تبليغاتX
چالش انی

پارک ویژه زنان



 

گزارش فرانس پرس از داخل اولین پارک ویژه زنان در تهران

 

 

خبرگزاری فرانسه در گزارشی به بررسی افتتاح اولین پارک مختص بانوان در تهران پرداخت.

فرانس پرس از داخل این پارک در تهران گزارش داد: "نسرین و کیمیا به محض آنکه از درب ورودی پارک که توسط محافظان مرد مراقبت می شد عبور کردند، روسری های اسلامی خود را درآوردند و به سرعت دکمه مانتوهای خود را باز کردند."

این مادر و دختر، وسایل پیک نیک خود را بر روی چمن های داخل پارک در زیر گرمای نور خورشید بهاری پهن کردند و همزمان گروهی از زنان با زیر پیراهن های رکابی و شلوارک های لاکرا از کنارشان رد شدند.

خبرنگار فرانس پرس در توصیف این وضعیت می نویسد: "یک منظره غیر عادی در ایران؛ کشوری که در آن همه زنان ملزم به پوشاندن موها و برجستگی های بدن خود در ملاءعام برای تمکین به قوانین پوشش اسلامی هستند."

با این حال ماه گذشته شهرداری تهران اقدام به افتتاح پارک «بهشت مادران» کرد تا یک محیط عاری از مردان را هر روز هفته به جز جمعه ها برای بانوان پدید آورد.

این پارک در مکانی ایده آل بر روی تپه ها ساخته شده و مملو از درخت های سرسبز و پرشاخ و برگ است. در حال حاضر برای دور نگه داشتن این پارک از نگاه مردان فضول، گرداگرد آن با ورق های آهنی به بلندای 4 متر احاطه شده است.

نسرین 39 ساله که در همان نزدیکی زندگی می کند و رفت و آمد به این پارک جزو برنامه روزانه اوست می گوید: "اینجا مکانی خوب برای استنشاق هوای تازه و نهایتا پوشیدن لباسی است که شما مایل به تن کردن آن هستید."

براساس این گزارش در جوامع اسلامی با هدف جلوگیری از تحریک جنسی مردان از طریق مشاهده جنس مخالف، زنان روسری بر سر می کنند تا به این وسیله از عفت و پاکدامنی خود مراقبت کنند.

با این وجود حتی در ایران که رعایت حجاب در آن الزامی است نیز قواعد پوشش اسلامی در مورد مکان های خصوصی بانوان – مکان هایی که ورود مردان ممنوع است - اجرا نمی شود.


محمد باقر قالیباف شهردار تهران ماه گذشته همزمان با افتتاح پارک بانوان گفت: "با در نظر گرفتن اعتقادات مذهبی در جامعه باید به طور هوشمندانه از همه ظرفیت های خود برای مراقبت از سلامت بانوان استفاده کنیم."

در پارک 20 هکتاری بانوان کلاس های هوازی (ایروبیک)، یک مسیر دوچرخه سواری، یک باشگاه ورزشی برای بازی های تیمی و حتی زمین های تیراندازی با تیر و کمان دایر شده است.

ناهید فوادی، 50 ساله، مشغول بازی بدمینتون با دوستان خود است.

وی می گوید: "به ویتامین D نیاز داریم و در طول همه این سال ها به اوضاع سلامتی و تندرستی ما بی توجهی شده است. آنها (مسوولان) باید چنین پارک هایی را در هر نقطه ای بسازند."


به نوشته فرانس پرس برخی زنان از آزار و اذیت ها و توزیع مواد مخدر در سایر پارک ها گلایه دارند و معتقدند: آنها در پارکی که همه خدمه آن شامل رفتگران، باغبان ها و نیروهای امنیتی، زن هستند احساس امنیت بیشتری می کنند.

پارک زنان توسط کارکنان مرد که در خارج از محدوده پارک قرار دارند، مراقبت می شود و تعطیلی پارک در ساعات پس از 8 بعدازظهر برای اکثر زنان، «بسیار زود» تلقی می شود.

فریده نبوی یک تاجر 45 ساله در این باره می گوید: "بستن زودهنگام پارک به منزله توهین به ماست در حالی که خیلی از زنان مایلند فقط از پیاده روی لذت ببرند و پس از کارهای روزمره به ورزش بپردازند."

برخلاف سایر مکان های مختص زنان همچون استخرهای شنا، باشگاه های ورزشی و تالار برگزاری کنسرت، بازدیدکنندگان از پارک زنانه در تهران ملزم به تحویل دادن تلفن های همراه و دوربین های خود نیستند.

پلیس ایران اکنون با معضل توزیع فیلم های خصوصی از زنان که به طور مخفیانه بر روی گوشی تلفن همراه ضبط شده و بر روی اینترنت یا از طریق سی دی در سراسر ایران به فروش می رسد، دست و پنجه نرم می کند.

طرح ساخت پارک های زنانه در پایتخت تقریبا به یک دهه قبل و زمان پیدایش اولین شورای شهر تهران که توسط اصلاح طلبان اداره می شد، برمی گردد.


نسرین می گوید: "به نظر من قالیباف تصمیم گرفته با ساخت این پارک خود را در نزد زنان محبوب کرده و آرای آنها را پیش از انتخابات ریاست جمهوری 2009 بدست آورد."

فرانس پرس می نویسد: "به رغم محبوبیت سریع این پروژه، پارک زنانه با برخی مخالفت ها نیز روبرو شده است به نحوی که منتقدان می گویند تفکیک و جداسازی زنان و مردان پاسخ درستی به مشکلات اجتماعی از قبیل آزار و اذیت های موجود در مکان های عمومی نیست."


سوگل زند، یک دانشجوی فوق لیسانس در مطالعات جنسیتی می گوید: "مردان باید آموزش ببینند شبیه شهروندان مسوول رفتار کنند و به زنان احترام بگذارند."

این زن مجرد 38 ساله همچنین با نام پارک – بهشت مادران – که می تواند به معنای آن باشد که «زن هیچ هویتی به جز مادر بودن ندارد» مخالف است.

منتقدان همچنین نگران اعمال تفکیک های جنسیتی بیشتر بین زنان و مردان در جمهوری اسلامی هستند.

در اتوبوس های ایران زنان در عقب خودرو سوار می شوند. در محیط های اغذیه فروشی، راهروها و برخی کلاس های دانشگاه نیز این تفکیک جنسیتی اعمال می شود.

با این حال قوانین سختگیرانه مانع از اختلاط زنان و مردان در کافی شاپ و رستوران ها، قدم زدن آنها و گرفتن دست های یکدیگر در پارک ها نشده است.

شهردار تهران می گوید: "یک هزار و 500 پارک در تهران وجود دارد و هزاران ورزشگاه تنها مختص مردان است. ایجاد چند پارک برای زنان که 50 درصد جمعیت را تشکیل می دهند یک ضرورت انکارناپذیر است."

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:1 | 87/04/05

مرد باردار




 

 

 عكس و گفتگو با مرد باردار !

 

 

مردي كه با اعلام خبر بارداريش دنيا را شگفت زده كرد او در مصاحبه با اپرا حقايق جالب و خواندني از زندگيش خودش راگفت.
توماس بتي در مقابل دوربين هاي تلويزيوني شكم باردار خودش را نشان داد او همچنين عكسي از خودش را كه زماني بعنوان دختر جوان بود و در مقايسه ملكه زيبايي شركت كرده بود نشان داد


او در گفتگو با اپرا تاكيد كرد كه براي سلامتي اش نگران است او همچنين گفت دكترها به او گفتند ممكن است نوزاد او پس از زايمان از دنيا برود


توماس بتي 34 يه ترانس سكسوال است كه تغيير جنسيت داده است در برنامه اپرا صحنه هاي مختلفي از زندگي او بصورت ويدئو نمايش داده شد حتي صحنه رفتن او به سونوگرافي و مشخص شدن دختر بودن بچه اش.


اين مرد جوان كه تا سن ۲۲ سالگي به عنوان مدل لباس هاي زنانه فعاليت مي كرده و سپس تغيير جنسيت داده است، درخصوص باردار شدن خود پس از ۱۲ سال زندگي مردانه گفت؛ يكي از آرزو هاي هميشگي من اين بود كه فرزندي داشته باشم اما پس از گذشت پنج سال از ازدواج خود با نانسي دريافتم او به خاطر مشكلات جسماني قادر به باردار شدن نيست. در اين زمان ما با هم مشورت كرديم و سرانجام به اين نتيجه رسيديم كه من با توجه به وضعيت جسماني خودم براي باردار شدن تلاش كنم. توماس در ادامه احساس خود را در مورد زندگي مردي كه باردار است چنين بازگو كرد؛


زماني كه اين تصميم را گرفتيم به اين نمي انديشيدم كه من در حال حاضر چه جنسيتي دارم و تصور جامعه از من چيست. تنها هدف مان اهميت داشت. من گمان مي كنم در اين مورد باردار شدن يك عمل مردانه يا زنانه نيست بلكه يك عمل انساني است. اين نيازي است كه فردي مي خواهد بچه دار شود و حالا كه در اين وضعيت هستم تنها آرزويم اين است كه فرزند سالمي را به دنيا آورم. نانسي همسر توماس كه از ازدواج قبلي خود دو فرزند دارد، در شرح چگونگي انجام اين عمل گفت؛


پس از اينكه تصميم به انجام اين كار گرفتيم ما ابتدا به دنبال كسي گشتيم كه حاضر باشد در عمل لقاح مصنوعي ما را ياري كند. پس از يافتن مرد جواني من به يك دامپزشكي رفتم و سرنگ مخصوص لقاح مصنوعي حيوانات را خريداري كردم.
پس از تهيه مقدمات كار ما در حالي كه اميد چنداني به موفقيت طرح مان نداشتيم، خودمان در خانه عمل را انجام داديم و چند روز بعد براي اينكه از ماحصل كار باخبر شويم، توماس را براي آزمايش خون به آزمايشگاه برديم و از تست بارداري متوجه شديم عمل موفقيت آميز بوده است.

در همين حال توماس درخصوص چگونگي تغيير جنسيت خود گفت؛ در سن ۲۲ سالگي دريافتم رفتارهايم بيشتر به يك مرد شبيه است تا يك زن، از اين رو به پزشك مراجعه كردم تا ترتيب تغيير جنسيت من داده شود.
در ابتدا براي من دشوار بود كه در جامعه به عنوان يك مرد شناخته شوم. زندگي قبلي من به عنوان يك مدل لباس بسيار با مسير جديدي كه در پيش داشتم متفاوت بود.
از اين رو ابتدا با پوشيدن لباس هاي مردانه اطرافيان را با فرم جديد زندگي خود وفق دادم تا پس از عمل مشكلي برايم پيش نيايد. در حالي كه با حضور اين مرد ۳۴ ساله در برنامه معروف اپرا وينفري ادعاي باردار شدن يك مرد شكلي رسمي تر به خود گرفته است، بسياري از كارشناسان اين ادعا را نادرست دانسته اند و مدعي هستند علت باردار شدن توماس وجود بخش هاي زنانه در داخل بدن اوست كه يادگاري از زندگي قبلي او با جنسيت زن است.
در كنار اين نظر برخي نيز به كل ادعاي مرد بودن توماس را زير سوال برده اند. اين جنجال در حالي ادامه دارد كه به علت جنسيت توماس پزشكان امكان وضع حمل طبيعي وي را غيرممكن مي دانند و از اكنون در فكر اقداماتي هستند كه بتوانند فرزند اين مرد را سالم به دنيا آورند.

 

 


!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 1:58 | 87/04/05

ترور 3



 

ناگفته‌هاي سرتيم حفاظت احمدي‌نژاد

 

 

تيم‌هاي حفاظت همواره از نزديكترين افراد به مقامات مسئول محسوب مي‌شوند و از اين جهت ناگفته‌هاي آنان مورد توجه قرار مي گيرد و زواياي رسمي و غير رسمي زندگي يك مسئول بيشتر نمايان مي‌شود. سرتيم رئيس جمهور از سال 84 تا 86 به بيان بخشهايي از اين زوايا پرداخته است.


سردار جهانگير دايي‌حامد از سال 84 به مدت دو سال مسئوليت تيم حفاظت رئيس جمهور را بر عهده داشت. از آنجايي كه وي در مقاطع و لحظه‌هاي مختلف در كنار محمود احمدي نژاد بوده، از لحاظ تاريخي مي‌تواند شاهد خوبي بر مشي و عملكرد شخصي و مديريتي رئيس جمهور در طول دو سال اول رياست جمهوري باشد.

در اين مصاحبه تلاش كرديم كه زياد سوال نپرسيم، بلكه با طرح هر سوال، بيشتر شنونده خاطرات و ناگفته ها باشيم.

آنچه مي خوانيد، مشروح گفتگوي فارس با سردار دايي‌حامد است كه در سالگرد سوم تير (انتخاب محمود احمدي نژاد با رياست جمهوري) انجام شده است تا به عنوان شواهدي در تاريخ ملت ايران ثبت شود:

از سوم تير سال 84 كه آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهور شد، مهمترين مسئله اي كه تيم حفاظت ايشان با آن مواجه بودند، چه بوده است؟
- وضعيت كاري ما نسبت به دوران 20 سال قبل خيلي متفاوت بود. شخصيت ها و مسئولاني كه در ساليان گذشته با آنها كار مي كرديم، با ما در تعامل بودند و ديدگاه هاي حفاظتي را رعايت مي كردند.

