تبليغاتX
چالش انی

دکترهوهولوهو



 

حس ناسیونالیستی

 همایون

 

من بسیار شرمنده دوستان مهربانم هستم که دیر به دیر آپ می کنم ولی اگر بنا بر قاعده بالا باشد باید بگویم که هم کمی گرفتار بودم و هم آثارم کمی بودار بود از جایی که خود سانسوری در خون ما روزنامه نگاران است! آنها را ننوشتم. دختر شعرمان هم رفته بود سراغ عشقهای ممنوعه! او را هم سانسور کردیم.خلاصه پس از خواندن شعری از طرف آقای عصار در مورد وطن . ما هم حس ناسیونالیستی مان گل کرد و شعری نوشتیم به چه بزرگی که قسمتهای قابل درج آن را میدرجانم!:

 

 وطن یعنی صف   نون  و  صف شیر        وطن  یعنی   همش   درگیر  ، درگیر

 وطن یعنی همین بنزین همین نفت            همین  نفتی  که  توی سفره ها رفت

 وطن یعنی  همین   سهمیه بندی             وطن    یعنی     کمربند   و    ببندی

وطن یعنی لیسانس ، علاف ، بیکار           کمی چایی ،  کمی قلیون  و  سیگار

وطن  یعنی  خیابان خواب ،  معتاد           پسرهای   فرار   ،      ای داد   بیداد 

وطن  یعنی   تموم   سهم   ملت              یه   تیکه    نونه    و     باقی  خجالت

وطن  یعنی   من و تو  در  محافل            ز   درد      اجتماع      خویش    غافل

وطن  یعنی   اداره   ،     زیر میزی          اگه  بیشتر  بدی  ؛   بیشتر  عزیزی !

وطن  یعنی  هزاران  پشت  کنکور           فدای    مدرک   از   گهواره   تا   گور

وطن   یعنی      امیر   قلعه نوعی!         (  اونم  ما  رو  گیر آورده    به نوعی! )

وطن  یعنی    هزاران  خونه خالی           زن   کوچه نشین    ،     مرد   زغالی

. . .

وطن  یعنی    حقوق   حقه   زن             : همه خوبن  به  جز    مادر زن    من!

وطن  یعنی   یه    دانشگاه آزاد              که   کلی    شهر ها  رو    کرد   آباد!

وطن  یعنی    لباس   برمودایی              (  ولی   تیپ   قشنگیه  ؛  خدایی !!! )

. . .

وطن  یعنی  که اصلاحات چینی              وطن  یعنی   یه  روز   خوش    نبینی!

وطن  یعنی   همین  آیینه دق!                وطن  یعنی    خلایق   هر   چه   لایق

وطن  یعنی  تحمل ، تاب ، طاقت            وطن   یعنی      حماقت   در  حماقت

 

 با قلم همایون حسینیان

 

تو یه محفلی دوست گرامی اقای حسینیان
شعری خوندند که برام جالب بود به این مضمون:


ای گل ناز اطلسی...دیگه مارو نمی شناسی
از شکوه هات حرف می زدی...زمانی بی رودر واسی
برات شبونه می چیدم...ستاره با چه وسواسی
نمی دونستم به خودت...اونقدر تو بی احساسی
حالا که تنها می مونم...با لحظه های بی کسی
من می مونم با پرسه ها...تو کوچه ی دلواپسی
مثل قدیما گل من...به داد من نمی رسی
ای گل ناز اطلسی...دیگه مارو نمی شناسی



 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:45 | 87/04/31

آماده‌ام با قطبي همكاري كنم‌




 استيلي:آماده‌ام با قطبي همكاري كنم‌

 

 

حميد استيلي، مردي كه سال گذشته پرسپوليس را آماده حضور در ليگ برتر كرد و سپس به فاصله چند روز مانده به شروع اين ليگ، تيم را تحويل افشين قطبي داد و در طول فصل و حتي بعد از قهرماني همراه آن بود، ناگفته‌هاي فراواني از روزهاي پرفراز و نشيب فصل گذشته دارد.


او با حضور در تحريريه روزنامه «جام‌جم» بسياري از ابهامات مربوط به شرايط خود و باشگاه پرسپوليس را روشن كرد. استيلي در عين حال علاقه‌مندي‌اش را براي بازگشت به پرسپوليس و همكاري با قطبي در هر رده‌اي اعلام كرد.

استيلي بدون دفاع از عملكرد خويش گفت: معتقدم گذشت زمان، واقعيت‌ها را بر همه روشن خواهد كرد. از سويي پرسپوليس الان هم نيازمند آرامش است و از سوي ديگر من در تمام دوران بازي‌ام هيچ گونه حاشيه‌اي نداشته‌ام، ولي متاسفانه در دوران مربيگري ناخواسته اين حاشيه‌ها برايم به وجود آمد.


استيلي در مورد چگونگي سرمربي شدن قطبي در سال گذشته، اين گونه توضيح داد: قطبي از طريق پژمان نوزاد كه در آمريكا فعاليت داشت به ما معرفي شد. پستي كه برايش در نظر گرفته شده بود مديريت فني تيم بود، ولي او در مذاكره‌هاي دبي اعلام كرد فقط تحت عنوان سرمربي مايل به همكاري است، در حالي كه اين پست براي من در نظر گرفته شده بود.

شايد كمتر كسي باور كند ولي من با اين درخواست موافقت كردم. كاشاني (مديرعامل پيشين باشگاه)‌ به من متذكر شد كه احساساتي نشوم و پاسخ عجولانه‌اي ندهم، ولي من گفتم به دليل آن كه مايلم تيم خوبي داشته باشيم، مي‌پذيرم.

در دبي، كاشاني جوابي به قطبي نداد و بعد موافقتش را با سرمربيگري او اعلام كرد. استيلي دليل اعلام نشدن عنوان سرمربيگري خود پيش از مذاكره مجدد با قطبي را اين‌گونه بيان كرد: در نخستين جلسه هيات مديره باشگاه كه در محل رياست‌جمهوري برگزار شد از من خواستند فرد مورد نظرشان به عنوان دستيار اول، همكارم باشد كه من با وجود صميميت زياد با آن گزينه به واسطه آن كه هماهنگي فكري لازم را با وي نداشتم، همكاري با وي را نپذيرفتم.

شايد اگر در آن جلسه مصلحت‌انديشي مي‌كردم و تنها به رفتار درست حرفه‌اي نمي‌انديشيدم، حكم سرمربي خود را دريافت مي‌كردم.

استيلي با رد دوباره همه شايعه‌هايي كه مبين تنش او و چند تن از بازيكنان منتسب به او و قطبي بود، گفت: حتي يك بار با سرمربي تيم مشاجره نكردم و در همه كارها از او اجازه مي‌خواستم. البته در برخي موارد بحث‌هاي فني جدي با هم داشتيم براي مثال با توجه به عادت بازيكنان ايراني و نيز لزوم ايجاد انطباق با شرايط مسابقه، با برگزاري تمرين در ساعات صبح مخالف بودم يا با اين ايده قطبي كه تا 3 روز بعد از مسابقه، بازيكنان استراحت كنند موافق نبودم. چون مي‌دانستم تعدادي از اين فرصت استفاده مي‌كنند و مثلا به مسافرت شمال مي‌روند يا به كارهاي مضر ديگر مي‌پردازند.

از ديگر موارد اختلاف فني ما، اعتقادم به حضور 2 يا 3 مهاجم در تركيب تيم براي بازي‌هاي خانگي بود؛ در حالي كه قطبي در شرايط ميزباني هم به حضور يك مهاجم اعتقاد داشت. استيلي در عين حال از مشاوران قطبي انتقاد كرد و مدعي شد آنها كه در برخي رسانه‌ها هم نفوذ داشتند، روي ذهن سرمربي پرسپوليس تاثير منفي مي‌گذاشتند.
استيلي دليل اصلي مواجه شدن پرسپوليس با بحران بعد از نيم‌فصل سال گذشته و روبرويي با باخت‌هاي پياپي از جمله حذف از جام حذفي گفت: 9 بازيكن ما به تيم ملي دعوت شدند كه 90 درصد تيم ما بودند، آنها با حضور در اردوهاي ملي، شرايط تمريني ما را از دست دادند و وقتي به تيم برگشتند با شرايط بد روحي ناشي از قرار نگرفتن در تركيب تيم ملي و فرسودگي فيزيكي روبه‌رو بودند.

از آنجا كه همه دوران آماده‌سازي بدني، پيش از شروع فصل مسابقه‌ها طي نمي‌شود و حين بازي‌ها، هر تيمي نيازمند كارهاي بدني است، ما در ابتداي نيم‌فصل دوم دچار افت شديد بدني شديم كه تيم را دچار رخوت و سپس بحران كرد، اما با تغييراتي كه بتدريج انجام داديم، پرسپوليس آهسته آهسته به خود آمد و سرانجام موفق به كسب يك قهرماني بسيار شيرين شد.

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:25 | 87/04/31

هنرمندي كه به تاريخ پيوست



هنرمندي كه به تاريخ پيوست

 

نامه کیانیان به شکیبایی


رضا كيانيان در نامه‌اي خطاب به خسرو شكيبايي نوشته است

هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت.

اين بازيگر سينما و تئاتر ايران در پي درگذشت خسرو شكيبايي

در نوشتاري آورده است:

«سلام خسرو جان

بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!

دو هفته پيش هم كه آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.

فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي!

يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.

آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه. مي‌گن آدماي خوب قبل از رفتن، حال‌شون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم. ولي فكر كنم خودت مي‌دونستي؛ چون هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي مي‌كردي و ما نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف مي‌زدي، همه‌ي خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي.

من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سال‌ها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنه‌هاي تئاتر مي‌درخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم.

بعدها هم كه تو روي پرده سينماها مي‌درخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم.

يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو مي‌گرفتي. كلي حال مي‌دادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما.

ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوه‌هاست. هر قله‌اي رو كه فتح مي‌كنن، مي‌بينن پشتش يه قله‌ي بلندتر هست. من هرچي مي‌دوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اون‌ور. نمي‌دونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اون‌ور برسم، تازه نمي‌دونم در چه وضعيتي ميام اون‌ور.

پس از اون‌ور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اون‌وري‌ها براي اين‌وري‌ها زودتر مستجاب مي‌شه. اين‌جوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حال‌هاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقه‌ي راهته.

من كه شاهدم، خودتم اگه حال‌شو داشته باشي، يه نگاهي به اين‌ور بندازي مي‌بيني.

دست پر رفتي ديگه. مي‌بيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه.

البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك.

مي‌دونم اون‌جا كلي از بر و بچه‌هاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن.

ما كه اون دنيا به بازيگري‌مون ادامه مي‌ديم. اون‌جا هم حتما نمايش هست. اون‌وري‌هام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اون‌جا بي‌كار نمي‌مونيم. وقتي مردم رو سرگرم مي‌كنيم و حال‌شون خوب مي‌شه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون مي‌گن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو مي‌ديدند و بي‌اختيار لبخند مي‌زدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم مي‌فهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه مي‌كنن و جاتو خالي مي‌كنن، خدابيامورزيه ديگه.

مي‌بيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه ‌رو بهت داده. پس اون‌طرف هم حتما تحويلت مي‌گيره و مي‌بردت روي صحنه‌ها و پرده‌هاي اون‌جا، كه بازم مردم اون‌ور ببيننت و حال‌شون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه.

به اميد ديدار»
رضا كيانيان










بیوگرافی:
متولد 1323
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383) و چقدر عالی بازی کرد. او در سال 1384 و 1385 چهار بازی قدرتمند دیگر نیز به کارنامه سینمایی اش افزود: چه کسی امیر را کشت؟، اتوبوس شب، رئیس و دست های خالی

مجموعه آثار:
- خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
- دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
- صاعقه (1364)
- رابطه (پوران درخشنده - 1365)
- دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
- ترن (امیر قویدل - 1366)
- شکار (مجید جوانمرد - 1366)
- هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
- عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
- ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
- جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
- سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
- پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
- یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
- بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
- کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
- پری (داریوش مهرجویی - 1373)
- درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
- لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
- سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
- خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
- سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
- عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
- روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
- زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
- دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
- کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
- ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
- پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1383)
- ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)
- عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد، 1385)
- دست های خالی (ابوالقاسم طالبی، 1385)
- رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

مجموعه های تلویزیونی:
- مدرس
- روزی روزگاری (امرالله احمدجو، 1368)
- خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
- کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
- تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)
- در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)

جشنواره ها و جوایز:
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « هامون » - 1368
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کیمیا » - 1373
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سالاد فصل » - 1383
- برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « اتوبوس شب » - 1385
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « یکبار برای همیشه » - 1371
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
- دومین بازیگر نقش اول مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1381
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سایه به سایه » - 1375
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1380


 

 
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 1:23 | 87/04/31

قرعه کشی لیگ هشتم



 

 لیگ هشتم قرعه کشی شد

 

 

برنامه هفته نخست هشتیمن دوره رقابتهای لیگ برتر باشگاههای کشور اعلام شد که طی آن پرسپولیس به مصاف سایپا خواهد رفت و استقلال به مصاف ابومسلم.
به گزارش خبرنگار مهر، مراسم قرعه کشی هشتمین دوره رقابتهای فوتبال لیگ برتر باشگاههای کشور عصرامروز در محل فدراسیون فوتبال برگزار شد که براین اساس این رقابتها از روز 15 مردادماه با رقابت 18 تیم آغاز خواهد شد.

براساس قرعه کشی که امروز با حضور عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ برتر، مهدی محمد نبی دبیرکل فدراسیون فوتبال و کریم ملاحی نماینده هیئت رئیسه سازمان لیگ برتر برگزار شد برنامه هفته نخست این رقابتها به شرح زیر اعلام شد:

* سایپا - پرسپولیس
* صباباتری قم - پیکان تهران
* راه آهن تهران - ملوان انزلی
* سپاهان اصفهان - پاس همدان
* برق شیراز - پیام مشهد
* ابومسلم مشهد - استقلال تهران
* فولاد خوزستان - مقاومت سپاسی
* پگاه گیلان - استقلال اهواز
* مس کرمان - ذوب آهن اصفهان

قرعه کشی هشتمین دوره رقابتهای لیگ برتر به گونه ای صورت گرفت که تیم های استقلال و پرسپولیس در هفته نهم لیگ برتر به مصاف هم خواهند رفت.

همچنین دیدار حساس تیم های پرسپولیس و سپاهان در هفته دوازدهم به میزبانی سپاهان برگزار خواهد شد.

پرسپولیس و استقلال در هفته پایانی نیم فصل نخست به ترتیب به مصاف راه آهن و پیام مشهد خواهند رفت که البته استقلال باید مثل نخستین دیدار دور رفت خود به مشهد سفر کند.

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:26 | 87/04/27

ایران و فیفا



 

 ایران فیفا را «نهادی سیاسی و ناکارآمد» خواند

 

 

محمد علی‌آبادی معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت‌بدنی ایران، فدارسیون جهانی فوتبال (فیفا) را مجموعه‌ای «ناکارآمد، ناسالم و سیاسی» اعلام کرد.

همچنین به نقل از آقای علی‌آبادی، مسئولان بریتانیایی‌ها را افرادی «دورو، دروغگو، مزور و اهل تبعیض» معرفی کرد و گفت: «آنان حتی به چیزی که خودشان می‌گویند پایبند نیستند و هرچیزی را که به نفعشان باشد، تأیید می‌کنند.»

این اظهارات پس از آن صورت می‌گیرد که تیم فوتبال چارلتون بریتانیا علیرغم برنامه‌ریزی قبلی، حاضر نشد مقابل تیم فوتبال ایران بازی کند.
دوشنبه هفته‌جاری خبرگزاری مهر به نقل از مسئولان این باشگاه اعلام کرد که به‌خاطر آزمایش موشکی ایران که هفته گذشته در جنوب این کشور انجام شد، از انجام بازی دوستانه با تیم ملی فوتبال ایران صرفنظر کرده‌اند.

رئیس سازمان ورزش ایران، همچنین فیفا را متهم به دخالت غیرمنطقی در «امور داخلی فوتبال» ایران کرد.

فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) در آذر ماه سال ۱۳۸۵، تیم ملی فوتبال ایران را به دلیل دخالت دولتی در فوتبال این کشور تهدید کرد که از بازی‌های بین‌المللی محروم می‌کند.

آقای علی‌آبادی، در عین حال پیش‌بینی کرد که با ایستادگی ورزشکاران ایران در برابر «هجمه‌های سیاسی و اقتصادی» دولت بریتانیا «بی‌آبرو» خواهدشد.

دوشنبه هفته‌جاری سه تیم فوتبال اروپایی در بحبوحه مناقشه بین‌المللی بر سر برنامه هسته‌ای و آزمایش‌های موشکی ایران، اعلام کردند که بازی‌های دوستانه خود را با تیم ملی فوتبال این کشور لغو کرده‌اند.

تیم‌های اسپانیایی ماربلا و مالاگا دلایل فنی و تیم چارلتون بریتانیا به‌خاطر آزمایش موشکی اخیر، سه تیمی هستند که حاضر به بازی با تیم ملی ایران نشده‌اند.

فدراسیون فوتبال ایران پیشتر اعلام کرده بود قصد دارد به دلیل لغو یک‌جانبه این قرارداد از تیم چارلتون به فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) شکایت کند.

تیم ملی فوتبال ایران و علی دایی سر مربی این تیم از پنج‌شنبه گذشته تا کنون در ماربلا (اسپانیا) اردوی آمادگی بر پا کرده‌ و قصد داشتند برای آمادگی این تیم در آستانه دور دوم رقابت‌های جام‌جهانی ۲۰۱۰ چند بازی دوستانه انجام دهد.

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:24 | 87/04/27

بازگشت افشين



 

پشت پرده بازگشت افشين قطبي

 

 

«12 خرداد تا 12 تير». تنها گذشت سي و يک روز کافي بود تا افشين قطبي براي بازگشت به ايران قانع شود.

اگر او با چشمان اشکبار در فرودگاه امام خميني با مردم وداع کرده بود، در عوض در روز بازگشت آنقدر هيجان داشت که حتي در يک اقدام غيرمتعارف دوربين يکي از عکاسان را گرفت تا خودش از جمعيت استقبال کننده عکس بگيرد.

