تبليغاتX
چالش انی

گریه به یاد ماندنی



 
 
گریه در لحظه اخر منجی هیلاری شد
 
 
در حالي که در ايالت آيووا، رأي اکثريت زنان به اوباما بود، در ايالت نيوهمشاير اکثريت زنان به هيلاري کلنيتون رأي دادند. کلينتون در آخرين روز مبارزات انتخاباتي در نيوهمشاير، در پاسخ به پرسشي، اشک در چشمانش حلقه زده و تاکيد کرده بود که پيروزي در اين انتخابات براي او مسئله شخصي است. بسياري تحليگران مي‌گويند واکنش احساسي کلينتون باعث شده تا موجي در ميان زنان در ايالت نيوهمشاير ايجاد کند و در حضور آنان در انتخابات موثر بوده است
 
...
 





ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 14:32 | 86/10/21

طنز9



جمله های پشت کامیونی

خوشگلي بانمکي يک رخ زيبا داري
بي جهت نيست که در کنج دلم جا داري

تو که بي وفا نبودي دیوونه ی  روانی ِ  بی شعور

در بيابانها اگر صد سال سرگردان شوم
به از انكه در وطن محتاج نامردان شوم

در قمار زندگي عاقبت ما باختيم
بسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم

دييوونتم رواني

بوق نزن ژيان . . . . . . . . . . . . ميخورمتا

داداش مرگ من يواش

دنبالم نیا اسیر میشی

زيبا رويان بي وفايند

من ميروم
..... ......... .تو هم بيا

رو باك كاميونا كه ديدم زياد مينويسن
شكمو
یا
بخور نوش جان
یا
الهي كوفتت بشه

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:9 | 86/10/21

از 2 بهمن تا 22 بهمن



در باغي رها شده بودم.
نوري بيرنگ و سبك بر من مي وزيد.
آيا من خود بدين باغ آمده بودم
و يا باغ اطراف مرا پر كرده بود؟
هواي باغ از من مي گذشت
و شاخ و برگش در وجودم مي لغزيد.
آيا اين باغ
سايه روحي نبود
كه لحظه اي بر مرداب زندگي خم شده بود؟

ناگهان صدايي باغ را در خود جاي داد،
صدايي كه به هيچ شباهت داشت.
گويي عطري خودش را در آيينه تماشا مي كرد.
هميشه از روزنه اي ناپيدا
اين صدا در تاريكي زندگي ام رها شده بود.
سرچشمه صدا گم بود:
من ناگاه آمده بودم.
خستگي در من نبود:
راهي پيموده نشد.
آيا پيش از اين زندگي ام فضايي ديگر داشت؟

ناگهان رنگي دميد:
پيكري روي علف ها افتاده بود.
انساني كه شباهت دوري با خود داشت.
باغ در ته چشمانش بود
و جا پاي صدا همراه تپش هايش.
زندگي اش آهسته بود.
وجودش بيخبري شفافم را آشفته بود.

وزشي برخاست
دريچه اي بر خيرگي ام گشود:
روشني تندي به باغ آمد.
باغ مي پژمرد
و من به درون دريچه رها مي شدم

 

 

 

این را برای تو می نویسم

نمی دانم در پس افکار تو چه میگذرد نمی دانم

چه می اندیشی

اما کاش میتوانستم از خود و آنچه در دل دارم برایت بگویم

کاش میشد دنیا و زمان را تغییرداد حداقل آرزو دارم که کاش

امکانش برای یک لحظه و یک دم فراهم میشد

اما افسوس که میدانم مهر سکوت برای ابد بر لب من خواهد ماند

شاید قسمت این است که همیشه از پشت شیشه های بخار گرفته

به منظره بارش باران نگاه کنم

شاید هم باز بازیچه بازی تلخم که پایان آن شکست من است

شاید در نهاد همه انسانها این خواهش دل است که فریاد میکند

اما در نهاد من این عشق است که حکم میراند

مرا با خواسته هاو و هواهای بیهوده کاری نیست

و اگر تو می توانی از پس شیشه بخار گرفته هم گام من در گام برداشتن زیر باران

باشی  با من بیا وگرنه چون گذشته مرا در سکوت و تنهایی رها کن  

 

