا از دست روسیه به آمریکا و ‏انگلیس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسین کمونیست بود، موشک صدام حسین سوخو و اسلحه اش ‏کلاشینکف و کاتیوشا بود، ما با موشک آمریکایی و توپ آمریکایی و مسلسل آمریکایی علیه ‏کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگیدیم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام ‏کمک می کرد و به ایران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ یاد گرفتیم که صدام آمریکایی است، ‏انگلیسی است و اسرائیلی است. در حالی که آمریکا صدام را نابود کرد، اسرائیل هم عراق را ‏بمباران کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمریکا و انگلیس از بین بردند و در تمام این مدت روسیه و ‏ونزوئلا و کوبا آخرین طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می دادیم مرگ بر آمریکا، ‏مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس یازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمینی سقوط کمونیسم را پیش بینی کرد، روسیه شد بیست ‏کشور و پنج کشور آن در دریای خزر ماندند، زمانی که یک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما ‏از خزر 50 درصد بود، بعد تبدیل شد به 20 درصد، بعد رسید به 15 درصد، بعد رسید به 12.5 ‏درصد، بعد کم تر شد و کم تر شد، ما می توانستیم اعلام کنیم که ایران هم تبدیل به پنج کشور شده ‏است، و در نتیجه 50 درصد بگیریم، اما ما چون گاز لازم نداریم و نفت داریم و تا زمان ظهور ‏حضرت هم مشکل انرژی نداریم و بعد از آن هم با نور تغذیه می کنیم، همچنان معتقدیم آمریکا و ‏انگلیس و اسرائیل باید از آذربایجان و ترکمنستان و روسیه و تاجیکستان و غیره بیرون بروند تا ‏پای برهنه ما باشد و پوتین که وقتی به تهران آمد، شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر ‏انگلیس، مرگ بر اسرائیل

درس دوازدهم: ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم، روسیه از اینکه ما از آمریکا و انگلیس ‏و اسرائیل بیزاریم خوشحال است. ما می خواهیم بجنگیم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما ‏پول می گیرند و ما می گوئیم مرگ بر آمریکا، ما می خواهیم در سازمان ملل از انرژی هسته ای ‏دفاع کنیم و چین و شوروی علیه ما رای می دهند و ما می گوئیم: مرگ بر انگلیس، ما می خواهیم ‏بوشهر را راه بیندازیم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گوئیم مرگ ‏بر اسرائیل. ما با مافیا مخالفیم، در نتیجه با اروپا می جنگیم و مافیای روسی دوست ماست. ما با ‏آمریکا مخالفیم، در نتیجه روسیه از دشمنی ما با آمریکا پول در می آورد، ما با اسرائیل مخالفیم ‏در نتیجه روسیه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گیرد

فردا پوتین به تهران می آید تا مثل تمام این 150 سال پاهای برهنه ملت را له کند، و ما باید یادمان ‏نرود که حتما شعار بدهیم مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 7:33 | 86/07/26

حرف من22


uniloo3.blogfa.com

    اگه دستم به جدايي برسه ، اونو از خاطره ها خط مي زنم

از دل تنگ تموم آدما ، از شب و روز خدا خط مي زنم

اگه دستم برسه به آسمون ، با ستاره ها قيامت مي کنم

نمي زارم کسي عاشق نباشه ، ماه و بين همه قسمت مي کنم

وقتي گاهي منو دل تنها مي شيم ، حرفاي نگفتني رو ميشه ديد

ميشه تو سکوت بين ما دوتا ، خيلي از نديدني ها رو شنيد

قصه ي جدايي ما آدما ، قصه ي دوري ماست از خودمون

دوري منو تو از لحظه ي عشق ، قصه ي سادگيه گمشدمون

اگه دستم به جدايي برسه ، اونو از خاطره ها خط مي زنم

از دل تنگ تموم آدما ، از شب و روز خدا خط مي زنم

اگه دستم برسه به آسمون ، با ستاره ها قيامت مي کنم

 

