به همین سادگی
ترانه زیبای" به همین سادگی"
از رضا صادقی نازنین که زیبا ساخت و زیبا خوند
به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که ببارم
به همین سادگی گم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست می دونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره ها
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی
خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تورو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم
اینو به خدا گفتم به سختی
من اگه دوستت نداشتم
پای غمهات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه کفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری اب می شی می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم
تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم
نفسهامی که هنوزی
تورو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تا که تنها نمی مونی
من تنهارو دعا کن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها کن
دست تو اول عشقه
بسپارش به اخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار
واسه چشمات گریه می کرد
برای بونی نازنین
او یعنی تو
این یکی از ترانه های زیبای شهریار قنبری هست
که من یه قسمت کوتاهشو برات گذاشتم
خیلی دوسش دارم...
ترانهایی که سال ۱۳۴۹ در البوم حرف گوگوش زنده شد
و حرفها برای گفتن پیدا کرد
چه کسی بود
که در حنجره ات شعری دید
و به آتش بخشید
چه کسی قفل قفس ها را ساخت
تا قناری نتواند بپرد
تو اگر او باشی ... من اگر او باشم
چه کسی از من و تو مرگ پرستوها را می بیند
می رود دست کمانداران را می بوسد
چه کسی بود که تیری به کمانداران داد
و به مهمانی ننگینی رفت
تو اگر او باشی ... من اگر او باشم
چه کسی باغچه کوچک ما را لو داد
تا شب یائسگی نفس سبز علف را بکشد
تو اگر او باشی ... من اگر او باشم
تو که در باران ها دست مرا می گیری
من که در فصل کسالت به تو روی می آوردم
و به ایمان تو ایمان دارم
تو که در وسعت شب حجم مرا می دانی
تو اگر او باشی ... من اگر او باشم
تو اگر ... من اگر ...
برای بونی نازنین