مي دانيد كه حفاظت براي انجام كار خود چارچوب ها و قواعدي دارد كه بايد رعايت شود. ديدگاه مردمي آقاي احمدي نژاد با اين مسايل متفاوت بود و ما بايد از متن مردم با مردم در تعامل صددرصد بوديم كه هم‌اكنون هم اين تلاشها در تيم حفاظت رئيس جمهور جريان دارد. ما هم در آن دوسال تمام سوابق كاري خود را گذاشتيم تا در آن شرايط كه سخت ترين شرايط كاري ما بود، بهترين عملكرد را داشته باشيم. بايد حفاظت را در دل مردم انجام مي داديم؛ جايي كه از همه اقشار هستند و ممكن است افرادي در آنها نفوذ كرده باشند.

مثلا در استاديوم همه جور افراد براي تماشا مي آيند ولي بعضي تماشاگرنماها مي آيند و جمع را به هم مي‌زنند. در دل مردم هم چنين افرادي هستند و آسيب هاي اينچنيني وجود دارد كه بايد در عين حال كه كار قوي انجام مي داديم، روانشناسي هم مي‌كرديم تا افرادي كه تهديد محسوب مي شدند، شناسايي شوند.

رييس جمهور مي‌گفت من مي‌خواهم در دل مردم باشم و مرا از مردم جدا نكنيد. دراينجا كار ما سخت‌ترين حالت را به خود مي گرفت؛ هم مي‌خواستيم حفاظت را انجام دهيم و هم ايشان از مردم جدا نشوند. شرايط سختي بود كه با لطف خدا و همت بچه ها كار به پيش رفت. به دهها استان و شهر و روستا سفر كرديم كه سخت ترين دوران كار ما در زمان رياست جمهوري‌ها بود.

از آشيانه جمهوري اسلامي كه پروازهاي سران از آنجا انجام مي شود، مي گفتند كه در 11 ماه، تعداد "سورتي" ماموريت‌هاي يگاني ما در دوران آقاي احمدي نژاد بيشتر از 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي و نيز 6 ماه آخر دولت آقاي هاشمي بود. 6 ماه آخر دولت آقاي هاشمي به لحاظ كارها و پروژه هايي كه براي افتتاح مي رفت، بسيار زياد بود. پس حساب كنيد كه 11 ماه كار در اين دولت با دو دوره 8 ساله مقايسه مي‌شود.

هر برنامه و پروژه اي كه ما انجام مي دهيم، خود يك عمليات است. در عمليات هاي جبهه و جنگ هم مي ديدم كه چقدر كار مي برد. اما سخت‌ترين دوره مسووليت نيروهاي حفاظت رئيس جمهور در اين دوره است. كار ما حدود 11 - 12 شب تمام مي‌شد و تازه بعضي شبها به منزل آقاي احمدي نژاد در ميدان 72 (نارمك) مي رفتيم كه در آنجا انبوهي از جمعيت منتظرند كه ايشان بيايد و به مشكلات آنها رسيدگي شود.

آنجا هم دو سه ساعت مي ايستادند و به تك تك اين مراجعه كنندگان رسيدگي مي كردند و نامه ها را مي گرفتند؛ تازه حدود 2 شب كار تمام مي شد و ايشان براي استراحت به منزل مي رفتند و شايد يكي دو ساعت بيشتر استراحت نمي كردند و صبح زود ساعت 5 يا 6 هم بيرون مي رفتيم.

يعني ما در 24 ساعت شايد بالغ بر 20- 21 ساعت كار مي‌كرديم و 2- 3 ساعت استراحت مي كرديم. تازه ما يكي دو ساعت استراحت مي‌كرديم اما نيروهاي ديگر تازه پستشان شروع مي شود.

اين نشان دهنده حجم كاري بالاي آقاي احمدي نژاد است. من چون تقريبا با همه آقايان كار كردم و در دوره آقاي هاشمي هم بودم مي توانم بگويم كه پركارترين روزها و سخت ترين كارهاي نيروهاي حفاظتي در دوره آقاي احمدي نژاد بوده و هست. هر روز كار ايشان را مي شود با يك هفته كار آقايان به لحاظ حجم كار مقايسه كرد.

ما مانده ايم كه اين همه توان را از كجا مي آورد. خواب ندارد، غذا ندارد؛ بچه ها را از پا مي اندازد. من خودم يكي از پركارترين افراد مجموعه بودم ولي نسبت به ايشان مانده بودم كه چه كنم. چون ايشان توان مضاعفي داشته و دارد كه اين چيزي جز عنايت خدا نيست.

ما در استان ها و شهرهاي مختلف، خوراك و غذاي ايشان را مي ديديم، چون به هر حال كنترل مواد غذايي مقام مسئول همواره بر عهده نيروهاي حفاظتي است. ايشان يك سوم يا يك چهارم غذايي كه برايشان مي آورند را مي خوردند. گوشت و مرغ و اين جور چيزها هم نمي‌خورد؛ به چند جهت، يكي به علت اينكه قشر مستضعف نمي‌توانند از اين چيزها بخورند.

آقاي احمدي نژاد هميشه بحث هاي اخلاقي را خيلي رعايت كرده اند.مثلا اينكه حتما با وضو باشند. يك وقتي در فشار كار مي‌ديديم كه ايشان از خستگي خوابش مي برد. اما بلافاصله مقداري آب مي‌خواست و حتي در هلي كوپتر وضو مي‌گرفت.

يا وقتي كه در سفر استاني به محل مراسم مي‌ رسيم، جدا از اينكه سريع نماز را مي خواندند، اگر ميزبان بگويد ابتدا غذا صرف كنيد و بعد به ميان مردم برويد، اين كار را نمي‌كرد و بلافاصله به ميان مردم مي‌رفت چون اعتقاد دارد مردمي كه اينجا ايستاده اند ناهار نخورده اند و درست نيست ما غذا بخوريم. حتي وقتي سخنراني هم تمام مي شود، غذا نمي خورد و مي گفت مردم هنوز به خانه نرسيده اند و در بالگرد غذا مي‌خورد.

پزشكان به ما اشاره مي‌كردند كه آقاي احمدي نژاد بايد بحث غذا و استراحت را رعايت كند چون فشار كار، ايشان را از پا مي اندازد. ما سعي مي كرديم به صورت غير مستقيم اين نكته را رعايت كنيم.

در دوران رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد كار نيروهاي حفاظت ايشان در شرايط سختي طي مي شود.

ايشان به خاطر ديد مردمي و براي خدمتگذاري سر از پا نمي شناسد؛ من با بسياري از مسئولان كار كردم ولي به اين شكل كسي را ذوب در كار و خدمت نديدم. من همان نكته‌اي كه آقاي بهشتي اشاره مي‌كردند و مي گفتند ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت را در آقاي احمدي‌نژاد ديدم. چيزي كه در شعار و عمل شهيد بهشتي ديدم، در آقاي احمدي نژاد هم عملا ديدم كه در خدمت سر از پا نمي‌شناسد.

آقاي رئيس جمهور نسبت به ديدگاه‌هاي آرماني حضرت امام (ره) خيلي پايبند هستند. تمام نكات ريزي كه حضرت امام مي‌گفتند ايشان عملياتي مي‌كنند و چيزي را از قلم نمي‌اندازد و سعي مي‌كند تمام آن ديدگاه ها و نظرات مقام معظم رهبري را جامه عمل بپوشانند. به دليل همين پايبندي، رهبري از ايشان حمايت ويژه‌‌اي كردند.

برخي احزاب و گروه هاي سياسي وقتي اين پركاري را مي‌بينند مي‌خواهند آن را زير سوال ببرند چون اين پركاري، آنها را زير سوال مي‌برد. بعضي ها دنبال اين بودند كه بگويند حكومت با دين قابل جمع نيست اما تجربه اين دولت نشان مي‌دهد اين تجربه توسط فردي دين محور و ولايتمدار موفق است

از جزئيات سفرهاي استاني برايمان بگوييد كه در حاشيه اين سفرها چه اتفاقاتي رخ مي‌داد؟
- دكتر احمدي نژاد در استفاده از بيت‌المال خيلي مقيد هستند و به مجموعه دولت و وزرا هم در اين زمينه سخت مي‌گيرند. بعضي اوقات به خود ما هم در حيطه كاري سخت مي‌گرفتند تا هزينه‌اي به بيت‌المال وارد نشود. ما هم مجبور بوديم كه با حداقل امكانات امنيت را تامين كنيم.

زماني كه ايشان براي يك سفر استاني وارد يك فرودگاه مي‌شود بسياري براي استقبال مي‌ آيند. ايشان نظر داشت كه اين استقبال انجام نشود.

در زمان برگشت از فرودگاه، كساني كه براي استقبال آمده بودند هر كس اتومبيلي آورده و طول ستون ما زياد مي‌شد. ايشان اتومبيل را نگه مي‌داشت و اعتراض مي‌كرد كه چرا اينهمه ماشين آمده اند؛ و از ما مي‌خواستند كه طول ستون را كوتاه كنيم. حتي سعي بر اين بود كه از خودرو جمعي استفاده شود تا هيات همراه كمتر از وسايل متفرقه استفاده كنند و اين كار توسط نيروهاي حفاظتي، عملياتي شد. يعني دقت و صرفه جويي حتي در چنين موقعيتي هم در نظر گرفته مي شود.

در برخي سفرها از حسينيه‌ها و نمازخانه‌ها استفاده مي‌كرديم.

وقتي وارد يك استان مي شديد و آقاي احمدي نژاد در ماشين مستقر مي‌شدند، در اتومبيل چه فضايي حاكم بود. رئيس جمهور چه مي‌‌گفت؟
- گاهي در حين حركت مي‌گفتند بايستيد تا نامه مردم را بگيريم كه ما مي‌گفتيم ادامه حركت بدهيد، ما خودمان مي‌گيريم. چون به هر حال بحث‌هاي امنيتي مطرح مي‌شود. اما در اكثر اوقات مي‌ايستند تا نامه را بگيرند و مشكل را رسيدگي مي‌كنند؛ ما هم بلافاصله تمهيدات امنيتي را در نظر مي‌گيريم.

يك بار با اتومبيل در خيابان وليعصر در حال حركت بوديم كه يك راننده تاكسي ما را ديد و صدا زد: آقاي احمدي‌نژاد! ؛ گفتند كه بايستيد ببينيم چه كار دارد. ما هم ايستاديم و دكتر پياده شده و با راننده تاكسي و مسافران صحبت كرد، بعد ادامه مسير داديم. از اين اتفاق ها زياد مي‌افتد.

ايشان همواره سعي دارد كه شرايط عادي جامعه را در نظر بگيرد. هنوز پژوي قديمي را دارد كه هر وقت خراب بشود، به تعميرگاه مي برند. ترددهايشان اوايل كار بيشتر بود البته ما سعي مي‌كرديم با حفظ ديدگاه مردمي ايشان، كار خود را انجام دهيم اما به هر حال بحث‌هاي امنيتي را رعايت مي‌كرديم چون معمولا در همين فضاهاي عادي ضربه‌ها وارد مي‌شود.

در حد مقدور از ترمينال عادي و پروازهاي عادي استفاده مي‌كردند.

آقاي احمدي نژاد هنوز هم غذايش را از خانه مي‌آورد. ما اگر حتي ميوه‌اي مي‌خريم، اگر از بودجه دولتي باشد، استفاده نمي‌كند. اگر بگوييم ما خريديم، چون با هم حساب كتاب داريم قبول مي‌كند. آنقدر رعايت مي‌كند كه يك لقمه شبهه‌ناك هم وارد زندگي‌اش نشود.

آيا شده در موقعيت و اتومبيلي غير از آنچه كه شما پيش‌بيني كرده بوديد، استفاده كنند؟
- بله. اتفاق افتاده. البته حفاظت، همه ماشين‌هايي كه رئيس جمهور استفاده مي‌كند را چك مي‌كند. ايشان يكبار در محلي كه فكر كنم در كنار يك سد بود، در ماشين پليس نشستند تا از آمپلي‌فاير استفاده كنند و با مردمي كه در اطرف محل جمع شده بودند، صحبت كنند.
در هرجا اگر افرادي بيايند، حتي اگر تعداد اندكي باشند، مي‌ايستد و احوال پرسي مي‌كند و با آنها صحبت مي‌كند.

در طول سفرهاي استاني گاهي ما در طول مسيرهايي كه زميني مي رفتيم، روستاهايي بود كه مردم روستا تجمع مي‌كردند. توقف مي‌كرد و بالاي ماشين مي‌ايستاد و با مردم صحبت مي‌كرد. اينها در مسايل حفاظتي خيلي نامتعارف است اما به جهت روحيه خاص ايشان شرايط ما هم سخت مي‌شود.

البته سعي ما هم اين بوده كه به صورت غير مستقيم كارهايمان را انجام دهيم. خيلي‌ها فكر مي‌كنند كه فضايي عادي است و حفاظت ايشان رعايت نمي‌شود اما اينطور نيست بلكه نيروهاي حفاظت به صورت غير محسوس كار خودشان را انجام مي‌دهند.

در سفر به اصفهان، دكتر اشاره كرده بودند كه چرا مغازه هاي ميدان نقش جهان بسته است؟ گفتند حفاظت گفته است. ما گفتيم كه اصلا ما نگفتيم چون با توجه به ديدگاه هاي شما كه مي گوييد جايي را تعطيل نكنيد ما هم جايي را تعطيل نكرديم. ايشان گفتند بررسي كنيد چون مي‌گويند حفاظت گفته است. گفتيم چنين نيست ما كل ميدان را در اختيار گرفتيم و كل ميدان و مغازه ها را داده ايم چك كرده اند و مجموعه مغازه ها را هم قبل از ورود به ميدان گيت (دستگاه چك) گذاشتيم حالا مغازه ها به دليل فشار جمعيت و يا براي حضور در مراسم تعطيل كرده اند، ربطي به ما ندارد. ما حتي آقاي فرماندار را آورديم براي آقاي دكتر توضيح دادند كه چنين نبوده است. حجم كار ما زياد شده بود اما مغازه ها را چك كرده بوديم كه مردم هم دچار ضرر و زيان نشوند.

