تبليغاتX
چالش انی

نگاهی نو به تاریخ ایران



          نگاهی نو به تاریخ ایران
           آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم
              مدخلی بر ایران شناسی بی دروغ و بی نقاب، 141


شواهد متعدد و مکفی بر تهی از انسان بودن مطلق این سرزمین، از زمان رخ داد پوریم در عهد خشایارشا ، تا
طلوع اسلام و نیز فقدان تجمع متمدن، از اسلام تا زمان صفویه خبر می دهد. شواهدی که از مجموع جعلیـات
ابلهانه ی وسیع و متنوعی اعتبار می گیرد که قصد تلقین هستی ملی و پر شکوه ایرانیان در دوران مورد بحث
،را دارد ، تا آن جا که بسیاری از ما ، حافظ را دلیل وجود شیراز قرن هشتم ، خیام را نشانه نیشابور قرن پنجم
!فردوسی را برهان وجود شهر طوس در قرن چهارم و ابن سینا را علامت حضور همدان در همان قرن گرفته ایم
اگر اینک نیمه ساخت بودن بنای تخت جمشید برملا شده ، اشکانیان یونانی از آب درآمده اند ، معلوم شده که
کتیبه های ساسانیان را ۷۰ سال پیش در عهد رضا شاه کنده اند ، سلسله عالی مقام  سلجوقیان مستند به
قبری است که تولید آن به ۱۳۰سال پیش می رسد ، اولجایتوی مغول در مزاری دفن است که در تعمیرات زمان
ما ، برای کاربرد در تاریخ مغولی که کنیسه و کلیسا تالیف کرده ، به مظاهر تشیع آراسته اند و برای غزنویان و
طاهریان و صفاریان و آل بویه ، حتی به همین میـزان نیز دست مایه ندارند ؛ پس زمان آن است که در شنـاخت
مـظاهر مادی و ابنیـه ی تاریخی ، که به شـماری بس اندک در ایران پراکـنده است ، گامـی پیـش تر نـهم و به
توضیحات بی تعـارفی وارد شوم که سرانجام ثابت می کند ، جز قـلاعـی در ارتفـاعـات ، هیـچ بنای تاریخی در
                                                      .دوران اسلامی ایران و به خصوص مساجد، هویت ماقبل صفویه ندارد
اینـک که پرده از مجـعـولات موجود برافـتاده و با مراجـعه به عقـل و اسناد ، می دانیـم اصفهان نخـستین شهـر
نوساز پس از پـوریـم است ، که با سرمایه و نیروی کار کنیسه و کلیسا بالا برده اند ، آن گاه کشف حـقیـقت بر
خواهندگان آن ، بسیار آسان خواهد شد ، زیرا برای تشخیص نادرستی هر نوشته و ادعایی در باب ایران ماقبل
صفـویه ، کافی است در آن ها اشاره ای به بنای دیوان و حمام و کاروان سرا و آب انبار و بازار و آتشکده و معبد
و مقـبره ای بیابیـم ، خـبر از بردن لشکـر و ستیز میان این و آن بشنویـم ، از مسافـری شرحی بر شهر پیش از
صفویه در ایران بخوانیم، شاعری را مشغول گذر از معبر یار و کوی مغان و ستایش سرمستانه از چشم و ابروی
معشوقه در برزن و خانه ای ببینیم و یا فیلسوف و مترجم و مفسر و طبیب و منجم و مطربی را سرگرم اعمالی
پیچیده در زمان و مکانی پیدا کنیم که در حد رفع تشنگی و یا نظافت اجسام و ابدان نیز ، زیر بنای لازم ، یعنی
آب انبار و حمـام ، نداشته است و با گریز از اسارت در شایعات و تلقینات و حدسیات و نام گذاری ها ، لااقل به
دنبال مسجدی در سر زمین خویش بگردیم که پیش از ساخت و سازهای صد ساله اخیر، محور قبله و محراب
                                                                                                      !!!آن صحیح  و بی انحراف باشد
با این همـه بدون تاثیـر پذیری از تـصـورات و موهـومات موجود ، هنگام مراجعه به توضیـحات و تصاویـر و یا دیـدار
.مستقیم از بقایای معماری تاریخی بر زمین مانده ی کنونی، به نکات بسیار غریب و درخور تاملی برمی خوریم