 

 

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره

رنگه چشمای تو بارونو به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره

قهر تو تلخیه زندونو به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه

  تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه

تو مثل خواب گل سرخ لطیفی مثل خواب

من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

تو مثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی

تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مثل یک لحظه پر از حادثه ای

تو مثل شادی خواب یک عروسکی

 تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا میسازند

گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازند

 اگه مردای تو قصه بدونند که اینجایی

برای بردنت با اسب بالدار میتازند

من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه

 

 

        

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 20:44 | 86/10/20

مرثیه سیاسی ایرانی



سلام

امروز روز سومیه که اکثر جاهای استان تهران تعطیله ...اونم به خاطر برفه

یه گوشه ای نشسته بودم و داشتم حرف های سید ابرایم نبوی رو می خوندم

مطلبی بود راجع به صحبت های حاج منصور ارضی که در اروپا هم سروصدا کرده

البته من مطلبمو قبلا نوشته بودم ...اما این نوشته از زبان یک خبرنگار ایتالیائی عنوان

میشه...با تشکر از سید ابراهیم نبوی

 

روزنامه لااسترادا چاپ رم، گزارشی از سخنرانی حاج منصور ارضی را منتشر کرد

 ‏جوزپه میکالسین در نوشته ای به نام « مرثیه سیاسی ایرانی» نوشته است

...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 14:58 | 86/10/19

صیغه و88نظر



یه مطلب جالب در مورد صیغه یه جائی دیدم...گذاشتمش اینجا

علی آقا صیغه رو باید معرفی بکنی تا بعضی از خانمها یا آقایون منحرف نشن و فکر نکنن که مردها اسیر شهوت هستن
بیا ذهن آدما رو باز کن ، با اطلاعات درست آگاهشون کن
من میخوام کمکت کنم
صیغه یا ازدواج موقت عامل فساد نیست
صیغه کردن شرایط داره.1- اگر دختر باشه اجازه پدر شرطه2-اگر زن باشه نباید فاحشه باشه3-نباید زن شوهردار باشه4- و اگر مردی متاهل باشه باید از زنش رضایت قلبی بگیره تا ازدواج دائم یا موقت بکنه
دخترها احتیاجی به ارضای جنسی ندارن، حتما میپرسین مگه اونا آدم نیستن
بله اونا انسانن اما خداوند سیستمی توی بدن این جنس مونث گذاشته تا به صورت ماهانه ناخالصیهای خون از اونها خارج بشه و با این عمل اونها از شهوت هم تخلیه میشن.پس خانومها میلی به این کار ندارن تا وقتی که باکره هستن و طبیعی هستش که بعد از ازدواج فرآیند جدیدی رو تجربه میکنن
اما پسرها وقتی به سن بلوغ میرسن جنس خودشونو کشف میکنن ولی راهی برای ارضا پیدا نمیکنن.چند تا کار میتونن بکنن
1-خود ارضائی کنن2-ازدواج دائم کنن3-عامل فساد باشن4-ازدواج موقت کنن5-خودشونو کنترل کنن تا زمان ازدواج
1- خود ارضائی بطور وحشتناکی برای بدن ضرر داره(برای قلب،مغز و به همین دلایل حرام هستش
2-شاید شرایط برای ازدواج دائم میسر نباشه
3-برای تخلیه خودشون ممکنه فساد کنن و یه دخترو برای همیشه از زندگی عادی محروم بکنن که همین دخترها بعدها بصورت فاحشه درمیان پس این قضیه هم اشکال داره
4-با توجه به شرایطی که گفته شد میتونن صیغه موقت کنن
5-با تمرکز میتونن تا موقع ازدواج خودشونو کنترل کنن(با گرفتن روزه،با فعالیت زیاد روزانه فکری برای انجام این کار باقی گذاشته نشه،خودداری از رابطه غیر صحیح با جنس مخالف که باعث فکرهای شهوانی بشه و
دخترها فکر نکنن مردها بخاطر سکس باهاشون ازدواج میکنن
درسته که دلیله اصلی ازدواج برطرف کردن این نیازه اما بخاطر داشتن سکس زندگی تشکیل نمیدیم بلکه بعد از ازدواج این مشکل حل میشه و مرد آماده انجام وظایفش میشه
پس نتیجه گیری میکنیم که ازدواج موقت از راه درست نه اشکال شرعی داره نه اجتماعی نه عرفی
باید با این فرهنگ که دین اسلام به اینگونه معرفی کرده آشنا شد