يكي از ديدگاه هاي آقاي احمدي نژاد همين بحث مردمي بودن است كه به سرعت در قبال تضييع حقوق مردم جبهه مي گيرند و ناراحت مي‌شوند كه حق و حقوقي از مردم ضايع نشود.

در مسير كه مردم در مقابل و اطراف ماشين ازدحام مي‌كردند، محافظ ها بايد مسير را باز كنند. اتفاقات خاصي دراين شرايط ايجاد نمي‌شد؟
سخت‌ترين شرايط ما در بدو ورود به استانها بود كه استقبال‌هاي مردمي در طول مسير از طرفي خيلي با شكوه است. كار به اندازه اي سخت بود كه وقتي بعد از عبور از استقبال مردمي وارد استاديوم مي‌شديم، اصطلاحا مي‌گفتيم كمر كار شكسته شد چون سخت‌ترين شرايط ما مسير فرودگاه تا استاديوم بود كه جمعيت هم مشتاق هستند و همه مي‌خواهند به نوعي با حرف يا نامه مشكلات خود را به گوش رييس جمهور برسانند.

چون مردم آقاي احمدي نژاد را يك رييس جمهور مردمي و حامي مستضعفان مي‌دانند، مي‌خواهند كارشان را از طريق ايشان دنبال كنند. اينها دست به دست هم مي‌دهد و وضعيتي سخت را براي نيروهاي حفاظت به لحاظ جمعيت ايجاد مي‌كند كه كنترل و نظم دهي خيلي دشوار مي‌شود.

در عين حال كه ما نيروهايمان را در طول مسير و كنار ماشين و محل هاي مورد نياز داريم، مراقب هستيم كه به وجهه مردمي رييس جمهور هم لطمه‌اي نخورد. در طول مسير مردم مي‌ِآيند و استقبال مي‌كنند، نامه‌هايشان را مي‌دهند و حتي مشكلاتشان را به رييس جمهور مي‌گويند. ايشان هم گوش مي كردند و به راننده مي‌گفتند آرام‌تر برو تا ببينم مردم چه مي‌گويند. اين كار ما را بسيار سخت مي‌كرد و ديواره‌اي از مردم در جلوي ماشين ايجاد مي‌كرد.

شايد بتوانم بگويم كه يك استقبال مردمي از رييس جمهور، به اندازه 5 روز انرژي نيروهاي حفاظت را مي گيرد؛ اما رئيس جمهور حتما مي‌خواهد با مردم صحبت كند و نامه هايشان را بگيرد. حتي گاهي مي‌گفت فلان فرد كه در مسير استقبال ديدم را بياوريد تا در استاديوم ببينم. مثلا مي‌گفت لباسش اين رنگي است يا سن و سالش اينقدر است.

ما هم به ماشين بعدي مي‌گفتيم كه او را بياورد كه در آن شلوغي پيدا كردن يك فرد، كار سختي بود. وقتي به استاديوم مي‌رسيديم مي‌گفت فلاني كجاست؟ ما هم مجبور بوديم هرجور شده آن فرد را پيدا كنيم و بياوريم؛ از اين دست مسايل بسيار اتفاق افتاده است و ما هم با رعايت تمهيدات امنيتي اين كار را مي‌كرديم. در اين ميان از اقشار مختلف، زن، مرد، دختر، پسر، پير، جوان و جانباز داشته‌ايم.

رئيس جمهور در طول مسير وقتي در بالگرد قرار مي‌گرفتند چه كاري مي‌كردند و چه حرفهايي مي‌زدند؟
- در طول مسير گاهي از خستگي خوابشان مي‌برد اما معمولا نامه‌ها را مي‌خواندند. گاهي از همان بالا كه در حال پرواز بوديم، اشاره مي‌كردند كه چرا مسيرها را از دور بسته ايد و مردم پياده مي‌آيند. در عين حال ما مي گفتيم اگر فضاي كنترلي را به جمعيت ندهيم اتفاقات ناگواري ممكن است رخ دهد. مثلا ممكن است يك ماشين منفجر شود و اگر در آن جمعيت چنين اتفاقي رخ دهد ما چه مي‌توانيم انجام دهيم؟ يا اصلا اگر حوادث غير مترقبه رخ دهد، چطور خروج جمعيت امكان پذير است؟ به هر حال حفاظت ناچار است حاشيه امني را به مراسم بدهد. در عين حال ايشان از بالا كه نگاه مي‌كرد مي‌گفت راه را براي مردم باز كنيد و بگذاريد مردم بيايند.

در اين ميان همه فشارها بر روي تيم حفاظت است. هم در زمان نشستن پرواز و هم بلند شدن به ما ايراد مي‌گرفتند. ايشان مي‌خواهد حتي با كوچكترين چيز هم مردم اذيت نشوند. عشق به مردم در همه كارهاي ايشان وجود دارد. وقتي به نيروهاي محافظ مي‌گويند راه‌ها را باز كنيد ما مجبور مي‌شديم بگوييم كه با رعايت نكات امنيتي راه را سريعتر باز كنند.

وقتي هلي‌كوپتر از زمين بلند مي‌شود، در آنجا خاك بلند مي‌شود. براي همين هم آقاي احمدي نژاد به ما ايراد مي‌گرفتند كه سريع آب بپاشيد تا مردم اذيت نشوند.

آقاي رئيس جمهور در بالگرد تا جايي كه مي‌توانند نامه‌هاي مردم را مي‌خوانند و رسيدگي مي‌كنند و مقدمات را براي سخنراني بعدي فراهم مي‌كنند. در طول مسير هم با توجه به اينكه استاندار و امام جمعه، همراه هستند، مشكلات آن شهرها را مطرح مي‌كنند و دكتر بررسي مي‌كند كه مشكلات چيست و پروژه‌ها و موارد مهم را پيگيري مي‌كنند و حتي گاهي از آنها بازخواست مي‌كنند.

جالب است بدانيد قبل از اينكه رئيس جمهور به يك استان برود، استاندارها از يكديگر وضعيت را جويا مي‌شوند. چون مي‌دانند كه دكتر با كسي شوخي ندارد و بسيار محكم و جدي مسايل را دنبال مي‌كند.

بد نبود تعدادي از پروژه‌هاي آقاي غرقي در سيستم جمع آوري نامه ها و ارتباطات مردمي را ببينيد. يك بار كه با دكتر رفتيم آنجا، ديدم كه چقدر زحمت مي‌كشند و قوي عمل مي‌كنند.
يكي از مسايلي كه گاهي از آن احساس ناراحتي مي‌كنم اين است كه چرا گاهي دستورات رئيس جمهور بر روي نامه هاي مردمي انجام نمي‌شود. بخشي برمي‌گردد به صحبت اولم كه وقتي حكومت ديني به اين خوبي جلو مي‌آيد، برخي مي‌خواهند آن را زمين بزنند و عناد مي‌كنند.

نمي‌خواهم كسي را از دولت قبل زير سوال ببرم اما حتي افرادي كه رييس جمهور دستور مستقيم و موكد داده اما نامه بعد از چند وقت دور خورده و كاري در سطوح مياني انجام نشده است. ايشان راس را انتخاب كرده اما هنوز در بدنه و مديران مياني تغيير و تحولي نشده و پيكره و كارمندان دولت با دولتها عوض نمي‌شوند و چون طيف افكار برخي بر اينها تاثيرگذار است باعث مي‌شود كه كار خيلي قوي پيش نرود.

به نظر من كارها با ترمز جلو مي‌رود و به خاطر همين زمان مي‌برد. اگر اين روحيه‌اي كه در راس است در بدنه هم بود مي‌شود به جرات قسم خورد مشكلات جامعه ما خيلي زود حل مي‌شد.

نوع واكنش رييس جمهور هنگام مواجهه با برخي كارشكني‌ها، به چه صورت بود؟
- در چنين مواقعي رئيس جمهور سريع برافروخته مي‌شد و واكنش نشان مي‌داد، حتي محافظان مثلا ميگفتند الان كسي دور و بر دكتر نرود. از لحاظ روحي به هم مي‌ريزد، اين جريانات خيلي دكتر احمدي نژاد را اذيت مي‌كند.

يكي از روزهايي كه به ميدان 72 در نارمك مي‌رفتيم. روز تعطيلي بود و آقاي دكتر به منزلشان رفته بودند. ما منزل قبلي زياد مي‌رود البته نه منظم بلكه متغير. به خاطر اينكه دكتر آن فضا را از دست ندهد، مي‌روند. يك خانم مسن از شاهرود از خانه سالمندان آمده بود. كسي را نداشت خودش را به آنجا رسانده بود و مي‌گفت من مي‌خواهم رييس جمهور را ببينم اسمشان "مادر جواهر" بود.

گفتم چه كار داريد و كارتان چيست؟ مي‌گفت مي‌خواهم خود رئيس جمهور را ببينم و با ايشان صحبت كنم، گفتم نمي‌شود كه هر كسي تك تك بخواهد رييس جمهور را ببيند. مي‌دانيد چقدر زمان مي‌برد؟ ايشان بايد كارهاي كلان را رسيدگي كنند. به هر حال اصرار مي‌كرد كه مي‌خواهد رييس جمهور را ببيند. گفتيم بايستيد شايد قسمت شد و بيرون آمدند و شما را ديدند. چون آنجا كه مي‌رويم معمولا ساعتي را بيرون مي‌آيند و به كارهاي مردم رسيدگي مي‌كنند. آمدند و گفتيم كه آقاي دكتر اين خانم از شاهرود آمده شما راببيند. گفت: چه كار دارد؟ گفتم: نمي‌دانم مي‌خواهد خودتان را ببيند.

بالاخره جلو آمد و دكتر را ديد. دكتر گفت: بفرماييد حاج خانم چه كار داريد؟ گفت: هيچي فقط مي‌خواهم ببينمتان. گفت خوب حالا ديديد. گفت نه مي‌خواهم جايي بنشينيم و با هم صحبت كنيم. ديديم مشكل دو تا شد. خلاصه دو تا صندلي پيدا كرديم و توي كوچه نشستند و شروع كردند به صحبت كردن. مشكلات خانه سالمندان را مطرح كرد. دكتر سفارش كردند كه به مشكلاتشان رسيدگي شود و برايشان بليط برگشت بگيرند.

از كجا متوجه مي‌شوند كه دكتر به آن محل مي‌رود با توجه به اينكه مي‌گوييد زمانش متغير است؟
- مردم از صبح كه از خانه بيرون مي‌آيند، مراقب تغيير و تحولات كوچه هستند كه ببينند خبري هست يا نه. چون محله است به گوش همديگر هم مي‌رسانند. اصلا چون آنجا محله دكتر احمدي نژاد است، كساني كه مسيرشان آن طرف است هم متوجه خانه دكتر هستند تا ببينند چه زماني مي آيد يا مي رود. به همين دليل مطلع مي‌شوند.

درباره ديدارهاي سرزده دكتر بفرماييد. چه مواردي بوده كه بدون برنامه قبلي آقاي احمدي نژاد به جايي رفته باشد؟
- ديدار از دانشگاه امام صادق(ع) از ديدارهاي سرزده بود. باران شديدي مي آمد و دكتر خيس شده بود. چتر گرفتيم كه بيشتر خيس نشود اما چون ديد بقيه خيس شدند، به لحاظ اخلاقي قبول نكرد كه چتر بگيريم. حتي چفيه داديم كه خشك كنند، قبول نكرد.

به همراه رئيس جمهور، بعضي اوقات به صورت سرزده به ديدار خانواده شهدا مي‌رويم و بازديدهاي اعلام نشده داريم. ديدارهاي از قبل تعيين نشده مانند عيادت در بيمارستان و بازديد اقوام هم داريم. بازديد از وزارتخانه ها هم داشته ايم كه اصلا خبري از آن منتشر نشده است.

ما در ديد و بازديدهاي عيد نوروز هم همراه ايشان رفتيم كه به خانه‌ همسايه‌ها هم مي‌روند. ما هم خيلي غير محسوس تمهديدات را در نظر مي‌گرفتيم.

يكي دوبار هم بازديد سرزده از كهريزك داشتيم. عموما هم جاهايي كه وضعيت خاصي دارد و كمتر توجه به آنها مي‌شود را آقاي دكتر بيشتر توجه مي‌كند و خود را موظف مي‌داند سر بزند. بازديدي از بيمارستان كودكان و بازديد از اردوهاي ورزشي كه قرار است به مسابقات اعزام شوند از اين دست است.

دكتر احمدي نژاد ورزش هم مي‌كند؟
- بله. اما ديگر كار آنقدر زياد است كه جاي ورزش را مي‌گيرد. البته خودش قبلا فوتبال بازي مي‌كرد. يكي دو تا از دوستانش در محله به ديدنش آمده بودند و مي‌گفتند ما با حاج محمود رفيق بوديم و با هم فوتبال بازي مي‌كرديم كه دريبل‌زني خوبي هم داشت.

‌احساس رييس جمهور را نسبت به رهبري چطور ديديد؟ به خصوص تعدد ديدارها به چه صورت است و حالات ايشان قبل و بعد از ديدار به چه صورت بوده؟
- يكي دو جا در هنگام ديدار بوديم. يكي از صحنه هاي جالب، كه تلويزيون هم به تصوير كشيده بود زماني بود كه ايشان حكم تنفيذ را مي‌گرفت و حال و هواي خاصي داشت. از نكات جالب اين است كه وقتي آقاي احمدي نژاد به ديدار رهبري مي‌رود، با تمام فشارهايي كه هست، وقتي برمي‌گردد روحيه بسيار خوبي دارد به طوري كه ما مي‌گوييم هر كاري داريم بايد همين الان بگوييم و نتيجه بگيريم.