نخست این که مایه و مانده های معماری اسلامی در ایران ، فوق العاده اندک است و در میان همین بقایا نیز
کم ترین همآهنگی در طراحی و اجرای فنی نمی بینیم و گروه بندی بس دشوار آن ها که مثلا در مورد کاروان
،سراها به کلی ناممـکن است ، به آسانی نشان می دهد که تیـپ های مختـلف بازمانده های ابنـیه در ایران
ملـقـمه ای است از اندیشـه و اجـرا نزد معـماران گـوناگـونی از همـسایگان دور و نزدیـک ، چون ارامـنه ، مردم
ماوراء النـهر ، هنـدیان و اروپـاییان . در منطق مطلب نیز امکان ایجاد صـدها کاروان سرا در میـان بیابان ها و این
همه کلیسا و دیگر منضماتی که در عصر صفویه سبز شده ، جز با هجوم صدها گروه کار ممکن نیست که هر
یک در ارائه آگاهی های فنی و توانایی های اجرایی خویش، بدون نظارت و برنامه ی مدون و مرتبط و در آزادی
                                                                                                                    .کامل عمل کرده اند
صاحب نظران معماری باخبرند که سبک های گوناگون بر پا کردن یک بنا، با هر منظور و مصرفی ، زنجیره ی به
هم پیوسته ای است ، مرتبط با تحولات در شناخت مصالح نو و افزایش سرمـایه و درجات و امـکانات اشرافیت
که در نهـایت عامـلی برای نمایـش دگـرگونی های فرهنـگی تازه سربـرآورده می شود ، چـنان که مدرن تریـن
کلیسای جهان ، باز هم از گوشه ای به کهـن ترین نمونه ی آن پیوند می خورد . برای ادراک آسیب های وارده
بر تمدن شرق میانه و از جمله ایران کهن، به دنبال رخ داد پلید پوریم، کافی است به فقدان بنیان و زیر بناهای
اجتماعی در روند دو هزار ساله ی پس از بروز آن حادثه در ایران توجه کنیم که پیش از صفویه ، جز مانده های
یونانی ، بقایایی از یک عمارت اشـرافـی و بنای حکومتی و مرکز عبادی نداریم و الـگویی از هنـر و موسیقی و
ادوات مصـرفی و معمول زندگی و کاسه و خنـجر و گرز و شلاق و شلـوار و لباس و پلاس و قاشق و بشقـابی
نمی شناسیم ، به گونه ای که تنها راه قبول این همه تحولات در زمان صفویه منحصر به این است که یا گمان
کنیم در عهد آن ها ، به دنبال هر بـاران بهـاری ، مقادیری نقاش و بافنده و هنرمند و سازنـده ی پل و عمارت و
مسجد ، از زمین می روییده و یا صاحبان این حرفه ها و دارندگان این آگاهی های عملیاتی را وارد شوندگانی
در امواج مختلف، بر این سرزمین بدانیم. با این همه و از آن که مقاطعه کاران مامور تولید ایران زمین، در عرضه
نمودارهایی مرتبط با پیشینه ی بومی ماموریت خود، به سبب فقدان الگو، درمانده بوده اند ، اتودهای معماری
آنـان چـندان پراکـنده و غـیر معـمول و بی هـویت است که جـز کپـی کشـی متـوسطی از دارایی همـسایـه ای
شناخته نمی شود و نشان می دهد که سازندگان وارداتی عهد صفویه نیز، همانند بنایان و مهندسان امروز، از
ارائه مظاهری در پیوند با معماری ملی، ناتوان بوده اند . آن ها نمونه هایی از انواع مهارت های خویش در کپی
برداری از ابنیه ی اطراف و نیز در تقلیدی از بنای کلیسا و مقابر مسیحی را ، که در اجرای آن استاد بوده اند به
طور پراکنده و به عنوان الگوی مهارت خویش بر پا کرده اند. فقدان منطق ارتباط تاریخی و جغرافیایی و پریشانی
بی حد و بدون پیشینه ی سنت در این نمونه ها ، ساخت غالب آن ها را به ارائه اتودهایی برای ابراز توانایی و
                                                                         .پیش شرطی برای کسب سفارش تبدیل کرده است
                                                  