بايد برگرديم به آخرين ملاقات قطبي با حبيب کاشاني؛ روزي که حبيب کاشاني براي نگه داشتن سرمربي تيمش به آپارتمان لوکس قطبي در بلوار گلستان، خيابان جردن رفته بود اما ديد افشين و يوروم حتي وسايل شخصي شان را براي سفر به دوبي بسته بندي کرده اند. آن روزها کاشاني براي نگه داشتن قطبي دست به هر کاري زده بود.

چند ملاقات طولاني بين مدير و سرمربي در دفتر کاشاني در شوراي شهر تهران به جاي خوبي نرسيده بود. در آن ملاقات ها هر وقت کاشاني بحث را به جزئيات کشانده بود تا بفهمد قطبي چه شرطي براي ماندن در ايران دارد افشين از کليات حرف زده بود. از اينکه «ساختار پرسپوليس مهياي حضور در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا نيست» و از اينکه «پرسپوليس براي موفقيت در ليگ قهرمانان آسيا بايد ورزشگاه اختصاصي، کمپ اختصاصي و زمين تمرين اختصاصي داشته باشد».

حرف هاي قطبي بوي بهانه جويي مي داد. حتي زماني که کاشاني براي نگه داشتن قطبي با وعده کنار گذاشتن حميد استيلي از کادرفني تيم آخرين آس خود را رو کرد، باز هم اتفاقي نيفتاد. قطبي از پرسپوليس جدا شد. جدايي او با چشمان اشکبار رقم خورد و با ذکر اينکه؛ «حبيب کاشاني برادر بزرگ تر من است و من اگر بخواهم به پرسپوليس برگردم فقط با او کار مي کنم.» قطبي رفت. البته پيش از آن خبر تمايل «الوصل» امارات به استخدام او دهان به دهان چرخيده بود. اما اقامت چند روزه در دوبي، به بن بست مذاکرات قطبي و الوصل ختم شد.

الوصل براي استخدام يک ساله او 500 هزار دلار پيشنهاد داد؛ رقمي معادل قرارداد سال گذشته پرسپوليس با قطبي. اما سرمربي قهرمان پرسپوليس به آن رقم رضايت نداد. او با قهرماني در ليگ برتر انتظار پيشنهادهاي بهتري را داشت؛ پيشنهادهاي بهتر با رقم هاي بالاتر. اما معادلات او به هم ريخت.

استراحت ده روزه قطبي در دوبي بدون پيشنهاد جديدي به پايان رسيد. او به هلند رفت؛ در وضعي که همه تصور مي کردند قطبي براي ملاقات با پيم فربيک و ديک ادووکات به هلند رفته تا شايد سال آينده دستيار يکي از آنها در تيم ملي استراليا يا زنيط سن پترزبورگ شود، اما او تنها به خاطر يوروم به هلند رفت؛ به خاطر ديد و بازديدهاي خانوادگي يوروم با اقوامش که در هلند اقامت دارند. در اين مدت مديريت باشگاه پرسپوليس عوض شد.

حبيب کاشاني با توصيه محمد علي آبادي به اجبار استعفا داد تا داريوش مصطفوي به مديريت پرسپوليس برسد. اين اتفاق ريسک بزرگي براي علي آبادي بود. او مديري را برکنار کرد که فصل گذشته توانست پس از هفت سال پرسپوليس را به قهرماني مسابقات ليگ برتر برساند، براي همين اصلاً عجيب نبود که علي آبادي تمام انرژي خود را براي تقويت پرسپوليس در فصل آينده بگذارد. در اين بين رئيس سازمان تربيت بدني براي محو کردن خاطرات خوش حضور کاشاني به دنبال يک «پروژه ويژه» بود؛ پروژه يي که برتري تيم مديريت کنوني را نسبت به مديريت حبيب کاشاني محرز کند و البته برکناري حبيب کاشاني از مديريت پرسپوليس را يک اقدام منطقي از سوي علي آبادي جلوه دهد.

پس از گذشت چند روز از آغاز به کار داريوش با پيش کشيده شدن نام سانتيني، زاکه روني و ايويچ براي سرمربيگري پرسپوليس، بالاخره علي آبادي به نام نهايي رسيد؛ «افشين قطبي»، کسي که اگر مصطفوي مي توانست او را به تيم برگرداند، حکم بي تدبيري کاشاني براي نگه داشتن قطبي در پرسپوليس به اثبات مي رسيد. حسين هدايتي بزرگ ترين تاجر استيل ايران که به خاطر نفوذ و البته بنيه اقتصادي بالاي خودش به عضويت هيات مديره جديد پرسپوليس رسيده بود، مامور بازگرداندن قطبي به ايران شد.

اولين ملاقات هدايتي و قطبي در هتل «حيات» دوبي که يکي از شعبه هاي هتل هاي زنجيره يي «هايت» در حوزه خليج فارس است، آغاز شد. آنها در عرض 48 ساعت شش ساعت و نيم با هم جلسه داشتند و جالب اينکه در سه ساعت پاياني يوروم هم در کنار افشين و هدايتي بحث مي کرد.

هدايتي براي جلب رضايت قطبي سياست خوبي را در پيش گرفته بود. پيش از سفر به دوبي هدايتي فهميده بود که يکي از فاکتورهاي اصلي جدايي قطبي از پرسپوليس، نارضايتي يوروم از زندگي در ايران بود. پيشنهاد سپردن معاونت امور بين الملل به يوروم از سوي هدايتي هم توجيهي نداشت جز اينکه يوروم به زندگي در ايران ترغيب شود.

البته از سوي ديگر هم هدايتي رقم چشمگيري را براي استخدام قطبي پيشنهاد داد تا ديگر کار يکسره شود. 800 هزار دلار براي سال اول و 900 هزار دلار براي سال دوم پيشنهاد مالي هدايتي به قطبي بود تا در کنار پيشنهاد 300 هزار دلاري پرسپوليس به يوروم، اين دو به بازگشت به ايران رضايت دادند، آن هم در وضعي که کمتر از يک ماه پيش قطبي در ملاقات هاي خودش از مشکلات ساختاري باشگاه و نبود کمپ و ورزشگاه اختصاصي حرف زده بود ولي گويا در يک ماه گذشته قطبي تمام آن شرط ها را فراموش کرده. شايد هم پيشنهاد وسوسه کننده هدايتي به قطبي و يوروم که سرجمع دو ميليون دلار بود، باعث کوتاه آمدن قطبي از اصول خودش و رضايت يوروم به زندگي در تهران شد.

البته بايد اضافه کرد که قرارداد قطبي با پرسپوليس يک بند ويژه دارد؛ بندي که به قطبي اجازه مي دهد ماهانه دو تا سه مرتبه به دوبي سفر کند. گويا در مذاکرات قطبي با هدايتي قطعي شده که يوروم در امارات اقامت داشته باشد و از آنجا کارهاي باشگاه پرسپوليس را انجام دهد و درخواست دو تا سه مرخصي ماهانه قطبي براي سفر به دوبي هم براي سر زدن به يوروم است.

شايعات حتي به جايي رسيده که انگار پرسپوليس متعهد شده هزينه محل اقامت يوروم در دوبي را هم بپردازد. با اين حساب ديگر بايد به جمع بندي رسيد که در اين معامله همه چيز به نفع خانواده قطبي تمام شده، هر چند مديران پرسپوليس اميدوارند امتيازاتي که به قطبي دادند، در پايان فصل به قهرماني تيم شان ختم شود. قطبي در روزهاي گذشته همراه «ناصر عسگري» راننده اختصاصي خودش که از اقوام «مهدي حاج باقر» وکيل قطبي است، سر تمرينات پرسپوليس مي رود تا روياي مديران پرسپوليس تعبير شود. روياي قهرماني در دو سال متوالي در مسابقات ليگ آخرين بار در سال هاي 77 و 78 براي پرسپوليس اتفاق افتاد و آنها پس از گذشت 10 سال به دنبال تکرار آن هستند.


 


 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:22 | 87/04/27

فیلمی با عنوان «تهران»



 

آیا این کارگردان برنده اسکار فیلمی با عنوان «تهران» کارگردانی خواهد کرد؟


یکی از فیلمنامه‌های مشهور 2008 هالیوود در تهران سال‌های انقلاب می‌گذرد

 

 

یکی از فیلمنامه‌های مشهور 2008 هالیوود در تهران سال‌های انقلاب می‌گذرد



 استودیو یونیورسال پیکچرز حقوق تولید نسخه سینمایی فیلمنامه "تهران" نوشته ریچارد ریگن را خرید که قرار است به تهیه‌کنندگی برایان گریزر تولید شود.

ورایتی اعلام کرد فیلمنامه ریگن داستان یک استاد دانشگاه آمریکایی است که در آستانه انقلاب اسلامی ایران از سوی پلیس فدرال ایالات متحده مامور می‌شود تحولات داخلی ایران را پیگیری کند. او که خطر انقلاب را احساس کرده، دل به دختری ایرانی می‌بازد که برادرش عضو پلیس مخفی است.

"تهران" یکی از 10 فیلمنامه برگزیده و محبوب فهرست سیاه سال 2007 است که "ولکری" نوشته کریستوفر مکواری و ناتان الکساندر به کارگردانی برایان سینگر با بازی تام کروز، "برخورد تایتان‌ها" نوشته لارنس کاسدان به کارگردانی لویی لتریه و "مسیر" بر اساس رمان کورمک مکارتی به کارگردانی جان هیلکات از دیگر فیلمنامه‌های آن فهرست هستند.

برایان گریزر تهیه‌کننده فیلم‌های موفق و برنده اسکار "یک ذهن زیبا"، "آپولو 13" و "چگونه گرینچ کریسمس را دزدید" هر سه به کارگردانی ران هوارد، "نفوذی" اسپایک لی و "گنگستر آمریکایی" ریدلی اسکات است. هنوز کارگردان و سایر عوامل "تهران" مشخص نشده‌اند، اما احتمال دارد هوارد در ادامه همکاری‌های موفق خود با گریزر، روی صندلی کارگردانی "تهران" هم بنشیند.


 مهر

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:39 | 87/04/25

شهاب حسینی





گفت و گویی درباره همه چیز، از زندگی تا سینما، با شهاب حسینی

تغییر نکنی، باخته‌ای


 

 تلويزيون كم كار و بي‌حاشيه ابتداي دهه هفتاد، يك برنامه عصرانه براي نوجوانان و جوانان داشت كه مجري‌اش هم پرانرژي بود و هم حرف‌هاي عجيب‌وغريبي مي‌زد. شهاب حسيني، همان مجري سرحال و پرانرژي، در فاصله‌اي كوتاه به‌عنوان بازيگر در سريال «پليس جوان» حاضر شد و بعد از چند قسمت خودش را مطرح كرد. تلويزيون بي‌سروصداي آن سال‌ها ديگر ستاره‌اي جوان داشت كه همه را به آينده اميدوار مي‌كرد. شما شروع به‌كار را بگذاريد در همان سال‌هاي بي‌حاشيه و جلوتر بياييد تا همين سال‌ها كه او ديگر بيش از 15 فيلم سينمايي در كارنامه‌اش دارد و با كارگردان‌هاي خوبي هم كار كرده است. شهاب حسيني اين روزها، همان شهاب حسيني روزهاي شروع است. همچنان به نقدها و نظرات سازنده ديگران خوب گوش مي‌دهد و مي‌گويد.
هنوز در آغاز راه بازيگري است و نبايد به او ستاره خطاب كرد. او همچنان مي‌خواهد تجربه كند و بعد از يك دهه حضور فعال در سينما و تلويزيون بازي در هر فيلم و سريال را يك تجربه مي‌داند. اگر مي‌بينيد پاي حرف‌هايش نشسته‌ايم به‌خاطر نگاه به همين يك دهه است. به روزهاي اوج و فرود، به روزهاي پركاري و كم‌كاري و به‌خاطر سر زدن به تمام كوچه‌پس‌كوچه‌هاي ذهن بازيگر.

موافقید اول عکس بگیریم؟

شرايط خيلي مهم است، گاهي اوقات آن‌قدر انسان در تلاطم زندگي و كار قرار مي‌گيرد كه حفظ آرامش، كار بسيار سختي است. به همين دليل هميشه خواهش مي‌كنم كه از عكس كار استفاده شود.

همه ستاره‌هاي سينما كه شناخته شده هستند چنين وجه تصويري هم دارند.

خواهش مي‌كنم كه راجع به ستاره‌ها صحبت نكنيد. من الان مدت‌هاست كه راجع به همين موضوع مصاحبه مي‌كنم كه چرا ستاره‌، چرا ستاره نه؟ خوشبختانه بنده جزو ستاره‌ها به حساب نمي‌آيم.

چرا اين‌طور فكر مي‌كنيد؟ دوست نداريد جزو ستاره‌ها باشيد يا فكر مي‌كنيد ستاره محسوب نمي‌شويد؟

گويا اين‌طور است. تا جايي كه از بازتاب سوالاتي كه در مصاحبه‌ها مطرح شده اين‌طور متوجه شده‌ام كه خيلي‌ها يك جدول تهيه كردند و براي خط سير بازيگرها منحني رسم كردند و براساس همان فرمول، همه بازيگرها را مي‌سنجند و تعيين مي‌كنند كه طبق آن نمودار چه كسي Star هست چه كسي نيست.

شهاب حسيني ستاره نيست؟

آره، خوشبختانه. طبق آن نمودار شهاب حسيني ستاره نيست.

تعريف خود شما از ستاره چيست؟

سوال سخت نپرسيد.

وقتي مي‌پذيرد كه ستاره نيستيد حتما معيارهايي براي ستاره شدن در نظر مي‌گيريد كه خودتان را داراي آنها نمي‌دانيد.

من هيچ‌وقت با خودم نگفته‌ام كه n سال كار مي‌كنم تا از نقطه A به نقطه B برسم. نمي‌توانستم چنين پيش‌بيني‌اي بكنم. شايد اولين كارم آخرين كار من بود، پس موظف بودم آن كار را تا جايي كه مي‌توانم به‌خوبي انجام دهم. تعريفي كه از بيرون براي جنس هنرمند و ورزشكار صورت مي‌گيرد براساس الگوهايي است كه من از آنها خبر ندارم. نمي‌دانم چي بعلاوه چي منهاي چي مساوي مي‌شود با سوپراستار. در اغلب مصاحبه‌هاي اخير به من گفته‌اند كه شهاب حسيني! به تو مي‌گويند بازيگر فرصت‌سوز يا مي‌توانستي سوپراستار باشي ولي حالا نيستي و.... معلم تجربه، به من آموخته كه چطور حركت كنم. اين معلم تجربه من را گوشمالي داده، از او جايزه هم گرفته‌ام. تشويق هم شده‌ام، سيلي هم خورده‌ام. اين‌طور نبود كه من هميشه نمره خوب بگيرم و قدم‌هايم را پشت سر هم طي كنم. نوسان و شكست هميشه وجود داشته است. فيلمي داشته‌ام كه در اكران موفقيت داشته، از طرفي فيلمي هم داشته‌ام كه فقط 2 روز اكران شده، و تمام زحمت‌ها و در باران ايستادن‌ها و در سرما لرزيدن‌ها طي 2 روز مثل يك حباب تركيده و رفته. اين براي من تجربه است. اگر سوپراستار را به بازيگر پرفروش تعريف مي‌كنند، من سوپراستار نيستم. لااقل شايد زمان پرفروش بودن فيلم‌هاي من الان نيست و من هم هيچ‌ عجله‌اي براي اين ماجرا ندارم. چون بازيگرهاي مرد از 40 سال به بعد زماني كه به پختگي مي‌رسند خودشان را نشان مي‌دهند، البته به شرطي كه پشت آن حداقل 15 10 سال سابقه كار بوده باشد. مثلا در فيلم پدرخوانده 1 بازي‌هاي شاهكارتر از آل‌پاچينو را بسيار مي‌بينيم ولي آل‌پاچينوي امروز قاعدتا از آل‌پاچينوي آن زمان خيلي پخته‌تر و بهتر است. در آن فيلم هم خيلي خوب بازي كرده ولي بعد از آن فيلم‌هايي مي‌بينيم كه اگر آل‌پاچينو بازيگر آنها نبود هرگز به موفقيت نمي‌رسيدند.

شايد به اين دليل باشد كه در جواني هنر و استعداد، تحت‌الشعاع چهره است ولي وقتي بازيگر به پختگي مي‌رسد خود هنر بازيگري است كه خودش را نشان مي‌دهد.

دقيقا همين‌طور است. به هر حال اگر بخواهيم از نظر marketing به سينما به چشم يك بيزينس پول‌ساز نگاه كنيم، نبايد خودمان را گول بزنيم؛ سينما در ايران سينماي اقتصادي و پولساز و فرامرزي نيست. پس بهتر است تعاريف‌مان را با توجه به امكانات و شرايط و محدوده‌اي كه داريم ارائه دهيم. در جهان بازيگراني وجود دارند كه بالاي 20 ميليون دلار دستمزد مي‌گيرند و عضو فعال يونيسف هستند. اين بازيگران وجهه جهاني دارند. بعضي از بازيگران متعلق به بشريت هستند. اگر نام چنين فردي را بگذاريم سوپراستار من قبول دارم.

يك نسبتي وجود دارد. يك بازيگر هست كه در يك مقياس عجيب و غريبي سوپراستار است، يك بازيگر هم در محدوده كشور خودش سوپراستار است. تناقضي وجود ندارد.

تناقضي ندارد ولي تعاريفشان فرق مي‌كند.

وقتي گفتي اگر تعريف سوپراستار را معادل پول‌ساز بودن بگيريم من سوپراستار نيستم، اين نكته را در خودش داشت كه براساس تعاريف و معيارهاي ديگري سوپراستار هستي.

اين بستگي به تعريف امروز آن دارد. شايد 10 سال ديگر تعريف آن عوض شود.

تعريف شخصي و برداشت افراد، ماجرايي ديگر است ولي شهاب حسيني هم در سينما موفق بوده و هم در تلويزيون به اوج محبوبيت رسيده، و ديگر نمي‌توان گفت كه صرفا يك جرقه بوده و به خاطر چهره و تيپش معروف شده چون تو هم فيلم هنري بازي كرده‌اي و هم فيلم بفروش داشته‌اي.