علاقه‌مندي ايشان به رهبري به گونه‌اي است كه وقتي در اولين ماموريت‌ها به استان خراسان مي‌رفتيم در هواپيما با بچه‌ها صحبت مي‌كردند و مي‌گفتند ما خوشحاليم كه بعد از مدتي توانسيتم يك خاكريز جلوي رهبري بزنيم تا هر چه تير و تركش است به ما بخورد؛ عشق و علاقه دكتر احمدي نژاد به رهبري بسيار زياد است.

ما خودمان هم دو بار خدمت مقام معظم رهبري رسيديم از آقاي احمدي نژاد گله كرديم كه ايشان مسايل مربوط به حفاظت و امنيت را رعايت نمي‌كند و از هيچ كس حرف شنوي نمي‌كند غير از شما. در يكي از موارد، دكتر احمدي نژاد هم نبود. آقا پرسيدند چطور؟ گفتم من مسئوليت حفاظت ايشان را دارم اما ايشان در تعامل نيست و يك مقدار كار را براي ما سخت مي‌كند. گفتند خدا به شما صبر بدهد، كارتان سخت است، من به ايشان تذكر مي‌دهم كه رعايت كنند. كه آقا از طرف خودشان يكي دو بار تذكر دادند. يك بار ديگر هم نزد خود دكتر احمدي نژاد، غير مستقيم گله خود را با آقا مطرح كرديم كه آقاي احمدي نژاد همانجا چشم غره‌اي به ما رفتند.

در اوايل كار كار سخت بود، تا اينكه دكتر را مقداري در مسير كاريمان آورديم. ايشان آنقدر برخورد صريحي با ما براي يك ماشين اضافه كردن داشتند، كه مردمي كه دور و بر ايشان را مي گرفتند و نامه داشتند، وقتي دكتر مي رفت، مي‌گفتند ما اگر جاي شما بوديم مي‌رفتيم، اينطوري كه نمي‌توانيد كار كنيد.

آقاي احمدي نژاد فردي مقيد و معتقد است. با تمام سختي‌هاي كه وجود دارد، نماز اول وقتشان ترك نمي‌شود. مثلا گاهي كار دولت تا ساعت 2 و 3 نيمه شب ادامه پيدا مي‌كرد، اما ايشان تا نماز صبح بيدار مي‌ماندند و كارها را انجام مي‌دادند كه نمازشان قضا نشود. و يا در فشارهاي كاري نماز اول وقت را فراموش نمي‌كند. آقاي احمدي‌نژاد در تقيد و تعهد و ولايت‌مداري زبانزد است. ممكن است چيزي در كلام گفته شود اما ما اين را به عينه ديديم و لمس كرديم. هر كس اين حالات را ببيند به عنوان مثال زبانزدش خواهد كرد.

تمام سعي نيروهاي حفاظت بر اين بوده و هست كه تمام فشارهاي منفي كه به دكتر احمدي نژاد وارد مي‌شود را بگيرند تا ايشان با آرامش بيشتر و فكر باز بتوانند براي كشور و نظام كار كنند. به خاطر ملاحظات و ديدگاه‌هايي كه آقاي دكتر دارد، اين دشواري وجود دارد وگرنه آقاي احمدي نژاد يك انسان باصفا، با مرام، بامحبت، با ايمان، معتقد و باتقوا است و كار كردن با ايشان افتخار است؛ سختي كار به خاطر ديدگاه‌هاي ايشان و حجم كار بالاست.

مواردي بوده كه خودتان يا نيروهايتان آسيب جسمي ببينند؟
- خود من كه در طول آن مدت ديسك كمر گرفتم. در برنامه‌ها و ماموريت‌ها هم پنج يا شش نفر از نيروها آسيب جدي ديدند و دو بار پا و دست شكست اما با طول درمان‌هاي يك ماهه توانستيم بچه‌ها را دوباره وارد كار كنيم. مثلا در سفر گيلان، در محور رودبار به رشت، علي رغم اينكه دو ماشين پليس مسير را باز مي كردند، يك پرايد در اتوبان آمد و به پشت ماشين شماره سه اسكورت خورد. درآنجا اگر بچه ها ايثار نمي كردند پرايد و مسافرهايش از بين مي رفتند اما نيروهاي ما از خودگذشتگي نشان دادند و طوري عمل كردند كه ماشين چپ كرد و به جاي سرنشينان پرايد، نيروهاي ما آسيب ديدند.

ما آسيب هاي زيادي در جريان كار داشتيم. از جمله فشارهاي جمعيت و كار؛ اما بچه هاي ما از نظر قدرت بدني و بدنسازي حرف اول را مي‌زنند و بعضا قهرمان كشوري داريم اما به هر حال آسيب مي بينند.

برخي ها گاهي اينگونه القا مي كنند كه تيم حفاظت رييس جمهور آسيب پذير است. نظرتان چيست؟ واقعيت حادثه اي كه در سيستان و بلوچستان اتفاق افتاد و در آن شهيد حجت گرمابدري به دست اشرار به شهادت رسيد، چه بود؟
- در سيستان و بلوچستان يكي از نيروهاي ما يعني شهيد گرمابدري به شهادت رسيد و يكي از نيروها هم از ناحيه دست مجروح شد.

اينها پيشرو بودند و در ستون اسكورت نبودند.

نيروي انتظامي در جلسات تامين استان اعلام كرده بود كه تامين مسيرها برقرار شده است. ما وقتي وارد يك استان مي شويم منطقه را قرمز مي كنيم يعني همه جا در حيطه حفاظتي و مسايل امنيتي قرار مي گيرد و همه جا نيروهاي نظامي انتظامي و سپاه و اطلاعات بر اساس وظايف محوله عمل مي كنند.

در سيستان و بلوچستان هم كارها انجام شده بود اما احتمال مي داديم كه از گوشه اي اشرار وارد شوند و شرارت كنند. البته آنها هم زياد بي گدار به آب نمي زنند، وقتي مي بينند منطقه قرمز مي شود وارد نمي شوند و وقتي كه اوضاع آرام شد، كار خود را دنبال مي كنند. اما زماني موقعيت هايي پيش مي آيد كه به آن "ترور كور" مي گويند. در اين مورد هم اشرار توري انداخته بودند تا ببينند چه گيرشان مي آيد. برايشان مهم نبود كه محافظ رييس جمهور است يا كس ديگر.

اشرار در آن شب حمله اي كردند و شهيد گرمابدري هم با آنها درگير شد. در آن شرايط و در شب كمتر كسي ريسك مي كند كه با افراد مسلحي كه معلوم نيست چند نفرند درگير شود. اما اين جسارت و شهامت در نيروهاي ما بود و درگير شدند و وقتي اشرار اقدام به رگبار و تيراندازي كردند، حجت گرمابدري به شهادت رسيد و يكي ديگر از نيروها براي اينكه براي خود جانپناهي بگيرد، به دره اي سقوط كرد و از تيررس اشرار دور ماند و فقط مجروح شد.

البته اين ماجرا مراحل ديگري هم دارد كه شايد بعد از دوره رياست جمهوري اين موضوع را خيلي بازتر بشود بيان كرد.

نيروي انتظامي سالها دنبال پاكسازي و دستگيري اين اشرار بوده اند و اين جسارت نيروهاي ما را مي رساند كه چنين عملياتي را انجام دادند، ولي اينكه عنوان شود رييس جمهور و يا كاروان رييس جمهور مورد هدف قرار گرفت، درست نيست.

تهديد عليه رييس جمهور مدام وجود دارد؛ يكي از طرف اسراييل و آمريكا است كه علنا اعلام مي كنند و ديگر اينكه تهديدات ديگري هم عليه ايشان بوده كه خنثي شده است؛ همينقدر كه رييس جمهور محبوبيت دارد همانقدر دشمن هم دارد كه به دنبال حذف ايشان هستند.

فعلا كه با لطف خدا و شجاعت نيروهاي حفاظت، مشكلات پشت سر گذاشته شده است. گاهي حتي خطر و تهديد به گونه‌اي بود كه احساس مي كرديم بايد نزديك‌تر به رييس جمهور باشيم.

ماندگارترين لحظه هايي كه با رييس جمهور براي شما رقم خورده چه لحظاتي بوده است؟
- نقطه نظرها و ديدگاه هاي ايشان براي ما از همه ماندگارتر است. مثلا اينكه در نماز جمعه در دل مردم مي روند و به مشكلات و شكايات مردم رسيدگي مي كنند كه هنوز هم همينطور است. ديگري ديدار خانواده شهدا بود كه همچنان ادامه دارد. و يكي شركت در هيات هاي مذهبي.

حضور ايشان درهيات هاي مذهبي چگونه بود؟ چه حاشيه هايي داشت؟
-ايشان به خاطر مقيد بودنشان و به دليلي اعتقاد و ارادتشان به ائمه معصومين مي خواهند كه در هيات ها و دسته ها و مراسم هاي اينچنيني شركت كنند و حتي هيات هاي محلي هم دارند. حتي در بين راه عزيمت به هيات، ايشان خود را آماده مي كردند. براي هيات رزمندگان اسلام عنايت خاصي دارند و در مراسم حاج منصور، محمود كريمي، سعيد حداديان و برخي مداحان ديگر شركت مي‌كنند و مي خواهند به همه هيات ها سر بزنند.

رويكرد رئيس جمهور نسبت به خبرنگاران را در مدت ماموريتتان چگونه ديديد؟
- دكتر احمدي نژاد خيلي نسبت به بچه هاي گروه خبري اعم از عكاس و فيلمبردار و خبرنگار عنايت خاصي دارد. همواره هم تاكيد داشته كه نيروهاي حفاظت با خبرنگاران تعامل كنند و كمك كار باشند. ديد ما هم اين بود كه اين قشر كه در حاشيه هستند و كار مي‌كنند و اطلاع رساني مي كنند بايد مورد توجه قرارگيرند و فكر مي كنم كه در اين دوره نسبت به دوره هاي قبل با توجه به صحبت هايي كه با بچه هاي قديمي هم داشتيم، وضعيت بهتر است و اين تعامل در بهترين شكل خود است.

ما هم به بچه هاي حفاظت هميشه توصيه مي كرديم كه بچه هاي گروه خبري معتمد هستند و با آنها تعامل داشته باشيد و مي بينيم كه رابطه بسيار خوبي دارند.

بعضي اوقات موقع مصاحبه طناب كشي مي كردند و به نوعي خط قرمز مي كشيدند اما آقاي احمدي نژاد مي‌گفت كه اين خط قرمزها را بشكنيد و الان اصلا اين مسايل نيست و سعي شد هر امكاني براي كار كردن بهتر دوستان خبرنگار فراهم باشد. هر چيزي كه براي شناسايي گروه خبري لازم بوده، تدبير شد، مانند كارت و كاور ؛ و سعي كرديم كار خبرنگاران خيلي سخت نشود و شرايط لازم را فراهم كنيم. دكتر هم تاكيد داشتند كه به خبرنگاران احترام گذاشته شود و در پايان مصاحبه ها مي‌ديديم كه با بچه ها عكس ميگيرند و گپ مي زنند.

در سفرهاي خارجي چه خبرهايي هست؟ خاطراتي از حاشيه هاي آن به ياد داريد؟
- رايس، وزير خارجه آمريكا وقتي به جايي مي رود، صدها نيرو با خودش براي حفاظت مي برد و يا بوش هزاران نيرو با خود مي برد. اما ما با كمترين امكانات و نيرو ماموريت را انجام مي دهيم و دكتر احمدي نژاد به همين مقدار هم ايراد مي گيرد. و همين باعث مي شود در ماموريت هاي خارجي نيروهاي حفاظتي كشورهاي ديگر از نيروهاي ما كار ياد بگيرند و نوع كار محافظان ايراني همه چيز را تحت الشاع قرار مي دهد. يكي از نيروهاي پيشرو ما كه در يكي از كشورها رفته بود درخواست كرده بودند كه بماند و براي نيروهاي آنها آموزش بدهد.

اين دولت سعي مي كند حتي در سفرهاي خارجي و در هر شرايطي صرفه جويي كند. دكتر احمدي نژاد حتي در گروه هاي پروازي هم همين روال را اعمال ‌كرده است. ما مي‌گفتيم بگذاريد اينها حداقل استراحت كنند اما مي‌ديديم كه در يك روز به 2 كشور سفر مي كند.

وقتي هم كه به يك كشور مي‌رسيديم، مي‌گفتند برنامه چه شد؟ مي گفتيم مثلا دو ساعت استراحت داريم، مي‌گفتند استراحت لازم نيست. حتي وقتي ما به كشور ميزبان مي رسيديم مثلا از لحاظ تغيير ساعت اينجا شب بود و آنجا روز؛ و سيستم جسمي و خواب به هم مي ريخت ولي در همان شرايط هم برنامه ها را به صورت فشرده مي گذاشتند و حتي سعي مي‌كردند كه براي برگشت برنامه‌ريزي كنند كه قبل از ساعت 12 برسيم كه يك روز به برنامه سفر اضافه نشود و هزينه ارزي از بيت المال كم نشود. ما مي گفتيم اين سفري كه شما در يك روز و نيم رفتيد را قبلا شش روزه مي رفتند.