نمي زارم کسي عاشق نباشه ، ماه بين همه قسمت مي کنم

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 6:1 | 86/07/25

عکس 2


عکس هائی از هنر پیشگان هالیوود


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:30 | 86/07/25

عکس 1


عکس هائی از بازیگران زن هندی


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:22 | 86/07/25

جوجو


جدید ترین عکس ها از جوجو

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:15 | 86/07/25

کنسرت جنیفر


جدیدترین چهره جنیفر در کنسرت پاریس

 به همراه هیلتون و انتونی

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:9 | 86/07/25

اینجا جه خبره


بچه داری جولی و پیت

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 5:3 | 86/07/25

مهستی


عکس هائی از تدفین مهستی


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:57 | 86/07/25

جواهری در قصر


 

بدون شرح

uniloo3.blogfa.com

uniloo3.blogfa.com

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:52 | 86/07/25

اغما 2


اپراتور سوم همراه هم امد

uniloo3.blogfa.com

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:47 | 86/07/25

تحلیل


تحليل و ارزيابي رويكرد مراكز پژوهشي آمريكا

 در قبال پرونده هسته‌اي ايران

 گزارش حاضر تلاش مي‌كند تا رويكردهاي اصلي حاكم

 بر اين موسسات را تبيين كرده و در نهايت راهكارهايي براي

مقابله با اين رويكردها ارائه كند.

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 6:14 | 86/07/23

طنز 7


سلام بچه ها یه خبر فوری: بالاخره من هم زن گرفتم ... .... یه هم زن برقی

آلبرت انیشتین میگه: عشق مثل ساعت شنی میمونه. همزمان که قلبتو پر میکنه مغزتو خالی میکنه. البته برای کسایی که مغزشون پره! تو راحت باش

تركه يه پليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه:ميبينم كه 109 نفر شدين

بهترين روش براي گفتن دوستت دارم فقط يه لبخنده........نيشتو ببند

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 6:5 | 86/07/23

دربی 63


دربی ۶۳ از نگاه تصویر


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:56 | 86/07/23

حرف من 21


hamid

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:19 | 86/07/23

اغما 1


پايان سريال اغماء لو رفت


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:17 | 86/07/22

وای نه

 

قانونهای زن ذلیلی برای داشتن یک زن خوب


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:11 | 86/07/22

فیلتر 2



http://www.glidestuff.info
http://www.topfont.cn
http://www.glidezone.info
http://zaxiproxy.com
http://www.cookhappy.cn
http://www.proxigate.info
http://www.majorlance.com
http://www.viewagent.info
http://www.best-proxy.cn
https://onlyproxy.wordpress.com
http://emoon.org.cn
http://www.india-professional.com
http://www.webload.mobi
http://www.high-voltage.info
http://www.urlbling.com
http://www.surfmonk.info
http://surfandseek.com
http://surfprox.Filtershekan.6x.to
http://www.surfnx.info
http://proxpy.com
http://proxygrim.info
http://www.browseunseen.com
http://www.hidebook.info
http://www.freewebunblocker.com
http://www.wannasurf.info
http://surfandhide.com
http://www.roamhere.info
http://asiaxnet.com
http://www.picxworld.com
http://goinvis.net
https://onlyproxy.wordpress.com
http://www.pulob.com
http://www.hidethedork.com
http://www.surfdork.com
http://friwhere.com
http://www.surfdex.info
http://facebookproxyserver.info
http://www.ring-in.info

http://secondperiod.Filtershekan.6x.to
http://www.assban.com
http://www.afastway.com
http://lowhider.info
http://hassanpathan.info
http://www.hypertunnel.info
http://moobypass.info
http://mooproxee.info
http://www.unblockdork.com
http://www.schooldork.com


!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:58 | 86/07/22

اس ام اس های جدید



زندگی برای زيستن است نه برای مردن نه برای بودن و راهی است برای رفتن


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:55 | 86/07/22
هرگونه کپی و استفاده غیر قانونی از نوشته های این وبلاگ ممنوع می باشد