به هر حال به نظر من اين همان چيزي است كه ديگران در مورد آن فكر مي‌كنند و آن را تجربه و تحليل مي‌كنند. من در بطن حركتم هدف ديگري دارم. مثل هر انسان ديگري، مثل شما. مثلا نشريه شما با خيلي از نشريات ديگر متفاوت است، به دليل قطع‌اش، كيفيت و مطالبش و... اين حاصل انديشه شماست. شما با اين انديشه آمده‌ايد كه بگوييد ما مي‌‌خواهيم، به سهم خودمان يك تحول در كارمان ايجاد كنيم و به سليقه مخاطب بيشترين احترام را بگذاريم و كار مي‌كنيم كه مخاطب مجله ما را آرشيو كند. اگر چنين اتفاقي افتاد، اين موفقيتي است كه شما به دست آورده‌ايد. در مورد كارهايم همين‌طور است، اينكه به گذشته نگاه كنيم تا ببينيم در تاريخ هنر مملكت‌مان چه اتفاق‌هايي افتاده خوب است. اما اينكه از گذشته براي تكرار موفقيت‌هايمان استفاده كنيم جواب نمي‌دهد. امروز بايد با نگاه به گذشته، به آينده چشم داشت.


شما براي كسب موفقيت چه مي‌كنيد؟

اول از همه به خدا توكل مي‌كنم.

اين كار را همه ما مي‌كنيم با توجه به صحبتي كه راجع به سهم تجربه‌هاي گذشته‌ات داشتي، اتفاق‌هايي كه در بيرون و درون تو افتاده چه تاثيري روي تو داشته؟

تصور كنيد كه من قرار است يك قايق بسازم و با آن يك اقيانوس را طي كنم. به راحتي مي‌توانم بگويم كه در 12 10 سالي كه از سابقه كاري من مي‌گذرد، خيلي از ساحل دور نشده‌ام. در تمام اين مدت من مشغول امتحان كردن و رفع نواقص اين قايق بوده‌ام.

يعني هميشه خواسته‌اي كه حاشيه امنيت خودت را حفظ كني؟

نه، قطعا از ساحل فاصله گرفته‌ام ولي طي كردن اقيانوس تصور ذهني من است. بايد ببينم اين قايق در برابر موج‌هاي مرتفع و صخره‌ها چقدر مقاوم است و.... من تلاش خودم را مي‌كنم كه خردم، كارم و يافته‌هايم را آزمايش و پردازش كنم. سعي مي‌كنم به محصولي برسم كه براي من و كارم حركتي رو به جلو باشد. من ترجيح مي‌دهم به جاي واژه سوپراستار يا استار يا ستاره از لفظ مشاهير استفاده كنيم.

تو يكي از چهره‌هاي مشهور سينما و تلويزيون هستي، نمونه‌ مشابه تو وجود ندارد. حتي در دنيا هم خيلي بازيگر سينمايي و تلويزيوني نداريم. در ايران فقط شهاب حسيني است كه جمع اضداد را دارد، اين اتفاق چطور افتاد؟ (حتي تو پيشنهادهاي همزمان بسياري براي بازي در تلويزيون سينما داري)

من كارم را از تلويزيون شروع كردم و اولين پله‌هاي ترقي را در آنجا پيمودم و به نوعي به آن دوره از كارم مديونم. دوره‌اي كه از تئاترهاي دانشجويي شروع شد. مدتي بعد بازي در نمايشنامه‌هاي راديويي و گويندگي به آن اضافه شد. ما با اغلب بچه‌هاي بازيگري كه كار طنز مي‌كنند تيمي داشتيم كه به شهرهاي مختلف مي‌رفتيم و برنامه‌هاي شاد اجرا مي‌كرديم. من آيتم روي صحنه بازي كرده‌ام و فهميدم كه كارم طنز نيست و در اين زمينه بشدت بي‌استعداد هستم. شايد در زندگي عادي خلاقيت خنداندن ديگران را داشته باشم ولي در بازي اين‌‌طور نيستم. زيبايي طنز اين است كه از يك عمق و ژرفا بيرون مي‌آيد. به اين ترتيب بچه‌ها كار طنز را ادامه دادند و من شومن بودم. سلام و عرض ادب و...

چه كساني در آن تيم بودند؟

مي‌گويم ولي درج نكنيد: نادر سليماني، نصرالله رادش، يوسف صيادي، يوسف تيموري، رضا شفيعي‌جم.

حالا اجازه بده بنويسيم. اماچه سالي اين برنامه‌ها را اجرا مي‌كرديد؟

75 76. در فرهنگسراي شفق،كيش و اراك. اوايل كار كمي تپق مي‌زدم. بعد به تدريج با تماشاگر ارتباط پيدا كردم و توانستم ادامه دهم.

به چه دليل تو را براي اين كار (اجرا) انتخاب كردند؟

اينها همه پله بود. آن زمان من تئاتر دانشجويي كار مي‌كردم، يكي از بچه‌هايي كه در آن تئاتر كار مي‌كرد دستيار آقاي فردرو شد، ايشان مي‌خواستند مجموعه‌اي به نام «جمعه‌ها با شبكه 2» تهيه كنند. آن دوست ما موظف شد براي آيتم درطنز بازيگر انتخاب كند، بديهي بود كه اول سراغ ما آمد كه يك سال بود با هم تئاتر كار مي‌كرديم. آنجا بود كه من با 2 نفر آشنا شدم كه يكي كامران ملك‌مطيعي و ديگري نادر سليماني بود. از طريق كامران براي گويندگي در راديو دعوت شدم و از طريق نادر به آن تيم رفتم. در آن برنامه‌ها بين مردم مسابقه اجرا مي‌كرديم، مثل مسابقه خوانندگي و...و خلاصه جو شاد ايجاد مي‌كرديم و هر چقدر انسان از كاري كه مي‌كند انرژي مثبت كسب كند اعتماد به نفس‌اش براي ادامه كار بيشتر مي‌شود. در همين ايام يكي از دوستانم به من گفت: «آقاي رسول يك برنامه‌اي را براي شبكه دو تهيه و توليد مي‌كند به اسم اكسيژن و براي مجري آن تست مي‌گيرد». بين 150 نفر در تست شركت كردم و لطف خدا كه همواره همراهم بوده انتخاب شدم. به اين ترتيب كار من در تلويزيون شروع شد. آن برنامه خيلي موفق بود. در آن زمان اميرحسين مدرس و كاميار اسماعيلي در برنامه نيمرخ اين راه را هموار كرده بودند و ما در برنامه اكسيژن يك‌سري موزيك‌هاي پاپ و رپ كار كرديم كه خيلي باعث جذابيت برنامه شد.

اجراي شما در آن زمان خيلي انرژيك بود، شهاب حسيني امروز نشاني از آن همه انرژي ندارد.

يكي از بدترين حرف‌هايي كه 2 نفر بعد از يك زمان طولاني به هم مي‌زنند اين است كه فلاني تو اصلا تغيير نكرده‌اي.

آن زمان مجرد بوديد؟

نه من از سال 74 متاهل هستم.

شادابي كه در آن اجرا داشتي...؟

فضاي آن برنامه مي‌طلبيد كه اجرا آن‌طور باشد. من از ابتدا با مسووليت‌هاي زندگي خانوادگي وارد اين حرفه شدم. كساني كه اين مسووليت را دارند مي‌دانند كه چقدر دغدغه‌هاي خاص خودش را دارد ولي آن برنامه ايجاب مي‌‌كرد كه اين اتفاق‌ها در آن بيفتد. بنابراين من يك دوره‌اي از كارم را به تلويزيون و جوابي كه مردم و مخاطبين به من داده‌اند مديون هستم و حالا كه در سينما 4 3 فيلم بازي كرده‌ام نمي‌توانم بگويم خداحافظ تلويزيون و مخاطبين تلويزيون! چون اگر اين كار را بكنم احساس مي‌كنم تمام استقبال و جواب مثبتي كه گرفتم را تبديل به پلكان كرده‌ام و از آنها رد شده‌ام و بالا رفته‌ام. اين‌طور نيست. همه ما در اين جامعه مثل خانواده هستيم. همه هم از شرايط يكساني برخوردار هستيم و مشكلات و نقاط قوتمان چنين است. اگر نانواي محلي شما نان خوبي به دست شما بدهد ارزش دارد. بازيگر اگر بازي خوب ارائه دهد ارزشمند است، شما اگر نشريه خوبي داشته باشيد ارزش داريد.

تلويزيون يك امتياز دارد و آن اين است كه آدم به آن وسيله به بطن جامعه مي‌رود ولي در سينما طيف كمتري به سينما مي‌روند. ولي در تلويزيون كساني كه سينما مي‌روند و در شهرستان‌ها بازيگر را مي‌بينند. اين بخش قضيه چقدر برايت مهم بوده است؟

وقتي شما به عنوان مجري كار مي‌كنيد ناچاريد كه گويش‌ات را تقويت كني، اين موضوع براي بازيگر يك نقطه مثبت است. بازيگراني هستند كه تا وقتي دهان باز نكرده‌‌اند نمي‌توانيم با آنها ارتباط برقرار كنيم ولي وقتي با گويش خودش مي‌نوازد و خوش‌آهنگ حرف مي‌زند، انسان را جذب مي‌كند. من اگر در كار اجرا نمي‌رفتم به اين گويش نمي‌رسيدم. سينما يك هدف را دنبال مي‌كند. ما يك قصه تعريف مي‌كنيم كه در آن يك سري آدم وجود دارند. اين آدم‌ها مي‌توانند هر كدام از ما باشند. در داستاني كه اين افراد شكل مي‌دهند يك حرفي نهفته است كه تماشاگر، آخر ماجرا بايد آن را درك كند. خيلي از فيلم‌ها بوده‌اند كه در انسان‌ها دگرگوني‌هاي عميق ايجاد كرده‌اند مثل فيلم «ديگران». وقتي من اين فيلم را در «سينما فرهنگ» ديدم نمي‌دانستم كه مرده‌ام يا زنده‌ام. روحم يا جسمم. اين فيلم را من صرفا به خاطر خانم نيكول كيدمن دوست ندارم هرچند كه ايشان بازي حرفه‌اي و محشري داشتند ولي درواقع عضو موثر يك تيم بوده است، چون من همان قدر كه لحظات برجسته بازي خانم كيدمن را به خاطر سپرده‌ام، لحظه‌هايي از بازي آن مستخدمه را هم به ياد مي‌آورم. موسيقي فيلم، تدوين، دكوپاژ، همه و همه بسيار موثر بودند. يك دانه سنگ شايد به خودي خود ارزشي نداشته باشد ولي وقتي دانه‌هاي بيشتري در كنار هم قرار مي‌گيرند شكل يك تنديس يا يك فرم را ارائه مي‌دهند.

پس به نظر شما بازيگر براي رساندن يك مفهوم يا ايجاد يك هنر متعالي كمك مي‌كند؟

بازيگر،آدم يك قصه است. در اين قصه مهم نيست كه من خوش بدرخشم يا نه. مهم اين است كه من آن قصه را باور كنم و كاري كنم كه تماشاگر هم آن را باور كند.

اين نظر خيلي متواضعانه است.

نه، اصلا. يك موضوع را نبايد در نظر گرفت. وقتي يك نفر در كارش سختي مي‌كشد يعني نسبت لذت بردنش به سختي كشيدنش يك به 10 است. كاري كه ارائه مي‌دهد خيلي ارزشمند است. هيچ بازيگري نيست كه از كار خودش لذت نبرد. بازيگر هنگام بازي در وهله اول خودش از كار خودش لذت مي‌برد. وقتي كات مي‌دهند ديگران به او مي‌گويند كه چه كرده است. به هر حال لحظه‌اي كه بازي صورت مي‌گيرد بازيگر لذت مي‌برد و وقتي بازيگر احساس لذت مي‌كند سهم خودش را از كار مي‌گيرد. حالا موظف است اين لذت را به ديگران هم منتقل كند. البته منظورم اين نيست كه نگاه‌هاي دلبرانه به تماشاگر بكند،‌گاهي اوقات وقتي نقش اقتضا مي‌كند تماشاگر بايد از من بدش بيايد. ما شخصيت‌هاي قصه هستيم و نمي‌توانيم كاري غير از قصه بكنيم. البته مي‌توانيم نقش‌مان را چند وجبي كنيم تا به باور تماشاگر برسد. مثلا آدم خوب را از تمام وجوه خوب نشان ندهيم. وقتي شخصيت را چند وجهي نشان دهيم نقش براي تماشاگر ملموس و بازي بازيگر درخشان مي‌شود. همه بازيگران كار مي‌كنند كه بدرخشند، ولي نتيجه كار بستگي به نوع مانيفست و ديدگاهي كه درمورد كارشان دارند، برمي‌گردد. بعضي‌ها مي‌آيند و معتقدند همه شرايط جمع شده تا من بدرخشم و به چشم بيايم. اين يعني تير خلاص. اگر آقاي رونالدينيو به اين حس برسد كه همه توجهات روي من متمركز است بازي خوب خودش را ارائه مي‌دهد. به من شهاب حسيني بازيگر، چه ربطي دارد كه كارگردان از من كلوزآپ بگيرد يا اكستريم كلوزآپ بگيرد يا لانگ‌شات يا اكستريم لانگ‌شات. من در آن لحظه شخصيت يك قصه هستم كه از زاويه چشم كارگردان نشان داده شدم. اگر بازيگر خوبي باشم از زاويه‌اي ديگر هم مورد توجه تماشاگر قرار مي‌گيرم. وقتي شما وارد مقوله عشق‌بازي با كارتان مي‌شويد به ماجراهاي ديگر فكر نمي‌كنيد. مجنون هيچ وقت فكر نمي‌كرد مردم پشت سرش چه مي‌گويند، چون عاشق بود. در جهان اين‌طوري به كارشان نگاه مي‌كنند. ديشب من فيلمي ديدم به اسم (King) داستان آدمي بود كه مي‌توانست زندگي خودش را كنترل كند. اين فيلم كمدي بود ولي دقايقي شما بغض مي‌كردي و اشك مي‌ريختي. اين فقط حاصل عشق كردن با كار است.

شما چقدر از كارتان لذت مي‌بريد؟

من وقتي تماشاگر از كارم راضي است لذت مي‌برم. ولي هيچ وقت كاري كه انجام داده‌ام به نظر خود من آرماني و ايده‌آل نيست. هميشه به نظرم مي‌توان بهتر بود.

پس آدم سخت‌گيري هستيد.

الان فهميدم به چه كسي مي‌گويند سوپراستار. سوپراستار كسي است كه بتواند از تمام داشته‌هاي دروني خودش به نحو احسن يا نزديك به كمال استفاده كند. اين شخص ديگر انسان نيست يك ابرانسان است. كسي كه 56 زبان صحبت مي‌كند، چند نوع ورزش حرفه‌اي، ساز را زيبا مي‌نوازد، خوب صحبت مي‌كند، دست به قلم است و...

اين ديگر خيلي كمال‌گرايي است.

انسان يك مدل از خداوند است كه آفريده شده است.


به نظر خودت حركت كردن جلوتر و رفتن و تجربه‌هاي عجيب و غريب داشتن چگونه به دست مي‌آيند؟‌

يك زمان شما يك فيلم كار مي‌كنيد، اتفاقاتي كه براي آن فيلم مي‌افتد به شما نشان مي‌دهد كه دفعه بعد چقدر بايد راه برويد. مثلا براي من افتخاري بوده كه در كنار آقاي خسرو شكيبايي كار كنم. دريايي از تجربيات خلاق در لحظه، من كاري نداشتم كه آن فيلم مي‌فروشد يا نمي‌فروشد. من فقط مي‌خواستم بروم با عموخسرو كاركنم. رفتيم و در شرايط بسيار سخت در زمستان چالوس شب‌ها كار مي‌كرديم.

تا به حال پيش آمده كه كاري را كه نپسنديدي، صرفا به خاطر شرايط مالي زندگي‌ات قبول كني؟

نه، نشده. به اين خاطر مي‌گويم كه قبلا سه چهار فيلم، تله‌فيلم، سريال و اجرا پروژه همزمان به من پيشنهاد شد كه اگر آنها را قبول مي‌كردم مي‌توانستم 7060 ميليون به دست بياورم. اگر اين پول را گرفته بودم الان خانه‌ام را خريده بودم و راحت در خانه خودم زندگي مي‌كردم.

بعد مي‌توانستي سال‌ها هر فيلمي كه دلت خواست بازي كني و هر پيشنهادي را كه نمي‌پسنديدي رد كني.

بله. چون آن 7060 ميليون تومان پول خونم بود. نجومي مي‌توان گفت ديه هنري من بوده. تا به حال به آن شكل كار نكرده‌ام. البته كارهايي بوده كه كرديم و دستمزد آن را گرفته‌‌ايم. ولي به نظر من در هر كاري كه قبول مي‌كنيم بايد از آن چيزي كسب كنيم. ضمن اينكه معتقدم بازيگر بايد شعور را در خودش پرورش دهد كه جايگاه خودش را در فيلمنامه تشخيص دهد و ببيند مي‌تواند در اين جايگاه قرار بگيرد يا نه. صرفا به اين دليل كه پيشنهادي به ما شده دليلي ندارد كه آن را بپذيريم.

در زندگي به دنبال چه هستي؟

به خدا نمي‌دانم. در حال حاضر من دارم پيچ‌هاي يك جاده مه‌آلود و پرپيچ و خم را طي مي‌كنم كه نمي‌دانم پشت پيچ بعدي چه چيز در انتظارم است.

كجا مي‌روي و چرا؟‌

اگر بايستم يخ مي‌زنم. اگر بايستم بايد تا ابد همان جا بمانم.

مي‌تواني مسير را عوض كني. مگر اين جاده به كجا مي‌رسد؟‌

اين جاده بعد از طي كردن پيچ و خم‌هايش از نظر من به يك دشت سبز و خرم با گل و پروانه مي‌رسد. من به آن اميد حركت مي‌كنم.