http://i29.tinypic.com/s41dty.jpg
عکس سمت راست ، مناره وابـکـنـد در آسیای مرکـزی با تاریخ گـذاری نامطمـئن قرن ششم هجری است که
.شبـیه دیگری در بخارا دارد و با ۴۰ متر ارتفاع از حوادث طبیعی منطقه ای پر زلـزله ، به سلامت جـسـته است
منـاره را در حوزه ی یک تجمع وسیع انسـانی ساخته اند و در اطراف آن مسـاجد و دیگر نـشانه های یک شهر
نشینی کهن دیده می شود. عکس میانی متعلق به مناره ای در دهلی به نام مناره ی قطب است که باز هم
مانده از اواخر قرن ششم هجری می گویند. دهلی از شهرهای باستانی و از دیر باز محل تجمع آدمی در روابط
گسترده ی شهری بوده است . این مناره جزیی از مسجد بزرگ دهلی به نام قوت الاسلام و از بناهایی است
که نه فقط مناره که دیگر ضمائم اطراف آن، خود مکتب معتبر و آموزنده ای از تلفیق معماری بومی هندوسـتان
با تعلقات اسلامی است. اگر خدا بخواهد به زودی مبحثی را می گشایم تا بدانیم محققان کلیسا و کنیسه در
باب اسلام چه مهملات بی انتهایی را، از جمله درباره ی مسلمانان هند و شمال آفریقا و اسپانیا و اندونزی، به
خورد ما داده و نحوه ی گسترش اسلام به جهان را با چه حکایات نادرستی پوشانده اند! اینک به تصویر سـوم
نگاه کنید که برج شصـت متری جام در شرق ایران است که باز هم نـوشتـه اند منـاره ای از اواخـر قرن شـشم
هجری است . برای این که با گوشه و گونه ای از تحقیقات کینه توزانه ی کنیسه و کلیسا در باب اسلام و آثار
معماری و هنری آن آشنا شوید، کافی است به شرحی که در کتاب جدید الانتشار « معماری و هنر اسلام» در
                                                                                                        :باب این برج آمده، توجه کنید
برجی در جام ، از اواخـر قرن ۱۲ میلادی . یکی از چهل برج مبهوت کنـنده تاریخی که در ایران و افغـانستان و»
آسیای میانه و هند میان قرن یازده تا سیزدهم میلادی بر پا شده است. این برج شصت متری را در چنان محل
پرت افتاده ای ساخته اند که تنها در ۶۰ سال پیش و به سال ۱۹۵۰ میلادی به تصادف مکشوف شده و از پس
شناخت آن معلوم کرده اند که این برج بقایایی از شهر قرون وسطایی فیروز کوه پایتخت غوریان بوده که در قرن
سیـزدهم میـلادی به دست مغولان ویران شده است . این برج آجری در سه مرحله ی سوزنی شـکل بر روی
هم قرار گرفته و به وسیله ی مقرنس هایی از یکدیگر جدا شده ، با کلاهکی که شبیه نمایی از فـانـوس های
دریایی برای راه نمایی مسافران است » . ( مارکوس هاتشاین و پیتر دلیوس، از انتشارات کونمن، معماری و
                                                                                                    (هنر اسلام، ص۳۷۳، متن اصلی
سراپای این کتاب پر برگ و نفیس که می توان مدت ها با تماشای تصاویر مفصل آن سرگرم شد و مولف و ناشر
آن از یهودیان صاحب آوازه و شناخته اند ، لـبریز از چنان افسانه هایی در باب اسلام و مسلمـین است ، که به
آسانی اعلام می کند هنوز هم روشن فکران مسلمـان کار آشنایی با همه چیز دین خویـش را به مولفین یهود
می سپرند و آن گاه که این کتاب مملو از قصه های هدفمند و آشکارا ضد اسلام را، وزارت ارشاد اسلامی ایران
دو سه سال پیش، در زمره ی برجسته ترین کتاب سال تالیف شده خارجی تشخیـص داده، بر بغرنجی مطلب،
افزوده می شـود . بدین ترتیب میل و  برج راه نمـایی در پستـوی کوهستانی داریم، مانده از پایتـختی بزرگ که
خشت به خشت آن را مغـولان ویران کرده و برای عبرت ایام، ظاهـرا میل را باقی گذارده اند تا مسـافران بعدی
مشتـاق دیدار از پایتـخت مخروبه غوریان راه خود را گم نکنند . میل راهنمایی که در جهان پرآشـوب کنونی ، تا
سال پیش مکشوف نشده و یافتن آن خود محتاج میل راه نمای مخصوص دیگری بوده است ؟!!! آیا بلاهت 60
این بررسان دنیـای غرب از همـین شرح کوتاه بر این میل معـلوم نمی شود و آیا دسـتـپاچگی آن ها در ساخت
دروغین و سریع یک پای تخت برای غـوریان، بر اساس کشف یک میل ، مهارت در بی شـرمـی آنان برای تولید
                                                                          چرندیات در باب تاریخ منطقه ما را نشان نمی دهد؟!
                                                       