در سفر سال 85 به سازمان ملل هم شما همراه آقاي رئيس جمهور بوديد. آنجا چه ديديد؟ به خصوص نوع نگرش افراد در آنجا نسبت به رييس جمهور، گروه همراه و صحبت هاي رييس جمهوري چگونه بود؟
- در سازمان ملل اتفاقات زيادي رخ داد. مخصوصا در اولين حضورشان. اولا تهديداتي از سوي منافقين، سلطنت طلب ها و معاندين و يا حتي گروه هايي كه در آمريكا ممكن بود از سوي صهيونيست ها تحريك شوند، پيش بيني مي شد. وقتي وارد مجموعه سازمان ملل مي شديم همه نگاهها به سمت آقاي احمدي نژاد بود در حالي كه براي سايرين چنين نبود. در ملاقاتي كه دكتر احمدي نژاد در حاشيه اجلاس سازمان ملل با آقاي پوتين داشت، وقتي كه آقاي دكتر بيرون آمد، فضاي بيرون سالن از عكاسان و خبرنگاران بسته شده بود. به طوري كه پليسي كه با ما در داخل سازمان ملل همراهي مي كرد، شروع به داد و بيداد كرد كه مسير را باز كنيد. دكتر به آن پليس گفت: آرام باش چيزي نيست!

در سازمان ملل نشان داده شد كه رييس جمهور ايران از روساي جمهور ديگر كشورها يك سر و گردن بالاتر بود. تمام توجهات به سمت ايران بود؛ در رفت و آمدها و ملاقات هاي جانبي هم همه به دنبال ايران بودند و حضور هيات ايراني در سازمان ملل، بسيار پرشكوه و با جلوه خاصي بود كه تمام توجهات جهاني را به خود جلب مي كرد.

از سفر رئيس جمهور به قم چه خاطره اي داريد؟
- در يكي از برنامه هايي كه در قم بود و به زيارت حضرت معصومه رفتيم، ازدحام و اشتياق مردم به گونه اي بود كه نيروهاي ما خيلي خسته شدند. اين مردم طالب هستند و اميد دارند كه مشكلاتشان به دست رييس جمهور حل شود. چون حرفشان را از زبان ايشان شنيدند. يا وقتي وارد حوزه علميه شديم كم مانده بود با طلبه ها جنگ تن به تن شود؛ آنقدر عشق و علاقه آنها زياد بود كه خودشان داربست زده بودند. آن داربست ها جواب نداد و اجباراً آقاي دكتر را بغل كرديم و آورديم بالا!

يكي از كارهاي سنگين استاني ما در حوزه علميه بود. ممكن است بگويند رويكرد دكتر احمدي نژاد نسبت به روحانيت چگونه است. بايد مي‌ديدند كه عشق و علاقه دكتر به روحانيت چگونه است. ديدارهايي كه به صورت سرزده به قم مي روند و ديدگاههاي علما و مراجع را مي‌گيرند و استفاده مي كنند. ديدارهايي در بيمارستان هم از مراجع داشتيم.

پركاري دكتر احمدي نژاد خيلي خاص است و به سرعت كارها را سامان مي دهد. گاه مجبور بود يك جلسه را براي رسيدن به ملاقات با رييس جمهور كشور ديگري رها كند و زمان از رييس جمهور عقب مي ماند نه ايشان از زمان و كارها.

كار آنقدر زياد است كه رييس جمهور مي گويد 24 ساعت كم است زماني كسي به ايشان مي گفت ما شما را كي ببينيم مي گفت، ساعت 25 يعني بايد براي ملاقات ها يك ساعت به 24 ساعت اضافه شود.

زمان براي كارها كم است و كارها خيلي فشرده است اما ايشان با اشتياق كار مي كنند و حتي در روزهاي تعطيل برنامه مي‌گذارند درحالي كه كمتر مي بينيم كسي از تعطيلاتش بگذرد. در ماه مبارك رمضان آنقدر برنامه ها و ملاقاتهاي ايشان و جلسات زياد بود كه ما مي گفتيم بايد اين ماه دو برابر شود تا ايشان به كارهايشان برسند و بتوانند در مراسم افطاري شركت كنند.

ما حتي از حق خود گذشتيم چون مرسوم بود كه رييس جمهور يك افطاري را با نيروهاي حفاظت داشته باشد كه ديگر فرصت برگزاري آن وجود نداشت و ميگفتيم حداقل يك افطاري را با خانواده بگذراند كه حتي به آن هم نمي رسيد.

آقاي احمدي نژاد بسيار آدم پركار و پرتلاشي است و در خدمت سر از پا نمي‌شناسد. ما با بسياري از آقايان كار كرديم. از سال 59- 60 وارد شديم و در همان زمانها با فعاليت حزب جمهوري و لزوم مقابله با ترورها وارد اين مرحله از كار شديم. تا الان با بسياري از آقايان از مسئولان و شخصيت هاي تزار اول كار كرديم ولي به اين شكل نبودند، حتي اگر هم بودند بسيار نادر بودند. مواردي كه گفتيم جزيي از كل است. هيچ چيزي نمي تواند مانع عشق آقاي احمدي نژاد به خدمت شود.

* مقام معظم رهبري به دكتر احمدي نژاد تكليف كرده بود كه شرعا و عرفا رعايت كنند و شب ساعت 9 به خانه بروند اما اين محقق نشد و دكتر هر شب ساعت 11- 12 به خانه مي روند اما باز هم چاره اي نيست، كار آنقدر زياد است كه ناخواسته ادامه مي يابد.

ايشان هم هر چه جلو مي رود بسياري مشكلات عقب افتاده را رسيدگي مي كند و شايد هنوز به جاده اصلي نرسيده است. ما كه در كنار ايشان بوديم سعي مي كرديم با تمام سختي ها ديدگاههاي ايشان را محترم بشماريم و عمل كنيم و سعي مي كرديم از ورود ايشان به بطن مردم جلوگيري نكنيم حتي كمك هم بكنيم.

دقت‌نظر رئيس جمهور چقدر است؟ خصوصا در مورد تكاليف قانوني
آقاي احمدي نژاد حتي در خيابان اجازه نمي دادند از خط ويژه برويم يا اينكه آژير بكشيم يا چراغ را عوض كنيم چون مي‌خواهند حق مردم ضايع نشود. حتي در مورد خانه ايشان كه در نارمك بود، ما در نهايت ديديم كه در بحث هاي امنيتي همسايه ها اذيت مي شوند و كنترل سخت است به همين خاطر مجبور شديم مكاني در پاستور بگيريم.

اما ساختماني كه قرار بود رئيس جمهور و خانواده اش در آن مستقر شوند، 30- 40 سال از عمرش مي گذشت و كارهايي از جمله كار بنايي مقدماتي براي خرابي هاي خانه داشت. كارگران درحال كار براي مرمت خانه بودند كه دكتر احمدي نژاد آمد و داد و بيداد كرد كه چه كسي گفته اينجا تعمير شود. هركسي گفته بايد خودش پولش را بدهد.

حتي يك بار به اردوي تيم ملي رفته بوديم . به ما گفتند آمار بدهيد تا به بچه هاي حفاظت لباس ورزشي بدهيم. خود آقاي علي آبادي گفت كه آمار بدهيد ما گفتم حالا باشد بعدا. وقتي خودش به آقاي دكتر گفت كه مي خواهيم به اين بچه ها يك دست لباس ورزشي بدهيم، دكتر داد و بيداد كرد كه نبايد اين كار را بكنيد. بدهيد به مناطق محروم.
از اين دست مسايل زياد است اما نمي توانيم بگوييم. فقط در اين حد كه نشان دهيم ديد ايشان اين است و مردم هم به خاطر همين ايشان را انتخاب كردند. ايشان هم سعي مي كند تحقق پيدا كند.

ايشان به كوچكترين هزينه ها از دولت نسبت به خود و مجموعه اي كه با ايشان همكاري مي كنند بسيار حساس است و رعايت مي كند. مثلا ما درخواست مي كرديم يك سري وسايل براي كار ما بخرند اما ايشان مي گفتند بايد صرفه جويي شود.

عليرغم محدوديتهايي كه براي رسانه اي شدن نيروهاي حفاظتي وجود دارد، علت اينكه موافقت كرديد با ما مصاحبه كنيد چه بود؟
- بر اساس تكليف، بر خود فرض دانستم كه بعضي موارد را بگويم. علي رغم اينكه براي ما سخت است كه مسايل را بيان كنيم اما وقتي كسي با اين ويژگيها به لحاظ تعهد و ولايت مداري و تدين و شيفتگي خدمت هست، اگر كسي نكته اي را بداند و نگويد مديون است. ما در اين جريان بايد دين خود را تا حدي ادا كنيم. هرچند كه دست ما بسته است و بسياري چيزها را نمي توانيم بگوييم اما فكر كنم بعد از دوران رياست جمهوري شايد دستمان باز شود و بتوانيم بسياري ناگفته ها را بگوييم. در هر زمينه اي بخواهيم وارد شويم گفتني ها زياد است.

حرفها در بخش هاي مختلف زياد است كه ناديده گرفتن آن ايشان را در معرض ظلم قرار مي دهد اما ايشان با صبوري جلو مي آيد.

ناگفته ها زياد است اما شرايط براي باز كردن اين موضوع مناسب نيست. ولي به هر حال بايد گفته شود كه چقدر دكتر مظلوم واقع مي شود و يا اينكه بعضي اوقات شعار مي دهند "صل علي محمد بوي رجايي آمد" و يا اينكه مظلوميت دكتر احمدي نژاد را با مظلوميت شهيد بهشتي قياس مي كنند، درست است.
* گفتگو از حامد طالبي

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 1:57 | 87/04/05

ترور 2



 

جزئيات شكست توطئه ربودن احمدی نژاد

 

 

رئيس جمهور روز پنج شنبه در اجلاس ساليانه جامعه مدرسين قم، در حالي كه از عنايات الهي سخن مي گفت به ناكام ماندن توطئه ربايش و ترور خود از سوي اشغالگران عراق در جريان سفر اسفندماه سال گذشته به اين كشور خبر داد.

به گزارش رجانيوز، رئيس جمهور در اين زمينه گفت: "من اولين رئيس دولتي بودم كه با اعلام قبلي، دو روز به اين كشور سفر رسمي كردم. پيش از من رؤساي دولت‌هاي آمريكا و انگليس به واسطه حضور گسترده نظاميان خود در اين كشور چند ساعتي حضور پيدا كرده، اما هيچ كدام از آنها شب را در عراق نمانده‌اند. ما در اين سفر حاضر نشديم در منطقه تحت كنترل آمريكايي‌ها (منطقه الخضرا) اقامت كنيم. ضمن اينكه براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامه‌ريزي كرده بودند كه به فضل الهي با تغيير يكي دو برنامه، در اراده و تصميم آنها تزلزل ايجاد شد و وقتي متوجه موضوع شدند كه عراق را ترك كرده بوديم و آنها همچنان مبهوت مانده‌اند."

اشاره رئيس جمهور به سفر بوش، بلر، چني، گيتس و ساير مقامات ارشد امريكايي و انگليسي است كه معدود سفرهاي خود به كشور تحت اشغالشان را به صورت غير منتظره و از قبل اعلام نشده انجام مي دهند و هر بار در حالي خبر سفر و اقامت كمتر از 10 ساعته آنان در يك پادگان نظامي و گفتگوهاي كوتاه با مقامات عراقي منتشر مي شود كه هواپيماي حامل آنان از مرزهاي عراق خارج شده است.

اين در حاليست كه احمدي نژاد نخستين رئيس جمهوري است كه از زمان اشغال عراق تاكنون، با اطلاع قبلي به كشوري سفر كرده است كه حتي حكومت هاي عربي منطقه به دليل آنچه كه آن را ناامني هاي فزاينده در عراق مي خوانند، از گشايش سفارتخانه در اين كشور خودداري كرده اند.

زمان قطعي سفر دكتر احمدي نژاد به عراق از حدود 3 هفته قبل از انجام سفر اعلام شد و ديدارشوندگان در اين ديدار نيز مشخص شدند. اين در حاليست كه خبرنگاران همراه رئيس جمهور امريكا در سفر به عراق تأكيد مي كنند تا لحظاتي قبل از ورود به عراق از مقصد سفر اطلاعي نداشته و تا بازگشت به عراق نيز اجازه انتشار خبري را در اين زمينه ندارند.

اما شايد همين حاشيه هاي سفر دكتر احمدي نژاد به عراق بود كه تا حتي حد زيادي متن آن را تحت الشعاع قرار داد و رسانه هاي دنيا بيش از آنكه به موضوعات بررسي شده در ديدارهاي رئيس جمهور ايران بپردازند، ترجيح دادند قدرت نمايي ايران از حيث امنيتي را مورد توجه قرار دهند. امري كه حتي فاكس نيوز، ارگان تلويزيوني جنگ طلبان حاكم بر كاخ سفيد نيز نتوانست با شگرد بايكوت از كنار آن عبور كند و در قبال سفر زميني رئيس جمهور ايران در مسير فرودگاه تا منطقه خضرا به طنز و تمسخر روي آورد: معلوم نيست احمدي نژاد از چه مسيري به خضرا رفته است، شايد از زير زمين رفته باشد!

تشريح توطئه ربودن و ترور رئيس جمهور و خنثي سازي آن اگرچه در صلاحيت مقامات امنيتي ايران است و در آينده بايد اين پرونده به صورت دقيق رمزگشايي شود اما در اين زمينه يكي از خبرنگاران همراه رئيس جمهور در سفر به عراق، مشاهدات عيني و اطلاعات جمع آوري شده خود را در وبلاگ شخصي اش منتشر كرده است.

حامد طالبي، خبرنگار اعزامي به عراق مي نويسد:

در سفر رييس جمهور به عراق در اسفند ماه 86 همراه رئيس جمهور بودم. به همين دليل، پس از افشاي اين موضوع از سوي رئيس جمهور، جزئياتي از اقدامات امنيتي پيشگيرانه و پيش‌دستانه ايران كه در اين سفر مشاهده كرده‌ و يا اينكه از منابع مطلع كسب كرده ام را بيان مي كنم تا شاهدي بر اين موضوع تاريخي باشد:

* پيش از انجام سفر خارجي هر مقام عاليرتبه، افرادي براي آماده‌سازي مقدمات، به كشور ميزبان سفر مي‌كنند. در جريان سفر محمود احمدي‌نژاد به عراق، هيئت پيشرو ايراني، چند روز قبل از سفر وارد بغداد شدند و علاوه بر فراهم كردن مقدمات كار، با برخي مسئولان عاليرتبه عراق از جمله جلال طالباني براي هماهنگي ديدار كردند.

