اعتماد یک فاکتور مهم
اعتماد متقابل بین مردم و دولت
اعتماد را نمی توان خرید اما می توان ساخت.
هرگاه در کشوری دولت مورد اعتماد مردم نباشد مردم قانون گریز شده
و به شیوه های گوناگون مقابله به مثل می کنند...
در چنین کشور ها ئی دولت باید با هزینه کردن مبالغ هنگفت
و گاه با خشونت با شهروندان به مقابله برخیزد تا شاید
به بخشی از اعتماد دست پیدا کند...
استفاده از زور و چماق در هیچ جا موفق نبوده و تنها نتیجه آن
بدبینی و بی اعتمادی شهروندان به عاملان زور بوده است...
مردم تنها به دولتی می توانند اعتماد کنند که ان را آگاهانه
و در انتخاباتی کاملا آزاد انتخاب کرده باشند...
و حق انتقاد و اعتراض و برکناری آن را نیز داشته باشند.
دولت ها برای موفقیت خود باید به اعتماد سازی بپردازند...
گرچه راه خروج از بن بست بی اعتمادی بسیار دشوار و طولانی خواهد بود...
اما به هر حال تنها زمینه ای که می تواند به بهبود رابطه شهروندان و دولت کمک کند
و به تدریج به اعتماد متقابل بین انها بیانجامد...
باز گذاشتن دست مردم در امور سیاسی و اجتماعی و وجود انتخابات کاملا آزاد است
تا مردم دولت دلخواه خود را انتخاب کنند و بر اساس حقوق مردم سالاری
از حق بر کنار کردن ان دولت نیز برخوردار باشند...
اعتماد مردم به دولت بزرگترین سرمایه یک حکومت سیاسی است...
هر گاه اعتماد مردم نسبت به یک حکومت سیاسی از بین رفته باشد ...
آن حکومت از پشتیبانی مردم محروم بوده و توان فعالیت های سازنده
در جامعه را نخواهد داشت و بسیاری از سرمایه های جامعه را نیز از دست خواهد داد...
بی اعتمادی به دولت در همه مناسبات جاری در کشور تاثیر می گذارد...
سرمایه های بزرگ بر پایه های اعتماد در یک جامعه استوارند...
این سرمایه ها می تواند پولی یا ذهنی و فرهنگی باشد.
مهمترین سرمایه یک کشور توانمندی ذهنی و فرهنگی مردم است که
می تواند جامعه یی را بسازد...
همانطور که در یک جامعه باز و آزاد توانمندی های جامعه شکوفا می شود
در شرایط اختناق و فشار ناتوان و کم اثر خواهد شد...
انچه اکنون به عنوان فرار مغزها از کشورهای غیر دموکراتیک به کشورهای
نسبتا آزاد جریان دارد انتقال بارزش ترین سرمایه است
امار و ارقام نشان می دهد بیشترین نوآوری در جوامع آزاد و جائی است که مردم
از آزادی و رفاه برخوردارند تحقق می یابد.
این نوآوری ها که پرداخته ذهن جامعه یی آزاد است در جهت رفع نیازمندی های
زندگی عامه مردم بوده و بازار تولید و اشتغال رارونق می دهد.
انها ضمن اینکه زندگی خود را تامین می کنند از راه پرداخت مالیات
توانمندی دولت خود را برای انجام امور مختلف افزایش می دهند.
اعتماد سازی از راه تبلیغات یا زور بدست نمی آید بلکه آن را باید در
عملکرد درازمدت یک سیستم جستجو کرد...
هنگامی مردم به یک دولت اعتماد پیدا می کنند
که بر همه فعالیت های آن نظارت داشته باشند.
اعتماد مردم و دولت به یکدیگر زیر بنای ساختار یک جامعه است.
بی اعتمادی مردم به یک سیستم باعث بی ثباتی ان سیستم می شود
در جو بی اعتمادی هیچ قانونی جایگاه درست خود را پیدا نخواهد کرد
قانون گریزی جای قانونمداری را می گیرد
هرج و مرج و بی بندوباری شکل می گیرد
سرمایه های پولی راه فرار را پیش می گیرند
رکورد اقتصادی خود را نشان می دهد وبیکاری و فقر شکل می گیرد.
اعتماد مردم به یکدیگر
بر پایه رفاه نسبی... راستگوئی و اعتماد مردم به یکدیگر یک اصل انکار نشدنی است
فرض بر این است که همه راستگو و درستکارند مگر اینکه مدارک و شواهدی وجود داشته باشد
که خلاف ان ثابت شود... این مساله را حتی در ساده ترین روابط روزمره مشاهده می کنیم...
در سوئد وقتی به فروشگاهی برای خرید کالا سر می زنید
می بینید اطمینان فروشنده به مشتریان و بالعکس در حد کامل است
و چانه زدن هرگز رایج نیست مگر اینکه از یک کشور دیگری باشی...
چانه زدن نشانه بی اعتمادی بین طرفین می باشد.