حالا ببینیم نظرات دیگران چیه

...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 14:14 | 86/10/19

مرگ ناگهانی



سید محمد خاتمی فوت کرد

سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران دیشب در یک محفل دوستانه بطور ناگهانی فوت کرد
به گزارش «البرز» این اتفاق پس از آن روی داد که برق به طور از پیش اعلام نشده ای قطع شد و میزبان مجبور شد که از شمع برای روشنایی مجلس استفاده کند... احتمال دارد که فوت ناگهانی آقای خاتمی با این حریق و تلاش وی برای اطفای آن مرتبط باشد
یکی از نزدیکان خاتمی اعلام کرد، این اتفاق ساعت 20 و 37 دقیقه شامگاه دیشب در حالی اتفاق افتاد که آقای خاتمی که دیشب به همراه سید محمدعلی ابطحی و برخی دیگر از اصلاح طلبان در یک میهمانی دوستانه حضور داشت
وی در بیان چگونگی فوت ناگهانی خاتمی گفت این اتفاق پس از آن روی داد که برق به طور از پیش اعلام نشده ای قطع شد و میزبان مجبور شد که از شمع برای روشنایی مجلس استفاده کند
وی ادامه داد که هنگامی که یکی از شمع‌ها در نزدیکی آقای خاتمی قرار گرفت، یکی از همراهان با یادآوری بیت معروفی که آقای خاتمی در هنگام کاندیداتوری خود برای دور دوم برزبان آورده بود گفت : "استاده ام چو شمع مرنجان ز آتشم" و سپس از خاتمی پرسید که سرانجامِ شمع شما چگونه شد
برپايه اين گزارش به نقل از آی طنز نیوز، رییس جمهور سابق ایران هم که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود، شمع را فوت کرد و به این ترتیب فرجام کار شمعیدگی خود را نشان داد
اصلاح طلبان این فوت کردن آقای خاتمی را یکی از جسورانه‌ترین کارهای وی در ده سال گذشته عنوان کرده اند
شایان ذکر است قبل از این شدت عمل خاتمی، ابطحی قصد داشت با موبایل خود یک عکس کلوزآپ از خاتمی بگیرد که بر اثر بی احتیاطی ریش وی آتش گرفت اما از آنجا که موبایل پیشرفته وی مجهز به آبپاش بود، به جز اپیلاسیون ابطحی، خسارت دیگری به بار نیامد
گمانه ضعیفی نیز وجود داد که فوت ناگهانی آقای خاتمی با این حریق و تلاش وی برای اطفای آن مرتبط باشد