طالباني با ناباوري به گروه ايراني گفته بود درست است كه ما از آقاي احمدي نژاد براي سفر به عراق دعوت كرديم، اما آيا واقعا او مي خواهد به صورت رسمي به عراق بيايد؟

همچنين طالباني از گروه ايراني خواسته بود كه براي انجام اين سفر با نيروهاي آمريكايي كه فعاليتهاي امنيتي بغداد را كنترل مي كنند، هماهنگي هايي داشته باشند كه گروه پيشرو ايراني از انجام اين كار امتناع كرد و گفتند ما مهمان عراق هستيم، نه مهمان آمريكا.

* گروه پيشرو ايراني- كه پيش از سفر رسمي رئيس جمهور وارد عراق شده بود- شب را در بغداد اقامت گزيد. جالب اينكه شب بعد از بازگشت هيئت پيشرو به ايران، آن محل اقامت و مناطق حوالي آن با خمپاره مورد اصابت قرار گرفت، غافل از اينكه هيات پيشرو ايراني ديگر آنجا نبود.

* كليه فضاهاي هوايي عراق در اختيار نيروهاي اشغالگر بود. به همين دليل ايران 2 هواپيماي كاملا همرنگ و هم‌مدل براي عزيمت رئيس جمهور به عراق انتخاب كرد كه رئيس جمهور و هيئت همراه در اين دو هواپيما مستقر شدند؛ هيچ كس نمي دانست رئيس جمهور دقيقا در كدام هواپيما قرار دارد. اين دو هواپيما بصورت همزمان وارد فرودگاه بغداد شدند و 4 درب اين دو هواپيما به صورت همزمان و بر روي 4 پله مستقر شده، باز شد و تا آخرين لحظه مشخص نبود كه احمدي نژاد از كدام درب خارج مي شود؛ ضمن اينكه حريم حفاظتي به گونه اي چيده شد كه رئيس جمهور به تنهايي از پله هاي هواپيما پايين بيايد. اين صحنه توسط رسانه هاي مختلف جهان به عنوان يك حركت شجاعانه مخابره شد.

* فاصله فرودگاه بغداد تا منطقه "جادريه" كه محل اقامت و ملاقات‌هاي احمدي نژاد در جريان اين سفر دو روزه بود، 25 كيلومتر است. اين 25 كيلومتر به گذرگاه مرگ شهرت دارد، چرا كه انفجارهاي زيادي در آن رخ مي دهد و به همين دليل نيز مقامات غربي از جمله بوش و بلر حتي در جريان سفر مخفيانه خودشان هم اين مسير را به صورت زميني طي نمي كنند و از فضاي هوايي اي استفاده مي كنند كه در اختيار نيروهاي خودشان است. به همين جهت هيچ كس باور نمي كرد كه رئيس جمهور ايران بخواهد اين مسير را زميني طي كند، اما اين كار انجام شد و عرض دو طرف اين جاده نيز به صورت كامل توسط نيروهاي امنيتي ايران و نيروهاي مردمي عراق كنترل شد.

* از داخل باند فرودگاه بغداد تا محل ديدارها و اقامت رئيس جمهور، 3 سري اسكورت كه هر سري آن شامل چند اتومبيل مي شد، به حركت درآمد كه هيچ كس دقيقا نمي‌توانست تشخيص دهد كه احمدي‌نژاد در كدام يك از اين اسكورتها قرار دارد. ضمن اينكه اسكورت‌ها مرتبا جابجا مي شد كه نشان دهنده تسلط نيروهاي امنيتي ايران بر اوضاع بود و امكان هر نوع غافلگيري را از دشمن مي‌گرفت.

* در طول سفر، نيروهاي اشغالگر عراق تلاش فراواني براي تسلط بر سيستم مخابراتي هيئت همراه رئيس جمهور ايران انجام دادند، اما نه تنها اقدامات امنيتي ايران مانع از اين اقدام آنان شد، بلكه نيروهاي امنيتي ايران ميزان مكالمات خود براي هماهنگي امور را به حداقل كاهش دادند تا امكان هرگونه لو رفتن جزئيات برنامه ها براي اشغالگران و تروريست‌ها سلب شود.

* پيش از انجام سفر، مسئولان حفاظت رئيس جمهور ايران، آموزش و مانورهاي آموزشي براي نيروهاي عراقي گذاشتند. برنامه زيارت رئيس جمهور از مرقد ائمه در كاظمين در صبح روز دوم سفر قرار داشت. در شب اول سفر به نيروهاي عراقي اعلام شد كه امشب براي آخرين مانور آموزشي آماده باشند، غافل از آنكه در جريان همان مانور آموزشي كه از ساعت 11:30 شب تا 2:30 بامداد انجام شد، احمدي نژاد و هيئت همراه براي زيارت وارد كاظمين شدند و اين ماموريت نيز با اقدام پيش دستانه و زيركانه نيروهاي حفاظتي ايران، با موفقيت انجام شد؛ اين يكي از نمونه‌هاي جابجايي برنامه‌هاي رئيس جمهور براي جلوگيري از اقدام خرابكارانه بود.

* نيروهاي حفاظتي ايران، چهار محل را براي اقامت آن شب رئيس جمهور پيش بيني كرده بودند. اما زيارت رئيس جمهور در كاظمين و عزيمت مجدد به بغداد تا حدود ساعت 3 بامداد روز دوم به طول انجاميد و رئيس جمهور چند ساعت باقيمانده از شب را در "جادريه" بغداد اقامت كرد.

به جهت حساسيت امنيت محل اقامت رئيس جمهور در طول شب، پيشنهاد عراقي‌ها اين بود كه رئيس جمهور در منطقه الخضرا كه به علت استقرار نيروهاي آمريكايي از امنيت بهتري برخوردار است، اقامت كند، اما احمدي نژاد و نيروهاي امنيتي ايران نپذيرفتند و آن شب را در همان منطقه "جادريه" اقامت كردند. كه اين مساله مورد توجه فراوان نيروهاي امنيتي و حتي رسانه هاي ديگر كشورها قرار گرفت و بعضي ها مدعي شدند كه احمدي نژاد شب را در بغداد نخوابيده است.

* به گفته يكي از مقامات حفاظت رئيس جمهور، گزارشاتي قطعي از طراحي براي ترور يا ربايش محمود احمدي نژاد دريافت شده بود، اما نيروهاي حفاظتي ايران با همكاري نيروهاي مردمي عراق، با چند جابجايي در برنامه‌ها و ملاقات‌هاي رئيس جمهور، در 2 دسته اقدامات پيش‌گيرانه و پيش دستانه، با مدد الهي، طرح هاي آنان را ناكام گذاشتند.

علاوه بر آنكه تلاشهاي زيادي براي دستيابي به برنامه دقيق ديدارها و جزئيات محل تردد رئيس جمهور ايران انجام شد كه ممكن بود منجر به خسارتي جبران ناپذير شود اما اين اقدامات نيز با هوشياري نيروهاي ايراني ناكام ماند.

* اشغالگران و حتي برخي عراقي‌ها با توجه به كلياتي كه از ديدارهاي رئيس جمهور ايران مي دانستند، پيش بيني مي كردند كه اين سفر رئيس جمهور بيش از 40 ساعت به طول بيانجامد اما با طراحي انجام شده توسط گروه هاي تشريفات و حفاظت ايران، سفر در كمتر از 30 ساعت پايان يافت. به گونه اي كه پس از انجام بدرقه رسمي در ساعت 14 روز دوم سفر، حتي عراقي‌ها تصور مي كردند، احمدي نژاد به سمت ديدار ديگري خواهد رفت، اما رئيس جمهور ايران در مسير فرودگاه بغداد بود و با هماهنگي انجام شده با گروه‌هاي پروازي ايران، هواپيماي رئيس جمهور بغداد را به مقصد تهران ترك كرد.

خبرنگاران همراه رئيس جمهور نيز با هماهنگي نيروهاي حفاظتي، زماني خبر پرواز هواپيماي احمدي نژاد از بغداد به مقصد تهران را مخابره كردند كه هواپيماي حامل رئيس جمهور وارد مرز ايران شده بود.

* از آنجا كه ممكن بود نيروهاي اشغالگر در نزديكي نقطه صفر مرزي ايران و عراق دست به تعرض عليه هواپيماي حامل رئيس جمهور بزنند، دو فروند هواپيماي جنگنده از پايگاه هوايي همدان، هواپيماي حامل رئيس جمهور را تا تهران اسكورت كرد.

* يكي از مسئولان حفاظتي رئيس جمهور مي‌گفت؛ بسياري از رسانه‌ها و مقامات خارجي به خوبي مي دانند كه اقدامات حفاظتي انجام شده در اين سفر به چه ميزان اهميت داشت و به همين علت نيز موفقيت امنيتي در جريان انجام اين سفر به همه جهان مخابره شد، اما اهميت اين ماموريت مهم در داخل كشور مغفول ماند و بعضي ها تصور كردند هيچ تهديدي در كار نبوده است در حالي كه طرح هاي مختلفي براي ربودن يا ترور رئيس جمهوري اسلامي ايران در اين سفر ناكام ماند. انجام موفقيت آميز اين سفر، حاصل چيزي جز لطف خداوند متعال و دعاي خير مردم و تلاش‌هاي نيروهاي حفاظتي و هماهنگي هيئت همراه رئيس جمهور نبود. اما باز هم در داخل كشور در جريان تشريح وقايع سفر تاريخي دكتر احمدي نژاد به عراق، نيروهاي حفاظتي و شخص رئيس جمهور مظلوم واقع شدند.


 


 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 1:52 | 87/04/05

ترور1



 

ترور احمدي‌نژاد در رم هم خفه شد

 

 

مشاور رئيس جمهور در امور نيروي انساني گفت: اقدامات آقاي احمدي‌نژاد طي سه سال گذشته موجب شد كه منافع نامشروع بسياري از قدرت‌هاي خارجي و حتي محافل داخلي به خطر افتاده و آسيب جدي ببيند. از اين رو برخي به فكر بركناري يا ترور رئيس‌جمهور افتادند كه افشاي توطئه ربودن رئيس‌جمهور در سفر به عراق و توطئه ترور ايشان در اجلاس فائو از آن جمله است كه هر دو نيز به خواست خداوند در نطفه خفه شد.

علي ذبيحي شب گذشته در مسجد علي ابن ابيطالب تبريز ضمن انتقاد از برخي نزديكان و دوستان دولت افزود: به عملكرد برخي از خودي‌ها كه دم از اسلام و انقلاب و رهبري مي‌زنند، اما در مقابل رئيس‌جمهور قرار گرفته‌اند، معترض بوده و از اين امر بسيار متأسف هستيم؛ چرا كه توقع ديگري از اين خودي‌ها داشتيم.

مشاور رئيس‌جمهور در ادامه فضاي كنوني كشور را با حوادث اوايل انقلاب مقايسه كرد و افزود: امروز نيز مانند اوايل انقلاب عده‌اي در داخل و خارج از كشور قصد دارند فضاي جامعه را عليه آقاي احمدي‌نژاد مسموم كرده و زمينه را براي انجام برخي اقدامات ناخوشايند آماده كنند كه اين امر در راستاي دستور صريح بوش نسبت به ترور مقامات ايراني صورت مي گيرد.

وي با اشاره به اوايل انقلاب و مقايسه آن با شرايط كنوني گفت:در زمان حيات شهيد مظلوم، آيت الله بهشتي نيز فضايي ايجاد شد كه بسياري از خودي‌ها در مقابل ايشان ايستادند و با تهمت و افترا اين سرمايه انقلاب را زمين‌گير كرده سپس توطئه ترور وي را عملي ساختند.

 

 


!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 1:49 | 87/04/05

باورم کن



آه...

 

 در کار عشق ما همیشه اما بود

                          بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود

                          آن شب که گفتی باورم کن با تو می مانم

                          دلواپسیهای من از صبح فردا بود

                          آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست

                           باور نکردم  گر چه این جمله زیبا بود

                            در عمق دریا هرگز  یک قطره پیدا نیست

                             مثل زلال آب  من باورت کردم 

                             مینای یک رنگی در ساغرت کردم

                             سلطان قلب خود تاج سرم کردم

                             در چشم دل تا خود پیغمبرت کردم

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:31 | 87/04/02

مقايسه 100 سايت محبوب در ايران



 

اطلاعات جالبي از مقايسه 100 سايت محبوب در ايران

 

 

در حالي که مي‌توان گفت، حدود 15 سال از ورود جدي اينترنت به ايران گذشته، تحليل آماري و بررسي مقايسه‌اي فهرست صدتايي از پربيننده‌ترين سايت‌هاي اينترنتي مورد توجه ايرانيان، ‌اطلاعات جالبي به دست مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، هرچند در ايران نيز همچون بسياري از ديگر کشورها Yahoo و Google دو غول بين‌المللي اينترنت رتبه اول و دوم بازديد را دارند، اما به دليل فعاليت قابل توجه ايرانيان در اينترنت، 70 درصد اين 100 سايت، ايراني و 30 درصد مابقي بين‌المللي يا مربوط به ديگر کشورها هستند.