اين كه استعاره است، غايت كار حرفه‌اي‌ات چيست؟‌

مي‌خواهم آدمي باشم كه بعدها از من ياد شود. چرا نخواهم يكي از مشاهير باشم؟ اين روزها كم كم سروصداي كار در مجامع بين‌المللي و مشترك درمي‌آيد. بالاخره سينماي ايران با تمام مشكلات و مسائلي كه داشته خودش را در دنيا معرفي كرده، سينماي ايران مي‌گويد من سينماي ايران هستم، سينماي پرطمطراق هند نيستم كه در آرشيو سالانه 900800 فيلمي آن، كمتر فيلم جدي مي‌توان پيدا كرد. مي‌گويد من سينماي تركيه و سينماي كشورهاي عربي، افغانستان و پاكستان نيستم. خيلي جالب است من يك سفر به مجارستان كه يك كشور درجه دوم اروپايي است، داشتم.

در آنجا به سينما رفتم. كسي كه بليط مي‌فروخت از ما پرسيد از كجا آمديد؟ وقتي گفتيم از ايران گفت آهان، عباس كيارستمي، ‌بهمن قبادي. من آنجا به سينماي ايران افتخار كردم كه يك بليت‌فروش مجارستاني ما را مي‌شناسد.

اگر سينماي ما تا اينجا جلو آمده به همت همين‌ها بوده است. آقاي كيارستمي، آقاي بيضايي بايد باشند چون اينها افرادي هستند كه به تعالي در كارشان فكر كرده‌اند. من هم مي‌خواهم در اين جلو رفتن سهم داشته باشم.

ماجراي آن فيلم فرانسوي چه بود؟چطور شد در فيلم يك كارگردان فرانسوي بازي كردي؟

اسرار ازل را نه تو داني و نه من. اين اتفاق براي من مثل ابر و باد و مه و خورشيد پيش آمد. همه چيز دست به دست هم داد. اين خانم فرانسوي تدوين‌گري است كه در هاليوود زندگي مي‌كند. گويا در چند نوبت هم كانديدا شده، تهيه‌كننده يك فيلم كوتاه هم بوده كه برنده يك جايزه نقدي خيلي خوب شده است كه آن جايزه قطعا براي ساختن يك فيلم سينمايي بلند كافي بود. يك تهيه‌كننده بسيار حرفه‌اي هم پشت اين كار قرار گرفته،‌تهيه كننده اين فيلم سه چهار تا فيلم را به طور همزمان هندل مي‌كرد. به طوري كه از شوشتر براي يك قسمت آن پروژه‌ها با مدير برنامه‌هاي آقاي برد پيت و آقاي دي‌كاپريو مذاكره مي‌كرد. قرار بود اين فيلم در لبنان فيلمبرداري شود كه شرايط لبنان فراهم نشد. بعد قرار شد در عراق كار انجام شود كه آن اتفاق هم نيفتاد. نهايتا تصميم گرفته شد كه فيلم در ايران فيلمبرداري شود. خدا را شكر. چون تهيه‌كننده ما خانم طائر بود و براي cast هنري اين كار اين مساله را مدنظر داشت كه آدم‌هايي را انتخاب كند كه داراي گروه‌هاي دروني نيستند و مي‌آيند كه كار كنند.

منظورتان از گره‌هاي دروني چيست؟

بعضي آدم‌ها دو تا حركت دارند كه فلان تهيه‌كننده آن را ديده. در آن لحظه چيزي نگفته ولي دفعه بعد ديگر سراغ آن بازيگر نمي‌رود. ما نياز داشتيم وقتي اين خانم‌ به ايران مي‌آيد، شرايط «مهمان حبيب خداست» را فراهم‌كنيم. با بچه‌ها صحبت كرديم و گفتيم غر زدن و ناراحتي را تعطيل كنيم. چون وقتي اين آدم از ايران مي‌رود سفير نوع سينماي ايران است. در اين كار بهرام بدخشاني كه از حرفه‌اي‌ترين فيلمبرداران ماست، پشت دوربين قرار گرفت، مهران ملكوتي صدابردار است، آقاي ميلاجي و تيم‌اش كار صحنه را انجام دادند و من متوجه شدم آنچه سوار تكنيك در اين آدم‌ها مشترك است خصيصه همراهي و اعتقاد به كار گروهي بوده است. همه آمده بودند كه گل بزنند.

رونالدينيو نداشتيد؟

اگر هم داشتيم مجابش كرديم كه در خدمت فيلم باشد. به هر حال روند كاري كه من با هر اعتقادي طي كردم منجر به اين شد كه از آن دفتر كاري با من تماس بگيرند. وقتي من فيلمنامه را خواندم به آن خانم گفتم دقت كنيد كه هدفتان از ساختن اين فيلم نشان دادن يك سري محدوديت‌ها نباشد. شما آمده‌ايد يك فيلم بسازيد و فيلم با قصه و داستان پيش مي‌رود. شايد بهتر باشد همان شكوهي كه در فيلم‌هايتان رعايت مي‌كنيد اينجا هم ملاحظه كنيد. خلاصه ما به اين ترتيب كار را شروع كرديم. سر بعضي از سكانس‌ها با هم بحث كرديم و گاهي از دست هم دلخور شديم. ولي پايان روز هميشه مي‌گفتيم آن دلخوري و بحث لازم بود چون به كار كمك مي‌كرد و هيچ مساله شخصي‌اي پشت آن نبود. فرآيندي شكل گرفت كه تهيه‌كننده و كارگردان با رضايت قلبي ما را ترك كردند و رفتند. يكسري راش با خودشان بروند كه قاعدتا از زمان تدوين، خاطراتي را برايشان يادآوري مي‌كند كه اگر اين خاطرات شيرين باشند به نفع ماست. به هر حال كار با اين كارگردان و تهيه‌كننده اين طور نبود كه من با خودم بگويم به‌به، يك تهيه كننده خارجي و بروم در آن فيلم بازي كنم.

به هر حال دلت كه مي‌خواست چنين تجربه‌اي داشته باشي.

چرا كه نه.

قاعده داشتن چنين تجربياتي مسير برنامه داشتن است.

اين فيلم قرار بود كه در «جشنواره كن» شركت كند. اگر اين فيلم در جشنواره كن به نمايش دربيايد و مردم از تصاوير و نور و موسيقي و بازي‌هاي آن لذت ببرند، آن وقت است كه نقش آن agent يا مديربرنامه هويدا مي‌شود. به هر حال بهتر است كه انسان اميد به آينده را حفظ كند ولي از آنجا كه هيچ‌كس نمي‌داند يك ثانيه بعد قرار است چه اتفاقي بيفتد، بهتر است براي لحظه‌ حال بازيگرهاي خوبي باشيم و در سكانس‌هاي زندگي خوب بازي كنيم. شايد من هم بدون آنكه خبر داشته باشم يك سري گره‌هاي دروني داشته باشم ولي اين گره‌ها با كار من اصطكاك ايجاد نمي‌كند، كار را مختل نمي‌كند و جلوي جريان كار را نمي‌گيرد. باعث تغيير مسير كار نمي‌شود. من سعي مي‌كنم گره‌هاي دروني خودم را در خلوت باز كنم. موزيك گوش مي‌كنم، فرياد مي‌زنم وگريه مي‌كنم.

همسرتان؟

خيلي سخت است. كساني كه با هنرمندان يا بازيگران زندگي مي‌كنند از زندگي خودشان چيزي نمي‌فهمند.

جدا از ساعت‌هايي كه سركار دور از خانواده هستيد چه مشكلاتي در خانه ممكن است به واسطه روحيه هنرمند شما ايجاد شود؟

بدبختانه وقتي كار ما تمام مي‌شود فايل كار را نمي‌بنديم. رابطه ذهني ما هم چنان با آن كار مقطعي مي‌شود. اين فكر كه مورد كار، در خانه، زمان ديدن فيلم حتي اخبار تمام مدت با من است ولي بچه من متوجه نمي‌شود كه من دارم به كارم فكر مي‌كنم. بچه پدرش را مي‌خواهد. پدري كه با او بازي كند و... نمي‌توان به بچه گفت من از اين ساعت تا اين ساعت مي‌توانم با تو باشم؛ يا اين هفته نه، هفته بعد يا بيار و.... به همين خاطر بين زندگي خانوادگي و زندگي هنري يك تفاوت 180 درجه‌اي وجود دارد. مي‌گويند فلاني شغلش ماموريتي است. 6 ماه خانه است و 6 ماه ماموريت است. اين آدم برنامه‌ريزي مي‌كند كه براي هر شش ماه چه كار كند. ولي وقتي تايم كار آدم مشخص نيست روز و شب و تعطيل و غيرتعطيل در آن معني ندارد. براي خانواده بازيگر خيلي سخت مي‌شود.

وقتي به منزل برمي‌گردي خيلي سخت است نقش مرد خانه بودن را بازي كني؟

بله يك جاهايي سخت مي‌شود. چون تنهايي يكي از عناصر خيلي خيلي مهم براي بازيگري است و اين تنهايي، انسان را وادار به فعاليتي كه به آن ميل دارد مي‌كند. اين فعاليت مي‌تواند موزيك گوش دادن باشد يا نوشتن و حتي خواندن. اين كارها پازل آدم را تكميل مي‌كند.


يكي از كساني كه در كنار تو اين ويژگي را دارد، محمدرضا فروتن است كه در كنار حواشي زندگي هنري زندگي خانوادگي‌اش را دارد و شما توانسته‌ايد مشكلاتي كه در تمام زندگي‌هاي خانوادگي وجود دارند را وارد كار هنري‌تان نكنيد. چه‌بسا خيلي از هنرمندان بزرگي كه نتوانسته‌اند مرز بين اين دو را حفظ كنند و در حواشي زندگي خانوادگي فرو رفته‌اند ولي تو به خوبي توانسته‌‌اي تعادل اين دو جريان را حفظ كني.

من هميشه تلاشم اين است. گاهي اوقات آدم به مو مي‌رسد، مهم اين است كه نگذاريم پاره شود. ولي به مو رسيدن واقعا دست خود آدم نيست. ممكن است در قعر شرايط روحي، خودش را از همه چيز گله‌مند باشد. ولي يك نگاه منصفانه به زندگي روحيه را برمي‌گرداند. اگر 8 تا اسكار هم در گنجه خانه‌ات حفظ كني، تاريخ مي‌شود. ولي اثري كه تو از خودت به جا مي‌گذاري نسل به نسل منتقل مي‌شود. مثلا فرزند تو ثمره انديشه توست. من متاسفانه در اين زمينه هم آدم موفقي نبوده‌ام. يعني نتوانسته‌ام پدر خيلي خوبي براي فرزندم باشم. بعضي از بي‌حوصلگي‌هايم را آن بچه تحمل كرد. اما اگر قرار باشد هم هنرپيشه باشي، هم پدر فرزندنت باشي، هم همسر باشي و هم براي پدر و مادرت فرزند باشي بايد تلاش كني كه حتي شده نيم‌بند آن را حفظ كني و وضعيت افراد را جلب كني.

الان تا چه حد رضايت اطرافيان را جلب كرده‌ايد؟

من هميشه معتقدم كيفيت زندگي را بايد حفظ كرد. كميت مهم نيست. بالاخره يك سقفي هست، لباس و اتومبيل و تن‌پوشي در حد بضاعت به دست مي‌آيد. من بايد سعي كنم كيفيت زندگي‌ام را حفظ كنم، قبول دارم كه اگر پشت سر هم كار كنم از اطرافيانم وقت دزديده‌ام، ولي هدفم اين بوده كه آنها در زندگي‌شان احساس آرامش كنند.

آيا شما در زمان‌هايي كه كار كمتري داريد يا بين كارهايتان، خانواده را به مسافرات مي‌بريد تا جبران وقت‌هايي كه نبوديد را بكنيد؟ يا بين كارهايتان فاصله مي‌اندازيد تا بيشتر در خدمت آنها باشيد؟

به خصوص در دوره اوايل فعاليت هنري، بايد از خانواده خواهش كنيم كه خودشان را با ما هماهنگ كنند، چون من مجبورم پشت سر هم يا حتي به طور موازي‌ كارهاي مختلف داشته باشم. اين، دوره اول، ريشه يا پايه است كه بايد محكم و اصولي باشد. از يك دوره‌اي به بعد ديگر زمان آنهاست. چون ريشه دوانده شده. الان ديگر حسابي كه بايد باز مي‌شده، باز شده است. من شايد براي دوره بازيگري‌ام سقفي تعيين مي‌‌كنم و بعد از آن هرچه را كه در اين مدت فرا گرفته‌ام انتقال دهم. مثل ورزش دوي امدادي. ما از يك‌سري افراد كسب كرديم و به افراد ديگري منتقل مي‌كنيم. بارها به من پيشنهاد شده كه براي تدريس به آموزشگاه بروم. من هنوز خودم چيزي بلد نيستم كه بخواهم تكنيك بازيگري را آموزش بدهم ولي تجاربي كسب كرده‌ام كه مي‌توانم درباره آنها صحبت كنم. بعضا تجارب واقعي هستند كه گاهي تلخ‌اند. اگر اين تجارب تلخ گفته شود شايد كاخ آرزوهاي خيلي‌ها را ويران كند. شايد خيلي از انگيزه‌ها را از بين ببرد. در يك دوره‌اي از زندگي‌ام شايد دلم بخواهد اين كار را بكنم.

بازيگري يك مرحله‌ است، شايد مرحله بعدش كارگرداني باشد.

علاقه دارم.

- مرحله بعد از بازيگري‌ات چيست؟

درباره مرحله بعد آنچه احساس مي‌كنم اين است كه ما در حال حاضر بايد تيم را تجربه كنيم. يعني اول به همدلي برسيم. خودمان را به رخ هم نكشيم بلكه در كنار هم قرار بگيريم. يكي از عشق‌هاي من ديدن درخشيدن بچه‌هايي است كه با آنها كار مي‌كنم. بچه‌هايي كه مثل الماس منتظر استخراج شدن هستند.

- منظورت همان بندي است كه با آنها كار موسيقي كردي؟

بله. من خودم منتقد سرسخت اولين اثري هستم كه از اين گروه وارد بازار شده است. من كه آن قدر سرسختانه انتقاد كردم بايد براي بهتر شدن اثر بعدي كار مي‌كردم. كار بعدي ما يك آلبوم با 25 track است كه 20 track آن كارهاي خوبي است و نسبت به كار احساس خوبي دارم چون تيم و كار گروهي را تجربه كردم.

- براي تو كار گروهي بيشتر مهم است يا كاري كه مي‌كني؟.

اگر افراد يك گروه با هم خوب كار كنند قطعا نتيجه كار خوب مي‌شود. وقتي بازيكنان يك تيم فوتبال با هم هماهنگ هستند حتي اگر شكست هم بخورند به دل آدم مي‌نشيند و آدم مي‌گويد چقدر تميز بازي كردند.

- اين گروه به خاطر سال‌هايي كه با هم كار كردند اين قدر موفق شده‌اند؟‌

من اميدوارم كه وقتي آلبوم به بازار آمد تفاوت نتيجه كار در مقايسه با آلبوم قبلي ديده شود. من ادعا نمي‌كنم كه بازار موسيقي را تكان خواهيم داد اما مي‌توانيم ادعا كنيم كه نسبت به كار قبلي حداقل 5 پله صعود داشته‌ايم.

ـ‌ از ميان كساني كه در سينما و تلويزيون چهره‌هاي شناخته شده بودند چه كساني به گروه شما آمدند؟

اميرحسين مدرس.

ـ حميد گودرزي هم بود.

بله ولي حميد رفت.

ـ اين چهره‌ها به چه دليل دعوت شدند؟ علت دعوت از آنها به خاطر مسائل تبليغاتي بود؟

همه چيز مدنظر بوده. ما اول فكر مي‌كرديم شايد يك تيم موسيقي كه سه نفرشان بازيگر هستند براي مخاطب جالب باشد ولي بعد ديديم شرايطي بايد فراهم كرد كه افراد را با رضايت نگه داريم. كسي كه دلش راضي باشد براي كارش انرژي مي‌گذارد. بعضي از بچه‌ها نتوانستند خودشان را با شرايط هماهنگ كنند، دوستي‌مان سر جاي خودش بود. ولي گروه را ترك كردند.

ـ كار موسيقي هميشه يكي از دغدغه‌هايت بوده است؟

كار موسيقي نه. ولي من هميشه عاشق موسيقي بوده‌ام.

در ساعت‌هاي تنهايي‌ات موسيقي چقدر تاثير دارد؟ چقدر مطالعه، چقدر فيلم ديدن؟ به طور كلي در اوقات تنهايي چه مي‌كني؟

دلم مي‌خواهد كه قوه تخيلم را قوي كنم. وقتي فكر مي‌‌‌كنيم، دريافت مي‌كنيم. وقتي فكر مي‌كنيم مثل آن است كه بلوتوث خودمان را روشن كرده باشيم تا نشانه‌ها را در اطراف جذب كنيم. پس تفكر در واقع اولين كاري است كه دلم مي‌خواهد انجام دهم. براي اين تفكر به مكمل‌هايي نياز دارم. موسيقي‌اي كه ارزش هنري دارد يكي از اين مكمل‌هاست و مي‌تواند به تفكرات جهت و شكل بدهد. من با موسيقي از طريق آلبوم The wall پينك فلويد آشنا شدم. خوشبختانه يا متاسفانه! قبل از آن من هميشه به دنبال فوتبال و موتورسواري و كارهايي از اين قبيل بودم. كسي از دوستانم براي تولد 14 سالگي من روي يك نوار 90 دقيقه‌اي آلبوم The wall را ضبط كرد و به من هديه داد. نمي‌دانم چه چيزي باعث شد كه شب وقتي مي‌خواستم بخوابم آن را از طريق هدفن گوش دادم. تجربه خيلي عجيبي بود. به نظر من فضاساز و كيفيت اين آلبوم از بقيه آلبوم‌هاي پينك فلويد خيلي بهتر است. زماني كه آن را گوش مي‌كردم حس كردم در ذهنم يك سري تصويرسازي انجام مي‌شود. بعد علاقه‌مند به موسيقي‌هايي از اين دست شدم مثل بقيه كارهاي پينك فلويد و موسيقي فيلم. موسيقي‌هايي كه وقتي گوش كني مي‌تواني كسي را تصور كني كه روي يك صخره رو به دريا ايستاده و افق را تماشا مي‌كند. اينها را دكوپاژ مي‌كني و به چشم‌هاي اين آدم مي‌رسي. خب همه اينها جذاب است. به همين خاطر است كه اين نوع موسيقي و كتاب و فيلم مي‌تواند به نگاه انسان جهت بدهد.