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 22:1 | 86/10/18

آخرین شاهکار




روابط عمومی پاختاکور پیشنهاد سرمربیگری به قلعه نویی را تکذیب کرد

داستان سفر امیر قلعه نویی به ازبکستان و مذاکره اش با مدیران پاختاکور به شدت جالب شده است امیر قلعه نویی که تلفن همراه خود را پس از بازگشت به تهران خاموش کرده و هیچ اظهارنظری درباره شایعات پیرامون سفرش به تاشکند انجام نداده بود؛ جمعه شب در استودیو برنامه ورزش از نگاه دو حاضر شد شاید اگر قلعه نویی به برنامه جهانگیر کوثری نمی رفت، تناقض ادعاهایش در مورد مذاکره با مدیرعامل باشگاه پاختاکور با گزارش مفصلی که دیروز با محوریت تکذیب مذاکره از سوی مدیرعامل پاختاکور در یکی از روزنامه ها منتشر شد به چشم نمی آمد، اما سرمربی جدید مس کرمان این اشتباه تاکتیکی را مرتکب شد و در برنامه زنده تلویزیونی به طرح ادعای خود پرداخت؛«رفتیم تاشکند، با مسوولان پاختاکور مذاکره کردیم و امکانات باشگاه را هم از نزدیک دیدیم من به مدیرعامل باشگاه گفتم شما که هر فصل قهرمان ازبکستان می شوید و مشکلی برای تکرار این عنوان ندارید پس امکانات مورد نیاز را برای قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا فراهم کنید. اتفاقاً مدیرعامل پاختاکور خیلی از حرف های من خوشش آمد و مذاکرات سازنده یی داشتیم.» قلعه نویی در پاسخ به این پرسش که چرا به رغم مذاکرات سازنده با پاختاکور، با مس قرارداد امضا کردید، گفت؛«اگر همکاری من با پاختاکور قطعی شود، کار از اوایل خرداد سال آینده در ازبکستان آغاز خواهد شد. در واقع زمانی که فصل جاری لیگ برتر به پایان برسد.» قلعه نویی در برنامه جمعه شب مباحث کلان را هم مطرح کرد. به طوری که به مقایسه شرایط امروز فوتبال ازبکستان با موقعیت ترکیه در اوایل دهه 90 پرداخت؛«آن طور که من در ازبکستان فهمیدم فوتبال این کشور شرایطی مشابه 20 سال قبل ترکیه را دارد. در واقع سرمایه گذاری بخش دولتی روی فوتبال بالا رفته تا این رشته در اختیار بخش خصوصی قرار بگیرد. باشگاه پاختاکور هم حدود 5 میلیون دلار از دولت ازبکستان وام گرفته تا زیرساخت های خود را تقویت کند.» تمام این مسائل اما زیر سایه اظهارنظر عجیب امیر قلعه نویی درباره یک بانک خصوصی قرار گرفت؛ آنجا که مجری برنامه اعلام کرد جوایز مسابقه پیام کوتاه را بانک غ...ف می دهد، سرمربی مس هم گفت؛ «بله، این بانک واقعاً بانک خوبی است،» در حالی که مجری برنامه سعی داشت قلعه نویی را توجیه کند که اظهارنظرش تبلیغ علنی برای یک شرکت است و این کار وی در تلویزیون و در یک برنامه زنده درست نیست، سرمربی سابق تیم ملی با خنده جواب داد؛ «خب شاید ما هم بخواهیم وام بگیریم،» امیر قلعه نویی که همواره ادبیات و برخورد رسانه یی اش مورد شدیدترین انتقادات ممکن قرار گرفته، این بار هم یک حرکت عجیب و خلاف عرف رسانه یی را انجام داد. این در حالی است که دیروز یک گزارش مفصل در روزنامه اعتمادملی منتشر شد که در آن مدیر روابط بین الملل باشگاه پاختاکور و مدیرعامل این باشگاه رسماً قضیه سرمربیگری قلعه نویی در این تیم را تکذیب کردند. جالب ترین بخش ماجرا هم اظهارنظر سالیموف مدیر روابط بین الملل پاختاکور است؛ «ما اصلاً دعوتنامه یی برای قلعه نویی ارسال نکرده بودیم اما او دوست خوب معاون رئیس باشگاه پاختاکور است و به تاشکند آمد تا با دوستش ملاقات کند و درباره مسائل فوتبال حرف بزند

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 1:17 | 86/10/17

For min0o0 0o0lfati



One day you found a heart,

Without knowing that it had been broken in more ways than one.

With unending love, and care as gentle as the petals on a rose,

You taught it to love again.

 

A kind of love that knows no bounds,

To love more than it knows it ever could, infinitely.

It beats, knowing that there's more that comes.

Every hour of every day, it feeds it thought, each smile.

 

A heart that's hungry, yet only one could feed it.

One heart made for only one other.

 

Two half beats come together to make one whole,

It then beats stronger.

One can not survive without the other.

 

One day, you asked for the hand of the person with half a heart.

 

I said, yes.

Today, I still say yes, on one condition, that it is forever.

And I ask for yours.

