چالش انی
تن تقویم من از نگاه بهمنی ام می گوید
خدا حافظ
خدا حافظ
همین حالا،همین حالا که من تنهام
خداحافظ
به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ
کمی غمگین،به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که
منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ،
نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد
دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه
نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو
همینه رسم این دنیا....
فایده دارد که به یاد بیاورم اهل ِ کجای جهانم؟
که بگویم ترا در کوچه های کدام شهر گم کردم...
از آب ِ کدام رود نوشیدم...
در سایه کدام ابر خوابیدم...
و کبوتر کدام آسمان فضله بر شانه ام انداخت...
سرزمین من کفشهای من است !
یغما گلرویی
!! نوشته شده توسط حمید رضا جمشیدی
| 19:17 | 88/05/27