ـ كدام نويسنده‌ها براي تو جذاب‌تر هستند؟

يكي از كتاب‌هايي كه هرگز خواندن آن را فراموش نمي‌كنم، كيمياگر پائولوكوئيلو بود. شعر شاملو را دوست دارم. بعضي از كارهاي سهراب را مي‌پسندم. اينها سليقه است. اگر هم مي‌گويم كار شاملو، منظورم همه كارها نيست.

ـ در كارهاي آخرت هم از كارهاي شاملو استفاده كردي، تحت‌تأثير شاملو بودي؟

نه. حتي مي‌توانم بگويم كه CDهايي كه با صداي مرحوم شاملو هست را به خوبي و دقت گوش نداده‌ام. ولي به هر حال اگر هدف مشخص باشد در هر انساني يك‌طور متبلور مي‌شود. همه ما تعالي و سعادت را جست‌وجو مي‌كنيم. دلمان مي‌‌خواهد برگزيده باشيم و يك مرگ شكوهمند در انتظارمان باشد. شاملو تبديل به شاملو مي‌شود. اسكورسيزي، اسكورسيزي مي‌شود. يكي انيشتين مي‌شود يكي ورزشكار.

ـ چه چيزي به تعالي شما كمك مي‌كند؟ كتاب، موسيقي، فيلم؟

همه‌شان. يك وقت‌هايي هم هيچ‌كدام. يك وقت‌هايي طبيعت، يك وقت‌هايي فوتبال. من يك وقت‌هايي آن‌قدر محو خود بازي و آدم‌هاي آن مي‌شوم كه نتيجه را فراموش مي‌كنم. حتي ري‌‌اكشن مربي‌ها و بازيكن‌ها .... براي من خيلي جذاب و اورجينال است.

ـ در فوتبال چه كسي به نظرت از بقيه بهتر بازي مي‌كند؟

من زيدان را از همه بيشتر دوست داشتم. اولين اسطوره‌اي كه در فوتبال داشتم مارادونا بود بعد زيدان.

ـ از آن حركتش چه برداشتي داري؟

به نظر من خيلي شكوهمندانه بود. با آن حركتي كه كرد خداحافظي‌اش از زمين را با يك كارت قرمز همراه كرد و در واقع اخراج شد. به خاطر اينكه به بقيه بگويد حتي اگر زيدان هم كه باشي دوره‌ات تمام مي‌شود. از ارزش‌هايش كه كم نشد.

ـ كدام جام جهاني و كدام تيم‌ها برايت از بقيه جالب‌تر بوده است؟

بچه‌تر كه بودم عشق برزيل بودم. ولي من يك دوره‌اي طرفدار سرسخت آرژانتين شدم. البته در كنار تيم ملي خودمان (اگر بتواند نتيجه‌اي به دست بياورد و دلمان را شاد كند).

ـ كدام باشگاه را بيشتر دوست داري؟

فرصت دنبال كردن بازي‌هاي باشگاهي را ندارم ولي وقتي قضيه ملي مي‌شود جذابيتش بالا مي‌رود، بقيه‌اش سرگرمي است. وقتي رئال با بارسلونا بازي مي‌كند، براي اسپانيايي‌ها مهم است و براي من فقط سرگرمي است.

ـ آسمان شما آبي است يا قرمز؟

هيچ‌كدام. من واقعا درگير اين ماجراها نمي‌شوم. خوب است كه آدم طرفدار تيمي باشد ولي اينك دغدغه فكري بشود و باعث جر و بحث باشد خيلي جالب نيست. ولي وقتي موضوع مهمي است قشنگ مي‌شود. يكي از قشنگ‌ترين بازي‌هايي كه يادم است بازي دانمارك و سنگال در جام 1994 بود. دانمارك آن بازي را برد ولي تا آخر عمرم گل دوم سنگال را فراموش نمي‌كنم. دقيقا با 3 پاس و يك ضربه گل از دروازه‌بان اين گل زده شد. يعني تجسم كار تيمي. كارگردان تلويزيوني بلافلاصله چهره مربي دانمارك را نشان داد. واقعا از گلي كه خورده بود لذت برده بود. به نظر من شكوه انساني از هر چيزي بالاتر است. از خوب كار كردن ديگران لذت ببريم تا زندگي باعث لذت ما بشود.


ـ روحيه‌ات خيلي ورزشي است.

من بچه خيابان هاشمي و سلسبيل و آن طرف‌ها هستم. مردم آن محله نه خيلي محروم بودند نه آن‌قدر بالا بودند كه از چيزي خبر نداشته باشند. ما آدم‌ها را در موفقيت‌ها و بالا و پايين‌هايشان ديده‌ايم. اينها تجربه است و باور. من آقاي پرستويي را مثال مي‌زنم اگر الان ايشان بازي‌اي مي‌كند كه تا عمق وجود شما مي‌رود، به خاطر اين است كه در اين بازي يك ژانرهايي هست كه شايد در زندگي شخصي ايشان مشاهده شده است. زندگي همين فراز و نشيب‌هاست. اگر من از بچگي هر چيز را در اختيار داشته باشم فردي تك‌بعدي مي‌شوم و باقي چيزها را نمي‌دانم. من مي‌توانم اين را در جواب دوستاني كه مي‌گويند تو چرا مي‌روي اجراي تلويزيوني مي‌كني بگويم. كساني كه مي‌گويند‌ با اجراي تلويزيوني تبديل به يك فرد دم‌دستي مي‌شوي و همه فكر مي‌كنند شهاب حسيني را هر شب مي‌توان ديد. بله مي‌توان ديد. قبلا هم مي‌شد. من هم مثل بقيه بودم. يك روز نوجواني بودم كه يك موتور هونداي 125 داشتم كه تمام شهر را با آن چرخيدم، از خزانه بخارايي و علي‌آباد تا فرمانيه و فرشته و دربند. وقتي عيد مي‌‌شود از ما دعوت مي‌شود كه اجرا كنيم. من بگويم نه نمي‌آيم؟ عيد است من هم دوست دارم با مردم باشم و از عيدم لذت ببرم. در بازيگري كه نمي‌تواني به لنز دوربين نگاه كني اما در اجرا به چشمان مخاطبانت نگاه مي‌كني. در اجرا من خودم هستم، ديگر كيان‌فرد، حبيب پارسا و... نيستم.

ـ شايد با توجه به نقش‌هاي تلخي كه در اين چند سال اخير بازي كردي براي شب عيد خيلي گزينه خوبي براي اجرا نباشي؟

من اگر يكي از طرفدارنت باشم و تو را ببينم مي‌ترسم كه نزديك بيايم و ازت امضا بگيرم. جديتي كه در نقش‌هايت داري به ظاهر بيروني‌ات هم سرايت كرده است. در همان فيلمي كه گفتم ديشب ديدم، با اينكه در ظاهر كمدي بود ولي موضوع خيلي جدي را مطرح مي‌كرد. هيچ‌كس دلش نمي‌خواهد تلخ به نظر بيايد ولي وقتي لازم است در بيان يك واقعيت تلخ صحبت كنيد تا تأثير خودش را بگذارد اين كار را مي‌كنيد. من 2 ماه بعد از «تب سرد» كه قرار بود از پدرزن خودم اخاذي كنم و بچه خودم را بدزدم حالم بد بود چون بايد آن شرايط را احساس مي‌كردم. مگر در زندگي يك آدم عادي چند تا اتفاق بد مي‌افتد. مگر چند بار پدر و مادر انسان فوت مي‌كنند؟ چند بار انسان ورشكسته مي‌شود؟ شما به عنوان بازيگر بارها و بارها اين نقش را بازي مي‌كنيد و پا به پاي شخصيت قصه داغان مي‌شويد.

ـ ولي ممكن است 10 بار هم عروسي كنيد.

بله، حق با شماست.

بازي در اين نقش‌ها شادي زندگي‌تان را كم كرده يا نه؟ آيا مثل سابق مي‌تواني در جمع‌ها بگويي و بخندي؟

تصور درباره افراد به مرور زمان پيش مي‌آيد اما براي يك بازيگر اين‌طور نيست. هر چقدر هم جلوتر مي‌‌روي بقيه با يك تصور از پيش تعيين شده سراغ آدم مي‌آيند. بازيگر مي‌تواند از تجربه‌هاي خودش براي نقش‌اش كمك بگيرد ولي نمي‌تواند از شخصيت خودش براي نقش وام بگيرد. براي بازي نقش يك آدم دزد پست فطرت كه لازم نيست آدم دزد پست فطرت باشد. مي‌تواند پستي را براي نقش ايجاد كند، با استفاده از تجربه رذالتي كه در فلان كتاب خوانده يا نمونه‌هايي كه ديده و...

يك ماجرايي در مورد شما وجود دارد. شما اول اكسيژن را خيلي با انرژي اجرا كرديد، بعد نقش پليس جوان را داشتيد. ولي انگار آن سرد بودن پليس جوان با شما باقي‌ مانده و از شما جدا نشده و مدام در نقش‌هايتان تكرار شده است. در اين 10 سال چه اتفاقي افتاد كه اين‌طور شد؟

آدم در اوايل كار، خيلي به معروفيت و مشهوريت فكر مي‌كند. ولي هيچ‌وقت از آن طرف قضيه به ماجرا نگاه نمي‌كند كه علاوه بر چيزهاي خوبي كه براي آدم مي‌آورد چه مشكلاتي به همره دارد. بعضي وقت‌ها مي‌ديدم كه در كنار همه سختي‌ها يك حركت‌هاي ديگر هم مي‌شود. مي‌ديدم كه بين دو نفر يك علامت ماتريكسي مافيايي رد و بدل مي‌شود و بعد جريان كار عوض مي‌شود. بعد آدم متوجه مي‌شود كه اين حرفه ادبيات ديگري هم دارد كه شايد شما از آن مطلع نباشيد. در بعضي پروژه‌ها دوست داري زودتر صبح شود كه بروي دوش بگيري، بري سر كار گريم شوي و زودتر جلوي دوربين بروي. در بعضي از پروژه‌ها دلت مي‌خواهد در خواب سكته بزني كه فردا نروي سر كار. من احساس كردم اين حرفه جاي اينكه در آن سرمست بشوي نيست. مستي و خوشايند بودنش هر چقدر هم هست نبايد كنترل آدم را بگيرد. تنهايي براي يك بازيگر يك جواهر و امري حياتي است. ممكن است بازيگر فكر كند كه بازيگر شده كه در مجامع مختلف رفت و آمد كند و آدم‌‌‌هاي مختلف را ببيند و فضاهاي جديد را تجربه كند. من بعد از يك سال اين آقا را مي‌بينم، مي‌بينم حيران است. وقتي مي‌پرسيم چه مشكلي دارد، مي‌گويد آقا امشب كجا برويم؟ فكر مي‌كند حتما بايد مدام بيرون باشد و آرامش را از بيرون كسب كند ولي اين‌طور نيست.

شما دوست صميمي داريد؟

بله ولي خيلي محدود.

مي‌توانيد نام ببريد؟

اگر نام ببرم ممكن است دلخوري پيش بيايد. آدم با بعضي‌ها هم‌زبان‌تر است، با بعضي‌ها هم‌فازتر است. با بعضي‌ها ممكن است در حد گفت‌وگوهاي معمول باشد. وقتي دو نفر بازيگر كنار هم مي‌نشينند ديگر دو تا بازيگر نيستند، دو تا رفيق هستيم كه ماجرا را با هم تجربه و تحليل مي‌كنيم. مثلا با احمد ساعتچيان اين‌‌طور هستم. ساعت‌ها گپ مي‌زنيم و صحبت مي‌كنيم.


چرا اين‌قدر زود ازدواج كردي؟ عشق بود.

آره عشق بوده ولي ناگهان پيش آمد. من تصميم به ازدواج نداشتم. وقتي انسان مجرد است يك بمب انرژي است كه اگر در مسير هدايت نشود انرژي‌اش تخريبي است. وقتي ما مجرد بوديم شرايط موفقي نداشتيم و فكر نمي‌كرديم كه از همه چيز استفاده نمي‌كنيم.

قبل از ازدواج شغلت چه بود؟

سرباز بودم. تازه آموزشي را تمام كرده بودم.

به پدرزنت چه گفتي؟

گفتم من قبل از اينكه به سربازي بروم تئاتر كار مي‌كردم. پدرزنم هم انسان دموكراتيك و لوطي‌منشي بود. موضوع مو و پيچيش مو بود. متوجه شده بود كه اين ارتباط واقعي است.

پدر عشق بسوزد؟

نه. فقط بايد مواظب بود كه مسووليت‌ها و روتين‌شدن‌ها و وظايف و عادت‌ها عشق را نابود نكند. عشق را بايد براي همه جريانات زندگي به عنوان مكمل استفاده كرد. من خودم سرباز بودم و درسم (روانشناسي) را هم نيمه كاره رها كرده بودم و قصد مهاجرت به كانادا داشتم. وقتي ازدواج كردم زندگي‌ام را با يك وضعيت خيلي معمولي كم و كوچك شروع كردم. بعد هم پله‌پله جلو رفتيم. خدا هم هميشه در كنارم بوده و كمكم كرده است.


آيا كسي در سينما هست كه به او اعتقاد داشته باشي؟

بله، حتما هستند. ولي به يك نفر منحصر نمي‌شود. من هميشه دلم مي‌خواسته بدانم اگر يك نفر كسي شده، چطور به اينجا رسيده است. مثلا مارلون براندو، پرويز فني‌زاده، جيمز دين. جيمز دين فقط 3 تا فيلم در پرونده بازيگري‌اش دارد، ولي تبديل به اسطوره‌ سينماي جهان شده، پرويز فني‌زاده كلا 14 اثر تصويري دارد. بايد به دنبال چرايي آن بود. بايد ببينيم چه اتفاقي مي‌افتد كه داستين هافمن با آن قد كوتاه و دماغ بزرگ داستين هافمن مي‌شود، ولي اين همه مانكن و مدل كه از زيبايي آنها حيرت مي‌كنيم در بازيگري به جايي نمي‌رسند و جالب است كه روحيه اصيل بشري، جنس اورجينال را طلب مي‌كند. كاري به چاقي و لاغري، زشتي و زيبايي و بلند و كوتاهي ندارد. اگر در شما چيزي پيدا كند با شما همراه مي‌شود و اگر آن را نداشته باشيد با شما كاري نخواهد داشت.

در مورد سه فيلم جيمز دين به چه نتيجه‌اي رسيدي، آن سه فيلم چه داشته كه جيمز دين را به آن مرحله رساند؟

با ديدن آن فيلم‌ها فهميدم جيمز دين حواسش نبوده كه دارد چه كار مي‌كند اگر حواسش بود ديگر جيمز دين نمي‌شد.

در مرگش هم حواسش نبوده.

بله. وقتي حواست نيست زيباتريني ولي وقتي حواست هست فقط زيبايي. جمله بسيار جذابي است. جيمز دين اين‌طور بود، مارلون براندو همين‌طور بود يا مثلا جك نيكلسون وقتي ديوانه‌اي از قفس پريد را بازي مي‌كرد، نمي‌توانسته جواسش جمع باشد كه من دارم «آرپي مك مورفي» را بازي مي‌كنم و قرار است اسكار بگيرم. او غرق ماجرا بود.

در ايراني‌ها چطور؟ خسرو شكيبايي هم اين‌طور است.

نمي‌توان مچ خسرو را گرفت كه بازي مي‌كند. به قول استاد سمندريان وقتي بازي بازيگر لو مي‌رود باخته است. تماشاگر نبايد وقتي بازي شما را نگاه مي‌كند بگويد به‌به، چه بازي كرده. در آن لحظه شما باخته‌ايد. هنر بازيگري، باور است. ممكن است شما از لحاظ تكنيك خيلي خوب بازي كنيد ولي در نهايت آن قلاب به قلب تماشاچي وصل نمي‌شود. چون شما سعي مي‌كنيد خودتان را به رخ تماشاچي بكشيد. در اينجا شما خودتان را ازتماشاچي بالاتر مي‌بريد در حالي كه حتي نمي‌توان به يك بچه 3 ساله هم چيزي را القا كرد چه رسد به تماشاگر باشعوري كه مي‌خواهد ببيند شما چه مي‌كنيد. او رئيس شماست، شما رئوس هستيد. او آمده تا به همه قر و اطوارهاي شما در ذهنش يك نمره‌اي بدهد و برود. يك برنامه به من پيشنهاد شد كه خيلي من را قلقلك داد. برخلاف هميشه كه مي‌گويند هنر نزد ايرانيان است و بس و ما بهترينيم و... اين برنامه قرار بود بگويد اگر اينچنين است چرا وضع جامعه ما اين‌طور شده، چرا ما گذشت نداريم؟ چرا ما فقط پول را مي‌بينيم؟ چرا ورزش‌هاي انفرادي ما سرآمد است ولي وقتي تيم مي‌شويم از بين مي‌رويم. چرا ارزش‌هاي ما اين‌قدر عوض شده، وقتي راجع به اجراي آن با من صحبت كردند به اين علت كه من 34 سالم است قبول نكردم. براي گفتن حرف‌‌هاي به اين بزرگي 34 سال سن مناسبي نيست، آدم بايد 54 سالش باشد. بايد سرد و گرم چشيده باشد و در مورد مواردي كه گفته مي‌شود صاحب‌نظر باشد. اگر من اين برنامه را اجرا مي‌‌كردم مردم من را پس مي‌زدند. مثلا برنامه شب عيد86 را قبول كردم چون مي‌خواستم با مردم باشم ضمنا دوستم نيما هم بود مي‌خواستم با هم باشيم. ما قرارمان براي آن برنامه اين بود كه با هم تعامل داشته باشيم و نتيجه آن، اين شد كه آقاي برازش مدير شبكه اول از دفتر خودش پيش ما آمد و رسما از ما تشكر كرد. من دوست دارم عموپورنگ، داريوش فرضيايي را ببينم چون بچه من دوستش دارد. دوست دارم اميرمحمد را ببينم. بايد با هم تعامل داشته باشيم. سركار شب عيد هر دو طرف و مردم خيلي راضي بودند و بازتاب‌هاي خوبي از مردم گرفتيم. برعكس اجرايي كه شب عيد فطر داشتم. اجراي شب عيد يك اجراي زنده در حضور جمعيت بود و ناهماهنگي‌هايي كه پشت صحنه داشتيم روي كنداكتور ما اثر گذاشته بود و من قطعا آن مجري توانايي نبودم كه آن را كنترل كنم. ما براي اجراي اين برنامه به 2 تا دوست احتياج داشتيم كه زبان همديگر را بفهمند. قدمت دوستي من و نيما رئيسي به سال 72 يعني 14 سال پيش برمي‌گردد. ما با هم زندگي‌ها كرديم. نيما در دانشگاه آزاد درس مي‌خواند ولي در دپارتمان تئاتر كارهاي نمايشي با هم داشتيم.
 