                                          With Love

 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:47 | 86/10/16

واسه یکی یدونم4



  

 

قلب من ، من هرگز تو را سرزنش و محکوم نخواهم کرد . هرگز از آنچه می گویی احساس شرم نخواهم کرد . می دانم که تو فرزند محبوب خدا هستی و او تو را در پناه پرتو عشق و جلال خویش می گیرد

قلب من ، من به تو ایمان دارم . من طرفدار تو هستم . همواره برایت دعا می کنم . دعا می کنم که به کمک و حمایتی که احتیاج داری ، برسی

 قلب من ، من به تو ایمان دارم . معتقدم که تو عشقت را با هر کس که به آن نیاز داشته باشد یا شایسته اش باشد قسمت خواهی کرد . معتقدم که راه من راه توست و ما همراه هم به سوی روح القدس گام بر می داریم 

 از تو می خواهم به من اعتماد کنی . بدان که به تو عشق می ورزم و می کوشم که تمام آزادیی را که برای شادمانه تپیدن در سینه ام به آن نیاز داری ، به تو بدهم

 هر کاری لازم باشد انجام می دهم تا هرگز از حضور من در گرداگردت احساس دلتنگی نکنی

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 14:2 | 86/10/16

اینگرید برگمن



این مطلب با احترام تقدیم به خانم دکتر م.ا می شود
امیدوارم همیشه برای من یک ستاره باشد
 
 
بازیگر سوئدی الاصل و فوق ستاره دهه چهل هالیوود در 29 آگوست 1918 از پدری سوئدی و مادری آلمانی به دنیا آمد. در کودکی مادرش را از دست داد و پس از تحصیل در آکادمی هنرهای دراماتیک استکهلم بازی در فیلم های سوئدی را آغاز کرد و در عرض یکسال به ستاره اول سینمای سوئد تبدیل شد. آخرین فیلم او اینترمتسو Intermezzo (میان پرده) مورد توجه دیوید سلزنیک فیلم ساز معروف هالیوود (سازنده فیلم بر باد رفته) قرار گرفت و از او برای بازسازی دوباره این فیلم در آمریکا دعوت کرد موفقیت دوباره این فیلم در آمریکا زمینه آغاز حضور برگمن در آمریکا بود. پس از ورود به هالیوود تیپ منحصر به فرد او که با تمام بازیگران زن آن زمان متفاوت بود به خصوص ویژگی طبیعی بودن ( به دلیل عدم نیاز به گریم صورت) در کنار زیبایی مسحور کننده و بازی های هنرمندانه او مورد توجه و استقبال بسیار قرار گرفت به طوری که روزنامه ها در وصف او نوشتند خانم برگمن نه تنها بازیگری واقعا هنرمند است بلکه این قدر زیباست که خود نیز یك شاهکار هنری به شمار می آید
 
دوران بازیگری

استعدادی که او در فیلم هایش به نمایش گذاشت باعث شد که در عرض سه سال به ستاره زن اول سینمای آمریکا مبدل شود. . پس از بازی درخشان در فیلم دکتر جکیل و آقای هاید برای ایفای نقش مقابل همفری بوگارت در فیلم کازابلانکا انتخاب شد که امروزه از آن به عنوان محبوب ترین فیلم تاریخ سینمای آمریکا نام می برند  سپس در فیلم معروف زنگها برای که به صدا در می آید در مقابل گری کوپر بازی کرد تا اینکه بازی عالی او در فیلم چراغ گاز به کارگردانی کیوکر اولین جایزه اسکار را برایش به ارمغان آورد یکسال بعد فیلم طلسم شده Spellbound را با کارگردانی آلفرد هیچکاک و بازی گریگوری پک بازی كرد که موفقیت زیاد فیلم باعث شد که سلزنیک بلافاصله فیلم معروف بدنام ( Notorious) را پیشنهاد بدهد . اینبار هم بازی درخشان او در برابر کری گرانت و کارگردانی عالی آلفرد هیچکاک شاهکاری جدید آفرید محبوبیت روز افزون او با بازی در فیلم ناقوس های سنت ماری به نقش یك راهبه پر جنب و جوش و فروش عالی فیلم افزایش یافت و عموم مردم آمریکا نه تنها او را بازیگر محبوب خود بلکه الگویی از یك زن نجیب و نیمه مقدس می دانستند. این الگوی مقدس با بازی او در فیلم ژاندارک به کارگردانی ویکتور فلمینگ (کارگردان بر باد رفته) به اوج رسید. طی سه سال پیاپی او قهرمان مسابقات محبوبیت در آمریکا شده بود چیزی که قبل از آن سابقه نداشت. شور و شوقی که او در اواسط دهه چهل در میان تماشاگران بوجود آورد تا به امروز نظیر نداشته است. اما روزگار هم بازی های خطرناکی برای او در نظر گرفته بود تا شمایل بت گونه اش را بشکند

