حرف من 27
از دست تو نیست،دل من از گریه پره
مثل تو طاقت نداره،واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن،میریزن،بیتو هر دم می بارن
یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون
داره دلمو میبره،یه جای بی نام و نشون
اون ستاه همون چشمای تواِ توو آسمون
داره پرپر می زنه،دلم واسه دیدن اون
تو تموم دنیامی ، تو تموم حرفامی

حرف من 26

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر، تو بیا شروع من باش
شبو از قصه جدا کن،چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای گریه های آخر من
اسمتو ببخش به لبهام،بی تو خالیه نفسهام
خط بکش رو باور من،زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش،عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب،تو طلوع زندگی باش
من پر از حرف سکوتم،خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبیه عشقت،تشنه ام کویر لوتم
نمی خوام آشفته باشم،آرزوی خفته باشم
تو نذار آخر قصه،حرفمو نگفته باشم
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر، تو بیا شروع من باش
تو بیا شروع من باش
حرف من 25
به تو گفتم منو عاشق نكن ديونه مي شم
منو از خونه آواره نكن بيخونه مي شم
به تو گفتم
نگفتم
خطر كردي نترسيدي منو دل داده كردي
تو كردي هر چه كردي با اين ساكت افتاده كردي
ديگه از كوچهءمن راه برگشتن نداري
منم دوست و منم دشمن كسي جز من نداري
به تو گفتم
نگفتم
نگفتم دل من بي اعتباره
اگه عاشق بشه پروا نداره
نمي فهمه خطر اين مرغ بي دل
قفس ميشكنه ميره تا ستاره
به تو گفتم
نگفتم
بتو گفتم اگه مستم كني مثل پرنده
ديگه از من نپرس مستيه عاشق چون و چنده
چنان دلسوخته مي زنم به اسمت زير آواز
كه آوازه من راه فرارتو ببنده
به تو گفتم
نگفتم

کوروش
کوروش را بیشتر بشناسیم
مرزهای ایران در زمان حکومت او شاید به بیشترین گستردگی خود رسید، اما بیشتر او را از این جهت میستائیم که به سربازان خود گفته بود:
در نبرد متعرض زنان و کودکان نشوید، اسیران را نکشید، درختان را قطع نکنید و حق آتش زدن مزارع را ندارید...
و خوب است همه بدانیم این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد. این بزرگ مرد تاریخ ایران کسی نیست جز ذوالقرنین کوروش کبیر پادشاه ایران!!!
تو
آهنگ tu به معنی you
از آلبوم
Como Ama una Mujer
How a Woman Love
یکی از زیباترین آهنگهای اسپانیایی خانم لوپز است
|
|
نوبل ادبیات
جايزه سال ۲۰۰۷ نوبل در رشته ادبيات به نويسنده
بريتانيايی دوريس لسينگ اهدا شد

آکادمی سلطنتی سوئد، که اين خبر را امروز (پنجشنبه) اعلان نمود، نويسنده ۸۷ ساله بريتانيايی را بخاطر تصاوير وی از تجربه زنانه مورد ستايش قرار داد. آکادمی سوئد آثار خانم لسينگ را الهام بخش توصيف کرد و گفت وی يک امپراتوری تقسيم شده را مورد بازبينی قرار داده است
در برشمردن افتخارات خانم لسينگ، آکادمی کتاب «يادداشت طلايی» (۱۹۶۲) وی را به عنوان اثری راهگشا قلمداد نمود. و گفت جنبش تازه نضج گرفته فمينيستی اين کتاب را به عنوان تصوير گر پيشتازانه «روابط بين مرد و زن در قرن بيستم» در نظر می گرفت. آثار مهم ديگر وی شامل «تابستان قبل از تاريکی» (۱۹۷۳) و «بچه پنجم» (۱۹۸۸) می شود
خانم لسينگ در موقع اعلان برنده جايزه ادبيات در منزل نبود. وقتی که خبرنگاران او را در بيرون خانه پيدا کردند و خبر پيروزی اش را به وی دادند، اظهار خوشوقتی کرد و گفت از اينکه در طول ۶۰ سال نويسندگی جوايز متعددی دريافت داشته خوشحال است. در پاسخ به پرسشهای خبرنگاران، او بردن جايزه نوبل را به پوکربازی تشبيه کرد که تاپ استريت فلاش در دست دارد
لسينگ دومين نويسنده بريتانيايی است که در سه سال گذشته جايزه نوبل را برده است. هارولد پينتر، نمايشنامه نويس شهير بريتانيايی، اين جايزه را در سال ۲۰۰۵ به خود اختصاص داد. سال گذشته نيز، جايزه نوبل ادبی به اورهان پاموک، نويسنده ترک، داده شد
لسينگ در ايران در خانواده ای بريتانيايی بدنيا آمد و در جنوب رودزيا (زيمبابوه کنونی) بزرگ شد. اولين رمانش را در سال ۱۹۵۰ بنام «علف ها می خوانند» انتشار داد، که رابطه همسر يک مزرعه دار سفيد پوست را با خدمتکار سياه پوستش مورد بررسی قرار می دهد
لسينگ به عنوان يک منتقد سرسخت حکومت سفيد پوستان در رودزيا و آفريقای جنوبی، به هر دو کشور در سال های دهه ۱۹۵۰ ميلادی ممنوع الورود شده بود
اين جايزه به همراه يک و نيم ميليون دلار در روز دهم دسامبر بوسيله پادشاه سوئد، کارل گوستاو، در استکهلم به برنده اهدا خواهد شد
سر ما
چوب حراج به سر سرباز پـدرمان چيز عجيبي است. همان سري كه زماني به آن قسم ميخوردند ، سري كه به خاكمان و مزدا پيش كش بود و به حدي قداست داشت كه تنديس شد كه بماند اما سر از جايي در آورد كه شايد روزي قلمرو ما بود اما متاسفانه الان چندين هزار كيلومتر از ايرانمان دور است.تاريخ ما قاچاق شد و حراج به همين راحتي يا حـتــي راحت تر از اين راحـتـي ها
متن کتیبه کوروش کبیر
اينک که به ياری مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهای جهان اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسی به ديگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دينی را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسی را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيری که يکی از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه ای مرتکب تقصير می شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.
من تا روزی که به ياری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگی بايد به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.