http://i27.tinypic.com/2uz3x1c.jpg
این مطـلب واضح و قابل دیداری است که بدون استثنا تمام آن ابنـیه ی دوران اسـلامی ایران که بر آن ها مـهر
تولید پیش از صفویه کوبیده اند، به صورت مجزا و معلق در بیابان و کوهساری سوت و کور و بدون عوارض تجمع
آدمی در اطراف آن ، بر پا شده است ، اصلی که حتی شامل مسجد دامغان و نیریز نیز می شود ، چنان که با
خواست خـداوند به بررسـی آن خواهم پرداخت. در تصـاویر بالا نیز در عکس سمت راست با میل خرم آباد ، در
عکـس میانـی با میـل کرمان در بیـابان میان بـم و فهـرج و در عکس شش با مـیل سنگ بـسـت خراسان آشنا
می شویم . میل هایی که همچـون دیگر نمـونه های آن، از جمـله در فـیروز آبـاد و علـی آباد کاشمر ، کم ترین
ارتباطی با زندگی شهری و یا نقل و انتقال های کالا و مسافر ندارند و غالبا در چنان محیط های پرت افتاده ی
کوهستانی مستقرند که اصل میل ، جز از فاصله ی بسیار نزدیک ، قابل دیدار نیست ، امری که ماهیـتا مغـایر
با کاربـرد هر میل راه نمـایی اسـت . در عین حال تعداد این میل های منفرد در ایران چندان انـدک است که به
شمارش انگشـتان دست ها نمی رسد و بعـید است در سرزمینی چنین برهوت ، با این همـه کاروانـی که در
سفـرنامه ها و در جاده ی ابریشم بی نشانه راه انداخـته اند ، برای خدمـات تجاری ، نه کاروان سرا و آب انبار
میان راهی، که فقط چند میل غیر قابل دیدار ساخته باشند. زیرا مسلّم است سـراپای میلی با ارتفاع چهل و
یا شصت متر را باد نمی برد و بی شک اگر مـیل های بر پای دیگـری وجود داشت، تاکنون با مانده هایی از آن
                                                                                                                       .برخورد کرده بودیم
برای شنـاسایی بیش تر نسبت به ابنـیه ی اسلامی بس محدود ایران ، که اینک ساخت آن را به قـرون ماقبل
صفویه نسبت می دهند ، کافـی است به فهرستـی رجوع کنیم که ممتاز و معروف ترین هنر شناس و شـارح
معـماری ایران باستان و دوران اسلامی ، آرتور پوپ یهودی ، در کتاب «معـماری ایران» جمع آوری کرده و تعداد
                                                   :آن ها ، چنان که در زیر می خوانید ، تنها به نزدیک سی باب می رسد
1/مسجد تاری خانه در دامغان، قرن دوم هجری
2/گنبد قابوس، قرن چهارم هجری
3/پیر علم دار دامغان، قرن چهارم هجری
4/چهل دختران دامغان، قرن چهارم هجری
5/سه گنبد ارومیه، قرن ششم هجری
6/مقبره ی علاء الدین ورامین، قرن هفتم هجری
7/آرامگاه بایزید بسطامی، قرن هشتم هجری
8/گنبد امامزاده عبدالله، دماوند قرن هفتم هجری
9/برج طغرل، ری قرن ششم هجری
10/میل رادکان، معروف به مقبره در رادکان شرقی، قرن هفتم هجری
11/گنبد سرخ، مراغه قرن ششم هجری
12/گنبد علی ابرقو، قرن چهارم هجری
13/امامزاده جعفر اصفهان، قرن هفتم هجری
14/گنبد سبز قم، سال۱۳۳۰    
15/مناره ی علاء الدین در جام قرن ششم هجری
16/مقبره ی علاء الدین در جام ح ۱۱۴۹
17/بقعه ی شاهزاده محمد در ساری، قرن هفتم هجری
18/امامزاده سلطان محمد طاهر نزدیک بابل، قرن هشتم هجری
19/امامزاده ابراهیم آمل، قرن نهم هجری
20/مسجد جامع اصفهان از سده های چهارم تا دوازدهم هجری
21/حیدریه ی قزوین، قرن هفتم هجری
22/علویان همدان، قرن ششم هجری
23/مناره ی باقوچخانه در اصفهان، قرن هشتم هجری
24/مقبره ی بایزید بسطامی، قرن ششم هجری
25/مسجد جامع کاشان، قرن ششم هجری
26/مقبره ی الجایتو در سلطانیه قرن هفتم هجری
27/مسجد جامع ورامین قرن هفتم هجری
28/مقبره ی توس قرن هفتم هجری
29/مسجد گوهرشاد مشهد قرن نهم هجری
30/مسجد شاه مشهد قرن نهم هجری
تمـام تاریخ گـذاری های بالا قلابی است و می توان اثبات کرد که مجموعه ی فـوق ، عمـری فـراتـر از چهار قرن
پیش ندارند . باید اندکی حوصله کنید تا منطق بالا بردن این ابنیه ی پراکنده دور از چشم در همان زمان صفویه
.را بیان کنم، که در ردیـف بدترین توطئه های یهودیان برای ایجاد انحراف در ذهن تاریخی ایرانیـان به کار زده اند