برگمن در فیلم استرومبولی ساخته روبرتو روسلینی
برگمن در فیلم استرومبولی ساخته روبرتو روسلینی

پس از بازی در فیلم در برج جدی آلفرد هیچکاک و طاق نصرت او تصمیم گرفت تا شروع به بازی در فیلم های هنری از نوعی متفاوت کند. چیزی که از آن به عنوان طغیان او علیه نظام استودیویی آن زمان هالیوود و سیستم ستاره سازی مرسوم آن تعبیر می شد . بدین ترتیب برگمن پس از مشاهده فیلم رم شهر بی دفاع (روبرتو روسلینی ایتالیایی) طی نامه ای پیشنهاد همکاری با روسلینی را داد و برای بازی در فیلم استرومبولی به ایتالیا رفت. در جریان فیلم برداری با اینکه شوهر و دخترش در آمریکا بودند عشق کارگردان و بازیگر به یکدیگر رسوایی عجیبی در آمریکا به پا کرد و مطبوعات آمریکا بر سر این جریان جنجال عجیبی به راه انداختند چرا که او را فقط به عنوان یک بازیگر مقدس و الگویی نمونه برای مردم آمریکا می خواستند حتی در مجلس سنای ایالات متحده او را تهدید کردند که حق ندارد دیگر به آمریکا باز گردد علاوه بر این فیلم استرومبولی روسلینی هم بایکوت شد و از نظر تجاری شکست خورد. نتیجه این رابطه عاضقانه و رسوای این دو هم دختری بود كه بعد ها بازیگر شد  ایزابلا روسلینی . بدین ترتیب اینگرید برگمن هفت سال به دور از هالیوود به همراه روبرتو روسلینی ( بنیانگذار سبک نئورئالیسم در سینما) شروع به ساخت یک سری فیلم های هنری کرد فیلمهایی همچون اروپا 51 ، سفر به ایتالیا که امروزه در نوع خود فیلمهایی با ارزش و هنری به حساب می آیند

جایزه اسكار

در سال 1956 بالاخره ابرها کنار رفت و بازی درخشان برگمن در فیلم آناستازیا در برابر یول براینر باعث شد که هالیوود اسکار بهترین بازیگر زن را به او بدهد و دوباره فرزند خاطی را بپذیرد. پس از ورود مجدد به آمریکا او بیشتر در فیلمهای خاصی که خود انتخاب می کرد و اکثرا هنری بودند بازی می کرد. بازی های درخشان او در فیلمهایی مانند مهمانخانه ششمین خوشبختی ، و سونات پاییزی ( به کارگردانی هموطن و هم نامش اینگمار برگمان ) بارها نامزدی اسکار (هفت بار ) را برایش رقم زد تا اینکه برای بازی در فیلم قتل در قطار سریع السیر شرق سومین اسکارش را بدست آورداینگرید برگمن بالاخره در سن 67 سالگی بر اثر بیماری سرطان که هشت سال با آن در ستیز بود در همان سالروز تولدش در لندن در گذشت

افتخار همكاری

اینگرید برگمن و كری گرانت در فیلم بدنام ساخته آلفرد هیچكاك
اینگرید برگمن و كری گرانت در فیلم بدنام ساخته آلفرد هیچكاك

در تاریخ سینما شاید کمتر بازیگر زنی را بتوان یافت که در طی حیات خود با چنین طیف وسیعی از معروفترین شخصیت های تاریخ سینما همکاری کرده باشد کارگردانانی همچون ویکتور فلمینگ ، آلفرد هیچکاک ، جرج کیوکر ، مایکل کورتیز ، ژان رنوار ، آناتول لیتواک ، سیدنی لومت ، اینگمار برگمان ، روبرتو روسلینی ، دیوید سلزنیک و بازیگرانی همچون لسلی هاوارد ، همفری بوگارت ، کری گرانت ، گری کوپر ، جوزف کاتن ، گریگوری پک ، یول براینر ، آنتونی پرکینر ، آنتونی کویین ، لیو اولمان ، عمر شریف ، لورن باکال ، ایو مونتان ، شارل بوایه ، همكاران اینگرید برگمن در طول دوره فعالیت هنری اش بودند