 
زندگی ایده‌آل
 
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:30 | 87/04/25

چرخش بولتون




 

 چرخش بولتون و عقب نشینی از جنگ طلبی ضد ایران

 

 

جان بولتون در چرخشی آشکار نسبت به مواضع جنگ طلبانه گذشته خود در قبال ایران تاکید کرد:"وی از جنگ علیه ایران حمایت نمی کند."

سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل که به عنوان مفسر در برنامه ای با موضوع حمله احتمالی اسرائیل به ایران در شبکه خبری فاکس نیوز حاضر شده بود گفت: "وی موافق استفاده از زور بر ضد تهران نیست."

بولتون که از جمله نومحافظه کاران تندرو به شمار می آید اقدام نظامی علیه ایران را «بسیار غیرجذاب» و با «ریسک فراوان» توصیف کرد.

این در حالی است که وی پیشتر ادعا کرده بود: "تنها گزینه باقیمانده برای مقابله با برنامه هسته ای ایران حمله به تاسیسات اتمی این کشور یا سرنگونی حکومت است."

بولتون حتی مدعی شده بود: کشورهای عربی از اقدام نظامی علیه تهران خشنود خواهند شد.

وی در عین حال گفت: "یک ایران دارای سلاح هسته ای حتی می تواند به شدت غیرجذاب تر از اقدامات نظامی باشد.

سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل همچنین در خصوص واکنش اسرائیل به آنچه تهدید هسته ای ایران خواند گفت: "چنانچه اسرائیل با یک تهدید واقعی روبرو شود بدون تردید به دنبال استفاده از زور خواهد رفت."

پخش این برنامه ساعاتی پس از آن صورت گرفت که یک پایگاه عراقی به نقل از یک منبع وزارت دفاع عراق ادعا کرد: "هواپیماهای جنگی اسرائیل از حریم هوایی عراق و پایگاه های آمریکا در این کشور برای تمرین حمله به تاسیسات اتمی ایران استفاده کرده اند."

وزارت دفاع عراق، دولت آمریکا و اسرائیل این گزارش را تکذیب کردند.

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:6 | 87/04/25

قانون منع رانندگي زنان



 

زن سعودي رانندگي کرد و دستگير شد

 

 

پليس عربستان زني را هنگام رانندگي با اتومبيل در شهر جده دستگير کرد. عربستان تنها کشور دنياست که در آن زنان حق رانندگي ندارند.


يکي از نمايندگان مجلس اين کشور در ماه مي سال 2005 پيشنهاد داد شوراي سعودي به بررسي قانون منع رانندگي زنان بپردازد اما مجلس اين پيشنهاد را در سال 2006 رد کرد.

به گزارش واحد مرکزي خبر، نيروهاي پليس پس از دستگيري اين زن جوان ، وي را به کلانتري منتقل کردند.

والدين اين خانم راننده متخلف با سپردن وثيقه وي را آزاد کردند

 

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:5 | 87/04/25

عدد 50 هزار تومان



 

روایت کارگزاران از ایده 50 هزارتومانی کروبی

 

 

یكی از شب‌های پاییز 1382 سران سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه نهایی هدفمند كردن یارانه سوخت را در حضور مقام معظم رهبری برگزار كردند.

در آن نشست محمد ستاری‌فر رئیس وقت سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی گزارش مبسوطی از روند ناعادلانه تخصیص یارانه به حامل‌های انرژی ارائه كرد و از سناریوهای مختلف آزادسازی نرخ سوخت سخن گفت.

اصرار دولت بر طرح بحث در سطح سران قوا از این رو منطقی به نظر می‌رسید كه به اعتقاد عرف كارشناسان، آزادسازی قیمت سوخت مهم‌ترین جراحی اقتصاد ایران و تصمیمی چند‌وجهی به شمار می‌رفت.

دلواپسی از عواقب اجتماعی و سیاسی گران شدن بنزین موجب شده بود تا خاتمی اجرای آن را به اجماع سران مشروط كند. قبل از آن شب و از جلسات قبلی كه در سطح سران برگزار می‌شد، خبر رسیده بود كه جز رئیس قوه قضائیه موافقت سایر اعضای جلسه برای آزادسازی قیمت بنزین جلب شده و خاتمی و هاشمی و كروبی به ضرورت این امر پی برده‌اند.

گفته می‌شد آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی هم كه ابتدا متاثر از نظرات مشاور اقتصادی آن روز خود (پرویز داوودی) نظر مساعدی روی طرح هدفمند كردن یارانه‌ها نداشت، به مرور و با شنیدن استدلال‌های كارشناسی رویكرد مساعدتری نسبت به موضوع پیدا كرده است.

در آن نشست طولانی كه از غروب آفتاب تا آستانه نیمه‌شب ادامه پیدا كرد، پرسیده شد، با اجرای گام به گام هدفمند كردن یارانه سوخت (همان چیزی كه بعدها در برنامه چهارم آمد و توسط مجلس هفتم حذف شد) قیمت بنزین چقدر خواهد شد؟

ستاری‌فر با اعلام عددی حدود 250 تومان تصدیق می‌كند كه با توجه به نرخ‌های جهانی آن روز در صورت حذف كامل یارانه، بنزین آزاد به بهای هر لیتر 400 تومان قابل عرضه است. در ادامه نشست بحث به سر‌جمع یارانه سوخت و سهم هر ایرانی در صورت توزیع سرانه آن می‌رسد.

در میانه مباحثه بر سر شقوق مختلف و سناریوهای گوناگون هدفمند كردن یارانه سوخت، از عدد 50 هزار تومان به عنوان میزان یارانه قابل پرداخت به هر شهروندی كه به سن قانونی رسیده، یاد می‌شود. جلسه با حصول تفاهم ضمنی، دیرهنگام به پایان می‌رسد و حاضران دفتر مقام معظم رهبری را ترك می‌كنند.

خاتمی و معاونش قدم‌زنان در محوطه پاستور به سوی نهاد ریاست جمهوری می‌رفتند كه با صدای كروبی از حركت باز‌می‌ایستند. كروبی دو سال قبل از انتخابات نهم ریاست‌جمهوری در حالی كه راننده‌اش پای پله‌ها منتظر ایستاده بود در تاریكی خود را به رئیس‌جمهور و رئیس سازمان می‌رساند و می‌پرسد: «گفتید سهم هر نفر چقدر می‌شود؟» و سپس عدد 50 هزار تومان را روی تكه كاغذی كه از جیب بیرون می‌آورد یادداشت كرده و عازم منزل می‌شود.


 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:3 | 87/04/25

کنسرت گروه آریان





 

 آریان در کیش کنسرت می دهد

 

 

همزمان با یازدهمین جشنواره تابستانی کیش، کنسرت گروه آریان در این جزیره به اجرا در می آید.


به گزارش اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی سازمان منطقه آزاد کیش، کنسرت گروه آریان از روز دوشنبه 31 تیرماه تا 5 مرداد ماه به مدت شش روز در تالار شهر جزیره کیش برگزار می شود.

بر این اساس آریان جدید ترین آثار تولیدی خود را با حضور تمامی اعضا می نوازد.

جشنواره تابستانی کیش از 14 تیرماه آغاز شده و تا 9 شهریور ماه ادامه خواهد داشت.

 

 


!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:1 | 87/04/25

شوخي احمدي‌نژاد



 

شوخي احمدي‌نژاد با مجري مجرد سيما

 

 

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور در گفت‌وگوي زنده تلويزيوني شركت كرد و در ابتداي اين گفتگو در پاسخ به سوال مجري پيرامون مسله هسته‌اي گفت: موضوع هسته‌اي ايران در بستري گسترده است و بايد با توجه به آن بستر مسائل را حل كرد.

رئيس جمهور افزود: 30 سال است كه دشمنان با هدف متوقف كردن ملت ايران تلاش مي‌كنند، آنها نه مخالف جنگند و نه مخالف سلاح هسته‌اي زيرا خود پرچمدار آن هستند.آنها مخالف اين هستند كه ملت ايران با سابقه تمدني خود به الگويي از موفقيت در سطح جهان دست يابند.
احمدي‌نژاد افزود: مخالفان مي‌خواستند با فشار و تبليغات از كشور ما امتياز كسب كنند اما با درايت رهبري و هوشياري ملت، ايستادگي انجام شد كه يكي از پرافتخارترين ايستادگي‌هاي تاريخ ايران است كه حتي به نسبت ملي شدن صنعت نفت صدها برابر بزرگتر بود.

محمود احمدي‌نژاد در ادامه سخنان خود اظهار داشت: جهت‌گيري‌هاي جديد در ايران موجب شد تا روند فعاليتهاي هسته‌اي تغيير يابد و اكنون نيز در مرحله مذاكره هستيم، آنها از ما درخواست تعليق كردند اما پاسخ آنها روشن است.
محمود احمدي نژاد در ادامه تصريح كرد:اكنون در يكي از بهترين شرايط بين‌المللي در 30 سال اخير هستيم و دشمنان مي دانند كه راهي را كه در پيش گرفته‌اند اشتباه است و بهترين راه گفت‌وگو است، خود آنها نيز مي‌دانند كه بايد حقوق ملت ايران را به رسميت بشناسند.

رئيس جمهور ارائه بسته پيشنهادي از سوي كشورمان را افتخار ديگري عنوان كرد و گفت: براي رفع نگراني‌هاي دنيا از جمله خلع سلاح هسته‌اي، بحث چالش‌هاي اقتصادي جهان پيشنهادهايي ارائه داديم. به اذعان خود آنها نيز بسته پيشنهادي ايران جامع است.

وي افزود: قرار است كه جليلي در سفري به اروپا گفت‌وگوهايي در زمينه بسته پيشنهادي داشته باشد كه محور مذاكرات جليلي و سولانا مشتركات 2 بسته خواهد بود. ما آماده گفت‌وگو با همه كشورها به جز رژيم صهيونيستي كه آنرا مشروع و انساني نمي‌دانيم، هستيم البته به شرط گفتگوي برابر و بدون پيش شرط.


رئيس جمهور در پاسخ به سئوال مجري در خصوص جايگاه بين‌المللي كشورمان و ميزان توفيق دولت در بهره‌گيري از اين جايگاه با بيان اينكه موفقيت‌ها را نبايد به پاي دولت نوشت بلكه بايد به حساب مردم گذاشت، گفت: دولت قطره‌اي از اقيانوس ملت است، اكنون افكار عمومي دنيا يكپارچه طرفدار ايران است، اكنون در هر جاي دنيا اقشار گوناگون مي‌گويند كه حق با ايران است و دستاورد ايران اين بود كه مباني و ناكارآمدي و ظالمانه بدون اين نظم جهاني آشكار شد و از سويي نيازي جديد براي شكل گرفتن نظمي تازه مبتني بر عدالت ايجاد شد.

احمدي‌نژاد در ادامه با بيان اينكه دستاورد ويژه ملت ايران و منطقه نحوه استفاده از اين فضا و نحوه برخود با چالش‌هاي اين منطقه است بيان داشت: موضوع ما طي سالهاي اخير همواره تدافعي بود و اين موضع سقف زماني داشت كه در نهايت به پرداخت امتياز منجر مي‌شد اما با تغيير سياستي كه در ايران اتخاذ شد اين معادله تغيير كرد و سياست‌ فعالانه موجب شد تا خطرها را از مرزهاي خود به خانه آنها ببريم.

وي افزود: اكنون به لطف خدا اين اتفاق افتاده و هر دولتي كه در آمريكا برسر كار آيد ناچار خواهد شد كه به مشكلات دروني خود بپردازد و چاره‌اي جز سازش و تعامل درست با ايران ندارد. امروز مسائل اجتماعي و اقتصادي آمريكا در حال انفجار است.

رئيس جمهور در خصوص آزمايش‌هاي موفقيت اميز موشك‌هاي شهاب نيز گفت: جنجال‌هاي آمريكا به 2 دليل است اول اينكه شخص بوش مي‌خواهد در ماههاي آخر عمر دولت خود سر و صدايي كند و هم براي اين است كه در مذاكرات بتوانند دست بالا را بگيرند اما با اين اقدام كشور ما دست بالا را گرفت و آزمايش اين موشك‌ها تنها دست گرمي بود و تمام توان دفاعي كشور ما را نشان نداد.

رئيس جمهور محمود احمدي‌نژاد در ادامه گفت‌وگوي زنده تلويزيوني درخصوص رفتار نامناسب برخي كشورها با مسافران ايراني تصريح كرد: قريب به اتفاق كشورهاي دنيا به مردم ايران احترام مي‌گذارند ولي در صورت مشاهده رفتارهاي نامناسب توسط برخي كشورها دولت ايران نيز رفتار متقابل با اتباع آنها را در پيش خواهد گرفت.
وي تاكيد كرد: جهت‌گيري دولت ايران رفت‌وآمد با سهل‌ترين شرايط است ولي برخي از دولت‌ها از ورود ايرانيان به داخل كشورشان هراس دارند چرا كه ايرانيان همواره حامل فرهنگ و ادب بوده‌اند.

به گفته رئيس‌جمهور، كشور ايران در سال‌هاي گذشته پيشرفت بسياري خوبي در خصوص جذب گردشگر داشته و ميزان خروجي از كشور نيز افزايش يافته است.
رئيس جمهور در بخشي از سخنان خود با اشاره به مسافرت به 40 كشور دنيا خاطرنشان كرد: در همه اين كشورها تعداد ايرانيان بسيار زياد است و استقبال خوبي توسط آنها از دولت صورت مي‌گيرد.

احمدي‌نژاد در خصوص انگشت‌نگاري از اتباع ايراني توسط برخي از كشورها گفت: تقريبا تمام كشورهاي دنيا اعم از ايران براي اجراي اين طرح برنامه‌ريزي كرده‌اند ولي ايران در اين خصوص سخت‌گيري نمي‌كند.
رئيس جمهور تاكيد كرد: برخورد اكثر كشورهاي دنيا با اتباع ايراني خوب و مناسب است.

وي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص اقدامات انجام شده در حوزه فرهنگ و علوم اين حوزه را به چند دسته تقسيم كرد و گفت: بحث ورزش يكي از بخش‌هاي فرهنگي است كه در 2 سال و نيم گذشته شاهد پيشرفت‌هاي بسيار خوبي در اين حوزه بوده‌ايم.

رئيس جمهور افزود: در اين مدت ورزشكاران كشورمان به اندازه 10 سال گذشته مدال رنگي كسب كردند و همچنين در اين مدت با امكانات موجود بسياري از اهداف برنامه 20 ساله در بخش ورزش محقق شد.
رئيس جمهور با اشاره به رشد تصاعدي توليد و تنوع كتاب در كشور خاطرنشان كرد: در نمايشگاه كتاب علي‌رغم افزايش قيمت كتاب‌ها تعداد بازديد كنندگان و ميزان خريد آنها افزايش يافت.
به گفته وي در بخش فيلمسازي كشور همواره شاهد مشكلاتي بوده كه ريشه آن فرهنگي نيست ولي در مجموع توليد در اين بخش نيز با افزايش همراه بوده است.
احمدي‌نژاد فضاي عمومي فرهنگي كشور را بسيار خوب و سالم توصيف و تصريح كرد: جوانان و زنان و مردان كشور در شرايط كنوني واقعا سالم‌ترين جوانان در دنيا هستند.
وي با بيان اينكه دولت سرمايه‌گذاري خاصي در يك سري از فعاليت‌هاي فرهنگي - معنوي نكرده است، گفت: در ارتباط با تمدن و فرهنگ طي سالهاي گذشته فعاليت‌هاي بي‌نظيري انجام شده و در اين مدت براي اولين بار فرهنگ و تمدن ايران اسلامي به كتاب‌هاي درسي راه يافت.
وي افزود: دولت در بخش فرهنگ برون‌مرزي نيز فعاليت بسيار خوبي داشته و نمايشگاهها و خانه ايرانيان در اكثر كشورهاي دنيا با مشخصه‌هاي خاص محبت، خانواده و احترام به بزرگتر در حال تشكيل است.

وي بخش ديگري از مشخصه‌هاي اين فرهنگ را تبيين مراسم محرم، اعتكاف، عزاداري سيدالشهدا و عيد نوروز عنوان كرد و گفت: در سه سال گذشته تعداد كشورهايي كه عيد نوروز را جشن مي‌گيرند سه برابر شده است.
رئيس جمهور با اشاره به افزايش فعاليت‌هاي علمي در كشور حجم اين فعاليت‌ها را در طول تاريخ ايران بي‌سابقه توصيف كرد و گفت: موسساتي كه بعضا اقدام به گزارشات منفي در خصوص وضعيت علمي ايران مي‌كنند از اعتبار لازم برخوردار نيستند.

وي تصريح كرد: واقعيت اين است كه دانشگاه علوم پزشكي ما در رده‌هاي بالاي جهان قرار دارد سال گذشته بيش از 20 هزار نفر غيرايراني براي درمان به ايران مسافرت كردند كه براساس پيش‌بيني‌هاي انجام شده اين رقم در سالجاري به 60 هزار نفر افزايش پيدا خواهد كرد.
به گفته رئيس جمهور با پيشرفت سطح دانش و تكنولوژي در بخش پزشكي كشور و قيمت مناسبي كه اين بخش دارد تا پنج سال آينده شاهد مراجعه بيماران از اروپا به داخل كشور خواهيم بود.

وي با بيان اينكه تمام دانشگاه‌هاي دنيا فارغ‌التحصيلان ايراني را پذيرش مي‌كنند و حتي براي جذب آنان نامه‌نگاري نيز انجام مي‌دهند تصريح كرد: اگر دانشگاه‌هاي ما در رده پاييني قرار دارند پس از چگونه مي‌توان اين نامه‌نگاري‌ها را توجيه كرد.
وي بار ديگر تاييد كرد موسساتي كه در گزارشات خود رده علمي ايران را پايين توصيف مي‌كنند معتبر نيستند.