 

 


     

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 19:0 | 87/12/20

مرگ بر مردسالاری



مرگ بر مرد سالار!

پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه آزاد...آزادنا

خبرگزاری رویترز دیروز تصویر مردی را منتشر کرد که در آن وی با سر کردن یک روسری و پوشیدن تیشرتی که روی آن عبارت قرمز رنگ بزرگی با عنوان "مرگ بر مردسالاری" نوشته شده بود ، در حال پیاده روی در سطح شهر تهران بود.

این فرد انگیزه خود را حرکتی نمادین برای حمایت از جنبش زنان عنوان کرده بود.

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:31 | 87/12/20

نشان انتخاباتی میر حسین



نشان انتخاباتی میر حسین رونمایی شد

سایت کلمه: نشان انتخاباتی ستاد میر حسین موسوی رونمایی شد. محمدمهدی حیدریان رییس کمیته‌ فرهنگی ـ هنری ستاد میرحسین به خبرنگار قلم گفت: در این نشان تبلیغاتی که برگرفته از پرچم ملی جمهوری اسلامی ایران است از یک نماد درخت به نشانه بالندگی و باروری درخت تناور انقلاب اسلامی و نماد پرنده سفید به نشانه صلح دوستی و آزادیخواهی مردم ایران که با نگاه امیدوار به افق‌های دور دست می‌نگرد، در مرکز نشان استفاده شده است.

وی افزود: در نشان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی شاخ و برگ سرسبز درخت به نشانه سرسبزی و سرزندگی مردم ایران و نیز رنگ قرمز به نشانه خون شهدا و جوانان این مرزو بوم استفاده شده است. رییس کمیته فرهنگی ـ هنری ستاد مهندس موسوی در پایان تصریح کرد: در انتهای نشان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی ریشه‌های درخت به عنوان عمق و اصالت داشتن سرزمین ایران به تصویر کشیده شده است.

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:29 | 87/12/20

میر حسین هم آمد



میر حسین هم آمد

مهندس میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای به صورت رسمی برای شركت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام كاندیداتوری كرد. میر حسین در این بیانیه که از انتخابات با عنوان بزرگترین جشنواره جمهوریت یاد شده، دلیل حضور در انتخابات را وضعیت کنونی کشور، ظرفیت های موجود و همان دلایلی که در گذشته وی به عدم حضور فرا می خواندند، اعلام کرده است.