چهره برگمن در سینما

چهره ای که اغلب برگمن در فیلم هایش بازی می کرد نشان دهنده زنی بود که انگار برای زجر کشیدن آفریده شده بود .زنی که تحمل بالایی داشت و به جای اینکه گلایه ای داشته باشد فقط با نگاه هایش حرف می زد. اغلب در جدال عشق در برابر مرد مورد علاقه ای شکست می خورد و قربانی می شد. او اوج این بازی ها را در فیلم های کازابلانکا و بدنام به نمایش گذاشت که هر دو فیلم جزء با ارزش ترین دارایی های عاشقانه تاریخ سینما به حساب می آیند

فیلم‌شناسی

  • موج شكن (1935)
  • خانواده سوئدی (1935)
  • شب والپورگ
  • سمت آفتابی (1936)
  • میان پرده (1936)
  • دلار (1938)
  • صورت یك زن (1938)
  • چهار همدم (1938)
  • تنها یك شب (1939)
  • میان پرده : یك قصه عشق (1939)
  • شب ژوئن (1940)
  • آدام چهار پسر داشت (1941)
  • طغیان در بهشت (1941)
  • دکتر جکیل و مستر هاید (1941)
  • کازابلانکا (1942)
  • زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند(1943)
  • سوئدی در آمریكا (1943)
  • چراغ گاز (1944)
  • صندوق ساراتوگا (1945)
  • طلسم شده (1945)
  • زنگ‌های سنت ماری (1945)
  • كیش آمریكایی (1945)
  • بدنام (1946)
  • طاق نصرت (1948)
  • ژاندارك (1948)
  • در برج جدی (1949)
  • استرومبولی (1950)
  • اروپا 51 (1952)
  • ما ، زنان (1953)
  • ژاندارك بر صلیب (1954)
  • سفر به ایتالیا (1954)
  • ترس (1954)
  • آناستازیا (1956)
  • النا و مردانش (1956)
  • بی ملاحظه (1958)
  • مهمانخانه ششمین خوشبختی (1958)
  • دوباره خداحافظ (1961)
  • كولكا ، دوست من (1961)
  • بازدید (1964)
  • رولزرویس زرد (1964)
  • استیمولانتیا ( اپیزود : گردنبند ) (1967)
  • گل کاکتوس (1969)
  • قدم زدن در باران بهاری (1970)
  • از پرونده های اشتباه خانم باسیل فرانكویلر (1973)
  • قتل در قطار سریع‌السیر شرق (1974)
  • موضوعی از زمان (1976)
  • سونات پاییزی (1978)

البوم عکس های برگمن در ادامه مطلب

...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 22:16 | 86/10/15

داستان واقعی 4



سرگذشت یکی ازدوستان

شما میتونید نظرات و راهنمایی ها خودتون رو برای این دوست عزیز به آدرس ای-میل ایشون بفرستید
 
 
...

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 15:47 | 86/10/15

خبرهای IT



اخبار از دنیای ای تی در هفته ی اول سال جدید میلادی

iPhone برترين گوشي همراه جهان!

 

گوشي iPhone عنوان برترين گوشي تلفن همراه جهان در سال 2007 را به خود اختصاص داد

....


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 15:39 | 86/10/15

قلیان مجهز به USB



قلیان مجهز به USB اختراع جدید مهران افضلی 
ببینیم مهران چی میخواد بگه
 

سلام

بعد از خبر جنجالی جناب حامدخان مالکیان (بلبل مارشال) که به اختراع قلیان مجهز به USB توسط اینجانب اشاره فرموده بودند تا دیروز که ایمیلامو چک می کردم در حدود 5649156342461749971 ایمیل برای من ارسال شد که در نوع خودش رکورد بود

اینم عکس قلیان USB برای دوستانی که از ماجرا بی خبر بودن

...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 15:27 | 86/10/15
هرگونه کپی و استفاده غیر قانونی از نوشته های این وبلاگ ممنوع می باشد