رئيس جمهور با بيان اينكه در اكثر كشورهاي دنيا فعاليت‌هاي پژوهشي عمدتا در بخش خصوصي انجام مي‌شود به اجرا اين كار توسط بخش خصوصي در كشور اشاره كرد و گفت: اين گام اول علمي در بسياري از زمينه‌ها در حال انجام است و در كنار آن بخش دولتي نيز قراردادهاي بسيار مناسبي به منظور انجام امور پژوهشي منعقد كرده است.

به گفته احمدي‌نژاد يك تا 4 درصد از بخش اقتصادي بودجه دولت و يك درصد از بخش عمومي بودجه دولت به پژوهش اختصاص يافته ضمن اينكه يك هزار و 200 ميليارد تومان نيز بطور مستقيم براي امور پژوهشي پيش‌بيني شده است.
وي تصريح كرد: ظرفيت پژوهشي كشور رشد طبيعي خود را در پيش گرفته و هم‌اكنون كشور در بسياري از رشته‌ها در رتبه اول در منطقه قرار دارد و بسيار زودتر از موعد به اهداف چشم‌انداز دست پيدا خواهد كرد.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور در ادامه گفت‌وگوي زنده تلويزيوني با اشاره به اهميت و جايگاه مطبوعات گفت: متوسط فاصله زمان مصاحبه‌ها و صحبت‌ من با مطبوعات كشور كمتر از 45 روز است ارتباطات حرف اول را مي‌زند و انسان‌ها با ارتباط زنده هستند، در واقع بستر جهاني شدن حقيقي انسان‌ها نيز همين امر است.
وي افزود: در برخي بخش‌ها به ويژه مناسبت‌هاي ملي، رسانه ملي بسيار خوب عمل كرده و نمره آن 20 است كه از جمله آن در طرح برخي مسائل بسيار خوب عمل كرده ولي در بحث پيگيري و عمق كارشناسي ضعيف بوده است.

به گفته وي، برخي بخش‌ها به دنبال كار كارشناسي نيستند و تنها به دنبال ارضاي عطش بيروني مي‌باشند، درحالي كه هرچه بحث ها بيشتر باز شود، ذهن‌ها نيز بازتر شده و كشور پيشرفت مي‌كند كه به نفع همه است.
احمدي نژاد گفت: البته رسانه تنها صداو سيما نيست، مطبوعات نيز از جمله آن هستند كه در بعضي بخش ها بسيار خوب و برخي ديگر ضعيف عمل كرده‌اند. ما دولتي هستيم كه در برخي موارد حتي به ما فحش هم مي‌دهند.

رئيس جمهور افزود: به عنوان مثال در روزهاي اخير در برخي سايت‌ها آورده شده كه براساس قانون سالانه 50 ميليارد تومان تنخواه در اختيار سران قوا است كه بر اين اساس در حال حاضر 150 ميليارد تومان در اختيار رئيس جمهور طي سه سال اخير بوده كه بايد پيگيري شود. اين درحالي است كه اساس اين خبر دروغ بوده و از اين نمونه‌ها مي‌توان به برخي اخبار در مورد بورس اشاره كرد كه مي‌گويند بورس با ركود و مشكل روبه‌رو شده است.

وي افزود: اين درحالي است كه بورس ما بهترين دوران خود را طي مي‌كند و در مقايسه با بورس‌هاي ديگر دنيا كه در حال ورشكستگي‌ هستند عملكرد خوب و نمونه‌اي داشته است. بورس ما دائم در حال عرضه سهام و افزايش حجم معاملات و شاخص‌ها است كه بيانگر شرايط ايده‌آل براي بورس است. بر اين اساس برخي اخبار منتشره از اساس دروغ بوده و اين‌ها كار رسانه‌اي نيست بلكه ابزار انتقام‌جويي است.

رئيس جمهور يادآور شد: نفت ما از ابتداي اكتشاف دست خود ما نبوده بلكه در اختيار ديگران بوده در مقطعي ملي شده و نشده است. پولي دست ملت از نفت مي‌آمد كه ديگران برنامه‌ريزي مي‌كردند و به تدريج اين كار به بدنه سيستم اجرايي رفت و فرهنگ عمومي شد.
به گفته وي، آنها به گونه‌اي طراحي كرده بودند كه ما نفت را بفروشيم، آنها از ما بخرند و دوباره محصولات آن را به ما بفروشند. در حالي كه بهترين شرايط براي نفت اين است كه هرچه نفت مي‌فروشيم درآمد آنرا سرمايه‌گذاري كنيم و حداقل ميزان فروش را داشته باشيم.

رئيس جمهور يادآور شد: آنچه فروخته نمي‌شود نيز به كالاهاي افزوده بالاتر تبديل شده و به درآمد ارزي تبديل و به مصرف خارجي يعني سرمايه‌گذاري در زمينه واردات برسد.

محمود احمدي نژاد گفت: متاسفانه از سال 1380 بانك مركزي مامور تامين بودجه دولت شده بود كه بدترين حالت ممكن براي درآمدهاي نفتي محسوب مي‌شود كه نتيجه آن فروش دلارهاي نفتي در بازار و تبديل آن به ريال مي‌باشد. سالانه ما سعي كرده‌ايم اين روند كاهش يافته و درآمدهاي نفتي به سرمايه‌گذاري تبديل شود.
رئيس جمهور يادآور شد: درحال حاضر با اجراي طرح تحول اقتصادي بخش مهمي از بودجه دولت از نفت جدا مي‌شود كه با اين كار هم نفت نجات پيدا كرده و به سرمايه‌گذاري تبديل مي‌شود و از سوي ديگر يكي از عوامل اصلي تورم كه ريال بدون پشتوانه است از بين مي‌رود.

وي گفت: قيمت نفت هرچقدر هم كه تغيير كند ديگر به 8 دلار و حتي به كمتر از 100 دلار برنخواهد گشت دليل اصلي افزايش قيمت نفت در حال حاضر همين تنش‌ها و سروصداهايي است كه توسط عوامل خارجي در منطقه ايجاد مي‌شود كه توخالي است. اين عوامل به راحتي نمي گذارند قيمت نفت پايين بيايد.

به گفته وي، بايد برنامه داشته باشيم و نگذاريم درآمدهاي نفتي صرف كارهاي گذرا شود. بر اين اساس مصرف جاري دولت را بايد كاملا رها كرده كه در اين راستا از 67 درصد وابستگي بودجه عمومي دولت به نفت در سه سال گذشته به 51 درصد كاهش يافته كه امسال كمتر نيز مي‌شود و بايد به سمت صفر شدن اين نسبت حركت كنيم.
رئيس جمهور در ادامه گفت‌وگوي زنده تلويزيوني افزود:‌ حجم اقتصاد كشور مرتب در حال بزرگ شدن و رشد اقتصادي است، گرچه تورم نيز اتفاق افتاده و براي دهك‌هاي پايين اقتصادي مضر است.

وي افزود: امكان آسيب ديدن دو سه دهك پايين درآمدي در طرح تحول اقتصادي وجود داشت، ولي اكثريت دهك‌ها قدرت خريدشان افزايش پيدا مي‌كند، البته در شرايط تورمي برنامه‌ريزي اقتصادي دچار مشكل مي‌شود.
رئيس جمهور افزود: برخي مي‌گويند پول حاصل از فروش نفت به حساب دولت وارد شده و دولت خرج كند، اما بايد به صورت ارزي صرف واردات كالاهاي سرمايه اي شود.
احمدي‌نژاد در ادامه تصريح كرد: وزارت بازرگاني از مهرماه سال گذشته نبض بازارهاي جهاني را بررسي مي‌كرد و روابط اقتصادي 50 سال گذشته را مورد بررسي قرار داد.
وي افزود: براساس بررسي انجام شده تغييرات قيمت در سطح جهان مستقيم به اقتصاد داخلي منتقل مي‌شود و حداقل 80 درصد از تغييرات بيروني در اقتصاد داخلي ظاهر مي‌شود.
رئيس جمهور افزود: وزارت بازرگاني سال گذشته در مورد پيش‌بيني افزايش قيمت مواد غذايي هشدار داد و دولت تصميم گرفت كالاهاي اساسي مانند شكر، ذرت، گندم و دان مرغ وارد كشور شده و ذخيره شود.

احمدي‌نژاد افزود: در اين زمينه با مجلس هفتم نشست مشتركي برگزار شد و ابتدا قرار بود لايحه 2 ميليارد دلاري براي واردات ارائه شود كه با وزير جهاد كشاورزي صحبت كردم و از محل توليد داخل قسمتي تامين شده و رقم 2 ميلياد دلار را به 2/1 ميليارد دلار كاهش داديم و با قيد 2 فوريت تقديم مجلس هفتم شد كه مجلس نيز 2 فوريت و يك فوريت طرح را تصويب نكرد و آن را در نوبت عادي رسيدگي قرار داد.

احمدي‌نژاد افزود: بعد از لايحه بودجه سال گذشته نيز اين لايحه برداشت يك ميليارد و 200 ميليون دلاري براي واردات كالاهاي اساسي و نهاده‌هاي توليد ارائه شد.
احمدي نژاد گفت: تورم جهاني به اقتصاد داخل منتقل شد، اما نمي‌توانستيم(به صرف تصويب نشدن لايحه) همه ذخاير استراتژيك را وارد بازار كنيم.
احمدي‌نژاد افزود: تاخير در تصويب لايحه ياد شده باعث شد كه در بعضي جاها ضرر كرده و نهاده‌هاي مورد نياز را گرانتر وارد كنيم و كالاهاي مورد نياز واردات هزار و 500 ميليارد تومان افزايش قيمت پيدا كرد.

احمدي‌نژاد در پاسخ به اين شبهه كه برخي مي‌گفتند، دولت بدون مصوبه مجلس نسبت به برداشت رقم مورد نظر اقدام كرده، گفت: اگر دولت مي‌توانست برداشت كند ،چرا لايحه به مجلس تقديم كرد.
رئيس جمهور افزود: در اسفند ماه بعد از رد شدن فوريت لايحه در مجلس به مقام معظم رهبري نامه‌اي نوشتم و ايشان فرمودند دولت ضرورت‌ها را اعلام كند و عملا اين لايحه به نوروز رسيد و در نهايت در مجلس هشتم به تصويب رسيد.

رئيس جمهور افزود: همان كساني كه سال گذشته به دولت انتقاد مي‌كردند كه چرا واردات مواد غذايي افزايش يافته و دولت ذخيره مي‌كند، اما از همان ابتدا ما پيش‌بيني افزايش قيمت مواد غذايي را داشتيم، اما نمي‌توانستيم آن را اعلام كنيم.
رئيس جمهور در مورد افزايش قيمت نفت افزود: اين افزايش در اقتصاد كشور تاثير مي‌گذارد گرچه در كشورهاي اروپايي از قيمت فروش نفت ماليات مي گيرند و 70 درصد نصيب دولت‌ها مي‌شود.

وي گفت: در شرايط امروز پديده‌هاي اقتصادي كشورها بر يكديگر اثر مي‌گذارند و اگر ركودي در اقتصاد آمريكا رخ مي‌دهد سپس به چين و اروپا نيز منتقل مي‌‌شود.
رئيس جمهور در مورد كاهش وابستگي دولت به نفت گفت: 2 راه در اين زمينه وجود دارد يكي كاهش هزينه‌هاي دولت و ديگري كاهش هزينه از درآمد‌هاي نفتي است كه در تحول اقتصادي اصل برداشت از درآمدهاي نفتي كاهش مي‌يابد.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور در ادامه گفت‌وگو زنده تلويزيوني با رسانه ملي در پاسخ به سوال مجري برنامه در خصوص بازگشايي دفتر حفاظت منافع امريكا در تهران گفت: مواضع ايران همواره روشن بوده و همواره تاكيد كرده‌ايم كه جز رژيم صهيونيستي با همه كشورها در شرايط عادلانه، برابر و احترام‌آميز گفتگو مي‌كنيم. ما با عمل آنها و تجاوزگري آنها مخالف هستيم.

وي با بيان اينكه رژيم صهيونيستي مامور به ظلم و اشغالگري است تصريح كرد: من پارسال در امريكا هم گفتم كه حاضر به مناظره با رئيس جمهور امريكا هستم. در چند ماه آينده نيز اتفاقاتي رخ خواهد داد و شرايط به گونه‌اي خواهد شد كه آنها محتاج گفتگو با ايران مي‌شوند. هم اكنون آنها اذعان دارند كه ما يك قدرت فرامنطقه‌اي هستيم البته قدرت كشور ما انساني است.
احمدي نژاد افزود:‌ امريكا اكنون نيازمند گفت‌وگو با ايران است و در خصوص دفتر حافظ منافع نيز هنوز درخواست رسمي ارائه نكرده‌اند و اگر درخواستي ارائه دهند با نگاه مثبت به آن مي‌نگريم. ما از اينكه مردم ديگر كشورها به ايران بيايند يا مردم ايران به كشورهاي ديگر بروند نگران نيستيم زيرا مردم ايران هركجا كه هستند محكم و هويت دار هستند.

رئيس جمهور در خصوص طرح تحول اقتصادي و هدفمند كردن يارانه ها و پرداخت نقدي آن گفت: هدفمند كردن يارانه ها كاري درست و در جهت عدالت و نفس دادن به اقتصاد است اما اگر بانك‌ها به موازات آن خوب عمل نكنند آثار آن صفر خواهد شد. زيرا اينها يك مجموعه اقتصادي هستند.

وي با بيان اينكه همه صاحب نظران اقتصادي معتقدند كه طرح تحول اقتصادي يك مجموعه كامل است و داراي بخش‌هاي گوناگون است، اظهار داشت: آنچه كه زودتر ديده شد بخش هدفمند كردن يارانه ها است شايد به خاطر اينكه پيش از اين برخي به گونه اي ديگر آن را مطرح مي‌كردند كه مي‌خواهيم به مردم پول بدهيم اما ما قصد داريم همه جوانب اين طرح را اجرا كنيم و فكر مي‌كنيم اگر بخشي را زمين بگذاريم همه طرح زمين مي‌خورد. براي همين در بخش‌هاي بانكي ماليات و گمرك بحث‌هاي خيلي خوبي صورت گرفته است و به نتايج قابل قبول رسيده‌ايم و تقريبا كار در اين مراحل نهايي شده است.

احمدي نژاد افزود: پرداخت يارانه‌ها به صورت‌هاي گوناگون است مثلا ممكن است در بخش صنعت به صورت غيرنقدي و در بخشي از گروه‌ها بصورت نقدي باشد.
وي تصريح كرد: از سود نفت سال‌ها عده‌اي بهره‌مند مي‌شدند اكنون قصد داريم كه كساني كه سال‌‌ها سهمي از نفت نبرده‌اند و شامل 7 دهك پائين جامعه مي‌شوند طي چند سال قدرت خريد آنها چند برابر شود.

احمدي نژاد در ادامه گفتگوي تلويزيوني خود افزود: ابتدا بايد كار اطلاعاتي دقيق براي شناسايي درك‌هاي جامعه صورت گيرد كه اكنون مركز آمار ايران در صدد اين اقدام است و اين اطلاعات بدست آمده پايه اقتصادي محسوب مي‌شود كه دولت بر مبناي آن طرح خود را اجرا خواهد كرد.
رئيس جمهور در گفت‌وگوي زنده تلويزيوني با اشاره به برنامه دولت براي اجراي طرح تحول اقتصادي اظهار داشت: اين طرح در حقيقت اجراي قانون برنامه بوده و حداقل 5/2 سال كار كارشناسي توسط دولت روي آن انجام شده است.

وي با تاكيد بر انكه دولت بايد يك اقدام كامل در اين ارتباط انجام دهد درباره نرخ بالاي تورم كشور گفت: بايد براي اندازه‌گيري نرخ تورم رقم متوسط سال را در نظر بگيريم ضمن اينكه آيا تضميني وجود دارد كه آينده اقتصاد جهاني بهتر از شرايط فعلي باشد.
رئيس جمهور تصريح كرد: موقعيت سياسي و اقتدار اقتصادي ايران در دنيا بهتر مي‌شود و بايد با اجراي طرح تحولات اقتصادي بستر مناسب‌تري را براي اين امر فراهم كنيم.
احمدي‌نژاد با اشاره به انتقاداتي كه در خصوص اجراي طرح تحولات اقتصادي صورت گرفته خاطرنشان كرد: اگر دولت سال اول فعاليت خود اقدام به اين كار مي‌كرد منتقدان آن را شتابزده توصيف مي‌كردند و هم‌اكنون كه در سال سوم اين كار انجام خواهد شد آن را انتخاباتي و سياسي جلوه مي‌دهند اين در حاليست كه به گفته حاميان دولت اگر قرار بود دولت نگاه انتخاباتي داشته باشد نمي‌بايست در سال اخر فعاليت، خود را در معرض سختي قرار دهد.

وي تصريح كرد: سال گذشته نيز در بحث بنزين چنين انتقاداتي به دولت شد و هم‌اكنون نيز برخي در تريبون‌هاي مقدس دولت را به كم‌كاري متهم مي‌كنند در حاليكه شرايط بسيار مناسبي توسط دولت نهم براي خصوصي‌سازي، سرمايه‌گذاري و فعاليت‌هاي اقتصادي فراهم شده است.
احمدي‌نژاد افرادي را كه اجراي طرح تحولات اقتصادي را انتخاباتي مي‌دانند افراد غرق در حزب و گروه توصيف كرد و گفت: اگر اينطور است اجازه بدهيد ديگران راي بياورند ولي حتي اگر يك روز از دولت نهم باقي مانده باشد اين طرح بايد اجرا شود.

وي تاكيد كرد: دولت براي انجام اين كار مستندات قانوني دارد و در قوانين متعدد بر هدفمند كردن يارانه تاكيد شده است.
به گفته احمدي‌نژاد در نظام بانكي گمرك و ماليات تغييرات و اصلاحات جزئي در قانون انجام خواهد شد ولي در نظام توزيع كالا و بهره‌وري تكاليف قانوني وجود دارد و اين بخش در سه مرحله اجرا خواهد شد.