موسوی مستضعفان و فقرا را آماده ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول گرایی نامیده و دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی را حاصل جوشش های جوانان اندیشمند و آزاداندیش دانسته است.  در این بیانیه همچنین از آزادی، به عنوان آرمانی که خرازی ها، باقری ها و باکری ها در پای آن جان دادند، یاد کرد. میرحسین بر نیرومند شدن اقتصاد کشور و رونق گرفتن فضای کسب و کار و حمایت همه جانبه از نیروی های مولد و تولید ملی تاکید کرد و قانون شکنی های گسترده را تقبیح و آن را نقض عهد با ملت و انکار خرد جمعی دانست

در بخش پایانی این بیانیه میرحسین رعایت احترام دولت را لازم و انتقادات را تنها در صورت مستدل ، دلسوزانه و نه با قصد تخریب مجاز شمرده و حق چاپ و تکثیر تصاویرش را در ستادهای انتخاباتی منع نمود متن کامل بیانیه به شرح زیر می باشد:

 

 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:28 | 87/12/20

واگذری رایگان



شعار تبلیغاتی مهدی کروبی

واگذری رایگان سهام نفت و گاز به همه مردم ایران

دومين بيانيه انتخاباتی مهدی كروبی منتشر شد. دبیر کل حزب اعتماد ملی، 15 بهمن‌ماه اولين بيانيه انتخاباتی خود را منتشر كرده بود. مهدی كروبی در اولين بيانيه خود با تاكيد بر اينكه بايد در آغاز ورود به دهه چهارم انقلا‌ب اسلا‌می در انديشه تحقق هدف‌های محقق‌نشده و زمين‌مانده اين انقلا‌ب باشيم، احيای برنامه‌ريزی و احترام به خرد جمعی را يكی از شعارهای محوری خود اعلا‌م كرده بود. وی در آن بيانيه تاكيد كرده بود: اولين هدف من كه ذيل شعار احيای برنامه‌ريزی صورت‌‌بندی شده است، درصدد بازسازی تشكيلا‌ت و شوراهای برنامه‌ريزی در ساختار دولت و اعتبار بخشيدن به جايگاه مشاوره، كارشناسی و خرد جمعی و نيز پذيرش دانش، علم، منطق و عقلا‌نيت مبنای اين مشاركت و برنامه‌ريزی است.

گستره اين برنامه‌ريزی تنها در نظام اداری محدود نخواهد شد، بلكه تمهيدات لا‌زم برای مشاركت تمامی نخبگان غيردولتی را نيز شامل خواهد شد. مهدی كروبی وعده داده بود در بيانيه‌های ديگری محور برنامه خود را به صورت تفصيلی برای آگاهی مردم ارائه كند.

ديروز مهدي كروبی در دومين بيانيه انتخاباتی خود با عنوان "مردمی كردن درآمد‌های نفت - توزيع عادلا‌نه ثروت ملی" با اشاره به يكصدمين سالگرد ملی شدن صنعت نفت در ايران به رهبری دكتر مصدق و همکاری آيت‌الله كاشانی توزيع درآمدهای نفتی و خارج كردن آن از بودجه دولت را از ديگر برنامه‌های محوری خود اعلا‌م كرد. در اين بيانيه آمده است: در گام اول اين طرح سهام شركت‌های گاز و پخش فرآورده‌های نفتی بدون حق انتقال، خريد و فروش مطابق قانون موجود به‌طور مساوی ميان همه افراد كشور از 18 سال به بالا‌ توزيع می ‌گردد. متن كامل بيانيه به شرح زير است: ‌


 

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:27 | 87/12/20

انتخاب مجدد



 
                         انتخاب مجدد رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان رهبری 
 
 
 
علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتخابات صبح امروز هيأت رئيسه مجلس خبرگان، با اکثریت قاطع بار دیگر به عنوان رئیس آن مجلس انتخاب شد و با اختلاف 25 رأی، محمد یزدی رقیب محافظه کار خود را شکست داد. همچنین، محمود هاشمی شاهرودی رییس قوه قضائیه به عنوان نايب رئيس اول و محمد يزدی رييس جامعه مدرسين و دبير شورای عالی حوزه علمیه قم به عنوان نايب رئيس دوم و قربانعلی دری نجف‌آبادی دادستان کل کشور به عنوان منشی اول و  احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران به عنوان منشی دوم برگزيده شدند.
 