كامپوتري، ‌فني ‌و موتور جستجو



همچنين با فعاليت‌هاي اثباتي انجام‌شده و ايجاد سايت‌هاي جذاب و مفيد در کنار تقويت فيلترينگ سايت‌هاي غير اخلاقي، در اين فهرست صدتايي، تنها دو مورد از اين سايت‌ها ديده مي‌شود که آنها هم در نيمه دوم ليست قرار دارند. هر چند اين آمار دربرگيرنده استفاده از سايت‌ها با فيلترشکن نيست.
كلوپ‌وفيلم‌وتصوير



با توجه به جوان بودن جامعه ايران و استقبال شديد از وبلاگ‌نويسي، وبلاگ‌ها در ايران رتبه‌هاي خوبي دارند، به گونه‌اي که «بلاگفا» رتبه 3،‌ «بلاگر» رتبه 5 و «ميهن بلاگ» رتبه 7 را دارد و 5 وبلاگ ديگر نيز در جمع 100 سايت برتر ديده مي‌شوند.
وبلاگ



در ميان سايت‌هاي خبري و اطلاع‌رساني و روزنامه‌ها، بررسي نشان مي‌دهد سايت‌هاي داراي مشي استقلالي از محبوبيت بيشتري در ميان کاربران اينترنت برخوردار است و بر خلاف آنها، سايت‌هاي متعلق به طيف‌هاي راست و اصلاح‌طلبان در اين فهرست ديده نمي‌شوند.
در ميان خبرگزاري‌ها نيز، با افول ايسنا، خبرگزاري فارس صدرنشين شده و صداوسيما و ايرنا نيز به رغم امکانات و بودجه فراوان، جايگاه چندان مناسبي ندارند.
خبري



بررسي سايت‌هاي علمي نشان مي‌دهد به تدريج اقبال به اين‌گونه سايت‌ها از سوي ايرانيان افزايش يافته، هرچند بالاترين رتبه از سايت‌هاي دانشگاه‌ها مربوط به دانشگاه تهران (59) است. در اين ميان، سايت مذهبي تبيان وابسته به سازمان تبليغات اسلامي، با استفاده از جذابيت‌هاي گوناگون توانسته رتبه 23 را به دست آورد.
علمي‌ـ‌فرهنگي



همچنين با وجود تأکيد براي تقويت بانکداري الکترونيکي و تجارت الکترونيکي، تنها 8 سايت اقتصادي در ميان 100 سايت پربيننده از ايران ديده مي‌شود و تنها سايت بانکي ملي ايران در جمع آنهاست که مشخص مي‌کند استفاده از سرويس‌هاي اينترنتي توسط بانک‌ها و نيز بنگاه‌هاي خريد و فروش اينترنتي هنوز جا نيفتاده است.
اقتصادي



گفتني است، اين آمار بر اساس ليست روز پنجشنه، 23 خرداد ماه 87 (12 ژوئن 2008) سايت Alexa آماده شده و هرچند کاملا دقيق نيست، اما فعلا بهترين منبع براي مقايسه ميزان کاربران سايت‌ها به شمار مي‌رود.

 

 

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:12 | 87/04/01

اداره ایران




 

 اداره مملکت به شیوه 50 سال پیش

 

 

دکتر فرهاد خرمی در گفتگو با خبرنگار اقتصادی آفتاب افزود: ‌«حتی اگر توجهی به اصل 44 نداشته باشیم تبدیل بانک‌ها به قرض‌الحسنه با اصول علم اقتصاد سازگاری ندارد».

وی ادامه داد: «زمانی می‌توانیم ادغام بنگاه‌های اقتصادی را مطرح کنیم که صرفه‌جویی متناسب با تولید ایجاد شود. این مسئله در مورد بانک‌ها به این معنا است که هزینه‌های بانک‌ها در صورت ادغام کاهش یابد».

خرمی افزود: «در یک اقتصاد آزاد هدف اصلی ایجاد رقابت است و در این صورت تعداد بانک‌ها افزایش خواهد یافت و نه کاهش».

وی با تشریح سیاست‌های اعلام شده در چند هفته گذشته در مورد بانک‌ها گفت: «در ابتدا بانک مرکزی بسته پیشنهادی سیاست‌های خود که مجموعه‌ای ازسیاست‌های انقباضی بود را مطرح و از سه قفله شدن منابع بانک مرکزی در این راه سخن گفت اما چندی نگذشت که رئیس‌جمهور کاهش نرخ بهره که سیاستی انبساطی است و موجب افزایش نقدینگی می‌شود را علام کرد در این میان بحث غیر کارشناسانه ادغام 8 بانک دولتی نیز از سوی دولت مطرح شد».

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد:‌ «مشخص نیست که هدف آقایان در دولت اتخاذ سیاست‌های انبساطی است یا سیاست‌های انقباظی».

وی با بیان اینکه در برخی موارد دولت در یک هفته دو سیاست کاملاً متضاد را اعلام می‌کند افزود: «طرح سخنان و اتخاذ سیاست‌های متناقض از سوی مسئولان موجب آشفته‌تر شدن اوضاع اقتصادی کشور می‌شود».

این اقتصاددان تاکید کرد: «به نظر می‌رسد آقای صمصامی سرپرست جدید وزارت اقتصاد به دنبال اجرای بی‌چون و چرای نظرات رئیس‌جمهور است آقای رئیس‌جمهور نیز که در اقتصاد تخصص ندارد به نظر آقای داودی معاون اول که علاقه زیادی به نظریه‌های اقتصادی 50 سال پیش دارد توجه می‌کند».

وی با بیان اینکه نظرات اقتصادی داوی نیز مربوط به دهه 60 میلادی است گفت: «منحنی فیلیپس بیان کننده ارتباط معکوس نرخ تورم و بیکاری است. این نظریه که در دهه 60 میلادی از سوی یک اقتصاددان انگلیسی مطرح شده بیانگر این است که هرگاه نرخ تورم افزایش یابد نرخ بیکاری کاهش خواهد یافت. آقای داودی معاون اول رییس جمهور درباره نرخ تورم بالا به این نظریه که آمارهای مربوط به آن به قرن 19 میلادی انگلیس بازمی‌گردد استناد می‌کند. این در حالی است که اقتصاد ایران به هیچ وجه از روابط اقتصدی دهه 60 میلادی انگلیس پیروی نمی‌کند».

دکتر خرمی با بیان اینکه در ایران تورم و نرخ بیکاری هردو باهم افزایش می‌یابند تصریح کرد: «حتی بسیاری از اقتصاددانان در دهه 60 میلادی زمانی که نظریه منحنی فیلیپس مطرح شد اشکالات زیادی به این نظریه وارد کردند و آن را قبول نداشتند».

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: «اگر ما سیاست پولی درستی مانند کشورهای کاندا، انگلیس و حتی امارات داشته باشیم نه تنها اشتغال کامل در کشور ایجاد می‌شود؛ بلکه حتی نیاز استفاده از نیروی کار خاجی نیز احساس خواهد شد».

وی همچنین با انتقاد از تصمیم دولت درباره کاهش نرخ سود بانکی گفت: «کاهش نرخ سود به 10 تا 12 درصد در شرایط تورم 30 درصدی موجب خروج سرمایه‌ها از بانک‌ها و فساد و رانت‌خواری خواهد شد. همچنین اشخاصی که قدرت استفاده از رانت را ندارند، برای دریافت تسهیلات به سمت بازارهای موازی پول و اعتبار رانده می‌شود که خود عاملی برای تقویت این بازارها و سود جویان فعال در آن خواهد بود».

دکتر خرمی همچنین درباره اختلاف مظاهری و با دولت و اخبار مربوط به برکناری وی از بانک مرکزی نیز اظهار داشت: «آقای دانش‌جعفری وزیر سابق اقتصاد در سخنان خود اشاره کرد که رئیس‌جمهور غیر قابل پیش‌بینی است پس این احتمال هر لحظه وجود دارد که مظاهری از کار برکنار و شخص‌ دیگری جایگزین او شود».

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:4 | 87/04/01

پند زندگی




 

 

  ازدواج دو پیامبر دروغین

 

 

در زمان پیامبر گرامی اسلام، اشخاصی مانند سجاح بنت حارث و مسیلمه کذاب ادعای پیامبری کردند. سجاح بنت حارث قصد آن کرد که با مسیلمه محاربه نماید. لذا لشکری مهیا نمود و به قصد جنگ با مسیلمه روان شد.

مسیلمه نیز با یاران و اطرافیانش برای مقابله با او به سوی او حرکت کرد. لشکرهای پیامبران دروغین در محلی مقابل هم صف آرایی کردند قرار بر این شد که دو پیامبر با هم به خلوت بروند و با هم مذاکره کنند تا شاید به راه حل مناسبی غیر از جنگ دست پیدا کنند.

مسیلمه دستور داد خیمه ای قرمز بین دو لشکر نصب کنند. هر دو پیامبر دروغین وارد خیمه شدند و دو لشکر به انتظار نتیجه نهائی مذاکره دو پیامبر نشستند.

سجاح بنت حارث زنی فربه و زیبا اندام بود و مسیلمه مردی قد بلند و در عنفوان جوانی قرار داشت. (شیطان به یکی از پیامبران گفت: هرگاه زن و مردی به تنهایی در جایی خلوت کنند، سومین آنها من هستم و آنها را برای ارضای غریزه جنسی تشویق می کنم). شیطان آنها را وسوسه کرد و آنان پس از نگاه های شهوانی به همدیگر، شهوتشان تحریک شد. در این هنگام مسیلمه به سجاح گفت: از قرآنی که جبرئیل بر تو نازل کرده قدری بخوان.

سجاح گفت: این ایه را به خاطر دارم: یا معاشر النساء خلقن ازواجا و جعلن ازواجآ، یعنی به درستی شما جماعت زن ها مخلوق شدید و جفت قرار داده شدید و جفت نولجه منکن ایلاجا و نخرجه منکن اخراجا، یعنی فرو بردیم در شما زن ها فروبردنی و بیرون آوردیم از شما بیرون آوردنی.

مسیلمه که در شهوت سرکش خود می سوخت گفت: آیا میل به ازدواج و شوهر کردن داری؟ سجاح که شهوتش نیز تحریک شده بود گفت: آری.

مسیلمه بدون خواندن خطبه عقد و تعیین مهر، با او در آمیخت. مسیلمه و سجاح سه روز در آن خیمه به عیش و عشرت و خوشگذرانی با هم مشغول بودند و بعد از سه روز بیرون آمدند.

هنگامی که اصحاب سجاح به او گفتند: او را چگونه یافتی و با هم به توافق رسیدید؟

گفت: آری، من او را پیامبر به حق می دانم و او مرا به عقد خود در آورد تا مردم بگویند پیغمبری، پیغمبری را تزویج نمود.

اصحاب به او اعتراض کردند و گفتند: بدون خطبه عقد و تعیین مهریه این چه ازدواجی است؟

سجاح پیش مسیلمه رفت و گفت: اصحاب من از تو مهریه می خواهند.

مسیلمه کذاب گفت: مهریه تو برداشتن نماز صبح و عشاء است که از آنها ساقط شد.

و از مزخرفات مسیلمه است که گفته: پیک وحی به من نازل شده و چنین گفته: الفیل ما الفیل و له خرطوم الطویل، یعنی فیل، فیل چیست؟ و او دارای خرطومی بلند است و یا ان الذین یغسلون ثیابهم و لایجدون ما یلبسون اولئک هم المفلسون، یعنی به درستی کسانی که می شویند لباس هایشان را و نمی یابند چیزی را که بپوشند پس اینان همان ورشکستگان هستند.

بعدها سجاح مسلمان شد و توبه کرد ولی مسیلمه کذاب به کارهای غلط خود ادامه داد و توسط وحشی کشته شد.

وحشی می گفت: بهترین مردم و بدترین مردم را من کشتم که بهترین آنها حضرت حمزه (ع) و بدترین آنها مسیلمه کذاب است.

از کرامات مسیلمه این است که هر چه می کرد خلاف آن ظاهر می شد.

مردم یمامه به او گفتند: رسول مدینه آب دهن در چاه خشک می ریزد آب چاه طغیان می کند تو نیز چنان کن. پس آب دهن به چاه می انداخت آب چاه به طور کلی خشک می شد. به او گفتند:

رسول مدینه دست بر سر افراد کچل و بی مو می کشد مو می روید، تو نیز چنان کن. او چنین کرد و بقیه موها به کلی ریخت. به او گفتند: هر چه کنی عکس آن ظاهر می شود، گفت: معجزه یعنی خرق العاده یا به طرف اعلی یا به طرف بعدی

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 3:1 | 87/04/01

شایعه علم الهدائی



 

آمریکا با شایعه دروغین چای و نمک وارد جنگ شده است

 

 

امام‌جمعه مشهد در خطبه‌های امروز نماز جمعه گفت: «آمریکا دیگر با سلاح و دستگاه‌های مجهز الکترونیکی به جنگ ما نمی‌آید، بلکه با شایعه دروغین در مورد چای و نمک وارد جنگ شده است».

به گزارش آفتاب، به نقل از ایسنا، حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیداحمد علم‌الهدی، ادامه داد: «یک عده از مزدوران آمریکا با به راه انداختن شایعه می‌خواهند ما را دچار مشکل کنند و به دنبال آن‌ها یک عده افراد ناآگاه و فرصت‌طلب به دنبال سودجویی هستند».

وی تصریح کرد: «این افراد سودجو با کار خود یک غذای ناپاک و نجس وارد زندگی‌شان می‌کنند و به خاطر مقداری پول، زندگی خود را به یک زندگی جهنمی تبدیل می‌کنند».

حجت‌الاسلام علم‌الهدی تاکید کرد: «مسوولان مملکت در مجلس و دولت باید با کمال قدرت مشکل گرانی را حل کنند و مردم نباید در مضیقه باشند».

