بله، اينجا ايران آزاد است
آقای مشايي ميگويند شما در سفر ترکيه توي يک مجلس خفن شرکت کرده بوديد، درسته؟
من؟
ترکيه که بوديد.....
مشائي:اين حرفت را نشنيده ميگيرم!
مشايي در پاسخ به سئوال «اليف کورپا» خبرنگار زن روزنامه صباح،
که ميپرسد: آيا ميتوانم روسريام را بردارم؟
گفت: بله، اينجا ايران آزاد است.
مشائي: دعوا سر خوشگلهاست!
براي هزارمين بار و قويتر از گذشته اعلام ميکنم که ما با همه مردم دنيا دوست هستيم،
حتي مردم آمريکا و اسرائيل!

اقای مشایی اینجا ایران ازاد نیست
اگر بوددددد چرا من و هزاران نفر مثل من به جرم یک حرف زنده و درست
باید بازداشت شویم
من حداقل به اندازه ی یک رای که دادم میتوانم ابراز عقیده کنم
بزار بگم واست که ما عادت کردیم تو این دیار هر کی فکر کنه
بزنیمش...البته فکر درست...
چرا به خودمون اجازه نمیدیم که ابراز عقیدهارو حداقل بشنویم
به قول پدر دامادتون که با جمله "من به شما علاقمندم"اقای موسوی را
در مناظره انتخاباتی تحت تاثیر قرار میداد
من هم به شما میگویم من هم به شما علاقه مندم
و میگویم این سرزمین سرزمین قوم پارس هست نه قوم عرب
من افکار شما را میپسندم
اما مشکل ما الان حمایت از مردمانی نیست که به پشتوانه شواهد و اسناد تاریخی
در زمانهایی که ما ضعیف بودیم در مقابل ما ایستادند و ما را سرکوب کردند
حال که انها ضعیف شدند ...ما باید چه کنیم؟
در هشت سال جنگ ...که همگان از ان به دفاع مقدس یاد میکنند من
از برادر رزمنده خود شنیده بودم که ما با تمام جهان عرب می جنگیدیم
و انها را بیرون راندیم...
اری تاریخ تکرار میشود اما این بار به شکلی دیگر

سهیل نازنین
وبلاگ سهيل محمودي را هم بستند.

روحِ بيكس و غريبش كُنجِ اين شهرِ فراموش طرحِ يه جنگلِ سبزه توي بركههاي خاموش مرد اونه كه زندگيشو نفروشه به چند تا سكّه سرشو بالا بگيره با يه روحِ تكّهتكّه مرد اونه كه نعرههاشو تا ستاره ميرسونه در حصارِ خاكه امّا از تبارِ آسمونه اي خوشا قلندرانه جز به حق دل نسپردن مثل مرداي تو قصّه خونِ دل خوردن و مُردن
با تشکر از جنون