 
در همین ارتباط سایت تابناک مینویسد: با وجود برخی اقدامات جهت‌دار و سؤال ‌برانگيز از سوی برخی خبرگزاری‌ها و جريانات سياسی که سعی در تخطئه نظرات فقهی آیت الله هاشمی رفسنجانی رئيس مجلس خبرگان و ايجاد شبهه درباره بحث اجتهاد و تقليد تخصصيی و شورای فقهی داشتند، ايشان با کسب 51 رأی در برابر 26 رأی آيت‌الله محمد يزدی، ديگر کانديدای رياست اين دوره، اکثريت آرا را به دست آورد.

گفتنی است، آقای رفسنجانی، سال گذشته با 41 رأی در برابر 33 رأی احمد جنتی به رياست اين مجلس برگزیده شده بود که بنابراين، رأی ايشان در دومين سال، از دوره چهارم اين مجلس با يک جهش ده ‌رايی روبه‌رو شده است.
 
 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:26 | 87/12/20

دفاعيات عباس



دفاعيات عباس پاليزدار پايان يافت

عباس پاليزدار روز دوشنبه در حاليکه به همراه ماموران از دادگاه خارج می شد، در پاسخ به سوالات خبرنگاران ايرنا و ايلنا مبنی بر اينکه جلسه دادگاه چگونه بود؟ گفت:خوب بود الحمدلله. پاليزدار در پاسخ به اين سوال که دفاعياتتان چگونه بود؟ اظهار داشت: خوب بود. انشاء الله که نتيجه بخش باشد.

قاضی سيامک مدير خراسانی رييس شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران نیز روز دوشنبه اعلام کرد که دفاعيات عباس پاليزدار پايان يافته است و از فردا رسيدگی به پرونده موارد اتهامی ساير متهمان اين پرونده آغاز می شود. وی پس از پايان جلسه دادگاه عباس پاليزدار در گفت و گو با خبرنگاران گفت: فردا آقای پاليزدار در جلسه دادگاه حضور دارد، اما به اتهامات ساير متهمان رسيدگی می شود. قاضی پرونده پاليزدار در پاسخ به اين سوال که بالاخره موارد اتهامی پاليزدار چند بند است؟ گفت: موارد اتهام اين فرد در 17 بند دسته بندی شده است. مدير خراسانی در پاسخ به سووال خبرنگار ايرنا مبنی بر اينکه جلسه رسيدگی به پرونده ساير متهمان چقدر طول می کشد؟ اظهار داشت: اين امر بستگی به دفاع آنها دارد. رييس شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران همچنين در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه رای پاليزدار را با توجه به پايان يافتن دفاعيات وی چه زمانی صادر مي شود؟ گفت: بايد روند رسيدگی به همه موارد پرونده پايان يابد و سپس رای صادر شود. قاضی مدير خراسانی در پاسخ به اين سوال که تعداد متهمين اين پرونده علاوه بر پاليزدار چند نفر است؟ گفت: اين پرونده 10 متهم ديگر نيز دارد. قاضی پرونده پاليزدار در پاسخ به سوال ديگری مبنی بر اينکه آيا پاليزدار که اسامی اشخاصی را اعلام کرده بود، درباره آنها اسنادی را ارايه کرد؟ اظهار داشت: اينها جزو موارد غير علنی بوده و نمی توانم درباره آن صحبت کنم. خبرنگار ايرنا از مدير خراسانی سوال کرد: رييس سازمان بازرسی کل کشور گفته بود که برخی از مواردی که پاليزدار مطرح کرده، صحت دارد. آيا شما به عنوان قاضی اين پرونده به اين نتيجه رسيده ايد که موردی صحت داشته باشد؟ مدير خراسانی پاسخ داد: من نمی دانم از خود آقای مصطفی پورمحمدی سوال کنيد.