وی ادامه داد: «امروز در کشور ما حدود 5 میلیون تن قند و شکر وجود دارد، وضع ما این است، قند و شکر نیست. تنها در نبارهای تعاونی کشاورزی 100 هزار تن چای موجود است. پس چرا ما در این شرایط به سر می‌بریم»؟

خطیب جمعه مشهد با بیان اینکه مشکل مدیریتی کشور، نگاه بخشی است، گفت: «کسی که برق کشور را باید اداره کند، می‌گوید به دلیل اینکه برق گران تولید می‌شود، بنابراین قیمت برق را برای مصرف کننده بالا می‌بریم».

وی ادامه داد: «وقتی قیمت برق را زیاد کردید، این وارد سبد زندگی مردم می‌شود؛ آقای فروشنده، با مصرف برق گران، پول آن را از کجا می‌آورد، از فروش گران‌تر؛ و به همین نسبت، کالاهای دیگر گران می‌شود. علم‌الهدی تصریح کرد: «مگر با گرفتن پول زیاد از مردم مشکلات حل می‌شود»؟

وی ادامه داد: «چه کسی آب مصرف می‌کند؟ کسی که صد متر چمن آفریقایی را با شلنگ آبیاری می‌کند یا فقیری که با هشت سر عائله در یک خانه 80 متری زندگی می‌کند»؟

علم‌الهدی ادامه داد: «شما برای اینکه مبادا این فرد فقیر یک سطل اضافه آب مصرف کند، آب را گران می‌کنید؟ پول آب چمن آفریقایی را از خانواده‌های فقیر می‌گیرید؟ چه کار می‌کنید؟ بخشی نگاه نکنید، قسمت خود را نگاه نکنید، به بالا نگاه کنید».

خطیب جمعه مشهد خطاب به مسوولان گفت: «درست نیست که بار مردم را سنگین کنیم».

وی با اشاره به اینکه "مسولان می‌گویند به دلیل اینکه ترافیک داریم، پس از مردم جریمه بگیریم تا مشکل حل شود"، گفت: «درست نیست خانواده‌ای که با هزار زحمت به زیارت امام رضا(ع) آمده و در آفتاب داغ در ترافیک مشهد گیر کرده است، بگوییم چون راه بند است از این آقا پول بگیریم»؟

وی خواستار بازخوانی وصیت‌نامه امام خمینی(ره) شد و گفت: «باید دید امام(ره) سفارش کرده که از کدام قشر باید حمایت شود، کسی که در ماشین آخرین سیستم با تمام امکانات نشسته است اگر جریمه‌ای باشد، آن را هم پرداخت خواهد کرد. اما آقایی که با پیکان 53 آمده، برای ندادن جریمه مجبور است زن و بچه‌اش را در این هوای گرم از ماشین پیاده کند. کاری که مسوولان می‌توانند انجام دهند این است که وسایل نقلیه عمومی را به طور کافی فراهم کنند».
علم‌الهدی تصریح کرد: «این موضوع مثل این است که کسی توی گلویش چیزی گیر کرده باشد و ما حلق او را بفشاریم، این حل مشکل نیست».

وی با بیان اینکه گرانی راهی برای حل مشکلات نیست، گفت: «این موضوع که با تصمیمات خود برای مردم گرانی بتراشیم، اضافه کردن سختی و مشکلات مردم است و این درست نیست».

وی تصریح کرد: «امروز روی کره زمین را اگر بگردید پاک‌ترین و مقدس‌ترین انسان‌ها کسانی‌اند که در این مملکت کار می‌کنند و از مسوولان ما بهتر پیدا نمی‌شود».

علم‌الهدی با اشاره به این موضوع که مسوولان کشور از همه پاکترند، ادامه داد: «اما مسوولان نباید خودشان را ببینند، ولی نعمت ما قشر مستضعف است و باید آن‌ها را ببینند و با توجه به آنان حل مشکل کنند و باید حواس‌مان در مصوبات جمع باشد».

خطیب جمعه مشهد همچنین با اشاره به سالروز شهادت شهیدان 26 خرداد (واقعه کاپیتولاسیون) گفت: «این شهدای عزیز، بزرگترین ضربه را به استکبار وارد آوردند، اینها سرمایه‌های ارزشمندی هستند که خط شهادت و انقلاب از فداکاری آن‌ها آغاز شد».

وی ادامه داد: «با قهرمانی آن‌ها و زندان‌های 10 ساله و سیاه‌چاله‌هایی که آن‌ها افتادند، قدرت استکبار در دنیا متزلزل شد، آن روز سرسپردگان آمریکایی متزلزل شدند و پوشالی‌بودن قدرت اربابان آمریکایی ثابت شد».

وی افزود: «از آن روز 46 سال می‌گذرد و از آن لحظه آمریکا تمام حمله‌هایی که داشته با شکست روبه‌رو شد و همان آمریکا به این روز افتاده است و امروز منفورترین مردم دنیا، دولتمردان آمریکا هستند».

 

 


!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:56 | 87/04/01

نورا جانان



 

بهايي كه يك بانوي محجبه پرداخت

 

 

" نورا جانان" بانوي محجبه‌اي است كه اخيرا در يكي از كانال هاي تلويزيوني تركيه با بيان جمله :«اگر بلايي بر سرم نياورند مي گويم امام خميني (ره) را دوست دارم،اما آتا تورك را دوست ندارم» محافل لاييك اين كشور را شديدا به خشم آورده است.
پايگاه خبري «اپك خبر» تركيه طي گزارشي تفصيلي به پيشينه اين زن پرداخت.


*نوراي جانان بزيرگان كيست؟
رسانه‌هاي تركيه در ابتدا ادعا مي‌كردند خانم «نوراي جانان بزيرگان » دانشجويي است كه به سبب حفظ حجابش دچار مشكل شده است اما اگر كمي به عقب بازگرديم به نكات حائز اهميت ديگري نيز برخورد خواهيم كرد.

خانم بزيرگان زماني به اتهام «اخلال در مسير آموزش» ، با مداخله پليس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس محكوم شد. خانم «نوراي جانان بزيرگان» در جريان مداخله پليس ، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنين شده و در ادامه ماجرا به كانادا پناهنده شد. او اولين زني است كه در تركيه به سبب حفظ پوشش اسلامي محكوم به حبس قطعي شده است.

«بزيرگان» وقتي كه دانشجوي سال دوم مهندسي پزشكي در «دانشكده خدمات بهداشتي» ، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامي در ميانه جلسه امتحان پايان ترم، با ضرب و شتم پليس بيرون كشيده شد.

«هيات قضايي كانادايي رسيدگي به تقاضاي پناهندگي» طي جلسه اي از خانم «نوراي» ‌پرسيدند: «مگر تركيه يك كشور اسلامي نيست؟» پاسخ اين سوال براي «نوراي» دشوار بود اما در نهايت جواب داد: «در صورت رفع مشكل حجاب در تركيه، به كشورم برمي گردم؟»

او در همان ايام گفته بود: « در حقيقت ممنوعيت نبود كه موجب خروج من از كشور شد. من تصميم داشتم مبارزه‌ خود را به خارج از كشور بكشانم. اگر آنقدر ترسو بودم كه بخواهم فرار كنم، مسلما اينقدر در تركيه خود را درگير مسائل دردسرساز نمي‌ كردم».

در همان روزها خبرنگار روزنامه «يني شفق»- چاپ تركيه- از وي پرسيده بود: «در تركيه چه بلايي سرت آمد كه به فكر پناهندگي به كانادا افتادي؟» بريزگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگي كنم و حتي به خاطر همين اعتقادات راهي زندان شدم. از آنجايي كه شرح ناحقي‌هايي كه بر من روا مي‌شد را در هر محفل و جمعي تعريف مي‌كردم، آنقدر از طرف پليس و ديگران پيام و تلفن‌هاي تهديد آميز دريافت كردم كه كلافه شدم. تلفنهايم شنود مي‌شد و حتي يكبار كه شرح گفت‌وگوي تلويزيوني خود در برنامه «سي و دومين روز» را ، تلفني براي دوستم تعريف مي‌كردم، ناگهان صداي غريبه‌اي وارد مكالمه ما شد؛ طوري كه دوستم هم آنرا شنيد. صدا مرا به كشتن كودكم تهديد كرد.»

«بزيرگان» مي گويد:«من اين حرفها را در دادگاه (هيات قضايي كانادايي) هم بيان كردم. به آنها گفتم كه من عليرغم مسلمان بودن نمي‌توانم در معابر كشورم به راحتي گردش كنم. گفتم كه، لائيك هاي متعصب در هر فرصتي كه بدست مي‌آورند ما را تحقير مي‌كنند. در تركيه، برخلاف آنچه كه تصور مي‌شود، مظلومان حقيقي مسلمان ها هستند.»

به گفته «نوراي جانان بزيرگان » ، قاضي دادگاه كه يك زن بود و همچنين ديگر اعضايي كه در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده كاست ويديو و بريده جرايدي كه من ارائه داده بودم چنان شوكه شدند كه حيرتشان، مرا هم شگفت‌زده كرد. آنها به هيچ وجه باورشان نمي‌شد كه ما در تركيه چنين وضعيتي داشته باشيم. خانم قاضي وقتي عكس‌هاي مربوط به باتوم خوردن و روي آسفالت كشيده شدن بانوان محجبه را ديد بي‌اختيار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمي‌شود!‌مگر تركيه كشوري مسلمان نيست؟ راستش من در اينجا (كانادا) با اين سوال بسيار مواجه مي‌شوم.من به هيئت قضايي كانادايي گفتم كه در تركيه اين ما هستيم كه سلب حق آزادي بيان و عقيده دست و پنجه نرم مي كنيم اما نبايد زندگي كردن مطابق اعتقادات ، تاواني ابن چنيني داشته باشد. من اين حرفها را در تمامي دادگاه‌هايي كه در طول سه سال به آن ها رفت و آمد داشتم مي گفتم. خانم قاضي گفت: در اين ماجرا شما حق با شماست ،خيلي هم حق با شماست».

وقتي خانم قاضي اجازه اقامت مرا در كانادا صادر كرد خيلي خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه اي را تصور كردم كه هيأت قضايي تركيه به خاطر حجاب برايم حكم زندان صادر كرد.

خبرنگار از از خانم «بزيرگان» پرسيد: اگر ممنوعيت حجاب در تركيه از ميان برداشته شود چه كار مي‌كنيد؟
آيا به تركيه بازمي‌گرديد؟

او پاسخ داد: «بله. خيلي دلم مي‌خواهد. دلم براي استانبول تنگ شده است .امروز دنيا به ممنوعيت حجاب مي‌خندد!»


خبرنگار مجددا پرسيد:چه توصيه‌‌اي براي دوستاني كه در تركيه هستند داريد؟

خانم «بزيرگان» گفت:هرگز خود را بيچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پيگيري قضايي مظالمي كه بر آن ها مي شود بايد به دنبال راه‌هايي براي خروج از كشور باشند يا در پي دانشگاه‌هايي باشند كه از طريق اينترنت دانشجو مي پذيرند.

«نوراي بزيرگان» در ادامه افزود: درست است كه در تركيه خيلي چيزها تغيير كرده است اما هنوز آن ذهنيتي كه از طريق رسانه‌ها عربده مي‌زد كه خطر ارتجاع(يعني اسلام گرايي ) تركيه را تهديد مي كند اصلا تغيير نكرده است.

«نوراي جانان بزيرگان » پس از حدود7 سال اقامت در كانادا ، با اتمام تحصيلاتش در سال 2005 به تركيه بازگشت . او معتقد است : «در مقايسه با سال 1999 وضعيت رفاهي مردم بسيار ارتقا يافته است اما در عرصه آزادي بيان و عقيده تغييرات چنداني صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازي و برچسب زني به قوت خود باقي است. كليشه «تهديد ارتجاع » هنوز در رسانه‌ها اجرا مي‌شود. در طرف ديگر هم رجالي كه هيچگونه احترامي براي ارزش هاي مردم قائل نيستند و هرگونه تبعيض را در خصوص اشخاصي كه همانند آنها فكر نمي‌كنند مباح مي‌دانند، همچنان سر جاي خود نشسته‌اند؛ يعني روي همان كرسي هايي كه به نمايندگي از همين مردم در آنجا قرار گرفته‌اند و از همانجا نعره مي‌زنندكه مبارزه ما عليه ارزش‌هاي مردم ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس خانم نوراي بزيرگان در روز 21 خرداد طي شركت در يك برنامه تلويزيوني مشهور با نام «تك تك»در پاسخ به مجري برنامه، "فاتح آلتايلي "كه از چهره هاي هنري ضد ديني تركيه به شمار مي رود و از او پرسيده بود كه آيا «امام خميني» را دوست دارد ، پاسخ داد : بله من هم دوست دارم .

در اين ميان "فاتح آلتايلي " از نوراي پرسيد : آيا آتاتورك را هم دوست داريد ؟ و ايشان جواب داد : آيا در تركيه كسي حق دارد كه آتاتورك را دوست نداشته باشم ؟ اگر بلايي سرم نياورند من مي گويم كه دوستش ندارم .



اين مصاحبه «بزيرگان» جنجالي بزرگ را در محافل لاييك تركيه ايجاد كرد و كار به جايي رسيد كه دستگاه قضايي اين كشور قرار پيگرد قانوني وي را صادر نمود.

«بزيرگان» امروز صاحب دو فرزند (يك پسر و يك دختر) است كه هر دو متولد كانادا هستند. او در كانادا پس از طي دوره آموزش زبان انگليسي در رشته علوم سياسي ادامه تحصيل داد.

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 2:53 | 87/04/01
هرگونه کپی و استفاده غیر قانونی از نوشته های این وبلاگ ممنوع می باشد