در سوئد مشتری هنگام خروج از فروشگاه بدون اینکه کسی
کالاهای داخل سبد او را بازرسی کند خارج می شود چرا که فروشگاهها
به عامه مردم اعتماد دارند.
در سوئد فروشنده کالا عادت به دروغ گفتن ندارد حاضر است
یک مشتری را از دست بدهد اما حاضر نیست با دروغ کالا بفروشد.
اعتماد سازی از سوی نهادهای دولتی
داوری نسبت به دیگران چه هموطن و چه غیر هموطن این است
که همه راست می گویند در نتیجه این داوری... در طول سال ها
اعتماد عمومی شکل می گیرد...
اما این اعتماد عمومی ناشی از عوامل بسیاری است که مهمترین آن
بی نیازی اقتصادی و بالا بودن سطح آموزش و آگاهی عمومی مردم است...
وقتی همه سقفی بالای سر و نانی بر سفره داشته باشند ..
نیازی به دروغ گفتن و فریب دادن دیگران نیست...
وقتی مردم آگاهانه و از روی عقل به مسائل زندگی بیندیشند ...
منافع خود را در آن می بینند که دروغ نگویند تا دروغ نشنوند...
در کشورهای غیر دموکراتیک رابطه بین مردم و دولت مبتنی بر بدبینی
و بی اعتمادی است بنابراین رفتار مردم به قانون گریزی دروغگوئی و
تملق و چاپلوسی الوده است...
در سوئد طبق قانون دارندگان دستگاه تلویزیون دولتی باید هر ماه مبالغی
را به عنوان مالیات تلویزیون پرداخت کنند...
چرا که تلویزیون در انجا خالی از پیام های دولتی است...
بنابراین بودجه ان باید از بخش مالیات ها تامین شود...
جالب است بدانیم که با اینکه این رسانه ها دولتی هستند...
اما غیر وابسته و مستقل و فارغ از هر گونه سانسور به اطلاع رسانی مشغولند.
چندی پیش یک خبر قضایی در روزنامه ها نظر را به خود جلب می کرد ...
خبر این بود که ماموران اداره تلویزیون سوئد به وسیله ردیاب وجود یک دستگاه تلویزیون را در
اپارتمانی تشخیص دادند که از مالیات که صاحبخانه آن را انکار می کرد.
ماموران زنگ اپارتمان را می فشارند مردی در را باز می کند
ماموران از فاصله پنج متری تلویزیون را می بینند و
مشاهدات خود را گزارش می دهند شخص به دادگاه احضار می شود تا توضیح دهد
ماموران به عنوان شاهد به دادگاه احضار می شوند و تاکید می کنند که
تلویزیون را به چشم خود دیده اند اما شخص انکار می کند
دادگاه بر اساس انکار متهم اورا تبرئه می کند ...
علت تبرئه مرد این است که از دید دادگاه همه راستگو هستند...
این مرد با افتخار در سایت اینترنتی اش از نیرنگی که به کار برده بود با افتخار
ابراز خوشحالی می کرد و به سایر هموطنان خود نیز توصیه می کرد...
که از روش او برای پرداخت نکردن مالیات استفاده کنند
جالب تر از اینکه این شخص یک هموطن ایرانی بوده است!؟
در سوئد هیچ صندوق خیریه و صدقه یی وجود ندارد...
زیرا کسی به این نیازها نیاز ندارد چرا که تقسیم ثروت های جامعه
به گونه یی است که هر شهروندی در هر شرایطی از حمایت جامعه و موسسات آن برخوردار است...
حق هر شهروندی است که برای تامین نیازهای اولیه زندگی از جامعه کمک بگیرد.
اداره اجتماعی در هر شهرداری موظف است به شهروندانی که نمی توانند پاسخگوی
نیازمندیهای خود باشند کمک کند در نتیجه هیچ محنت زده یی در گوشه و کنار خیابان
دست نیاز به سوی دیگران دراز نمی کند.
در این کشور هرگز یک فرد معلول به خاطر امرار معاش به گدایی نمی نشیند
زیرا جامعه امکانات زندگی ابرومندی را برای افراد ناتوان تهیه دیده است
بنابرقانون همه افراد جامعه باید از یک زندگی قابل قبول برخوردار باشند.
بر اساس قوانین سوئد پدر و مادرها تا 18 سالگی فرزندان خود یا تا زمانی که
دبیرستان را به پایان برسانند نسبت به انها مسئولیت دارند...
با عبور از این مرز جوانان موظفند زیر پوشش رفاه اجتماعی شهرداری بروند...
در پایان ذکر این نکته مهم است که کشور سوئد در اوایل قرن بیستم در زمره
فقیرترین کشورهای اروپایی بوده است.
اما در حال حاضر یکی از پیشرفته ترین کشورها از لحاظ زندگی است.
و به قول یک اندیشمند سوئدی نگاه قانون در سوئد نگاهی است که شاعر بنام ایرانی
سعدی به جامعه داشته است و این همان سخن معروفی است که در ورودیه ساختمان
سازمان ملل خود نمایی می کند...
"بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار"