همچنین هادی ارمغان وکيل عباس پاليزدار نيز به خبرنگاران ايرنا و ايلنا گفت: در سه روز تشکيل دادگاه، مجموعا بعد از قرائت کيفرخواست توسط نماينده محترم دادستان به عنوان دفاع وارد ماهيت شديم و موکل، عمدتا بار دفاع را به دليل اينکه فردی شيميايی است به وکيلش که اينجانب باشم، واگذار کرد. وکيل عباس پاليزدار اظهار داشت: فکر می کنم بدون استثنا در تمامی بند بند کيفرخواست، کمترين ابهامی را در عدم توجيه بندهای آن باقی نگذاشتيم. ارمغان گفت: فکر می کنم برای بند بند مطالب و عناوين کيفرخواست نه تنها مستندات بلکه توجيهاتی کافی ارايه شد. برای خود بعيد می دانم عدم پذيرش آن استدلالات و دفاعيات ، به عنوان اينکه برداشت غير موجهی از مطالب شده باشد، متبادر به ذهن گردد. وکيل پاليزدار افزود: انشاء الله با اين قاضی که من می بينم و دقت نظری که دارد، کمترين ابهامی در برائت موکلم باقی نماند. وی در عين حال اظهار داشت: به هر حال، عاقبت کار دست قاضی است. وکيل پاليزدار درباره اسناد محرمانه و افشای آن گفت: درباره اسناد محرمانه و طبقه بندی شده و افشای آن، آنقدر استدلالات و مستندات قانونی که از دوران رژيم قبل همچنان همان قوانين به قوت خود باقی است و اصلاحيه آيين نامه آن نيز، تماما به کمک موکل من آمده است. وی اضافه کرد اگر قاضی بخواهد هر يک از اين اسناد را داخل در بندهای موضوع اسناد محرمانه، خيلی محرمانه، سری و به کلی سری بگنجاند، قابليت گنجايش را فکر نمی کنم بتواند به نوعی بر موکل من تحميل کند.

در همین ارتباط عليرضا جمشيدی سخنگوی قوه قضاييه پيشتر درباره علنی يا غير علنی برگزار شدن دادگاه عباس پاليزدار اعلام کرده بود: ممکن است در اين دادگاه از شکات هتک حيثيت شود و يا آبرويی از کسی برده شود؛ بنابراين علنی بودن يا نبودن اين دادگاه بستگی به نظر قاضی دارد. سخنگوی قوه قضاييه گفت: سه دسته اتهام درباره پرونده باند پاليزدار مطرح است. دسته اول اتهامات، تهمت، افترا، نشر اکاذيب، سرقت و خروج اسناد محرمانه از نهادهای دولتی است که رسيدگی به اين امر در صلاحيت دادگاه های کيفری عمومی است. دسته دوم اتهامات اين پرونده امنيتی است که در صلاحيت دادگاه های انقلاب است و دسته سوم اتهامات پرونده باند پاليزدار مربوط به جرايم دو نفر از نمايندگان مجلس شورای اسلامی است که رسيدگی به آن در صلاحيت دادگاه کيفری استان است. سخنگوی قوه قضاييه افزود: از آنجا که مراجع متعددی بايد به اين پرونده رسيدگی می کردند بنا شد اين پرونده در يک دادگاه و يکجا رسيدگی شود و رئيس قوه قضائيه به دادگاهی که صلاحيت رسيدگی به جرم بالاتر را به لحاظ اين که مسأله دو نفر از نمايندگان مجلس نيز مطرح بود ابلاغی را دادند و قرار شد شعبه 76 دادگاه کيفری استان رسيدگی به اين پرونده را در همه ابعاد آغاز کند.

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:24 | 87/12/20

پس از مدتی امدم



پس از مدتی امدم...اما چه امدنی؟

 با بیوگرافی سیاوش

 

 

بیوگرافی سیاوش قمیشی

بیوگرافی - سیاوش قمیشیاگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است. سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند. سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است. سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران. اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است. موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.
 

 [9baa[1].jpg]

 

!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی | 18:22 | 87/12/20
هرگونه کپی و استفاده غیر قانونی از نوشته های این وبلاگ ممنوع می باشد