رئيس جمهور به جلسات خود با روساي قوا، كارگروهي از مجلس و تعدادي از اقتصادانان كشور اشاره كرد و گفت: طي اين جلسات برنامه‌ريزي‌هاي مفصلي براي اجراي طرح تحولات اقتصادي انجام شد و در مورد كليات آن تفاهماتي حاصل شد.

احمدي‌نژاد ادامه داد: مرحله دوم اعلام فعاليت‌ها در اين خصوص اعلام طرح‌هاي تفصيلي است كه در برخي از بخش‌ها آماده شده و از هفته آينده مطرح خواهد شد.
وي با بيان اينكه حدود 20 اقتصاددان بصورت دائم در حال بررسي ابعاد طرح‌هاي تفصيلي هستند گفت: اين طرح‌ها بزودي در معرض عموم قرار خواهند گرفت.
احمدي‌نژاد با تاكيد براينكه در مورد كليات طرح اجماع كلي وجود دارد خاطرنشان كرد: زمان اجرا براي بخش‌هاي مختلف اين طرح متفاوت است بطور مثال براي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها يكماه و طرح اصلاح ماليات‌ها 3 تا 4 ماه زمان لازم است.

وي افزود: بخش اول هدفمند كردن يارانه‌ها در طول نيمه دوم آغاز مي‌شود كه به پيشنهاد كارشناسان به منظور جلوگيري از تبعات منفي اجراي طرح، بخشي از آن را به سال بعد موكول خواهيم كرد.
به گفته احمدي‌نژاد برنامه‌هاي پيش‌بيني شده براي نظام گمرك نيز از ابتداي آذرماه شروع خواهد شد ولي برخي از قسمت‌هاي اصلاحي نظام بانكي احتياج به زمان بيشتري دارد.

وي با اشاره به انتشار فرم‌هاي مخصوص جمع‌آوري اطلاعات اقتصادي خانوار تصريح كرد: در بخشي از اين فرايند پيش‌بيني شده بود كه فرم‌ها توسط مساجد محل تاييد شود ولي اينجانب امروز طي صحبتي كه با رئيس مركز آمار داشته‌اند خواستار لغو اين پيشنهاد شدند تا براي مردم ايجاد زحمت مضاعف نشود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود تصريح كرد: بطور كلي دولت براي اجراي هفت پروژه برنامه‌هاي ويژه‌اي دارد و حدود ده وزارتخانه بطور مستقيم درگير اجراي اين پروژه‌ها هستند.

رئيس جمهور با اشاره به اتفاق نظر كلي در دولت پيرامون اجراي طرح تحولات اقتصادي تاكيد كرد: هيچ اختلاف اساسي در اين خصوص بين بخش‌هاي دولت وجود ندارد.
محمود احمدي‌نژاد در ادامه گفت‌وگو زنده تلويزيوني با رسانه ملي سياست‌هاي كلي اصل 44 را مدل كامل اقتصادي كشور دانست كه در راستاي اهداف سند چشم انداز با استفاده از طرح تحول اقتصادي به اصلاح ساختارهاي موجود پرداخته مي‌شود.
وي گفت: اگر اين ساختارها اصلاح نشود، هزينه‌هاي زيادي را تحميل مي‌كند و نه تنها به اهداف سند چشم انداز نمي‌رسيم بلكه از آنها منحرف نيز مي‌شويم. اين ساختارها بايد خوب كار كنند تا به اهداف مورد نظر برسيم.

به گفته وي، بخشي از مدل‌هاي مورد استفاده در طرح تحول در دل اين ساختارها نظير سيستم بانكي، ماليات و هدفمند كردن يارانه‌ها و غيره مي‌باشد. در واقع الزامات تحقق سند چشم انداز اصلاح اين ساختارها است كه با اصلاح آنها به اهداف موردنظر خواهيم رسيد.به عبارت ديگر در جهت تحقق اهداف سند چشم انداز و براساس مدل اقتصادي اصل 44 ساختارها اصلاح مي‌شود.

احمدي نژاد يادآور شد: با هدفمند كردن يارانه‌ها در واقع پول از جامعه جمع‌آوري مي‌شود كه سياستي ضد تورمي است و به تدريج در بخش‌هاي مختلف و دهك‌هاي مورد نياز هزينه مي‌شود. در واقع پول از جامعه جمع‌آوري كه حكم ماليات را دارد و خلق پول محسوب نمي‌شود كه اين كار قدرت خريد دهك‌هاي مختلف اجتماعي را افزايش مي‌دهد.

وي گفت: گام اول در اجراي طرح تحول اقتصادي تكميل دقيق فرم‌هايي است كه در اختيار مردم گذاشته مي‌شود و از همه جا قابل تهيه است اين اطلاعات در پايگاه‌هاي مربوطه جمع‌آوري و از چندين پايگاه مختلف چك مي‌شود.

احمدي نژاد افزود: بر اين اساس اگر كسي اطلاعات غلطي را بدهد ممكن است بعداً‌ از دريافت خدمات آتي دولتي محروم شود. به عنوان مثال از تاريخ اول دي ماه كساني كه به خريد و فروش ملك بپردازند بايد ماليات آن را بدهند و كسي نمي‌تواند از زير بار آن فرار كند.
به گفته رئيس جمهور، مردم در اين مرحله اطلاعات دقيق ارائه كنند اين اطلاعات معيار دريافت ماليات نيست بلكه معيار تشخيص صلاحيت دريافت يارانه ها و نحوه هزينه‌ آنها در دهك‌هاي مختلف است كه هرچه اين اطلاعات دقيق‌تر باشد كار ما و مردم راحت‌تر مي‌شود.

احمدي نژاد تصريح كرد: اولويت كار همكاري خوب مردم است و كساني كه مي‌خواهند واقعا از دولت كمك نقدي دريافت كنند اين اطلاعات را دقيق ارائه كنند. نكته دوم در مسير اين تحول اين است كه منافع برخي افراد قطعا به خطر مي‌افتد كه اين افراد ممكن است بخواهند با موج‌‌آفريني تعادل موجود را به هم بزنند و اطلاعات غلط به مردم بدهند درحالي كه در هر مقطعي اطلاعات لازم به مردم داده مي‌شود و چيز غيرعادي نيست.

رئيس جمهور در ادامه با انتقاد از افرادي كه اعداد غلط در مورد قيمت كالاهاي مورد نياز مردم بعد از حذف يارانه‌ها ارائه مي‌دهند گفت: در حال حاضر كه دولت قيمت بنزين آزاد را ليتري 400 تومان عرضه مي‌‌كند قيمت اين فرآورده بر اساس اف.او.بي (فوب) خليج فارس ليتري حدود 900 تومان است.
احمدي نژاد افزود: اين خبر خوب را به ملت بدهم كه مهندسان ايراني روش جديدي براي توليد بنزين ابداع‌ كرده‌اند كه هزينه تمام شده توليد بنزين را بسيار كاهش مي‌دهد.

وي افزود: با اين روش جديد بنزين از نفت و برخي پس‌مانده‌هاي پالايشگاه درست مي‌شود و اگر اين طرح اجرا شود از سال آينده نيازي به واردات بنزين نخواهد بود.
احمدي نژاد در پاسخ به اين سوال كه آيا طرح پرداخت نقدي يارانه‌ها به خانوار باعث افزايش جمعيت مي‌شود افزود: برعكس اين طرح در جهت كنترل جمعيتي است و اميدواريم وضع مردم آنقدر خوب شود كه خودشان بگويند يارانه نمي‌خواهند.

رئيس جمهور در پايان افزود: به زودي سخنگوي دبيرخانه تحول اقتصادي دولت مشخص و به مردم معرفي مي‌شود.
در حاشيه رئيس جمهور از حيدري و عنادي وقتي سوال كرد شما چند فرزند داريد و حيدري گفت: هنوز مجرد است رئيس جمهور به خنده گفت: شما خجالت نمي‌كشيد هنوز مجرد هستيد و با مردم از طريق تلويزيون حرف مي‌زنيد؟


 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 23:0 | 87/04/25

المپيک پکن



 



 

 ورزشکاران اعزامي ايران به المپيک پکن

 

 

اسامي نهايي 52 ورزشکار اعزامي کشورمان به بازيهاي المپيک 2008 پکن اعلام شد.

کاروان ورزشي ايران در دوازده رشته و با 52 ورزشکار در بيست و نهمين دوره بازيهاي المپيک که از هجدهم مرداد تا سوم شهريور در شهر پکن چين برگزار خواهد شد، شرکت مي‌کند. نام‌هاي نهايي ورزشکاران اعزامي کشورمان به المپيک به شرح زير است:

* کشتي آزاد:
عباس دباغي (55 کيلو)، سيدمراد محمدي (60 کيلو)، مهدي تقوي (66 کيلو)، ميثم مصطفي جوکار (74 کيلو)، رضا يزداني (84 کيلو)، سعيد ابراهيمي (96 کيلو) و فردين معصومي (120 کيلو).

* کشتي فرنگي:
حميد سوريان (55کيلو)، علي محمدي (66)، سامان طهماسبي (84)، قاسم رضايي (96)، مسعود‌هاشم زاده (120).

* تکواندو:
رضا نادريان (وزن اول)، هادي ساعي (وزن سوم) و سارا خوش جمال فکري.

* جودو:
مسعود حاجي آخوندزاده (وزن 60- کيلو)، ‌آرش ميراسماعيلي (66-)، علي معلومات (73-)، حامد ملک‌محمدي (81-) حسين قمي (90-) و محمدرضا رودکي (100+).

* وزنه ‌برداري:
حسين رضازاده (105+ کيلوگرم)، اصغر ابراهيمي (94 کيلوگرم) و محسن بيرانوند (105- کيلوگرم)

* تيروکمان:
حجت‌الله واعظي و نجمه آبتين

* دووميداني:
احسان حدادي (پرتاب ديسک)، عباس صميمي (پرتاب ديسک)، سجاد مرادي (دوهاي 800 و 1500 متر)، احسان مهاجر شجاعي (800 متر) و امين نيکفر (پرتاب وزنه)

* قايقراني:
هما حسيني و محسن شادي (رويينگ)

* دوچرخه ‌سواري:
قادر ميزباني، حسين عسكري و مهدي سهرابي

* تنيس روي ميز:
افشين نوروزي

* بوکس:
مرتضي سپه‌‌وند (69 کيلوگرم)، مهدي قرباني (81 کيلو) و علي مظاهري (91 کيلو)

* بسکتبال:
جواد داوري، محمدرضا اکبري، هومن رضايي، حامد سهراب‌ نژاد، امير اميني، آرن داودي، مهدي کامراني، سعيد داورپناه، جابر روزبهاني، حامد حدادي، اصغر کاردوست، ايمان زندي، حامد آفاق، اوشين ساهاکيان و صمد نيکخواه بهرامي (البته ازبين اين پانزده بازيکن حاضر، سه نفرخط مي‌خورند).

نخستين گروه اعزامي کشورمان به بازي‌هاي المپيک پکن تيم بسکتبال خواهد بود که دوازدهم مرداد، راهي پکن مي‌‌شود و تيم‌‌هاي تکواندو و کشتي آزاد به عنوان آخرين گروه 23 مراد ماه به پکن سفر مي‌کنند.

بازي‌هاي المپيک 2008 پکن به طور رسمي از هجدهم مرداد آغاز مي‌‌شود.


 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:23 | 87/04/23

القاي خطر موشکي ايران




 

تصاوير گرافيکي فاکس نيوز براي القاي خطر موشکي ايران

 

 

شبکه تلويزيوني فاکس نيوزبراي بزرگنمايي خطر موشکي ايران براي کشورهاي منطقه به استفاده از تصاوير گرافيک معناداري روي اورده است.


در يکي از اين تصاوير گرافيکي که اين شبکه وابسته به نومحافظه کاران و عناصر تندروي کاخ سفيد پخش کرد تصويري ماهواره اي از منطقه خاورميانه و پيرامون ان ديده مي شود.

در ادامه اين تصوير گرافيکي برد موشکهاي ايران در کشورهاي منطقه به تصوير کشيده است. اين کشورها که از شرق تا افغانستان و پاکستان و از شمال غرب تا ترکيه و از جنوب و جنوب غرب کشورهاي عربي حوزه خليج فارس به تصوير کشيده شده اند در دايره اي قرمز رنگ قرار گرفته اند که برد موشکي ايران است.

باتوجه به تاثير روانشناختي رنگ قرمز که القاء کننده خطر است اين رنگ اميزي قابل توجه است. بايد به مکان قرار گرفتن موشکهايي که فاکس نيوز در اين تصاوير گرافيکي اورده نيز توجه داشت .

اين موشکها در بالاي تنگه هرمز قرار داده شده که بخاطر موقعيت سوق الجيشي تنگه هرمز از نظر نفتي براي جهانيان اين مساله بسيار حائز اهميت است و فاکس نيوز مي خواهد موضوع امنيت انرژي جهاني را مطرح کند. عبارتهاي مورد استفاده در حاشيه اين تصوير نيز که در بزرگنمايي تهديد موشکي ايران براي کشورهاي منطقه است جالب توجه است.

البته در اين تصاوير فاکس نیوز ایران را صاحب چندین تنگه هرمز کرد!

شبکه MSNBC در برنامه Beat the Press اعلام کرد که فاکس‏نیوز تا آن اندازه از اوضاع ایران بی‏اطلاع است که در پوشش خبری رزمایش موشکی ایران از تصویری گرافیکی استفاده کرده است که در آن به جای تنگه هرمز از عبارت "تنگه‏های هرمز" استفاده شده است. ضمن اینکه مکان این "تنگه‏ها" نیز درست نشان داده نشده و گوینده فاکس نیوز در تلفظ "تنگه‏های هرمز" نیز با مشکل مواجه بوده است.

مجری برنامه بیت‏دپرس ام.اس.ان.بی.سی در حالی که لبخند می‏زد ادامه داد، درست است که فاکس نیوز علاقه شدیدی به جنگ علیه ایران دارد، اما اول بهتر است یک متخصص جغرافیا برای بررسی صحت اخبارش استخدام کند.

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:14 | 87/04/23

عكس يادگاري



 

عكس يادگاري فرمانده آمريكايي با دكتر احمدي‌نژاد

 

 

شب گذشته بار ديگر در ساعت 23، شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي به پخش يكي از سخنراني‌هاي رئيس‌جمهور پرداخت كه حدود چهل روز پيش در جمع فرماندهان نيروي مقاومت بسيج ايراد شده بود.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، دكتر احمدي‌نژاد در اين نشست، اخبار داغ خود را براي فرماندهان سپاهي بازگو كرد كه يكي از آنها مربوط به عكس يادگاري يك فرمانده آمريكايي با وي در عراق بود.

وي با اشاره به يك خبر داغ اظهار داشت: او دوباره فرماندهانش را جمع كرده تا ترقه‌اي در ايران بيندازند. من او را نصيحت مي‌كنم، كارت تمام است. حتي اگر يك موشك كوك كني، كسي را پيدا نمي‌كني كه شاسي آن را فشار دهد. چرا كسي حرف او را نمي‌خواند.

رئيس‌جمهور براي نمونه گفت: سال گذشته كه به عراق رفته بودم، گفتند يكي از فرماندهان اشغالگران، علاقه دارد شما را ببيند. گويا مرخصي او هم رسيده بود. مثل خودمان كه پس از 45 روز در جبهه مرخصي مي‌رفتيم، اما او يك ماه مرخصي را عقب انداخته بود تا ما را ببيند و من هم گفتم، بيايد. وقتي آمد پيش ما گفت: افتخار مي‌كنم با شما هستم. شما در دل ما جا داريد. وي سپس از من درخواست كرد با من عكس يادگاري بگيرد و گرفت و سپس معاونش هم همين‌طور. من زدم پشتش و تشويقش كردم و گفتم هواي مردم عراق را داشته باشيد.

احمدي‌نژاد همچنين گفت: يك خبر دسته اول به شما بدهم. بوش دو سال است در آرزوي ضربه زدن به ايران است و خيلي دست و پا مي‌زند تا ضربه كوچكي وارد كند. پارسال كه آمد عراق، بلافاصله به استراليا رفت. در عراق مي‌خواست فرماندهان خود را وادار كند تا چيزي بيندازند به سمت ايران، اما پس از مخالفت فرماندهان قانع شد كه تنها ديوار صوتي ايران را بشكند، اما چنان فرماندهان نظامي آمريكايي مستقر در عراق قدرت ايران را براي او توصيف كردند كه او وحشت‌‌زده به استراليا رفت.

رئيس‌جمهور همچنين با اشاره به انتقاد يكي از چهره‌هاي سياسي از اظهارات خود مبني بر برنامه‌ريزي براي مديريت جهان اظهار داشت: پيش از انقلاب ديگران براي ايشان يك خانه صد متري خريده بودند الان در قيطريه، فرمانيه يك خانه هفتصد متري دارد. حالا آمده مي‌گويد كار به مديريت جهان نداريم. ما كه بخيل نيستيم، هفت هزار متري داشته باش.

دكتر احمدي‌نژاد در بخش ديگري از اظهاراتش گفت: در هسته‌اي مي‌آمدند ما را دور بزنند. مي‌خواستند به خيال خودشان در مسئله هسته‌اي بين احمدي‌نژاد و رهبري فاصله بيندازند، اما خيلي احمق هستند. ما خدمت آقا مي‌نشستيم و خاطره مي‌گفتيم و به حماقت آنها مي‌خنديديم.

رييس‌جمهور در بخش پاياني اظهاراتش به تشريح موفقيتهاي دولت پرداخت و گفت: رشد اقتصادي کشور براي دوسال پياپي بالاتر از 7 درصد بوده و اين درحالي است که بانک مرکزي و وزير اقتصاد رشد اقتصادي سال 85 را 2/6 و اين شاخص را در سال 86 7/6 درصد اعلام کردند. وي همچنين حمله شديدي به اعضاي سابق دولت خود كرد و آنان را عناصر متمرد خواند و از حمايت برخي از آنان انتقاد كرد.

گفتني است، صداوسيما در بخش‌هايي از سخنراني نيز چهره‌هاي بشاش فرماندهان سبزپوش بسيج را نشان مي‌داد كه مشغول شنيدن سخنان مهم رئيس‌جمهور بودند.


 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 4:11 | 87/04/23
هرگونه کپی و استفاده غیر قانونی از نوشته های این وبلاگ ممنوع می باشد